-
بعضی وقتا یادم میره که من یک زنم فقط...
سلام دوستان عزیزم
من این پست ایجاد کردم که به خودم و خییییییییییلی از خانما یه هشدار کوجمولو بدم ولی بازم اگه این پست چه از لحاظ مکانی ویا محتوا هماهنگ نیست دوستان زحمت حذفشو بکشن
چقد میتونید به مردی که دلنازکه یا مدام گریه میکنه ویا زیر ابرواشو برمیداره (که متاسفانه...) یا مردی که تو خونه همش آشپزی میکنه و هزارجور خلصت زنونه دیگه داره اعتماد کنید ؟ بهش واسه یه عمر دلگرم باشید؟
واقعا دلت نمیخواد که با یکی مثه باباتون (محکم مقتدر قوی ) زنئگی کنید تا یه مرد شل و وارفته؟
اگه جوابتون مثبته ادامه شو بخونید وگرنه خداحافظ :311:
حالا یه نگا به خودمون بکنید خیر سرمون جنس لطیفیم :163: ولی واقعا چقد خودمونو حفظ کردیم ؟!!!
تمام کمدمونو بگردیم بین 100 تا لباس فقط یه دامن پیدا میشه ! صبا زودتر از شوهر میریم بیرون دیرتر برمیگردیم ! اجناس هم قد و هم وزنمونو بلند میکنیم! و.....
خلاصه انقد غرق اینکاراییم که یادمون رفته مظهر نازیم تندیس صبریم معروف به دلبرییم
من اومدم که این حرفا رو بزنم وبگم فک نکنید مردامون دنبال یه پسر ظریف میگشتن واسه زندگی نههههههههههههه خانمم اینجوری نیست و تا الان اشتباه کردیم
بیان و پست بزارید واسه کارای مردونه ای که کردیم تا بقیه آگاه بشن :72:ش
پیش به سوی دنیا زنونگی :311::324:
برای شروع :
حسابای بانکی شوهرم برا هشت ماه دست من بود تو این حساب کتابا افسرده شدم آخه یادم رفته بود روح لطیفم آمادگیه این همه استرس و جوش زدنو نداره
-
RE: بعضی وقتا یادم میره که من یک زنم فقط...
... یک مقایسه کن..ما چقدر مسئولیت تو زندگی داریم و مامان های ما چقدر دارند؟؟ مامان بزرگ های ما چقدر داشتند؟ مثل اینکه شما اصلا عشایر ها را از نزدیک ندید....زن اونجا همه کار ها را باید انجام بده...کارهای مربوط به بچه ..شوهر..غذا..دام..گوسفند...همه چیز ....اون موقع مردش فقط میره شهر واسه تعویض بعضی کالاها با شیر و لبنیات و پشمی که زنش درست کرده همین!!!! حتی یکی از افراد پیر فامیل من که مرد هم بود می گفت تو زندگی عشایری همه چیز بر عهده زنه و مردهاشون میخورن و میخوابن..
روح لطیف...زن لطیف..اینا مال قصه هاست!!! نه زندگی واقعی...
شما تحمل استرس مربوط به حساب بانکی شوهرت را نداشتی عزیزم...ولی تو زندگی واقعی زنان مجبورا خیلی بیشتر از مردا استرس تحمل کنند..چون فشار همه جوره روی اونها بیشتره...
قبول دارم که خیلی کارها مناسب خیلی افراد نیست..ولی باید بگی مناسب کدام مرد و کدام زن...نه اینکه همه زنان نتونن اون کارها را کنن و در عین حال لطیف و سرشار از محبت و مهربانی باشند..
-
RE: بعضی وقتا یادم میره که من یک زنم فقط...
سلام دوست عزیز.
ببخشید وسط این زنونه مردونگی اومدم.
نقل قول:
یا مردی که تو خونه همش آشپزی میکنه و هزارجور خلصت زنونه دیگه داره اعتماد کنید ؟ بهش واسه یه عمر دلگرم باشید؟
واقعا دلت نمیخواد که با یکی مثه باباتون (محکم مقتدر قوی ) زنئگی کنید تا یه مرد شل و وارفته؟
هر چی فکر میکنم ربط کمک به همسر تو کارای خونه مثه اشپزی رو با شل و وارفته بودن و قوی نبودن نفهمیدم.
اتفاقا اینجور مردا واسه من خیلی هم جذابن به شخصه..چون نشون میده این مردا درک میکنن همسرشون تو خونه زحمت میکشه و خسته میشه..
به نظرم نباید پدرو همسر رو هم مقایسه کرد چون جایگاه این دوتا متفاوته و اون حمایتی که وقتی بچه بودیم ازپدرمون داشتیم یه ذهنیت خاصی برامون بوجود اورده.
حالا اگه قضیه برعکس باشه داد زنها در میاد که چرا همسرم کمکم نمیکنه.
به نظرشخصی من حمایتگر بودن و مردونه بودن ربط زیادی به مسائل ظاهری نداره و یه مرد فهمیده و حمایتگر حال زنشو درک میکنه و کمکش میکنه.
نقل قول:
حالا یه نگا به خودمون بکنید خیر سرمون جنس لطیفیم 163 ولی واقعا چقد خودمونو حفظ کردیم ؟!!!
تمام کمدمونو بگردیم بین 100 تا لباس فقط یه دامن پیدا میشه ! صبا زودتر از شوهر میریم بیرون دیرتر برمیگردیم ! اجناس هم قد و هم وزنمونو بلند میکنیم!
و ایضا این مورد...
حالا عشوه و ناز و دلبری یه حرفه..اما بازم گمونم ربطی به تعداد دامن نداره..زن بودن به مدیریت و نگه داشتن تعادل احساس و منطق تو خونوادس حتی با شلوار.
و شرایط الان مجبورمون کرده برای رفاه تلاش کنیم هر چند کاملا موافقم باید حواسمون باشه ارامش رو فدای رفاه نکنیم.
هرچند اون مستقل بودن اگه در حد اعتدال باشه به زن اعتماد به نفس میده و همچین زنی مسائل خونشو بهتر هم مدیریت میکنه.
در کل نه ازاینور بوم بیفتیم و نه از اونورش.
و بازم نظرشخصی من اینه که نباید سعی کرد یه روش یا ادایی رو تحت عنوان عشوه تو وجودمون بچپونیم..که میشه عشوه(...)
خودمون باشیم..خود حقیقیمون..چه مرد و چه زن
موفق و شاد باشید
-
RE: بعضی وقتا یادم میره که من یک زنم فقط...
یاالله یاالله من اومدم
من موافق اینم که بالاخره زنی گفتن مردی گفتن واینکه زن لطیفه و مرد قویتر(از نظر جسمی) ولی
بعضی وقتا بد نیست مرد تو کارای زنونه کمک خانومش باشه زنم تو کارای مردونه کمک حال مردش باشه.
البته نظر شخصی من اینه که اگر کار بیرون منزل خانوم، باعث از هم پاشیده شدن زندگی داره میشه بهتره که خانوم بیشتر به کارای داخل منزل و شوهر و کدبانویی و تربیت و رسیدگی به بچه ها برسه.
اصلا هم اینکارا مساوی کلفتی نیست و خیلیم باارزشتر از هر کار دیگه ای هست که ممکنه در قبالش آدم حقوق بگیره
-
RE: بعضی وقتا یادم میره که من یک زنم فقط...
بابا یکم یواشتر :316:
من یک زنم و میدونم شما چی میگید باور کنید شوهر خود من خیلی کارای تو خونه رو انجام میده و برای منم دوست داشتنیه قضیه از این جا شروع میشه
یکی از دوستان برادرم طبق در خواست همسرشون دانشگاه شرکت میکنند وقبول میشن داستان تا اینجا خیلی خوبه ولی ....
این خانم فداکار به همسر محترمشون میگن تو درس بخون من همه کارارو انجام میدم آشپزی خرید کار بانکی حمل تمام وسایل سنگین مثه کیسه برنج روغن حتی بخاری !!!!!!
فکر خانم اینه داره کمک میکنه ولی .....
اون آقا با یه دختر خانم ازدواج میکنه و دلیلشو اینجوری مطرح میکنه: تو شبیه یه مرد شده بودی واسه من جذابیتتو از دست داده بودی من نمیتونستم با یه مرد رابطه داشته باشم
جدا از اینکه کار اون مرد اشباه بوده وشوهرای ما اینجوری نیستند و ما هم مثه اون خانم اشتباه نمیکنیم ولی این یه هشداره
مرسی بازم نظراتونو دادید من واسه حذف تاپیک همون اول گفته بودم که 100 درصد موافقم
در ضمن اون تاپیک اون بزرگوار به اسم مرد مقتدر وزن لطیف داره همین موضوع رو به صورت علمی بررسی میکنه
-
RE: بعضی وقتا یادم میره که من یک زنم فقط...
[size=large]این که زن فقط اسباب پیشرفت مرد را فراهم کنه و خودش پیشرفت اجتماعی نداشته باشه معلومه که اشتباهه[/size]!!
و این کاری که این اقا کردن علتش همینه!! ولی این موضوعی که شما تعریف کردی خیلی شبیه یک سریال تلویزیون بود که مرده میره دکتر متخصص میشه ولی زنه با کشاورزی هزینه های تحصیل مردش را فراهم میکنه اما عاقبت همین میشه که شما گفتی!
-
RE: بعضی وقتا یادم میره که من یک زنم فقط...
بچه ها کمی ملایم تر بحث کنید. اگر این جور پیش بره بحث میره انجمن ازاد.اگر هم نظرتون غیر از خرفای ایشونه لطفا توهین نکنید و نگید مسخرست.
ایشون درست میگن.دکتر حبشی که الان آقای baby از رو حرفاشون کارگاه جدید کارگاه خانواده موفق - مرد مقتدر / زن لطیف زدن این حرفو تایید میکنن.در ادامه حتما بهش میرسن.
میگن اگر زنی کار بیرون انجام میده مخصوصا اگر کار خشن و مردانه باشه باید حتما در کنارش
یه گلدوزی بافتنی یا ... در کنارش داشته باشن تا روح لطیفشون حفظ بشه.وگرنه آسیب میبینه.
-
RE: بعضی وقتا یادم میره که من یک زنم فقط...
جبهه گیری دوستامون در مقابل این تاپیک واسم جالب بود. چون فکر می کنم منظور single عزیز از این تاپیک مشخص بود و اصلا منظورش این نبود که خوب نیست مرد به همسرش کمک کنه یا... . به نظر من هم الان خواسته ها تو زندگی تغییر کرده. قبلا معیار یه زن خوب این بود که مدام تو آشپزخونه باشه، بشوره و بسابه و بوی قرمه سبزی بده.این زن می شد یه زن ایده آل و اهل زندگی. یه مرد خوب هم مردی بود که از صبح خروس خون تا نصف شب می رفت دنبال یه لقمه نون. ولی الان چون شرایط تغییر کرده، خواسته ها هم تغییر کرده. ولی بعضی از ماها هنوز همون تفکر قدیم رو داریم. یا اینکه مادرامون طوری تربیتمون می کنن که مثل خودشون باشیم. ولی چون این روش دیگه خیلی جاها جواب نمی ده باید خودمون سعی کنیم مهارت زندگی تو شرایط جدید رو کسب کنیم. و خب این هم مستلزم مطالعه و کسب تجربه است دیگه! راستی کتاب های باربارا خیلی خیلی تو این زمینه ها مفیده و خیلی از مطالب کتابهاش به درد ما می خوره.
-
RE: بعضی وقتا یادم میره که من یک زنم فقط...
مرسی که یکم نظرا تغییر کرد داشتم پشیمون میشدم منم ونبال جایگاه اجتماعیم دنبال کار بیرونم فقط منظورم اینه حواسمون باشه :305:
زندگیا خیلی تغییر کرده آدما وسلایقشون هم عوض شدن ولی فطرت عوض نشده زن هنوز باید پر مهر باشه و مردا محکم :46:
-
RE: بعضی وقتا یادم میره که من یک زنم فقط...
دوست عزیز سلام
ممنون از تاپیکت.اما چند تا نکته به ذهنم رسید که برات مینویسم.
من فکر میکنم باید مرزی بین رفتارهای زنانه داشتن و همسفر خوبی بودن ایجاد کنی.
رفتارهای زنانه شامل:
ارایشگاه رفتن..اراسته بودن...تمیز بودن...کدبانو بودن..مادر خوب بودن...هنرمند و با سلیقه بودن و ...
اما یادت باشه یه مرد زنی رو نمیخواد که سرتاسرش ناز و عشوه و زیبایی و دلبری باشه.
بعضی وقتا یه مرد نیاز داره زنش دوشادوش اون قدم برداره و حتی برخی مواقع اوون بشه تکیه گاه همسرش.
بلند کردن وسیله سنگین..بله.کار درستی نیست اما برخی مواقع همسرت شاید از شما در اون لحظه قدرتش کمتر باشه.
اینو بدونید که نشون دادن زن یه شکل یه موجود بسیار بسیار لطیف کار درستی نیست.
چون زندگی با لطافت زنانه صرفا پیش نمیره و نیازه بر خی مواقع زنان همپای همسرانشون و حتی جلوتر قدم بردارن.
به نظرم شما روحیات خودت رو بشناسی بهتره.چون زنای موفقی رو میشناسم که حسابدارهای چند تا شرکت معتبرن و مشکلی هم در لطافت زنانه ندارن !
من خواهش میکنم زن رو یه موجود صرفا احساسی نشون ندید.چون اصلا این طرز نگاه ممکنه در روند زندگی ها اختلال ایجاد کنه.
چون من زنم پس از فردا این کارو نمیکنم...اون کار رو نمیکنم....
شرایط زندگیها باهم فرق کرده.الان ممکنه لازم باشه یه زن هم بیرون منزل کار کنه.اما زنی موفقه که چند بعدی باشه.نه یک بعدی
قصدم دفاع از اقایون نیست.اما باید بدونید که یه مرد هم بدنش از پوست و استخونه.مثل ما.برخی مواقع ما فکر میکنیم این مرد از یه دیوار بتنی هم محکم تره.در حالیکه اونو ظرفیتی داره و مطمئن باشیدصرفا با طنازی زن نمیتونه جلو مشکلات بایسته
-
RE: بعضی وقتا یادم میره که من یک زنم فقط...
مرسی مریم عزیز برای نظراتت
کم کم دارم به توانایی بیانم شک میکنم عزیزدلم من خودم با اون تاپیک که فقط اسمش "برای زنان عشق بر همه چیز مقدم است " خونم به جوش میاد من همیشه مدافع حقوق خانمای مظلومم ولی واقعا تو این تالار بین صحبت دوستان یا بین زنان فامیل یه حرفایی میشنوم یا یه کارایی میبینم که حرصم در میاد .خیلیا معتقدن که خانم خوبیم (برداشت بد نکنید) و تنها فرقی که باخواهرام دارم بقول خودشون پرناز بودنم شوهرم به این بشدت علاقه داره این ناز کردنم همیشه واسم راه حل بوده البته منطورم سواستفاده نیست منظورم کناراجتماعی بودن موفق بودن صبور بودن عاشق بودن با محبت بودن زن هم باشیم اینا باهم متضاد نیستن
اومدم اینجا واسه امثال خواهر مثه یه خواهر کوچولو پیشنهاد بدم فقط همین امیدوارم سو تفاهم ها رفع بشه
-
RE: بعضی وقتا یادم میره که من یک زنم فقط...
سلام .
چی شده سر چی بحثه؟
سینگل جون یه جور عنوانی گذاشتی هر کی یه مدل فهمیده منم این مدلی که میگم :
خدا رحمت کنه رفتگانتونو پدر شوهر خدا بیامرز من در زندگی اعتقاد داشت دونوع زن وجود داره :
1زن:کسی که از بس تو خونه کار میکرد وغرق روزمرگیش بود که یادش میرفت یه شونه به موهاش بزنه وموقع خواب روسریشو در بیاره وهمیشه هم زیر دامنش یه شلوارک نخی که جورابشم میکشه روش تنش بود .
2خانوم:کسی که در حین اینکه بسیار کدبانو وبا سلیقس بسیار به خودش میرسید ودر سبد خریدش چیزی به عنوان کرم دست وصورت وجود داشت ودر خانه برای همسرش دامن قرمز بدون شلوارک نخی میپوشید .
به نظر من تو ایران که همه ما بین زندگی مدرن و سنتی گیر کردیم باید هم زن باشیم هم خانوم در حین بشور و بساب و پخت وپز یه زمانم واسه خودمون بگذاریم لباسمون ارایشمون ورزش و دوره های زنونمون که خودش هم روحیه میده هم یه جور تعامل اجتماعیه .
من فکر میکنم نباید تو هیچی مبالغه کرد نه اونقدر غرق چیسان وفیسان شیم که عنان زندگی از دستمون در بره ونه اونقدر خودمونو غرق پیاز داغ و مایع سفید کننده کنیم که شوشو بره دنبال یه اغوش خوشبو بگرده .
البته من چون شاغل نیستم نمیتونم در مورد خانمای شاغل نظر بدم .
باز میگم من این مدلی فهمیدم سوالتونو اگه اشتباه فهمیدم ببخشید .......:P:D
-
RE: بعضی وقتا یادم میره که من یک زنم فقط...
سلام single عزیز
ممنون بخاطر ایجاد این تایپک
نظر من اینه:
در بعضی از خانواده ها که خانم خونه مسولیت زیادی قبول میکنه که البته بعضی هاش هم اصلا وظیفه اش نیست
در اینجور خانواده ها معمولا آقای همسر یا معتاد هست یا بیکار و تن پرور و بی مسئولیت که در دوران مجردی بدون زحمت پول بدست میاوردن ( به هر نحوی از اطرافیان میگرفتن یا حتی تا مدتی در مضیقه بودن ولی کک شون هم نمی گزید) بعضی از مردها هم بخاطر پشتوانه مالی خانواده همیشه حمایت می شدن و بخاطر روش غلط تربیت خانوادگی کلا" بی مسئولیت بار اومدن و در دورن متاهلی هم انگیزه داشتن یه شغل پر درآمد ندارن و همیشه چشم انتظار دریافت خدمات از دیگرن هستن!!
خب معموله همسر اینگونه مردها چطور به زحمت و دردسر می افتن و باید همه جوره حواس شون به همه چی زندگی از مسائل ریز گرفته تا بزرگ باشن و برای امرار معاش زندگی هم زحمت زیادی تقبل کنن تا اونجائیکه اصلا به قول شما یادشون میرن یک زن هستن و باید شادابی و طروات زنانگی خودشون هم حفظ کنن و گرنه واقعا افسرده میشند.
حالا اگه در خانواده ای مردی برای امرار معاش خانواده اش واقعا تلاش میکنه و زحمت میکشه ولی مخارج و هزینه های خونه بالاتر از حد توانش هست بحثش جدا هست و خانم خونه بدون احساس ناراحتی کمک میکنه چون میدونه شوهرش داره با تمام توانش برای این زندگی زحمت میکشه اینطوری انگیزه کافی برای خانم خونه هست تا به خودش هم بپردازه و احساس یأس و نامیدی نکنه که فقط شده تکیه گاه شوهرش
خداوند هم می فرماید زن برای اطاعت از مرد آفریده شده و مرد هم برای محافظت و مراقبت از زن آفریده شده
اگه جای این دو تا برعکس بشه ناخوداگاه نارضایتی و از هم پاشیدن نظم زندگی رو دنبال داره
-
RE: بعضی وقتا یادم میره که من یک زنم فقط...
خود من از سال اخر دانشگاه همزمان کار میکردم نیاز مالی نداشتم ولی چون از بچگی مستقل بار اومده بودم کار بیرون از خونه اونم نه هنری و نه به اصطلاح زنونه رو دوست داشتم.همیشه از کارای ی که بیشتر منسوب به خانوماست مثل بافتنیو شیرینی پزیو این کارا بدم میومد.من برادر نداشتم واسه همین پدرم با من و خواهرام و حتی مامانم طوری برورد میکرد که مستقل باشیم چون زیاد سفر و ماموریت میرفت کارای بانکی خرید پیگیری تعمیر ماشین و خونه گاهی حتی سروکله زدن با کارگرایی که واسه تعمیر خونه میومدنو به ما میسپرد ومیگفت شاید یه روز من نباشم شما باید بتونید از پس هر کاری بر بیاید
شاید هدفش از این کارا خوب بود اما حالا که رفتارم با همسرمو میبینم خیلی خیلی دلم هوس میکنه زن باشم
اصلا نمیتونم در قید و بند کسی باشم
دلم میخواد همه کارامو خودم انجام بدم
ماشین دستم باشه مدام منتظر این نباشم که اون بیاد دنبالم
شاید باورتون نشه از اشپزی و خونه داری میترسم و اصلا حاضر به انجامش نیستم
از همه بدتر نمیتونم به همسرم تکیه کنم به کاراش اعتماد کنم کاریو بهش بسپرم (چیزی که آقایون معمولا دوست دارن)
خیلی وقتا خیلی خیلی وقتا کارمو ساعت کاریمو به همسرم و با اون بودن ترجیح میدم
توقع دارم اونم زیاد کار کنه
و.......
و معمولا وقتی به هم میرسیم تنها نقطه مشترکمون خستگیه
فکر کنم این منظور اصلی single جان باشه که به تازگی دیگه سینگل نیستو دوبل شده:43:
از خیلی از خانومای شاغل اطرافم پرسیدم چه مجرد چه متاهل اکثرا این جمله بین همشون مشترکه
کاش هیچ وقت سر کار نمیرفتیم
-
RE: بعضی وقتا یادم میره که من یک زنم فقط...
سلام
من خودم یه خانومم اما عاشق کارایه مردونه هستم.الان واسه آماده کردنه خونمون واسه مراسم عروسی پابه پای شوهرم رنگ میزنم برق کاری میکنم گچکاری میکنم از نردبون بالا میرم.تازه کلی کارای جدید هم یاد گرفتم.این کارا رو با ظرافت زنانه انجام میدم شوهرمم کلی ذوق میکنه وقتی میبینه چطوری اینکارارو میکنم.اما قرار نیست من مرد خونه باشم و شوهر بخوره و بخابه.همکاری میکنم تا حدی که به خودم و زندگیم ضربه نخوره
راستی یادم رفت بگم البته شوهرمم کمک میکنه و همراهم آشپزی و خیاطی و جارو گردگیری و....انجام میده(ما عقدیم ولی توی خونه بابام هم تو این کارا کمکم میکنه)
-
RE: بعضی وقتا یادم میره که من یک زنم فقط...
مرسی برا نطراتتون :104::104::104
یک نکته دوست دارم بگم اینه منم روحیاتم خیلی پسرونه بود همه دوستای بچگیم پسرای همسایه بودن نه دخترا البته وقتی زیر هفت سال بودماااا
اوایل ازدواجمون روحیه ام همون طورری بود ولی حالا ....
شاید باز سرم غر بزنن خانما :311:ولی از وقتی گذاشتم موهام بلند شن حس دختر بودن بیشتری به من و شوهری دست داده :311:
باید خاطر نشان کنم که اولا نارضایتیمو مثه پسرا با جیغ و داد نشون میدادم بنده خدا آقای شوهر وحشت میکرد:163: ولی الان با لطافت بروز میدم جالب اثرش هم بیشتره :310:
موفق باشید گلبرگا :46:
-
RE: بعضی وقتا یادم میره که من یک زنم فقط...
منم منظور تاپیکت رو single جون مثل سارا@ برداشت کردم .
در بعضی خانواده ها به وضوح دیدم که زن هایی که خیلی تلاش میکنند تا مسولیت زندگی و خیلی از کارای آقایون رو بر عهده بگیرند ، آقایون ناخواسته نسبت به بعضی کاراشون و مسولیت هاشون بی خیال میشن .بیشتر هم به خاطر این هست که خیالشون راحته که خانمشون اون کارارو انجام میده و خیلی بیشتر از خودشون حواسشون هست .
زن هم خوشحاله که مردش بهش وابسته شده و اگر خانم یک سری کارا رو انجام نده شوهرش بدون خانم نمیتونه زندگی کنه جون خیلی کاراش لنگ خانمشه .یا شاید صرفا به خاطر علاقش باشه و یا حتی گاهی اوقات به خاطر فرار از کارایی که بیشتر میگیم کارای زنانه هست و یا به هر دلیل دیگه ای ...
شاید در ابتدا خیلی جالب باشه هم برای زن و هم برای مرد .اما به مرور زمان زن رو از پا در میاره .خسته و افسردش میکنه .چون واقعا یک سری کارها با طبیعت زن جور در نمیاد
ولی زمانی زن متوجه اشتباهش میشه که دیگه خیلی دیر شده .و نمیتونه همسرش رو دوباره عوض کنه و طوری باهاش رفتار کنه که مرد متوجه بشه مسولیت اون کارایی که خانم تا به امروز انجام میداده به عهده مرد خانواده بوده .چون مرد دیگه وظیفه خودش نمیدونه .
-
RE: بعضی وقتا یادم میره که من یک زنم فقط...
قربون حکمت خدا برم خودش میدونست هر کی رو چطور بوجود بیاره.
امشب داشتمیم وزنه برداری المپیک بانوان رو میدیدم. دو تاشون واقعا مرد بودن.البته فقط دو تاشون نه همه یعنی تا همسرم نگفت اینا همه زنن من فکر میکردم این دو تا مردن.
یه جوری بود حالم بد شد. واقعا باید بین زن و مرد فرق باشه. یعنی نمیدونم با شوهرش کنار هم باشن بچه هاشون تشخیص میدن کدوم مامانشونه؟ یا دیگران میفهمن کدوم زن خونست.
-
RE: بعضی وقتا یادم میره که من یک زنم فقط...
سلام
من هم با اجازه نظرم رو میگم.
به عقیده من همانطور که گلنوش عزیز گفت حفظ ظاهر زنانه خیلی خیلی مهمه ولی اینکه به صرف اینکه به آدم استرس وارد میشه از حساب و کتاب خودش رو بیرون بکشه خیلی بده.چون زندگی مشترک یعنی منافع مشترک اگر یک مرد اشتباه کنه زن هم تاوانش رو میده و اونوقت دیگه مجالی برای ناز کردن و اینها نمیمونه فقط چیزی که به وجود میاد غر غر زن و دعوا مرافع هست ولی اگه زن و مرد باهم برنامه ریزی مالی بکنن و هدایت سکان زندگی رو با هم به عهده بگیرن در صورت اشتباه هم چون هر دو در اشتباه دخیل بودن هیچ غر و افسوسی ایجاد نمیشه.
همیشه دو تا فکر بهتر از یک فکر میتونه کار کنه حفظ ظاهر زنانه یک بحث هست و همفکری و همراهی هم در کنارش خیلی مهمه
اینکه آدم بخواد همش به فکر حفظ ظاهر و ناز کردن باشه فقط تا جایی جواب میده که زندگی گل و بلبل باشه اگر مشکلی توی زندگی پیش بیاد اونوقت لطافت محض تبدیل میشه به خشونت مطلق
-
RE: بعضی وقتا یادم میره که من یک زنم فقط...
فکور نازنین من میدونم پشت یه مرد موفق یه زن وایستاده ولی وجدانن فک میکنید کمک کردن ما خانما البته بعضیامون خیلی از نظر شوهرامون دلچسبه؟!!! گاهی انقد دخالت میکنیم که شوهرمون حس مردونگیشو از دست میده این تاپیک ماله خانماست ولی یک نکته:
مشورت کنیم با شوهرمون تنها جایی که از ما خواست و اازه بدید تصمیم آخر با شوهرتون باشه براشون خیلی مهمه
-
RE: بعضی وقتا یادم میره که من یک زنم فقط...
دوباره سلام
به نظر من بیشتر وقتها باید گذاشت تصمیم نهایی رو مرد بگیره (ولی نه همیشه) یک سوال دارم:
اگر همسر شما بخواد در زمینه اقتصادی کاری بکنه که شما مطمئن هستی عاقبت خوبی نداره چه باید کرد؟
به نظر من اگر مرد مشورت هم نخواست باید وارد میدان شد و با ذکر دلیل و منطق همسر رو از عواقب کار آگاه کرد و از طرفندهای مختلف برای پشیمان کردن همسر استفاده کرد.
مثلا فرض کنید همسر شما با کسی که همه چیز رو به نفع خودش حساب میکنه و رابطه دوستیشان طوری هست که نمیشه ازش سند و مدرک گرفت بخواد شراکت کنه.فقط یک پول بی زبان رو همینجوری میخواد بده دستش(تصور کن که اون پول پس انداز 4 سال زندگی مشترک باشه و شما با صرفه جویی و با گذشتن از بسیاری خواسته هاتون اونو به دست آورده باشید). به عبارتی شما ثمره 4 سال زندگیت رو به احتمال 50-60 درصد در معرض نابود ببینی.
شما در این شرایط اگر همسرت مشورت نخواد دخالت میکنی یا نه؟
-
RE: بعضی وقتا یادم میره که من یک زنم فقط...
فکور جان سوال خوبی پیش کشید.
مشکلی که فکر کنم خیلی خانم ها درگیر اون باشن مخصوصا زوجهای امروزی که بار اقتصادی زندگی به دوش هر دو شون سنگینی میکنه.
واقعا چه کار باید کرد؟؟؟
از طرفی به قول فکور عزیز شاید سرمایه ای که جمع شده محصول کلی قناعت و گذشت از خواسته های ضروری یا غیر ضروری و سختی های بسیار باشه و نمیشه گذاشت راحت از دست بره
از طرف دیگه مرد خونه از زن خونه میخواد که به اون و عملکردش اعتماد داشته باشه به تصمیمات احترام بذاره و کاری نکنه که حس کنه نمیتونه تصمیم بگیره و ناتوانه
من با اینکه عقد هستم و همسرم چند ماهی میشه مشغول به کار شده ولی خیلی اهل ریسکه و سرمایه گذاری های بزرگ بزرگ میکنه
اوایل که با ذوق و شوق واسم تعریف میکردو کلی از اینده و سودی که قرار بود عایدش بشه واسم میگفت ترس ورم میداشت و عکس العمل خوبی نشون نمیدادم طوری که کم کم تصمیماتشو با من در جریان نمیذاشت و به روم میاورد که نمیگم چون تو جلو سرعتمو میگیری و به من اعتماد نداری
حالا فهمیدم همسرم اهل ریسکه و من خیلی ترسو و محافظه کار
حالا مدام از کارش میپرسم با هیجان و به به و انشالله همونی که هردومون میخوایم میشه و این حرفا لابه لای حرفامم میگم محسنم فلانی هم تو این کار هست حالا یه مشورتی بکن با فلان کسم صحبت کن که هر دومون مطمئن شیم. واقعا نتیجه مطلوبتری دیدم
-
RE: بعضی وقتا یادم میره که من یک زنم فقط...
سلام...
سینگل جان واقعا تاپیک خوبیه! و من دوستش دارم!
خانوما نسبت به حقوق خودشون خیلی مطلعتر شدن، از زندگی چیزی بیشتر از خونه داری میخوان،
بعضی از خانومها که کمی مستقلتر و مدبر تر هستن، کمی فمنیست هستن! کم کم خصوصیات زنونه یادشون میره،
حس میکنن لباسای لطیف و زنونه پوشیدن یه جور لوس بازیه! یا اسپرت میپوشن یا کمی کلاسیکتر یا مردونه تر. مثلا همیشه کفشهای زمخت و ورزشی میپوشن!
حتی این دیدگاه میتونه روی صداشون، لحن کلامشون، حرفهاشون، نگاهشون، طرز راه رفتنشون هم تاثیر زیادی بذاره و همه رو از حالت زنونه خارج کنه!
یه اتفاقی ناخودآگاه برای خیلی از دخترای ما میفته،
که علتش اینه:
آقایون ویژگیهای زنونه رو به شوخی یا تمسخر میگیرن و باهاش جک میسازن!
زیور داشتن، آرایش کردن، ناز کردن زنونه، این که خانوما لباسهای متنوع تری میخرن و خیلی چیزای دیگه،
خیلی مردها رو دیدم که به شدت از این خصوصیات اظهار تنفر میکردن، مسخره میکردن
و جالب این که اتفاقا جذب خانومی شدن که به شدت هم رفتار زنونه و حتی بیش از حد یه زن داشته، لوس بوده!!!
این مردها تاثیر زیادی دارن توی مردونه شدن ناخودآگاه خیلی از دخترا! :305:
دخترایی که میخوان لوس و ننر شناخته نشن، مقبول باشن، و برای مقبول بودن مردهای موفق رو الگوی خودشون میکنن!!
توی جامعه ی ما خوب بودن یعنی مرد بودن! انسانیت با ویژگیهای مردونه سنجیده میشه.
هنوز درک نکردیم که مرد و زن با هم متفاوتن!!! :305:
زن باید زنونه رفتار کنه، جدا از کار و تحصیل و امثالهم که حقوق انسانی هرکسی هستن.
زن اگه گاهی لاک نزنه! اگه گاهی به ظاهرش ظرافت نده، اگه لحن کلامش مردونه و خشن و خیلی محکم باشه، اگه چهره اش خشن و بدون انعطاف باشه!
جذابیت زنونه ی خودش رو از دست میده. مهمتر از این ماهیت خودش رو از دست میده.
اول باید انسان خوبی بود، بعد باید اگر مردی مردونه و اگر زنی زنونه زندگی کنی!!
متاسفانه توی خیلی از محیط ها زن بودن بد و زننده محسوب میشه!!!
یه سری از خانوم ها هم از اون طرف بوم افتادن دیگه زیادی خودشون رو عروسک میکنن!:311:
بسوزه پدر افراط و تفریط! :324:
-
RE: بعضی وقتا یادم میره که من یک زنم فقط...
سلام دوستان ممنون واسه همراهیتون :46:
فکور عزیزم به نکته خیلی خوبی اشاره کردی منم تو این مواقع گیر کردم و خونم هم بجوش اومده ولی یه راه انحرافی هست بنظر من :311: اگه ما بتونیم شنونده خوبی باشیم میتونیم شوهرمونو جذب کنیم (گولش بزنیم :311::311:)که با ما حرف بزنند در نتیجه گاهی هم مشورت میکنند آخه تو این دوره زمونه گوش بیکار خیلی کمه و به ما رو میارند طفلکیا:104:
بطور مثال خود من خیلی تلاش کردم شنونده خوبی باشم و نتیجه اش این شده که شوهرم از سیر تا پیاز هه چیزو برام تعریف میکنه :227:
پس لازمه مهارتو یاد بگیریم اینا تجربه های منه :
1_ بزارید خودشون شروع کنند پاپیچ نشید
2_در حین صحبت توجه کامل داشته باشید کار دیگه ای انجام ندید و حتی اگه شد دستشو لمس کنید
3_تو برجکش نزنید و مراقب حالات دچهرتون باشید (اخم لبخند یا چشم غره :311:)
4_حرفشو قطع نکنید
5_...
به همین سادگی بعد تازه شوهرتون بهتون میگه چقد خوبه آدم یه خانم داشته باشه که انقد خوب به حرفات گوش بده
-
RE: بعضی وقتا یادم میره که من یک زنم فقط...
سلام single عزیز
حرفهای پست آخرت رو قبول دارم.من هم معمولا اولین فردی هستم که همسرم باهام مشورت میکنه یه وقتایی هم اصلا برنامه های اقتصادی رو من بهش پیشنهاد میدم و نهایتا با هم تصمیم میگیریم.خوب به هرحال فکر کردن به این مسایل کمی استرس به آدم وارد میکنه ولی به نفع زندگی مشترک هست و باعث میشه به جای دلخوری صمیمیت زیاد بشه.
من از پست اول شما اینطور برداشت کردم که حضور زن در موارد اقتصادی به دلیل استرسی که بهش وارد میکنه صلاح نیست که ظاهرا نظر شما این نبوده.