-
با برادر بد دهن و عصبیم به مشکل برخوردم...(بهتر ازاینجا جایی نبود که مطرح کنم مشکلمو)
سلام دوستان
با اینکه خداحافظی کردم اما به مشکلی برخوردم که هر چی فکر کردم کجا و با کی مطرح کنم بهتر ازاینجا ندیدم.خوشمم نمیومد با یه اسم کاربری دیگه ای بیام و.یعنی چی اخه؟
مشکلم با برادرمه که دو سال ازم کوچیکتره...من و برادرم بخاطر تفاوت سنی کمی که داریم از بچگی با هم صمیمی بودیم و کم کم که بزرگ شدیم خیلی با هم درددل میکردیم اما کم کم اخلاقامون با هم فرق کرد و از هم کمی دور شدیم اما اوجش پارسال بود.
اول بگم برادرم خیلی خیلی عصبی و حساس شده و با دو تا کلمه حرف حسابی جوش میاره و داد و بیداد و گاهی پرت کردن وسایل و...کاری که من خیلی ازش بدم میاد.
به نظرم کمی لوده هم میاد یعنی تو جمع خنده ها و قهقهه های بلندی داره و با هر کسی تو هر سن و جایگاهی شوخی میکنه که به نظرم درست نیست اما به هر حال این موضوع شخصیشه و به من ربط انچنانی نداره..
مشکل من با بددهنی و زود جوش اوردنشه
به هر حال تا پارسال هر طور بود باش کنار میمودم اما یه دعوایی بینمون پارسال پیش اومد که بعد دو دقیقه چنان جوش اورد و شروع به پرت کردن وسایل و بددهنی کرد.کاری که خیلی من بدم میاد.
من دلم میخواد پسر هر کی که هست عفت کلام داشته باشه و یه سری حرمتها رو نگه داره اما برادرم حرفی زد که باعث شد تا یه سال و نیم تو روش نگاه هم نکنم.هر چند بعدش خیـلی عذرخواهی کرد اما ان سبو بشکست و ان پیمانه ریخت.
حالا سال تحویل اشتی کردیم اما باز دوباره زود عصبانی شدناش شروع شده.خوب من ترجیح میدم کلا باش حرف نزنم و اعصابم خورد نشه تا اینکه مدام داد و فریادش و احیانا حرفای نامربوط از دهنش بشنوم.
حالا از شما راه حل میخوام که چیکار کنم؟
-
RE: با برادر بد دهن و عصبیم به مشکل برخوردم...(بهتر ازاینجا جایی نبود که مطرح کنم مشکلمو)
:72:سلام بهار جان...
فکر میکنم به خاطر شرایط سنی برادرت باشه.
با قهر کردن و صحبت نکردن که به جایی نمیرسید.میشه همون جریان صورت مسئله رو پاک کردن...
به نظرم بهتره بهش محبت کنی.باهاش در مواردی که دوست داره همکاری کنه
مثلا دوست داره فوتبال بازی کنه.شما تشویقش کن وقتی داره بازی میکنه(بازی کامپیوتری رو میگم)
سنگ صبورش باش.
حرفاشو گوش کن.
کسی که مرتبا داد و فریاد میکنه احتمال زیاد خلایی داره.
ببین با درایت خواهرانه میتونی این خلاء رو پیدا کنی؟
:72:
-
RE: با برادر بد دهن و عصبیم به مشکل برخوردم...(بهتر ازاینجا جایی نبود که مطرح کنم مشکلمو)
نقل قول:
فکر میکنم به خاطر شرایط سنی برادرت باشه
الان دیگه 23 سالشه..دیگه نوجوون نیست که بگم بخاطر بلوغ و این حرفاست...الان دیگه باید به فکر زندگی و کار کسب باشه.
قبلا که سنش کمتر بود یه سری اخلاقا داشت که به عنوان اینکه سنش کمه گذشت میکردم مثه تعصب الکی،گیر دادن بهم و...اما الان نمیتونم با بددهنی کنار بیام یا با داد و فریاد.
نقل قول:
دوست داره فوتبال بازی کنه.شما تشویقش کن وقتی داره بازی میکنه(بازی کامپیوتری رو میگم)
ای مریم جون.انقد از بازی کامپیوتری خصوصا وقتی مردا میشن پاش بدم میاد..قبلا برادرم بازی میکرد اما الان نه زیاد.
دیگه فکر کنم باید به فکر زندگیش باشه تا بازی کامپیوتری.
از کجا بفهمم خلاءش چیه؟اصلا مگه من کیم که هی بخوام ببینم این و اون چه مشکلی دارن و حلش کنم...از توان من خارجه که با این همه مشکل سر و کله بزنم.
میخوام ببینم تو برخورد باهاش چیکار کنم؟
خودشم میدونه خیلی عصبیه و دیگران هم بهش گفتن..اما حرف زدن باهاش بی فایده است سر دو دقیقه جوش میاره.خوب منم برام یه چیزایی مهمه مثه ادب تو حرف زدن.
-
RE: با برادر بد دهن و عصبیم به مشکل برخوردم...(بهتر ازاینجا جایی نبود که مطرح کنم مشکلمو)
بهار جان چرا انقدر عصبانی هستی؟
الان وضعیت طوریه که از بچه 2 ساله تا مرد 70 ساله پای کامپیوتر میشینن و بازی میکنن.مگه ندیدی گروه سنی برخی بازیا +24 ساله هستش؟!
تو خواهرشی.به فکر مشکل این و اون نیستی..به فکر مشکل برادرتی...!
به نظرم بهترین برخورد باهاش بی تفاوتیه.
چون احتمالا میبینه که با رفتارش میتونه شما رو عصبانی کنه.
چندین بار که بی تفاوتی شما روببینه دیگه دست از ناراحت کردن شما برمیداره.
-
RE: با برادر بد دهن و عصبیم به مشکل برخوردم...(بهتر ازاینجا جایی نبود که مطرح کنم مشکلمو)
بهار شما به هر حال خواهر بزرگتر اون میشی ،هر چند فاصله سنی تون خیلی کمه ولی این رو بدون که می تونی برای برادرت الگو باشی
پس اگر می خوای بد دهنی و پرخاشگریش رو کاهش بده ومهار کنه اول از خودت شروع کن،سعی کن تو شرایط مختلفی که اون هم هست اگر موضوعی پیش اومد که باعث عصبانیت و ناراحتیت شد با صبوری و ملامیت مشکل رو حل کنی ...
و کار دیگه ای که می تونی کنی اینکه زمانی که خوش اخلاق هست و روابط خوبی باهم دارید خیلی خواهرانه و دلسوزانه باهاش صحبت کن و بهش بگو که این بددهنی و عصبانیت و اینکه چیزی رو پرتاب می کنه خیلی برای ایندش و زندگی زناشوییش خطر ناکه و از الان باید یاد بگیره خشم خودش رو کنترل کنه...بهش بگو خودت هم قبول داری عصبی هستی پس سعی کن هر وقت عصبانی شدی قبل ازنشون دادن واکنش عصبی یک لیوان آب بخوری یا اون محیط رو ترک کنی!
معمولا افرادی که واکنش های آنی عصبی دارند بعد از اینکه عصبانتیشون خوابید ،از رفتار خودشون پیشمون میشن
خوب برای اون پشیمونی هارو یاداوری کن وبگو کاری کن.
زمانیکه عصبانی هست و می دونید بحث باهاش به بد دهنی و پرخاش گری منجر میشه،باهاش بحث نکنید یعنی سعی کنید اون رو توموقعیتی قرار ندید که پرخاش کنه..
اگر شدت عصبانیتش خیلی شدیده می تونید با یک روان شناس حضورا صحبت کنید
-
RE: با برادر بد دهن و عصبیم به مشکل برخوردم...(بهتر ازاینجا جایی نبود که مطرح کنم مشک
عزیزم:72:
مثلا سر چه چیزایی با هم حرفتون میشه؟
گلم. چرا میگی "مگه من کی هستم که ببینم مشکلش چیه که بخوام حلش کنم"؟!!
آخه عزیزم تو توی همدردی واسه خودت کیا بیایی داری. به کسایی که نمیشناسیشون مشاوره میدی، پای درد دلشون میشینی و ...حالا واسه برادرت، پاره تنت، جیگرگوشه ات، حوصله نداری؟
این که میگن کوزه گر از کوزه شکسته آب میخوره درسته پس؟
گلم تو خواهرشی. پس کی کمکش کنه؟ ها؟
-
RE: با برادر بد دهن و عصبیم به مشکل برخوردم...(بهتر ازاینجا جایی نبود که مطرح کنم مشکلمو)
مریم جان:72: عصبانی نیستم،کلا از بازی کامپیوتری بدم میاد و کار بیهوده ای میدونمش.البته الان بحث در مورد بازی نیست چون اگه بازی هم کنه من کاریش ندارم.
نقل قول:
به نظرم بهترین برخورد باهاش بی تفاوتیه.
چون احتمالا میبینه که با رفتارش میتونه شما رو عصبانی کنه.
نه مریم جان قصدش عصبانی کردن من نیست فقط زود از کوره در میره و به طور شدید.
البالو جان:72:کلا با همه زود بحثش میشه و عصبانی میشه نه فقط با من و تو هر موردی که خلاف نظرش باشه...البالو جان چه کیا بیایی؟:)نه بابا ما کوزه شکسته هم نداریم..کوزه گرهم نیستیم:).
اما در مورد برادرم..نگفتم حوصلشو ندارم گفتم از توانم خارجه...اگه تاپیکامو ببینی همش مامانم خواهرم بابام...و در راس کار هم که مشکلات خودم..
نازنین جان:72:
خوبی؟
باور کن من زیاد عصبانی نمیشم..کلا تقریبا ارومم...اما ماشاا...داداشم سر دو دقیقه عصبانی میشه...حالا منم عصبانی میشم اما زیاد اهل داد و فریاد و بدتر پرت کردن وسایل نیستم...بیشتر اینجور وقتا یا موضوع رو میکشونم به شوخی و خنده یا ساکت میشم
انقد باهاش حرف زدم...خودشم قبول داره زود عصبانی میشه...هی بهش میگم وقتی میبینی با یکی داره بحثت میشه کشش نده زود قطعش کن و بذار برا یه وقت دیگه اما موقع عمل که میشه ول کن موضوع نمیشه و عصبانی و داد و...
حالا من هیچی...با خواهر کوچیکم انقد کل کل میکنه و بحث میکنه که اونم داغ میکنه و جواب میده و حرص میخوره...هر چی میگم با یه بچه ده ساله که نباید انقد بحث کنی اما فایده نداره.
در مورد روانشناس هم باید خودش بره..گمونم اینطوری اثرش بیشتر باشه...که البته پشت گوش میندازه.
البته خداییش پسر با محبتیه ها اما خیــــــــــــــلی زود جوش میاره.
-
RE: با برادر بد دهن و عصبیم به مشکل برخوردم...(بهتر ازاینجا جایی نبود که مطرح کنم مشکلمو)
بهار عزیزم سلام
بعضی از آدما احساساتشونو هر چی هست نشون میدن هم ناراحتی و هم محبتشون رو
داداش شما هم شاید خصوصیات اخلاقیش اینجور باشه تایید نمیکنم اما گاهی باید بعضی چیا رو پذیرفت
بهتر هست مستقیما باهاش صحبت کنی و شررایطی به وجود بیاری که خودش تمایل به ترک زود عصبانی شدن بگیره
چون تا خودش نخاد چیزی عوض نمیشه
امیدوارم این نقص کوچک در داداشت حل بشه و همونی که میخوای باشه
-
RE: با برادر بد دهن و عصبیم به مشکل برخوردم...(بهتر ازاینجا جایی نبود که مطرح کنم مشکلمو)
سلام بهار جون
به نظر منم باید بهش محبت کنی . نه اینکه هر کاری کرد و تو ناراحت شدی بازم محبت کنی ، اینجور مواقع اصلا جوابشو نده و بی تفاوت باش . نشنیده بگیر .
گفتی برادرت بامحبت و احساساتی هست ، خب تو هم همینجوری باید باهاش ارتباط بگیری . شاید زیادی ایده آل گراست و وقتی چیزی خلاف میل و ایده آلش باشه اینقدر عصبیش میکنه !
کاملا درکت می کنم ، من و برادرم هم همینجوری بودیم ( اونم مثل برادر شما بود ) ولی از موقعیکه بهش بیشتر محبت کردم و همونجور که هست پذیرفتمش یکم بهتر شد . بعد از ازدواجش هم باز بهتر شده .
نگران نباش کم کم درست میشه .
-
RE: با برادر بد دهن و عصبیم به مشکل برخوردم...(بهتر ازاینجا جایی نبود که مطرح کنم مشکلمو)
سلام ویدای عزیز:72:.خیلی باهاش حرف زدم اما فایده انچنانی نداره.همچینم مشکل کوچیکی نیست.فکرشو بکن با بابام داد و فریاد میکنه یهو میبینی ساعت یک نصفه شبه صدای داد و بیداد بلند شده...با خواهر کوچیکم دعوا میکنه به شدت ...هی سرش داد و فریاد های وحشتناک داره خوب اونم بچه است گریه میکنه جیغ میزنه...وای یه بلبشویی میشه...قبلا تا میومد خونه همه ماتم میگرفتیم .هیچی نمیگفتیم اما حدس میزدیم یه دعوا درست میشه حتما...وقتی خونه نبود ارامش بود...
سلام متین جون:72:.راستی چرا متین؟حالا چرا تنها؟
متین جان فکر نکنم بتونین شدت اوضاع رو خوب تصور کنید چون خـــــــــیلی بده...من معمولا جوابشو نمیدم اما صدای فریادای ازاردهندش گوشمو کر میکنه...اینم هیچی امان از وقتی با بابام یا خواهر کوچیکم دعواش بشه...با این کاراش یه بچه ده ساله رو عصبی کرده.
دقیق یادم نیست اما گمونم چند سال پیش گفت عصبانی شد و یه لیوان پرت کرد طرف صورت دوستش که اون جا خالی داده:163:...فکرشو کن اگه میخورد تو صورتش چی میشد؟اخه یه کم خودداری هم خوب چیزیه.
جدیدا مامانم هم رفته تو تیم داداشم و مرتب با خواهرم بحثای ازاردهنده دارن..گناه داره خوب خواهرم
-
RE: با برادر بد دهن و عصبیم به مشکل برخوردم...(بهتر ازاینجا جایی نبود که مطرح کنم مشک
عزیزم
سر چه چیزایی دعواتون میشه؟
-
RE: با برادر بد دهن و عصبیم به مشکل برخوردم...(بهتر ازاینجا جایی نبود که مطرح کنم مشکلمو)
نقل قول:
نوشته اصلی توسط بهار66
نازنین جان:72:
خوبی؟
باور کن من زیاد عصبانی نمیشم..کلا تقریبا ارومم...اما ماشاا...داداشم سر دو دقیقه عصبانی میشه...حالا منم عصبانی میشم اما زیاد اهل داد و فریاد و بدتر پرت کردن وسایل نیستم...بیشتر اینجور وقتا یا موضوع رو میکشونم به شوخی و خنده یا ساکت میشم
انقد باهاش حرف زدم...خودشم قبول داره زود عصبانی میشه...هی بهش میگم وقتی میبینی با یکی داره بحثت میشه کشش نده زود قطعش کن و بذار برا یه وقت دیگه اما موقع عمل که میشه ول کن موضوع نمیشه و عصبانی و داد و...
حالا من هیچی...با خواهر کوچیکم انقد کل کل میکنه و بحث میکنه که اونم داغ میکنه و جواب میده و حرص میخوره...هر چی میگم با یه بچه ده ساله که نباید انقد بحث کنی اما فایده نداره.
در مورد روانشناس هم باید خودش بره..گمونم اینطوری اثرش بیشتر باشه...که البته پشت گوش میندازه.
البته خداییش پسر با محبتیه ها اما خیــــــــــــــلی زود جوش میاره.[/font][/color]
سلام بهار جون من خوشحالم که اینجا می بینمت هر چند دلیل خوبی برای اومدنت نبود ولی خوب من بازم از اینکه هستی خوشحالم
بهار من احساس می کردم تو هم یکمی عصبی باشی
شاید اشتباه می کنم،نمی دونم
و در مورد برادرت
با خواهر کوچیکترت سر چه مواردی بحث دارند؟خواهرت چند سالشه؟
-
RE: با برادر بد دهن و عصبیم به مشکل برخوردم...(بهتر ازاینجا جایی نبود که مطرح کنم مشکلمو)
چرا همچین فکری میکنی نازنین؟
البالو جان ما زیاد با هم بحث نداریم..بیشتر با دیگران بحث میکنه اما خوب بحث اونا ما رو هم اذیت میکنه...گفتم سر هر چیزی که مخالف نظرش باشه
-
RE: با برادر بد دهن و عصبیم به مشکل برخوردم...(بهتر ازاینجا جایی نبود که مطرح کنم مشکلمو)
نمی دونم فکر می کنم زود عصبی میشی!مثلا پست شماره 2 تو این تاپیک!یا وقتی از دست مامانت شاکی بود ی تا حالا کسی بهت نگفته بود؟
نه اینکه عصبی باشی ها ولی فکر کنم خودت هم زود از کوره در می ری؟
به هر حال ببخشید دارم موضوع رو منحرف می کنم وشاید این فکرم کاملا غلط باشه
بهار خیلی خوشحالم اومدی خیلی :46::46::46::227::227::227:
-
RE: با برادر بد دهن و عصبیم به مشکل برخوردم...(بهتر ازاینجا جایی نبود که مطرح کنم مشکلمو)
سلام
من فکر می کنم که باید کلا محیط خونه رو جایی با آرامش تر قرار بدین برای اعضای خانواده و از طرفی سعی کنید زیاد تو دست و پای هم نرید که بین شما و برادرتون کنتاکت بشه.از بحثهای بیهوده در مورد همه چیز بپرهیزید.من بعضی ها رو دیدم تا یک چیزی میگی سریع باهات مخالفت می کنن و آمادگی این رو دارن تا 24 ساعت باهات در موردش بحث کنن!!! میدونی من این جور مواقع چه کار می کنم؟ با لبخند میگم نه حوصله دارم نه وقتشو که در این مورد با شما بحث کنم.بعدشم اون مکان رو ترک می کنم.خلاص.
-
RE: با برادر بد دهن و عصبیم به مشکل برخوردم...(بهتر ازاینجا جایی نبود که مطرح کنم مشکلمو)
عزیزم برادرت ایا الان مشغول تحصیله؟ یا سر کار میره ؟ سربازی رفته؟ به ورزش خاصی علاقه نداره یا دنبال نمی کنه؟ اهل مطالعه هست؟
من فکر میکنم شاید بهتر باشه همزمان عواملی که باعث می شن ایشون خودداریش رو از دست بده کم بشه و در عین حال روشهای خودداری رو هم به اشون یاد بدید. اما اینکار صبر زیادی می طلبه. چون پسرها در سن برادر شما هیجانات زیادی رو تجربه می کنند و انرزی فوق العاده ای دارند که هم باید یاد بگیرند که چطور این هیجانات رو کنترل کنند و هم انرژیشون رو درست تخلیه کنند.
-
RE: با برادر بد دهن و عصبیم به مشکل برخوردم...(بهتر ازاینجا جایی نبود که مطرح کنم مشکلمو)
اجازه بدین من اول یه چیزیو توضیح بدم...واقعا هیچ کدوم از ماها بدون خطا و اشتباه نیستیم..هر کسی که میاد اینجا تاپیک باز میکنه یعنی فهمیده یه جای کار داره میلنگه،یعنی دنبال راه حل اومده...یعنی دوست داره نظر بقیه رو بشنوه و بعد تصمیم بگیره...منم وقتی اینجا تاپیک میزنم و میگم مامانم فلان برادرم بهمان یعنی تموم راه حلهایی که به ذهن خودم میرسیده رو انجام دادم و جواب نگرفتم اومدم اینجا شاید راه حل جدیدی بشنوم یا لااقل یه همدردی که میتونه توان و انرژی ادمو بیشتر کنه..
نمیدونم چرا همچین ذهنیتی پیش اومد که من در برابر خونوادم کوتاهی میکنم..من چه در مورد مادرم چه برادرم و چه ادمای دیگه فقط میتونم چیزایی که میدونم رو بهشون بگم و کمک کنم انجامشون بدن درست مثل اینجا که ما اون حرفی که باید رو میگیم دیگه انجام دادنش با خود طرف هست و حتما هم میدونید تا خود شخص نخواد چیزی عوض نمیشه...پس دست منم تا اندازه ای بازه...
-----------------------------------------
مورد دیگه همون بیرون گود نشستن و گفتن لنگش کن.گاهی ما حتی تجربه مشابه مراجع نداشتیم پس قاعدتا نمیتونیم باهاش هم حسی کنیم پس اگه راه حل میدیم شاید همین کافی باشه و نیاز به محکوم کردن نباشه.
-----------------------------------------
فعلا دندونم درد میکنه بقیشو بعد مینویسم.اما کاش همه ما به چیزایی که نوشتم بیشتر دقت میکردیم:72::72:
-
RE: با برادر بد دهن و عصبیم به مشکل برخوردم...(بهتر ازاینجا جایی نبود که مطرح کنم مشکلمو)
بهار جان سلام
گفته هات همه درست هست و کاملا حق داری
من در پست قبلیم گفتم مشکل کوچکت تا کمی این مشکل برات کم رنگ بشه یا آستانه تحملت بیشتر
حقیقت راه حل خاصی برات ندارم اما تا دلت بخواد میتونم باهات همدردی کنم:310:
اصلا چطوره داداشت زن بدیم راحت بشی از فکرش:311:
بهار عزیز بهتره فعلا به دندونت برسی که از همه چی مهم تره
در آخر بگم که طبق نوشته هات آدم مسئولیت پذیری هستی و فکر نکنم در مقابل خانوادت کوتاهی کنی
موفق باشی عزیزم
-
RE: با برادر بد دهن و عصبیم به مشکل برخوردم...(بهتر ازاینجا جایی نبود که مطرح کنم مشکلمو)
مشکل من با خواهر بی انضباط و لجباز
احساسات متناقض به خونواده
به دادم برسیدچیکار کنم مامان تنبل و بی عارم از جاش بلند شه؟
با برادر بد دهن و عصبیم به مشکل برخوردم...(بهتر ازاینجا جایی نبود که مطرح کنم مشکلمو)
---
اینا تاپیکای شمان! بهتر نیست به جای اصلاح دیگران، خودتون رو اصلاح کنین؟ :305::303:
-
RE: با برادر بد دهن و عصبیم به مشکل برخوردم...(بهتر ازاینجا جایی نبود که مطرح کنم مشکلمو)
سلام بهار جان
امید وارم از حرف من ناراحت نشده باشی ،منم اصلا نخواستم بگم شما در مقابل خانوادت کوتاهی می کنی ...
و می دونم شاید خیلی بیشتر از حد لزوم خودت رو درگیر مشکلات خواهر و برادر و مادرت...می کنی
کلا ی مشکبلی تو دنیای مجازی وارد هست اونم اینکه ما فقط نوشته رو می خونیم و لحن نویسنده و حسش رو نمی تونیم بفهمیم
مثلا ممکنه یک جمله شوخی امیز رو جدی بخونیم و یک لحن دلسوزانه و مهربون رو ،جمله ای محکوم کننده برداشت کنیم.....
برعکسشم هست ممکنه شما جمله ای بنویسید که لحن ناراحتی باشه ولی من حسی که از اون جمله برداشت می کنم این باشه که شما عصبی هستی!
به هر حال بهار جان آنی جون خیلی وقت ها به مراجع می گن سر دوربین رو به سمت خودت برگردون ،منم ی همچین منظوری داشتم ...
ولی خوب الان با توضیحاتی که دادی متوجه شدم که شما خودت عصبی برخورد نمی کنی...
:72::46::72:
-
RE: با برادر بد دهن و عصبیم به مشکل برخوردم...(بهتر ازاینجا جایی نبود که مطرح کنم مشکلمو)
از این میان برنامه ای که وسط تاپیکم پخش کردم:) عذر میخوام و برمیگردم سر اصل مطلب
htp عزیز ممنون از راهنماییت.حرفات درسته منم زیاد باهاش در ارتباط نیستم.منظورم زیاد از حده یعنی جوری که انقد تو دست و پای هم باشیم که خواه نا خواه بینمون اصطکاک بشه و دقیقا منم اکثر اوقات میگم اصلا بیخیال..کلا داداشم وقتی به یه موضوعی پیله میکنه دیگه ول نمیکنه..مثلا پدرم خسته است برادرم میاد ازش درخواستی میکنه پدرم موافقت نمیکنه برادرم شروع به بحث میکنه..چند بار بهش گفتم وقتی میبینی شرایط جور نیست بحث نکن بذار برای یه وقت دیگه..مثلا زمانی که خسته نیست و سرحاله...خوب همین موقعیت نشناسیش باعث میشه بحثش بشه با طرف مقابلش..یا در برابر خواهرم که سنش کمه سعه صدر نداره یا در مقابل دوستاش و...
دلجو جان برادرم دانشجوئه..کار میکنه اما نه دائمی..خودش یه کاری رو شروع کرده...ورزش و مطالعه هم نه...میگه حوصله کتاب خوندن ندارم.
خوبه بهش بگم بره کلاس ورزشی.
ویدای عزیز ممنون.به دندونم رسیدم اونروز از دندونپزشکی اومده بودم داشت بی حسیش یواش یواش میرفت اما الان خوبم...فیلمی داشتیم تو دندونپزشکی:311:.
نقل قول:
اصلا چطوره داداشت زن بدیم راحت بشی از فکرش311
یا چطوره من شوهر کنم و برم؟:)
کلا خوشم میاد ویدا جون خیلی به ادم امید میدی.:72:
rude boy عزیز...ممنونم...خوب یه راه دیگه هم هست که من کلا بیخیال بشم و به خودم بگم به من چه که خواهرم بی انضباطه؟داداشم عصبیه..خوب باشه...به من چه؟
مامانم از جاش بلند نمیشه؟خوب نشه..منم دست به سیاه و سفید نمیزنم...به من چه که کارا چطوری انجام میشن...:)
خوب با این راه حل موافقی؟:72:
اما بذار یه چیزیو همینجوری بهت بگم..نمیدونم پسری یا دختر و چند سالته؟متاهلی یا مجرد اما اینو بدون اصل و اساس یه خونواده مادر هست و بعد پدر و بعد بچه ها
مادر میتونه خونه و خونواده رو مدیریت کنه..میتونه جهت زندگی رو مشخص کنه...لازم نیست همه کارا رو تنهایی انجام بده اما اگه بتونه کل اوضاع رو تو دستش داشته باشه میشه هر کسی یه قسمت از بار خونواده رو دستش بگیره و چرخ زندگی بچرخه...اما وقتی مادر نتونه این کارو بکنه..شیرازه زندگی از هم میپاشه..همه میخوان تلاش کنن اما اکثر تلاشها پِرت میشه..چون هم جهت نیستن..چون برنامه ای در کار نیست...کارایی که ما میکنیم رو بنا هست اما باید اصل و اساس درست باشه...خوب اگه شما از نزدیک با ما اشنا بودی شاید نظر متفاوتی میداشتی.
نازنین جان درسته..ممنونم
-
RE: با برادر بد دهن و عصبیم به مشکل برخوردم...(بهتر ازاینجا جایی نبود که مطرح کنم مشکلمو)
نقل قول:
خوب یه راه دیگه هم هست که من کلا بیخیال بشم و به خودم بگم به من چه که خواهرم بی انضباطه؟داداشم عصبیه..خوب باشه...به من چه؟
راه درستش هم همینه، آدما تغییر نمی کنن مگر اینکه خودشون بخوان.
شما به عنوان دختر اون خانواده وظیفه ای (حتی توانایی) برای اصلاح کل خانواده و هم جهت کردن تلاش ها نداری