حق هایی که شوهرم ازم گرفته..تو رو خدا کمکم کنید..
سلام...
من سارا هستم 22 سالمه و یک ساله که ازدواج کردم..خونه دار هستم..
شوهرم23سالشه و بوتیک لباس فروشی داره...
توی دورانی که من باشوهرم گذروندم لحظات خوب و بدی گذشته و من تونستم بعضی از اخلاقای بد شوهرمو کنترل کنم...یککی از اون اخلاقاش کتک زدن بود که خوشبختانه دیگه تموم شده...
مشکل من اینه که از وقتی من با شوهرم ازدواج کردم اون تقریبا همه آزادی های منوازم گرفته..
نمی زاره شمارمو به هیچ کس بدم حتا عمه ها و خاله هام...
نمی زاره هیچ وقت تنها برم بازار یا آرایشگاه...
هربارکه بخوام جایی برم نمی زاره برم سرخیابون و سوارتاکسی شم میگه با آژانس برو...
نمی زاره وبلاگ داشته باشم یا عضو سایت هابشم و حداقل کمی سرگرم باشم..
نمی دونم چرا اینجور می کنه ولی حس می کنم اسیر شدم..
من خیلی تو خونه تنهام و جایی نمی رم و دلم می خواد سرگرم باشم..حس کنم شوهرم بهم اعتماد داره و آزادم بزاره اما ...
خیلی دلم گرفته..نمی دونم چکار کنم که قبول کنه اینا حق های منه و باید راحت باشم...
تو رو خدا کمکم کنید که چکار کنم؟؟؟
RE: حق هایی که شوهرم ازم گرفته..تو رو خدا کمکم کنید..
من مشکلمو این جا مطرح کردم چون اذیت می شدم ..چون دسترسی به مشاور ندارم و به کمکتون احتیاج دارم..اما مثل اینکه اینجا هم کسی کمکی نمی کنه...
RE: حق هایی که شوهرم ازم گرفته..تو رو خدا کمکم کنید..
سارای عزیز
دلیل این رفتارهای شوهرتون چیه ؟ ایا زیادی غیرتیه ؟ آیا از شما موردی دیده که باعث این حس شده ؟ به جامعه خیلی بدبینه که نمیزاره مثلا سوار تاکسی بشید؟
چرا شما رو کتک می زده؟
در برخورد با این قضیه می تونی دو موضع داشته باشی.
یکی مبارزه برا احقاق حقتون
دیگری اعتماد سازی با نشون دادن رفتارهائی که باعث ایجاد فضای اعتماد میشه.
RE: حق هایی که شوهرم ازم گرفته..تو رو خدا کمکم کنید..
سارا جون سلام
خیلی خوش اومدی به همدردی
ناراحت نباش عزیزم.
انگار این تالار همدردی، یه گوشه جدا از دنیاس و آدماش با همه فرق دارن و خالصانه به آدم کمک میکنن. من مطمئنم که تو تاپیک توام میان. میان و بهت کمک میکنن . کمی تحمل کن.
سالا جون
به نظر من شوهرتون سن کمی دارن . کمی که پخته تر بشن و زمان بگذره، قطعا این رفتاراشون کمتر میشه.
اما این به این معنا نیست که به شما اعتماد ندارن. چرا چنین فکردی کردی؟ حتما بهت اعتماد دارن. اما شاید به این طریق ی خوان بیشتر از ناموسشون مواظبت کنن. قضاوت نکن که بی اعتمادن.
من متوجه یه چیزی شدم . کسانی که مشاغلی مثل شوهرشما دارن که روزانه با هزار تا زن و دختر و مرد و ... تو مغازه شون برخورد دارن، بیشتر این نگرانی رو دارن. میبینن که چه مسائلی تو جامعه وجود داره. چه گرگهایی که ....
اونوقته که فکر میکنن با دور نگه داشتن شما از اجتماع، بهتر میتونن ازتون مراقبت کنن.
البته جای نگرانی نیست. مثل رفتار کتک زدن که کنترل کردین، این رو هم کنترل خواهید کرد. شک نکنید.
شاید برای شروع بهتر باشه با کسی که شوهرتون ایشون رو امین میدونن، مثلا خواهر شوهر یا شخصی از فامیلاشون، برای یه کلاس تفریحی برنامه ریزی کنید. اون موقع می تونید با کمی سیاست ، اجازشو بگیرین.
در مورد استفاده از اینترنت، خیلیا این طورین. فکر می کنن که چه خیره تو نت و فساد داره تو وبلاگا موج میزنه. اما از اونجایی که همه چیز داره به سمت الکترونیک شدن پیش میره ، این مسائل هم حل میشه.
راستش چیز زیادی بلد نیستم که راهنماییت کنم. مطمئنم دوستای خوب مشاور تالار حتما بهت سر میزنن. فعلا.
RE: حق هایی که شوهرم ازم گرفته..تو رو خدا کمکم کنید..
نقل قول:
نوشته اصلی توسط baby
سارای عزیز
دلیل این رفتارهای شوهرتون چیه ؟ ایا زیادی غیرتیه ؟ آیا از شما موردی دیده که باعث این حس شده ؟ به جامعه خیلی بدبینه که نمیزاره مثلا سوار تاکسی بشید؟
چرا شما رو کتک می زده؟
در برخورد با این قضیه می تونی دو موضع داشته باشی.
یکی مبارزه برا احقاق حقتون
دیگری اعتماد سازی با نشون دادن رفتارهائی که باعث ایجاد فضای اعتماد میشه.
ممنونم که اومدین تا راهنمائیم کنید...راستش من اوایل موقع عقد خودم تنها بیرون می رفتم و حتا شوهرم هیچ کاری باهام نداشت بعد برادرش یه روز بهش گفت که نزار سارا تنها بیاد بیرون خوب نیست..چون اینجا محیط شهرستانیه..از اون روز من دیگه تنها بیرون نرفتم و در مورد تاکسی هم نمی دونم والا...تاچند ماه پیش کاری نداشت و حتا دانشگاه من شهر دیگه ایی بود و خودم تنها می رفتم میومدم و واقعا هم مشکلی پیش نیومد..اما چند وقته که اصلا نمی زاره..خودم ازش پرسیدم مساله اعتماد نداشتن به منه یا جامعه اما جواب سر بالا داد و گفت نمی دونم...
در مورد کتک زدن هم موقع دعواهامون اصلا نمی تونست انتقاد پذیر باشه و فقط حرف خودشو قبول داشت منم هرچی سعی می کردم با مهربونی حالیش کنم که اونم مقصره قبول نمی کرد و کارمون به کتک می کشید..اما دیگه موقع دعوا چیزی نمی گم و وقتی آرووم شد حرفامو می زنم هر چند بازم حرف حرف خودشه..
واقعا برام سخته...منم دلم می خواد راحت باشم نه اینجوری...اینقدر اذیت میشم که دارم به جدایی فکر می کنم..
نقل قول:
نوشته اصلی توسط mehrabooni
سارا جون سلام
خیلی خوش اومدی به همدردی
ناراحت نباش عزیزم.
انگار این تالار همدردی، یه گوشه جدا از دنیاس و آدماش با همه فرق دارن و خالصانه به آدم کمک میکنن. من مطمئنم که تو تاپیک توام میان. میان و بهت کمک میکنن . کمی تحمل کن.
سالا جون
به نظر من شوهرتون سن کمی دارن . کمی که پخته تر بشن و زمان بگذره، قطعا این رفتاراشون کمتر میشه.
اما این به این معنا نیست که به شما اعتماد ندارن. چرا چنین فکردی کردی؟ حتما بهت اعتماد دارن. اما شاید به این طریق ی خوان بیشتر از ناموسشون مواظبت کنن. قضاوت نکن که بی اعتمادن.
من متوجه یه چیزی شدم . کسانی که مشاغلی مثل شوهرشما دارن که روزانه با هزار تا زن و دختر و مرد و ... تو مغازه شون برخورد دارن، بیشتر این نگرانی رو دارن. میبینن که چه مسائلی تو جامعه وجود داره. چه گرگهایی که ....
اونوقته که فکر میکنن با دور نگه داشتن شما از اجتماع، بهتر میتونن ازتون مراقبت کنن.
البته جای نگرانی نیست. مثل رفتار کتک زدن که کنترل کردین، این رو هم کنترل خواهید کرد. شک نکنید.
شاید برای شروع بهتر باشه با کسی که شوهرتون ایشون رو امین میدونن، مثلا خواهر شوهر یا شخصی از فامیلاشون، برای یه کلاس تفریحی برنامه ریزی کنید. اون موقع می تونید با کمی سیاست ، اجازشو بگیرین.
در مورد استفاده از اینترنت، خیلیا این طورین. فکر می کنن که چه خیره تو نت و فساد داره تو وبلاگا موج میزنه. اما از اونجایی که همه چیز داره به سمت الکترونیک شدن پیش میره ، این مسائل هم حل میشه.
راستش چیز زیادی بلد نیستم که راهنماییت کنم. مطمئنم دوستای خوب مشاور تالار حتما بهت سر میزنن. فعلا.
ممنونم..
راستش منم می دونم بازاری ها به خاطر شغلشون بیشتر نگرانی دارن ..چون من که میرم تهران اونجا می تونم راحت تنها این ور اون ور برم و شوهرم چیزی نمی گه..اما خب دوست دارم اجازشو بده و من اجازشو داشته باشم...خودمم راحت ترم تا با آژانس برم جایی ..یا برای خرید تنها نرم اما همین که ازم منع می کنه اذیت میشم...
RE: حق هایی که شوهرم ازم گرفته..تو رو خدا کمکم کنید..
سارا جان
می دونم خیلی سخته اما فکر جدائی رو از سرت بیرون کن ، اصلا اجازه نده که این موضوع تو ذهنت بیاد ، تا بتونی در جهت مثبت و برا حل این مسائل راه حل پیدا کنی.
اول اینکه خیلی صبور باش ، آرام آرام محدوده آزدای خودت رو بیشتر کن. این قضیه قابل حله
مثلا تلفنت رو از طریق مادر در اختیار فامیل قراربده ، البته چه بخوای چه نخواهید ، فامیل تلفن شما رو خواهند گرفت. پس این یه محدودیت که حل شد.
برا بیرون رفتن با آزانس برو ، برا شما که راحت تره. بعد با همسرت صحبت کن ، آمار هزینه آزانس رو بده مثلا در این ماه 120 هزار تومتن هزینه آژانس دادم . همین !
خرید خونه رو هم که با هم میرید ، قطعا اگه مشغله های همسرتون زیاد بشه از عهده همه کارها برنخواهد اومد. وقتی کمبودی از لحاظ مایحتاج منزل پیش اومد بدون اینکه به رخش بکشی ، شما هم از وضعیت موجود ابراز ناراحتی کن. دقت کن از وضع موجود نه از همسرت !
عضو سایت هم که شدی ، سایت خوبی رو هم برا عضویت انتخاب کردی. در جهت حل مشکلاتت در این سایت مقالات و نوشته های بسیار مفیدی می تونی پیدا کنی.
برا وبلاگت هم می تونی فعلا مطالبش رو آماده کنی. موضوعاتی رو که می خوای (اگه زمان دار نیستند) تایپ کن و آماده داشته باش. بعدا سر فرصت اونا رو در وبلاگت قرار بده.
حالا بفرمائید دعواهاتون عمدتا در چه خصوصی بوده؟
RE: حق هایی که شوهرم ازم گرفته..تو رو خدا کمکم کنید..
نقل قول:
نوشته اصلی توسط baby
سارا جان
می دونم خیلی سخته اما فکر جدائی رو از سرت بیرون کن ، اصلا اجازه نده که این موضوع تو ذهنت بیاد ، تا بتونی در جهت مثبت و برا حل این مسائل راه حل پیدا کنی.
اول اینکه خیلی صبور باش ، آرام آرام محدوده آزدای خودت رو بیشتر کن. این قضیه قابل حله
مثلا تلفنت رو از طریق مادر در اختیار فامیل قراربده ، البته چه بخوای چه نخواهید ، فامیل تلفن شما رو خواهند گرفت. پس این یه محدودیت که حل شد.
برا بیرون رفتن با آزانس برو ، برا شما که راحت تره. بعد با همسرت صحبت کن ، آمار هزینه آزانس رو بده مثلا در این ماه 120 هزار تومتن هزینه آژانس دادم . همین !
خرید خونه رو هم که با هم میرید ، قطعا اگه مشغله های همسرتون زیاد بشه از عهده همه کارها برنخواهد اومد. وقتی کمبودی از لحاظ مایحتاج منزل پیش اومد بدون اینکه به رخش بکشی ، شما هم از وضعیت موجود ابراز ناراحتی کن. دقت کن از وضع موجود نه از همسرت !
عضو سایت هم که شدی ، سایت خوبی رو هم برا عضویت انتخاب کردی. در جهت حل مشکلاتت در این سایت مقالات و نوشته های بسیار مفیدی می تونی پیدا کنی.
برا وبلاگت هم می تونی فعلا مطالبش رو آماده کنی. موضوعاتی رو که می خوای (اگه زمان دار نیستند) تایپ کن و آماده داشته باش. بعدا سر فرصت اونا رو در وبلاگت قرار بده.
حالا بفرمائید دعواهاتون عمدتا در چه خصوصی بوده؟
ممنون از راهنمائیتون..
اگه مامانم شمارمو به فامیل بده شوهرم غوغا می کنه و کلی ازشون ناراحت میشه...
در مورد آزانش از این به بعد انجام میدم...
در مورد خرید خونه هم باید تلاشمو بکنم...
دعواهامون بیشتر از این شروع میشه که شوهرم اصلا نمی خواد قبول کنه که بعضی کاراش اشتباهه..خودخواهه..مثلا منو از این چیزا محروم کرده ولی خودش همون آزادی مجردیشو داره و اگه من گلایه کنم می گه همینه که هست و اگه بیشتر گیر بدم میگه می خوای بخواه نمی خوای برو...
خیلی دلم میگیره که اینجوری می گه...
وقتی تو خونه اییم خیلی بهم ابراز علاقه می کنه اما همین که جایی میریم ساکت میشه انگار نه انگار منم هستم و کمی باهام حرف بزنه..فکر می کنه اگه جلو دیگران تحویلم بگیره بهش میگن زن ذلیل...
چند روز پیش سالگرد ازدواجمون بود من با کلی شوق براش کادو گرفتم وشوهرم خودش رفت و کیک سفارش داد شب که مهمونا اومدن همه کادو دادن ولی شوهرم هیچی..اونا که رفتن اصلا به روشم نیاوردم خودش فهمید و پرسیدم چطور کادو نگرفتی گفت یادش رفته...آخه مگه میشه...؟؟
من خیلی احساساتی ام دلم می خواد اون هم باهام کنار بیاد..همون جوری که من صبوری می کنم اونم درکم کنه ولی اصلا اینجوری نیست...
RE: حق هایی که شوهرم ازم گرفته..تو رو خدا کمکم کنید..
عزیزم این مشکل رو خیلی از مردها دارند. البته شوهر خود من هم داشت و خیلی مشکلات دیگه مه منجر به جدائیمون شد. فکر میکنم باید بهش اطمینان خاطر بدید که از پس خودتون بر می آین. شاید کم کم عوض بشه.
RE: حق هایی که شوهرم ازم گرفته..تو رو خدا کمکم کنید..
عزیزم نگران نباش باید یکم زمان بگذره تا شوهرت شما رو بهتر بشناسه خودت هم می تونی بیشتر کمک کنی مثلا حجابت رو بهتر کن و در صحبت کردن با مردهای فامیل مخصوصا جلو شوهرت بیشتر مراقب باش
RE: حق هایی که شوهرم ازم گرفته..تو رو خدا کمکم کنید..
عزیزم نگران نباش باید یکم زمان بگذره تا شوهرت شما رو بهتر بشناسه خودت هم می تونی بیشتر کمک کنی مثلا حجابت رو بهتر کن و در صحبت کردن با مردهای فامیل مخصوصا جلو شوهرت بیشتر مراقب باش
RE: حق هایی که شوهرم ازم گرفته..تو رو خدا کمکم کنید..
نقل قول:
نوشته اصلی توسط 100maah
عزیزم این مشکل رو خیلی از مردها دارند. البته شوهر خود من هم داشت و خیلی مشکلات دیگه مه منجر به جدائیمون شد. فکر میکنم باید بهش اطمینان خاطر بدید که از پس خودتون بر می آین. شاید کم کم عوض بشه.
الان از جدائیت راضی هستی؟
اگه برگردی عقب سعی می کنی زندگیتو بسازی یا باز جدا میشدی؟
RE: حق هایی که شوهرم ازم گرفته..تو رو خدا کمکم کنید..
سارای عزیز
در خصوص اینکه بدون اجازه شوهرت ،شماره تلفنت رو به فامیل بدی و یا با پنهان کاری از همسرت اون آزادی که ازت سلب شده را بخواهی احیا کنی ، به نظرم بازی کردن با آتش هست
اگه شوهرت از این سایت نیز با خبر شد و تو رو شناخت ، جوری بیان کن که برای بهتر شدن رابطه خودت و همسرت به دنبال مقاله و راهکار هستی
همون جور که خودت گفتی قبلا همسرت اصلا این محدودیت ها را اعمال نکرده بود اما با گفتن حرف برادرشوهرت این رفتارها رو داره نشون میده
هر معلولی علتی داره
و مطمئن باش که شوهرت صرف فقط گفتن برادرش یک شبه از این رو به اون رو نمیشه
دوما اینکه بهت گفته آژانس بگیر از نظر من نشانه ی خوبی است چرا که اگر شک داشت و اصلا به تو اعتماد نداشت در خونه رو قفل می کرد و کلید رو هم با خودش می برد و اصلا اجازه ارتباط گرفتن با محیط بیرون رو بهت نمی داد
مسلما شما وقت های زیادی در خانه داری که به نوعی باید پر کنی
حالا با ایجاد وبلاگ و یا تلفن با آشنایان و یا بیرون رفتن و وقت گذراندن با دوستان خودت
که این حق مسلم شماست ... هرچند راههای دیگری هم میتونه باشه
همون طور که خودت گفتی این حق ازت گرفته شده لذا با صبری که از خودت نشون دادی (در همون قضیه دست بزن داشتن) این بار هم میتونی با صبر و مرور زمان در صدد اصلاح رفتار شوهرت بربیایی
=====
روی رفتار خودت و حرف هایی که زدی خوب دقت کن ببین آیا ناخواسته حرفی نزدی و یا کاری نکردی که باعث این مسئله شده باشه؟
بیین از فامیل و دوست آشنا بدون منظور تاثیر نپذیرفتی که توی زندگیت مطرح کرده باشی که شوهرت خوشش نیومده باشه ؟
بررسی کن ببین حرفهایی که به فامیل زده ای آیا به گوش شوهرت نرسیده؟اگه رسیدی ایا دقیقا همون منظور خودت بوده یا نه ؟ شاید برداشت نادرستی به گوش شوهرت رسیده باشه؟
با برادر شوهرت حرفی و یا سخنی نداشته ای که با او بحث کرده باشی؟ برادر شوهرت ازت ناراحتی نداره؟
از خواستگارهای قبلی ات به شوهرت با آب و تاب نگفتی؟ اظهار نکردی که هنوز هم خواستگار داری؟ حتی توی دعواهاتون به همسرت نگفتی که کسی هست که تو رو بخواد؟
قبلا با همسرت دوست نبودی؟
همه اینها عللی بود که به ذهن من رسید
خودت بیشتر کنکاش کن منتها جوری که توی خونه درهم و برهم و ساکت و گوشه گیر نباشی .. روال عادی رو داشته باش ولی روی رفتار خودت و حرف هایت بیشتر دقت کن
به نظر من اگه علت یابی بشه سریع تر راه حل رو پیدا میشه کرد
و یه نکته : زندگی که با همسرت شروع کردی و الان به اینجا رسیده ، ارزش تلاش برای حفظ کردنش رو داره یا نه؟
RE: حق هایی که شوهرم ازم گرفته..تو رو خدا کمکم کنید..
نقل قول:
نوشته اصلی توسط بالهای صداقت
سارای عزیز
در خصوص اینکه بدون اجازه شوهرت ،شماره تلفنت رو به فامیل بدی و یا با پنهان کاری از همسرت اون آزادی که ازت سلب شده را بخواهی احیا کنی ، به نظرم بازی کردن با آتش هست
اگه شوهرت از این سایت نیز با خبر شد و تو رو شناخت ، جوری بیان کن که برای بهتر شدن رابطه خودت و همسرت به دنبال مقاله و راهکار هستی
همون جور که خودت گفتی قبلا همسرت اصلا این محدودیت ها را اعمال نکرده بود اما با گفتن حرف برادرشوهرت این رفتارها رو داره نشون میده
هر معلولی علتی داره
و مطمئن باش که شوهرت صرف فقط گفتن برادرش یک شبه از این رو به اون رو نمیشه
دوما اینکه بهت گفته آژانس بگیر از نظر من نشانه ی خوبی است چرا که اگر شک داشت و اصلا به تو اعتماد نداشت در خونه رو قفل می کرد و کلید رو هم با خودش می برد و اصلا اجازه ارتباط گرفتن با محیط بیرون رو بهت نمی داد
مسلما شما وقت های زیادی در خانه داری که به نوعی باید پر کنی
حالا با ایجاد وبلاگ و یا تلفن با آشنایان و یا بیرون رفتن و وقت گذراندن با دوستان خودت
که این حق مسلم شماست ... هرچند راههای دیگری هم میتونه باشه
همون طور که خودت گفتی این حق ازت گرفته شده لذا با صبری که از خودت نشون دادی (در همون قضیه دست بزن داشتن) این بار هم میتونی با صبر و مرور زمان در صدد اصلاح رفتار شوهرت بربیایی
=====
روی رفتار خودت و حرف هایی که زدی خوب دقت کن ببین آیا ناخواسته حرفی نزدی و یا کاری نکردی که باعث این مسئله شده باشه؟
بیین از فامیل و دوست آشنا بدون منظور تاثیر نپذیرفتی که توی زندگیت مطرح کرده باشی که شوهرت خوشش نیومده باشه ؟
بررسی کن ببین حرفهایی که به فامیل زده ای آیا به گوش شوهرت نرسیده؟اگه رسیدی ایا دقیقا همون منظور خودت بوده یا نه ؟ شاید برداشت نادرستی به گوش شوهرت رسیده باشه؟
با برادر شوهرت حرفی و یا سخنی نداشته ای که با او بحث کرده باشی؟ برادر شوهرت ازت ناراحتی نداره؟
از خواستگارهای قبلی ات به شوهرت با آب و تاب نگفتی؟ اظهار نکردی که هنوز هم خواستگار داری؟ حتی توی دعواهاتون به همسرت نگفتی که کسی هست که تو رو بخواد؟
قبلا با همسرت دوست نبودی؟
همه اینها عللی بود که به ذهن من رسید
خودت بیشتر کنکاش کن منتها جوری که توی خونه درهم و برهم و ساکت و گوشه گیر نباشی .. روال عادی رو داشته باش ولی روی رفتار خودت و حرف هایت بیشتر دقت کن
به نظر من اگه علت یابی بشه سریع تر راه حل رو پیدا میشه کرد
و یه نکته : زندگی که با همسرت شروع کردی و الان به اینجا رسیده ، ارزش تلاش برای حفظ کردنش رو داره یا نه؟
راستش ما تقریبا 7ماه با هم دوست بودیم و بعد نامزدش شدم..توی این رابطه خونواده شوهرم درجریان بودن ولی خونواده من نه...
برادرشوهرم خیلی باهام خوب بود ولی وقتی زن گرفت کلی عوض شد و اونم همین سخت گیری ها رو روی زنش داره..
دلم می خواد بهم این اجازه رو بده ..من خودم حد و مرز رو می فهمم و می دونم چطور برخورد کنم که اونم قبول کنه اما منع که می کنه ذهنم به هم میریزه..
وقتی نامزد شدیم فهمید یکی از پسرعمه ها خواستگار سرسختمه..من به خاطر شوهرم قیو اون خونواده عمه مو زدم و دیگه باهاشون رفت و امد نمی کنم...
به نظر شما باید الان چکار کنم؟
RE: حق هایی که شوهرم ازم گرفته..تو رو خدا کمکم کنید..
دوستان و مشاورین عزیز چرا دیگه راهنمائیم نمی کنید...؟؟
RE: حق هایی که شوهرم ازم گرفته..تو رو خدا کمکم کنید..
نقل قول:
نوشته اصلی توسط sara 838
نقل قول:
نوشته اصلی توسط 100maah
عزیزم این مشکل رو خیلی از مردها دارند. البته شوهر خود من هم داشت و خیلی مشکلات دیگه مه منجر به جدائیمون شد. فکر میکنم باید بهش اطمینان خاطر بدید که از پس خودتون بر می آین. شاید کم کم عوض بشه.
الان از جدائیت راضی هستی؟
اگه برگردی عقب سعی می کنی زندگیتو بسازی یا باز جدا میشدی؟
سارا جان
فرض کن پاسخ هر دو سوال شما مثبت باشه !! میخوای مقایسه کنید ؟
اگه صدماه بعد از جدائی احساس آرامش داره ... معنیش این نیست که طلاق راه حل خوبی برا مساله شما باشه.
قدم اول و مهم برا یافتن راه حلها اینه که محکم و قوی باشی و اصلا اجازه ندی فکر جدائی تو ذهنتون جائی برا جولان داشته باشه.
بسیار دیده ام که زوجهای جوان به محض بروز مشکل (از دید من مشکلات بسیار کوچک) شناسنامه در دست به سمت دادگاه می روند. شاید قصدشون تهدید باشه اما اثر تخریبی این رفتار - و یا گفتار نسنجیده در خصوص طلاق و جدائی - تا مدتها باقی می مونه.
RE: حق هایی که شوهرم ازم گرفته..تو رو خدا کمکم کنید..
خانم ساراي عزيز سلام
اينقدر بيتابي نكن به تاپيك بچه ها سر بزن ببين هر كسي يه مشكلاتي داره . خيلي چيزها ازشون ياد ميگيري اينقدر هم زود حرف جدايي رو نيار كه جدايي واقعي از حرف شروع ميشه به عمل ميرسه...
RE: حق هایی که شوهرم ازم گرفته..تو رو خدا کمکم کنید..
وای عزیزم درکت میکنم نگران نباش خدا بزرگه سعی کن جدی برخورد کنی زیاد رو نده بهش!!!
و این رو بدون یکی اینجاست که همهٔ این مشکلات تورو داره با ۱۰۰۱ مشکله بیشتر
خوشحال میشم به لینک من سر بزنید و راجع به مشکلم کمکم کنیدhttp://www.hamdardi.net/thread-17477.html
RE: حق هایی که شوهرم ازم گرفته..تو رو خدا کمکم کنید..
سلام سارا جان
من 10 ساله که زندگی مشترک دارم، ابتدای ازدواج هم همین مشکلات رو من داشتم و همسرم خیلی مراقب من بود علتش هم این بود که فکر می کرد ممکنه کسی از روی دشمنی و سادگی من بخواد مشکلی برای من و زندگی مشترکمون ایجاد کنه و دوم اینکه همسرم احساس مسئولیت زیادی رو دوشش بود که فکر می کرد باید اینجوری و با این کنترل ها این مسئله رو پوشش بده ولی بعد از 2 - 3 سال به مرور این مشکلات برطرف شد. شما هم کمی تامل و صبر پیشه کن.
RE: حق هایی که شوهرم ازم گرفته..تو رو خدا کمکم کنید..
سارا جان سلام
دوستان راهنمایی های خوبی بهت دادن من فقط یه نکته میخاستم یاداوری کنم
مردها گاهی فکر میکنن که زنشون خیلی ادم پاک و ساده ای هست و امکان داره یه ادم زرنگ بتونه به راحتی گولشون بزنه
روی همین فکر کمی همسرشون رو محدود میکنن و پیش خودشون پیشگیری انجام دادن
با مرور زمان اغلب این مشکلات حل میشه شما میتونی بهش اطمینان بدی ادم عاقلی هستی و مشکلی برات پیش نمیاد
این یه فرضه که به ذهنم رسید شاید درست هم نباشه
در هر حال امیدوارم مشکلت حل بشه عزیزم:310:
RE: حق هایی که شوهرم ازم گرفته..تو رو خدا کمکم کنید..
:72:سلام
دوست عزیز
من کاملا درکت میکنم و نمی دونم این حرفی که الان می خوام بزنم درسته یا نه.
اما ادم شکاک و بدل که حتما نباید در و قفل کنه و ... این دیگه مال مرحله آخره
نمی دونم با اختلال شخصیت پارانوئید اشنا هستی یا نه . و امیدوارم که در مورد همسر شما صدق نکنه.اما بد نیست برای اگاهی خودت این مقاله رو بخونی و اگه همسرت دارای برخی از این خصوصیات هست دلیلش رو متوجه شی . و بتونی بهتر فکر کنی و تصمیم بگیری . البته درمان هم داره به شرطی که همسرت هم بخواد.
همچنین شاید حرفام نگرانت کرده باشه اما چون اومدی اینجا که مشکلت رو ریشه یابی کنی منم اطلاعاتی که داشتم رو در اختیارت گذاشتم که فقط کمکی باشه.
شاید هم نظر من درست نباشه . بهتره این مطلبی که گذاشتم رو بخونی و با رفتارهایی که همسرت داره مقایسه کنید و بعد نتیحه گیری کنی.
http://www.niazemarkazi.com/article/pdf/10001220.html
موفق باشی گلم.
RE: حق هایی که شوهرم ازم گرفته..تو رو خدا کمکم کنید..
سارا جان من الان 8 ساله با همچین شوهری حتی بدتر دارم زندگی میکنم الان دیگه احساس میکنم خیلی داغون شدم تو الن تو چه وضعی هستی؟