-
اختلاف نظرهای من و همسرم در مسائل اجتماعی
سلام دوستان
همسر من اعتقادات خاص خودش رو داره.از این نظر خاص چون اصلا سعی نمی کنه همرنگ جماعت شه.شاید بگید خوبه ولی گاهی تحملش سخته.دیشب اونقدر راجع به نظراتمون حرف زدیم اما بی نتیجه بود و حرف آخر همسرم این بود ما نمی تونیم نظر همدیگه رو بپذیریم پس برای جلوگیری از اختلاف بهتره تو کار هم دخالت نکنیم.من این اختلافا رو دسته بندی می کنم فقط بگید چه طور می تونیم با هم کنار بیایم.
1-نوع لباس پوشیدن همسرم.(که گفتگوی دیشب هم راجع به همین بود).همسرم کلا ساده می پوشه.اتفاقا من می پسندم.و برخلاف خیلی از دخترا از مجردی هم دوست داشتم همسرم ساده پوش باشه.اما اون خیلی ریلکسه.وقتی می ریم عروسی بهش التماس می کنم کت و شلوار بپوشه ولی محاله قبول کنه.معتقده فقط تو عروسی های نزیدیکان.
2-راجع به هدایائی که به مناسبتهای مختلف می خوایم ببریم هم حساسه.مثلا می گه چرا باید تو عروسی ها یادداشت کنن کی چقدر داد؟مگه می خوان پول شام بگیرن.چرا به هم نگاه می کنن ببینن کی چقدر کادو می خواد بده.کلا از این ظاهر سازی ها متنفره.و می گه هیچ کس از ته دل به کسی کادو نمی ده یا کسی رو دعوت نمی کنه بلکه فقط می گن باید جبران کنیم.همسرم تو عروسی خودمون هم از کسی کادو نگرفت.
سوغاتی هم جزء همین مسائلمونه.مثلا تو مکه همش مخالف خرید سوغاتی بود می گفت داریم تو جیب وهابی ها پول می ریزیم.
همسرم به هیچ عنوان خسیس نیست.من با اکثر حرفاش موافقم.خیلی هام ممکنه موافق باشن ولی کمتر کسی پیدا می شه عمل کنه ولی همسرم همیشه مصره به اعتقاداتش عمل کنه
قراره تو سالگرد پدرش خیرات بدیم البته به اتفاق مادرش.همسرم زیاد مایل به این کار نبود نه اینکه از پول شام بترسه بلکه دوست داشت همون پولو به فقرا بده.که البته یه جور راضیش کردیم
3-کلا یه آدم ریلکسیه.اهل تعارف نیست.از کسی انتظار نداره.والبته بر عکس سعی نمی کنه انتظارات بقیه رو برطرف کنه.شاید بگین خوبه ولی واقعا تو زندگی اجتماعی سخته.
من دائم گوش زد می کنم ولی خوب همیشه که نمی شه.مثلا زیاد با کسی احوال پرسی نمی کنه.
به مهمون تعارف نمیزنه.سر سفره حواسش نمی شه ببینه همه چی در دسترس مهمان هست یا نه.چند بار شده خانواده هامون خونمون بودن سر سفره مادرش یاداوری می کنه پسرم ترشی رو بذار جلو دست پدر خانومت واقعا حرصم در می یاد
اگه من هم با رفتاراش کنار بیام چون واقعا از نیت واقعی همسر عزیزم آگاهم و خوشحالم ساده و بی آلایشه ولی با اطرافیان و انتظاراتشون چی کار کنم.واسه همسرم مهم نیست ولی من نمی تونم تحمل کنم گلایه هاشونو .
ما خیلی راجع به این مسائل که مربوط به بیرون از خونه ست دعوامون می شه.هیچ کدوممون هم کوتاه نمی یایم.البته راجع به راجع به هدیه دادن اینطور نیست همسرم کوتاه می یاد
-
RE: اختلاف نظرهای من و همسرم در مسائل اجتماعی
سلام رایحه جان.خوبی؟
خانومی ببین در مورد لباس پوشیدن همسرت نمیگم نباید نظر بدی اما اون این اختیار داره که اون چیزی رو که میپسنده و دوست داره بپوشه.
اگر پوشش همسرت برخلاف عرف نیست دیگه نیازی نداره در مورد این موضوع بحث کنید.
اجازه بده همسرت کمی برای خودش باشه.
یکی دوست داره تیپ اسپرت داشته باشه..کارش که بد نیست...من خیلی از مردها رو میشناسم که تصور میکنن کت شلوار برای پیر مردهاست.مثل برادر خودم.که کلا فقط تو عروسی خودش و عروسی من کت شلوار پوشید !
بعضی ها تیپ اسپرت رو میپسندن چون جوون پسند تره...
در مورد شماره 2 من با عقیده همسرت کاملا موافقم...ماهم اصلا این کار رو نمیکنیم و نمینویسیم کی چقدر داده...حالا اومد و یکی دستش خالی بود و پول کمی داد..همه باید بفهمن....همین که یادش بوده طرف که یه هدیه هم بده خودش یه دنیا ارزشه
در مورد خیرات با زهم من با همسرت موافقم.اگر فقیر فقرا یه شب شکم سیر بخواین برای اموات خیلی بهتره...تا اینکه فامیل جمع بشن دور هم و ....(اگر اشتباه برداشت نکرده باشم...)
در مورد تعارف نکردن هم خیلیها اعتقاد دارن اگر به مهمون تعارف کنی معذب میشه.
باید بذاری اونطور که راحته غذا بخوره...من موافق نیستم چون همسر خودمم اینطوریه و من بعضی وقتا واقعا ناراحت میشم
اما یه نکته کلی اینکه این چیزها ارزش بحث نداره....تو که رد برخی موارد همسرتو راضی کردی حتما قدرت راضی کردن در موارد دیگه رو هم داری.
البته رایحه جان گیر دادنت در مورد لباس پوشیدنش از نظر من کاملا بیهوده و اشتباهه.
-
RE: اختلاف نظرهای من و همسرم در مسائل اجتماعی
رایحه جان!
قبل از هر چیز بذار یه چیزی بگم در گوشت! در تمام مواردی که گفتی به نظر من طرز فکر همسرت بسیار متین و بزرگمنشانه است. من آرزو می کنم همه آدم های سرزمین من چنین طرز فکری داشتند. و افسوس می خورم که اینطور نیست.
تلاش کن نگاه پشت اینگونه طرز فکر همسرت رو درک کنی. دراین صورت ، سازگاری و همراهی در این تفاوت ها هم خیلی خیلی راحت تره.
مثلا در مورد مهمانی و تعارف نکردن سر سفره:
شاید ایشون نگاه کردن به بشقاب کسی رو و اینکه چه چیزی می خوره یا چقدر خورده و فلان رو تجاوز به حریم خصوصی مهمان می دونن. ( حریم خصوصی آدم ها که فقط صفحه موبایلشون یا اتاق شخصیشون نیست) و شاید هم دلشون می خواد همونطور که خودشون توی مهمونی احساس راحتی می کنن، وقتی هم مهمانی خونشون هست، همون حس صمیمت و خودمانی بودن رو داشته باشه. این فرهنگ تعارفات اضافی رو باید عوض کرد.
می تونی همین نگاه تحسین بر انگیز رو در یه فرصت مناسب برای مهمونات و دیگران توضیح بدی. چه اشکالی داره بقیه بدونن علت رفتار غیر معمول شما چقدر زیبا و باشکوهه؟
-
RE: اختلاف نظرهای من و همسرم در مسائل اجتماعی
منم با نظر آویژه جان موافقم ، کاش همه طرز فکر همسر شما رو داشتیم .و دست از تعارف برداریم .
یادمه یک شب توی یک مهمونی بودیم .صاحبخونه به همه مهموناش گفت من تعارفتون نمیکنم چون اعتقاد دارم نباید تو بشقاب مهمون نگاه کرد تا مهمون راحت باشه ، پس شما بدون تعارف من راحت باشید فکر کنید خونه خودتونه .ما هم راحت بودیم .:311:
به نظرم تو این مورد اصلا اصرار نداشته باش .کافیه خودت سر سفره یک همچین چیزی بگی که همسرت چه طرز فکری داره ( البته یک جور با لبخند که داری یک اخلاق خوب همسرت رو به همه میگی و بهش افتخار میکنی )و خیال همرو راحت کنی .
-
RE: اختلاف نظرهای من و همسرم در مسائل اجتماعی
ضمن تایید راهنمایی خیلی خوب دوستان،شما میتونین تو بعضی موارد حد وسط رو رعایت کنید مثلا در مورد خیرات میتونید مثلا شام یا نهار تهیه کنید و تعداد کمیش رو برای اقوام بذارید و بیشترشو به مراکز بهزیستی یا خونه سالمندان و خونواده های فقیر بدید.اینجوری هم رسم قران خونی و جمع شدن فامیل تو مراسم سالگرد انجام شده و هم خیرات شده.
در مود تعارف هم باهاش صحبت کن..مثلا پدر خود من معمولا این مدلیه که دوست داره سر سفره بهش غذا تعارف بشه..البته در حد متعادل..باید به شوهرت بگی بعضی ادما ماخوذ به حیا هستند.ممکنه اگه ما بهشون تعارف نکنیم نتونن درست غذا بخورن.تو که دوست نداری مهمون گرسنه از پای سفره بلند شه.میدونم انقد ادم شریفی هستی که سیر شدن مهمون برات مهمه..(ضمن حرفات ازش تعریف هم کن)
در نهایت هم خودت این مسئولیت تعارف کردن رو بعهده بگیر اما در حد تعادل.
نقل قول:
.مثلا تو مکه همش مخالف خرید سوغاتی بود می گفت داریم تو جیب وهابی ها پول می ریزیم.
با این کاملا موافقم و کاملا کاملا درست میگن.
در مورد لباس هم بگو..ممکنه اگه ادم با لباس غیر رسمی بره کسی اونو حمل بر بی اعتنایی و بی ادبی کنه..بگو فامیل خودمون تو رو میشناسن اما فامیل عروس یا دوماد (اون یکی فامیل) چون اخلاقتو نمیشناسن ممکنه ناراحت بشن..فکر نمیکنی بهتره با رعایت همچین موضوع ساده ای جای هیچ حرف و حدیثی بین دوخونواده نذاریم.
و البته صحبتهات رو بصورت پیشنهاد بگو..طوری که شوهرت حس کنه کاملا ازاده که حرفاتو قبول کنه یا نه.
و اگه نپذیرفت بیخیال شو..تو میخوای ابرو درست کنی مواظب باش چشم کور نکنی.به هوای بهتر کردن مراسمهای اجتماعی رابطه دونفرتون متشنج نشه.
موفق باشی
-
RE: اختلاف نظرهای من و همسرم در مسائل اجتماعی
فکر میکنم الان که نظر دوستان رو خوندین، متوجه شدین که چه نعمت بزرگی توی خونه دارین:)
فقط در مورد لباس پوشیدن،
همونطور که ایشون در مورد علایقش نسبت به لباس پوشیدن شما اظهار نظر میکنه،
شما هم میتونین در مورد لباس ایشون نظرتون رو بگین
به شرط اینکه نظر خودتون رو بگین، اونچه رو که دوست دارین، رنگ و مدلی که می پسندین
نه نظر و عقیده دیگرانی که شاید کوچکترین توجهی به این مسائل نمی کنن، یعنی وقتشو ندارن
نذارین حس کنه سعی دارین اداب اجتماعی و نحوه درست انتخاب لباس برای مراسم های مختلف رو بهش اموزش بدین
اصولا شوهر شما خیلی در بند حرف مردم نیست!
و این فوق العاده است!
-
RE: اختلاف نظرهای من و همسرم در مسائل اجتماعی
من خودم ته دلم به همسرم حق می دم.می دونستم این رفتارش مورد پسند شما قرار می گیره.
همسرم هیچ نگرانی درباره قضاوت مردم نداره .اگه جائی دعوت باشیم خودشو مقید نمی دونه حتما تو مراسم شرکت کنه.می دونید من که الان دارم این گله ها رو می کنم خودم فرد اجتماعی نیستم اتفاقا خیلی هم ضعیفم.ما خیلی شبیه هم هستیم ولی من تو زندگی فهمیدم گاهی لازمه بر خلاف میل رفتار کرد.خود من همیشه از طرف مادرم مورد انتقادم که چرا ختم فلان نفر شرکت نکردی چرا چرا چرا
حالا خودم دارم ایراد می گیرم .شاید علتش شباهت من و همسرم به هم باشه.و البته چون همیشه من خودم از این رفتارم ناراضی بودم حالا دارم یکی رو می بینم به مراتب بدتر از من
دوستای خوبم راجع به خیرات من مخالفتی با همسرم نکردم اصرار مادرش راضیش کرد فقط خواستم از عقایدش آگاه باشید که مطرح کردم.
بهار جان راجع به لباس نمی تونم این حرفا رو بزنم چون مشکل اینجاست اون اصلا مهم نیست مردم چه فکری راجع به ش می کنن.
دوستان منم از تعارفات افراطی خوشم نمی یاد مثلا مادر خودم واقعا افراطی تعارف می کنه.من واقعا انتظار زیادی ندارم از همسرم.همین که سر سفره حواسش باشه وسایل مورد نیاز بذاره جلو دست مهمون.
شخصی که وجه اجتماعی واسش مهمه همش حواسش به همه چی هست .حواسش به مراسم ها هست که به اطرافیانش تبریک بگه.یا به صاحب عزا تسلیت بگه.خیلی چیزاست که به همین خصوصیت مربوط می شه.بارها انواع گلایه ها بوده چرا تبریک نگفته چرا تسلیت نگفته چرا چرا چرا .این مسائلو یادآوری کنم گوش می کنه تبریک یا خدای نکرده تسلیت می گه اما من نمی تونم هر دفعه یادآوری کنم
آقای خارپشت من خودم هم می دونم واقعا چقدر تفکرات همسرم فوق العادست من فقط مشکلم جامعست
مگه نه اینکه ما داریم بین همین مردم زندگی می کنیم
-
RE: اختلاف نظرهای من و همسرم در مسائل اجتماعی
منم مثل بقیه واقعا از همچین اخلاقایی که همسرتون دارن خوشم میاد! و به نظرم واقعا خوبه
ولی از طرفی شما رو هم درک میکنم چون اگه در همین رفتارها هم افراط بشه چندان جالب نیست...
به نظر من به این مسائل زیاد گیر ندید...خدای نکرده همین بحث ها میتونه منجر به شروع دلخوری ها و قهر ها و مشکلات بزرگتر توی زندگی مشترکتون بشه...مثل هی بازی کردن و دستکاری یه خال یا عارضه پوستی کوچیک و تبدیل شدنش به سرطان!!
به نظر اگر هم میخواید با شوهرتون در این رابطه حرفی بزنید بیشتر از "رعایت اعتدال" و "عدم افراط" در کارها صحبت کنید..
برای مثال اگه ایشون اعتقادات مذهبی دارن براشون از سفارشات و احادیث در رابطه با تمیز و خوش پوش بودن مطلب بگید..یا مثلا احترم و تکریم میهمان...یا سفارشات به برقراری روابط اجتماعی خوب با مردم و صله رحم در دین...
-
RE: اختلاف نظرهای من و همسرم در مسائل اجتماعی
نقل قول:
بهار جان راجع به لباس نمی تونم این حرفا رو بزنم چون مشکل اینجاست اون اصلا مهم نیست مردم چه فکری راجع به ش می کنن.
منظور من اینه که بهش بگی با رعایت این موضوع جای حرف و حدیث بین دو طایفه عروس و داماد نمیمونه..چون من خودم دیدم بعد هر عروسی بلاخره یه سری حرف و حدیث سر چیزای جزئی پیش میاد..بهش بگو اگه رعایت کنی گزک دست دیگران نمیدی تا اول زندگی اون دو تا جوون بحث پیش بیاد.
شاید هم اگه ازش تعریف کنی موثر باشه..مثلا بگو وقتی کت و شلوار میپوشی خیلی خوشتیپ میشی و از این حرفا.
اما در مورد تبریک و تسلیت به نظرم حق با شماست چون مهمه..چون نشونه احترامه.باید بدون اینکه محکومش کنی براش توضیح بدی همین یه جمله ساده تبریک یا تسلیت چقد میتونه دیگرانو خوشحال کنه.باعث میشه ادما دلگرم بشن.
و رایحه جان وقتی دارین راجب این موضوعات صحبت میکنید گیر سه پیچ نده که مثلا شوهرتو اصلاح کنی،چون یادمه قبلا از اینکه نماز نمیخوند یه مدت و مسائل دیگه هم ناراحت بودی..نذار خیال کنه معلم تعلیم و تربیتش شدی فقط در حد مکالمه دوستانه باشه..کوتاه اما مستمر
موفق باشی
-
RE: اختلاف نظرهای من و همسرم در مسائل اجتماعی
سلام رایحه من
باز گیر دادی به این همسر بیچاره؟ :)
قبلا هم یک پست مشابه این زده بودی عزیزم! ببین چند نفر رفتارهای همسرت رو می پسندن!
هر کی واست نظر داده رفتارهای خالصانه همسرت رو می پسنده!
چرا اینها رو نمی بینی؟ ما نباید خودمون رو با مردمی ست کنیم که کلا ظاهر بین هستن! من خودم همیشه شعارم
اینه! خواهی نشوی همرنگ رسوای جماعت شو!
چه اشکالی داره همسر تو مثل بقیه نباشه؟ دغلکار ، 2 رو و اهل ریا نباشه؟
چرا اصلا تو باید مطابق میل مردم زندگی کنی؟
مگه همین مردم وقتی تو دچار چالش میشی به دادت می رسن؟
بپذیرش! بگذار راحت باشه!
البته خوبه که آداب اجتماعی بهش یاد بدی! مثلا خیلی از آقایون چون کار خونه نکردن نمیدونن باید جلوی دست
مهمون همه چی گذاشت! مثلا پدر من انقدر با مهمون گرم صحبت میشه که یادش میره به مهمون میوه یا چای
تعارف کنه! مامان اصلا حرص نمیخوره! خودش تعارف می کنه! به حرف مردم هم اهمیت نمیده!
به جای بحث کردن و قبولوندن عقایدت به همسرت باید یاد بگیری به نظرش احترام بگذاری!
خودت رو بگذار جای اون! دوست داری همسرت چپ بره ، راست بیاد بگه رایحه اینجور باش ، رایحه اونجور باش؟
خوشت میاد کسی عقاید پاکت رو عوض کنه و ازت بخواد ظاهر سازی کنی؟
مومن باید جاذبه و دافعه داشته باشه! ما به واسطه عقایدمون یک سری ها دوستمون دارن یک سری ها از ما
خوششون نمیاد! ما نمیتونیم همه رو راضی نگه داریم!
اگه واست مهم نباشه کم کم می بینی که همسرت کارهای رو که تو دوست داری انجام میده!
همون مسئله رها کردنه...همون اصل پذیرشه!فقط کافیه مرتب باشه! همین...بقیش دیگه مهم نیست
:72:
-
RE: اختلاف نظرهای من و همسرم در مسائل اجتماعی
رایحه جان شرمنده ولی می خوام باهات رک صحبت کنم.
مثل اینکه موضوع کم آوردی باز گیر دادی به شوهرت . آخه چرا ؟؟؟
دلت میاد واقعا ...حالا یه نفر هم که اهل ریا و تظاهر نیست باید باهاش اینجور رفتار شه.
باور کن من جات بودم حمایتش هم میکردم.....
خودت بهش فکر کن پول خیرات به چهار تا فقیر بیچاره که ماشالا تو این روزا خیلی زیاد شده برسه بهتره یا به فک و فامیل و همسایه که از زور سیری میندازنش سطل زباله؟؟؟
انقد هم رو این بنده خدا ایراد نذاز و انقد هم باهاش بحث نکن و امر و نهی نکن
کمی همراهیش کن قبول کن شوهرت این اخلاقشه و تو باید بهش افتخار کنی و بپذیریش
از ما گفتن بود......................
-
RE: اختلاف نظرهای من و همسرم در مسائل اجتماعی
سلام رایحه جان
نگران حرف مردم نباش همه بزودی عادت می کنند و مثل شما پی به ذات خوب و پاک همسرتون می برند
همسر خواهر من هم مثل همسر شماست اول برای ما اصلا ملموس نیود ولی کم کم همه به اخلاقاش پی بردیم و حتی الان همه خیلی خیلی به خاطر رفتارهای بی ریاش دوستش داریم و همسر من که میشه باجناق ایشون همیشه میگه اگه فلانی چنین رفتارهایی رو نداشت قطعا اینقدر به دل ماها نمی نشست و ایشون رو مثل بردارش دوست داره
-
RE: اختلاف نظرهای من و همسرم در مسائل اجتماعی
چند تا سوء تفاهم رو رفع کنم
بهار 66 مطمئنی من به نماز همسرم گیر دادم؟ ما یه مدت نماز صبحامون قضا می شد من نگران اون بودم وگرنه من گیر ندادم بهش:302:
گلنوش جان راجع به خیرات دچار سوءتفاهم شدی من با این فکرش مخالف نبودم اتفاقا موافق هم بودم ولی مادرش توانائی نداشت به تنهائی خیرات بده همسرم راضی شد من تو پست قبلی هم گفتم فقط خواستم بفهمید چه فکری داره و دنبال ظاهر فریبی نیست.
من فقط دوست دارم وقتی لباس می پوشه نظر منم بپرسه.یه آدم ساده پوش مگه چند تا انتخاب داره به خاطر همونم باید جبهه بگیره؟(باشه حالا که این طور می گید دیگه راجع به این موضوع بهش گیر نمی دم)
به خدا اگه بدونید گاهی چقدر روی من فشار می یاره حرف مادرش و مادرم.خودتون هم می دونید مرد هر رفتاری کنه از چشم زن می بینن.البته فقط کمبودها به اسم منه
منو محکوم نکنید.ما تو این جامعه با همه انتظارات زندگی می کنیم.وقتی مادرم می گه رایحه دختر خالت می گه چقدر شوهر رایحه مثل خودشه کم حرف و ساکت من تا حالا صداشو نشنیدم.من مادرمو خوب می شناسم منظورش تعریف نیست بلکه می گه به شوهرت بگو کمی بیشتر تو جمع صحبت کنه.اما مگه کسی می فهمه همسرم چقدر خوبه حتی مادرمم نمی فهمه گاهی غیر مستقیم داماد دائیمو به رخ می کشه که چقدر خوش مشربه ولی چرا نمی بینه همون آدم وقتی یکی نره خونش اونم می گه چون اونا نمی یان ما هم نمی ریم ولی همسر من عمرا ازین فکرا بیاد سرش.من از خوبی بیش از حد همسرم به اینجا پناه اوردم.چون عقل مردم به چشمشونه.
یا حتی مادر خودش از برادرش چه طور تعریف می کنه که برادرم دست و دل بازه ولی پسرم نه پس چرا نمی گه همین پسرش چقدر احترام نگه می داره و برادرش چه طور با داد و بیداد حرفشو به کرسی می شونه.
به قول همسر عزیزم همه ما آدما داریم بابی انصافی قضاوت میکنیم حتی تو این جملش هم خودشو تافته جدا بافته نمی دونه.
بازم از خوبیش بگم که محکوم نشم به نمک نشناسی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟.
-
RE: اختلاف نظرهای من و همسرم در مسائل اجتماعی
سلام رایحه ی عزیز.
به نظر من، خیلی درگیر قضاوت دیگران شدی.
مشکلی توی زندگیتون نیست.
همه ی حرفا رو بریز دور.
زندگی به این خوبی رو تلخ نکن.
:72:
-
RE: اختلاف نظرهای من و همسرم در مسائل اجتماعی
رایحه جون اول سلام :46:
عزیزم حرفای دوستان همه درسته و منم با همشون موافقم ولی مشکل چیز دیگه است..
مشکل تو و طرز فکرت نیست که بگیم رایحه قدر همسرت رو بدون
مشکل همسرت و طرز فکرش نیست که راهی بگیم برای اصلاح طرز فکرش....
مشکل اینکه با وجود اینکه تو همسرت رو دوست داری و اخلاق و طرز فکرش رو قبول داری،در مقابل گلایه و حرفای اطرافیانت کم می اری ....
به نظرم توبایدرو خودت کار کنی تا حرف مردم انقدر برات با اهمیت نباشه...
رایحه جون البته من کاملا درکت میکنم چون پدر خودمم تقریبا چنین خصوصیاتی داره و چنین گلایه هایی هم ازش میشه که باعث میشه مادرم اعصابش خورد شه وبهش گیر بده ...
ولی بایدسعی کنی نسبت به صحبت های اطرافیانت بی تفاوت باشی،لازم نیست مادرت رو قانع کنی که رفتار همسرت درسته یا توضیح بدی ،البته می تونی توضیح بدی ولی احتمالا اونها توقعاتی از همسرت دارن و خوب قانع نمیشن ،شاید هم در برخی از موارد حق با اونها باشه.
مثلا چه اهمیتی داره که مادرت بگه فلان داماد خوش صحبته ولی شوهر تو نیست!یا مادر خودش بگه پسرم دست و دلباز نیست..این ها اصلا مهم نیست،مهم اینکه خودت از نیت همسرت آگاهی..و بدون در دراز مدت همه به سادگی و بی آلایشی همسرت پی می برن...
به اطرافیان بگو که این اخلاق همسرت هست و نمی تونی ونمی خوای شخصیتش رو تغییر بدی چون اخلاقش رو می پسندی.. خودت هم این گلایه ها رو به همسرت انتقال نده،چون چیزی عوض نمیشه جز اینکه بین شما بحث پیش بیاد...
در مورد لباس پوشیدنش به نظرم میتونی این درخواستت رو یکبار تو شرایطی که روابطتون خوب بود بهش بگی،بگی علت اینکه دوست دارم کت وشلوار بپوشی تو مراسم رسمی مثل عروسی،این نیست که دیگران چه فکری می خوان بکنن،بگو نظر و حرف دیگران برام اهمیت نداره،ولی چون با کت شلوار خیلی شیکتر و جذاب تر میشی و از این که تو شیک به نظر می ای لذت می برم.
در ضمن رایحه درمورد اینکه همسرت اجتماعی نیست به نظرم مسافرت رفتن های دسته جمعی میتونه به اجتماعی تر شدنش کمک کنه.
-
RE: اختلاف نظرهای من و همسرم در مسائل اجتماعی
نقل قول:
نوشته اصلی توسط دختر مهربون
سلام رایحه ی عزیز.
به نظر من، خیلی درگیر قضاوت دیگران شدی.
مشکلی توی زندگیتون نیست.
همه ی حرفا رو بریز دور.
زندگی به این خوبی رو تلخ نکن.
:72:
:104: :104: :104: :104:
رایحه عزیزم
با دختر مهربون و خارپشت و نازنین موافقم! به گیرنده هات دست نزن! تصویر سالمه! ایراد از چشمهای مردمه!
وقتی کسی اینطور گفت در نهایت ادب و احترام بگو همسر من آدم آرومیه و من اینطور دوستش دارم!
بگو سلیقه من اینه! عاشق همین حجب و حیاشم!
وقتی ازش دفاع کنی کم کم دیگران ماست هاشون رو کیسه می کنن!
چرا سکوت می کنی؟ چرا میگذاری نقدت کنن! اصلا به قضاوت دیگران بها نده!
تو همسر خیلی خوبی داری! لا اقل من اینو خوب میدونم و میدونمم که دووستش داری!
اما خیلی درگیر قضاوت های مردمی عزیزم...
تو نمک نشناس نیستی! فقط رفتار جرات مندانه رو در مقابل حرفها و قضاوت های نادرست دیگران باید
انجام بدی...
تو ماهی عزیز دلم
:46::72::43:
-
RE: اختلاف نظرهای من و همسرم در مسائل اجتماعی
سلام عزيزم
به نظر من همسر شما حرف نداره تك و يكي يه دونه كه قدرش نميدوني
كسي كه براي مردم زندگي نميكنه و اعتقادات خودش داره
تقصيري نداري عزيزم چون يك عمر براي مردم زندگي كرديم و همش نگاه هاي مردم برامون مهم بوده و ينجوري بزرگ شدي و يكي مث همسرت كه بر خلاف جريان آب ميره برات عجيب هست.
من و شوهرم هر دو عين همسرت فكر ميكنيم و فقط و فقط براي خودمون زندگي ميكنيم اصلا كوچكترين اهميتي به حرف مردم نميديم و خوشبخت هم هستيم
من نميدونم چرا ما اصرار داريم كه همسرمان هموني باشه كه ما ميخواييم بابا به خدا اين دو تا انگشت شبيه هم نيستن چه برسه دو تا آدم
تو رو خدا ديدتون رو بازتر كنيد بهتر ببينيم
موفق باشي
-
RE: اختلاف نظرهای من و همسرم در مسائل اجتماعی
رایجه جونم سلام
شوهر منم مثل شوهر شماست با این تفاوت که من آدم فوق العاده اجتماعی هستم .. فکر کن چقدر سخت بوده واسم
اتفاقا یک تاپیک هم تو همین مایه ها زدم و آقای SCI چقدر خوشگل منو راهنمایی کرد
بابا چی میگی تو؟؟؟ شوهر من اگه یکی از فامیل دور از جون فوت بشه نمیاددددددد وای اوایل اینقدر برچسب به این طفلک زدن که اجتماعی نیست و ... اینقدر من گریه میکردم ولی قبولش کردم با هاش همراه شدم به بقیه هم حالی کردم شوهرم اینه و من اینجوری میخوامش
قبولش کن بهش بها بده ازش تغریف کن و ارزش هاشو بالا ببر
من حتی ازش خیلی چیزها یاد گرفتم مثلا اینکه حرف مردم واسم مهم نباشه
یاد گرفتم واسه خودم زندگی کنم
الانم هم اون بهتر شده هم من اعصابم راحتتر
-
RE: اختلاف نظرهای من و همسرم در مسائل اجتماعی
من هیچ کدوم از حرفا رو به همسرم منتقل نمی کنم ولی خوب این گیر دادنه هست که سعی می کنم دیگه بهش گیر ندم.در ضمن وقتی ببینم حرفها بوی گلایه و انتظار از همسرم هست سریع جبهه می گیرم و متاسفانه نمی تونم جلوی خودمو بگیرم البته در برابر مادر خودم.ای کاش من خودم سر زبون دار بودم می تونستم هر از گاهی از همسرم و خوبی هاش بگم.
خوب این حرفا و راهنمائی هاتون مربوط می شه به نوع پوشش همسرم و کم حرفیاش
اما همین تبریک و تسلیتها هم جز انتظارات بیش از اندازه مردمه؟؟؟؟؟؟من فقط دوست دارم همسرم خودش یادش باشه من خودم از اینکه به همسرم گیر بد متنفرم یه جورائی خودم هم آزرده می شم از این وضعیت.آیا راهی هست یه بار دیگه می گم اگه من بهش بگم اون هم گوش می کنه نه اینکه مخالف باشه ولی خودش یادش نمی شه.مثلا فکر کنید فقط به خاطر عیادت مریض رفتیم یادش نمی شه یه خدا شفا بده بگه می دونم از کمروئی نیست.نمی دونم می تونم منظورمو برسونم یا نه حواسشو به این چیزا جمع نمی کنه
-
RE: اختلاف نظرهای من و همسرم در مسائل اجتماعی
سلام رایحه جان
عزیزم اجازه بده شوهرت خودش باشه و اصلا هم سر این مسائل خودت رو اذیت نکن و حساس نشو .
شوهرت از قبل ازدواج هم همینطور بوده و همان رویه رو داره ادامه می ده پس دیگه نباید با خانواده شوهرت مشکل داشته باشی و اگه بهت حرفی زدند می تونی بهشون بگی که پسر شما همینجوری بوده و من هم باهاش مشکلی ندارم .
اما در مورد خانواده خودت که می تونی بهشون بگی اخلاقش همینجوریه و دلایل محکمی داره برای خودش و من هم همینجوری قبولش کردم .
رایحه باور کن که اگه زیاد خودت رو زیاد به این مسائل درگیر نکنی کم کم توی زندگیت و توی ذهنت انها کمرنگ می شن و می بینی که واقعا اصلا مهم نبوده که بهشون فکر کنی .
پس خود رو اذیت نکن عیسی به دین خودش و موسی هم به دین خودش !
تو خودت باش و بزار اون هم خودش باشه !
نه خودت رو اذیت کن نه شوهرت رو .....
-
RE: اختلاف نظرهای من و همسرم در مسائل اجتماعی
پس دید من نسبت به زندگی اشتباهه؟؟؟؟؟؟؟؟
من فکرم اینه که ما باید به هم کمک کنیم تا رشد کنیم به سوی کمال.حالا بهترین رشد معنویه ولی این چیزها هم جا برای پیشرفت داره.
من این تاپیکو زدم فقط برای اینکه قدمی دیگه به طرف ایده آل برداریم اتفاقا خیلی دو دل بودم واسه زدن تاپیک چون حدس می زدم شما فکر کنید چقدر نا شکرم ولی من فقط دوست دارم رشد کنم.الانم پی به اشتباهاتم بردم و امیدوارم همه تردیدهام رفع شه از همه شما هم به خاطر راهنمائی هاتون متشکرم:46:
-
RE: اختلاف نظرهای من و همسرم در مسائل اجتماعی
رایحه جان من اصلا فکر نکردم که تو ناشکری اتفاقا به این فکر کردم که رایحه دوست داره مسر زندگیش یکی بشه با شوهرش ...
گلم می خواستم بگم خیلی خوبه که دوست داری به همدیگه کمک کنید تا رشد کنید ولی این زمانی جواب می ده که همسرت بخواد و قبول کنه که مثل تو فکر کنه یا نه اصلا تو بخواهی مثل اون فکر کنی ...
ما فقط می خواستیم بگیم که نسبت به این تفاوتها حساس نشو و هردو مسیرتون رو به صورت طبیعی پیش ببرید که قطعا هر کسی برای راهی که پیش گرفته یه دلیلی محکمی داره ...
خوب خواسته هایی که تو داری بیشتر به خاطر اینه که اطرافیان اعتراض نکنند و توقعاتشان رو برآورده کنی ولی عزیزم توقع تمام ناشدنی است ...!!!
منم دوربرم توقعات زیاد دارم و حتی خیلی موقع ها سعی کردم اجرا کنم تا مشکلی پیش نیاد ولی همیشه بازم بوده تا اینکه رهاشون کردم و خودم رو آزاد کردم یعنی با مسیری که خودم و شوهرم آزادیم پیش می ریم و هر کسی هم که اعتراضی داشته باشه می گم این مسیریه که ما دوتایی انتخاب کردیم و راضی هستیم و انقدر تکرار کردم که حتی اطرافیان هم عادت کردند و بعضی اوقات چندین بار بهمون می گن و گفتند که خوشمون میاد که توی مسیر خودتون حرکت می کنید ...
بازم برای اینکه اونها تایید کنند کاری نمی کنم یعنی دیگه دارم یاد می گیرم خودم برای خودم باشم و فقط احترام نگه می دارم ...پس در حین احترام مسیر خودت رو برو و کاری نداشته باش که کی چی می گه و چی می خواد .
-
RE: اختلاف نظرهای من و همسرم در مسائل اجتماعی
نقل قول:
ما یه مدت نماز صبحامون قضا می شد من نگران اون بودم وگرنه من گیر ندادم بهش
رایحه جان از توضیحی که دادی ممنونم.نگران نباش دوست عزیز...اگه نگرانی ازحد مجازش اونورتر بره تاثیر عکس میذاره.
نقل قول:
من فکرم اینه که ما باید به هم کمک کنیم تا رشد کنیم به سوی کمال.حالا بهترین رشد معنویه ولی این چیزها هم جا برای پیشرفت داره.
اتفاقا به نظر من فکرت درسته...اما اول هرکسی باید اول به فکر کمال و رشد خودش باشه.
مثلا من چقد دلم میخواست خیلی رفتارای خونوادم رو تغییر بدم .میدونستم اونجوری همه خیلی راحت تر و خوشحالتر خواهند بود....
الان به این نتیجه رسیدم یه جاهایی باید ببینم و بگذرم.جاهایی که کاری از دست من برنمیاد.این خودش یه جور مهارته برای من،که به مسائلی که قدرتی روشون ندارم تمرکز نکنم.
یه جاهایی میتونم کمک کنم..باید راهشو پیدا کنم...باید قلق اون فرد رو پیدا کنم.مثلا مامانم یه مدت کلا بیخیال کار خونه و زندگیش شده بود..هرچی حرص میخوردم فایده نداشت.اینجا هم تاپیک زدم..بلاخره از یه در دیگه وارد شدم..در تشویق و انرژی مثبت..مامان دلم برای دست پختت تنگ شده..نیمرو هم درست میکرد تعریف میکردم..سعی کردم بهش برسم تا بلاخره از جاش بلند شد و خدارو شکر دیگه به کاراش میرسه.
یه جاهایی هم ایراد از نگاه ماست نه کارطرف..
اصلا فهمیدن اینکه اون مسئله از چه نوعه و راه حلش چیه باعث رشد ادم میشه...پس رایحه عزیز همیشه یه موضوع رو ازچند زاویه نگاه کن و ببین کدوم صحیحتره..این یعنی رشد
موفق باشی
-
RE: اختلاف نظرهای من و همسرم در مسائل اجتماعی
نقل قول:
من فکرم اینه که ما باید به هم کمک کنیم تا رشد کنیم به سوی کمال.حالا بهترین رشد معنویه ولی این چیزها هم جا برای پیشرفت داره.
ضمن تایید حرفهای بهار66 عزیز ، یک نکته ای رو در این مسیر باید بهت یادآور بشم!
بهار به نکته خوبی اشاره کرد! راه تغییر دیگران تغییر خودمونه! تغییر نگرشمون.
یادمه setareh عزیز یک تاپیکی باز کرده بود که توش نوشته بود : "میخواستم فرزندم رو تربیت کنم ، برای اینکه سختی
تربیت شدن رو حس کنم تصمیم گرفتم اول خودم رو تربیت کنم تا بهتر درکش کنم! اوایل خیلی سختی می کشیدم
برای ترک عادات زشتم...جالب اینجا بود که در طی این مراحل چون خودم سختی زیادی می کشیدم برای ترک
عادات غلطم زیاد به فرزندم سخت نمی گرفتم اما در کمال تعجب می دیدم با وجود اینکه من سخت گیری نمیکردم
فرزندم همونطور که میخوام درست رفتار می کنه چون رفتار عملی مثبتم رو دیده بود..."
رایحه عزیزم
اینو نوشتم چون میخواستم بدونی اگر بخوایم کسی رو به راه بیاریم و رشدش بدیم باید اول خودمون رو درست
کنیم و به راه بیاریم تا اعمال مثبتمون روی طرف مقابل اثر بگذاره...اونوقت می بینیم که دیگه خیلی مسائل و حرف
دیگران واسمون مهم نیست.
موفق باشی گلم
:72:
-
RE: اختلاف نظرهای من و همسرم در مسائل اجتماعی
سلام
منم به نوبه خودم به همسر شما تبریک میگم که دیدگاهشون به مسائل پیرامون اینگونه هست.
.
خانم رایحه، کردار و گفتار همسر شما کاملا مطابق با طرز فکر و اعتقاداتشون هست که این تیپ آدم ها خیلی کم پیدا میشه تو جامعه تزویر و ریایی که ما درش زندگی میکنیم.
.
یاد آهنگ "نقاب" سیاوش قمیشی افتادم، که هر وقت میریم بیرون نقاب شخصیت دیگه ای رو به چهره میزنیم و با اون نقاب با جامعه ارتباط برقرار میکنیم.
.
متاسفانه برخی رفتار ها و طرز فکر های غلط اونقدر در جامعه رواج پیدا کرده که تبدیل به عرف و فرهنگ شده و اگه کسی خلاف این رفتار داشته باشه برچسب بی فرهنگی میخوره.
.
اینکه میگید که "اطرافیان چطور فکر میکنن راجع به شما" به نظر من اهمیت دادن به طرز فکر دیگران حتی 1% هم زیاده! هر طور که رفتار کنید باز هم حرف و حدیث پشت سرتون هست پس بهتره اطرافیان رو با دنیای خودشون که احتمالا پر از تناقض و تعارض هست رو تنهاشون بزارین و اجازه ندین که تو روند زندگی شما تاثیر بزاره. اینطور که دوستان هم اشاره کردن طرز فکر و رفتار شما آرزو و مورد تایید "قلبی" بیشتر دوستان هم بود. همسرتون این طرز فکر رو به عملشون هم کشوندن پس چه ایرادی داره انسان از این جهت نسبت به جامعه متفاوت باشه؟! این خودش یه ارزشه! ارزش واقعی.