-
صداقت به چه قيمت ؟ آيا صداقت هميشه خوبه ؟
سلام به همگي دوستان خوب و قديميم توي تالار همدردي ... به خصوص baby عزيز :72:كه به دليل عضو نبودنم توي سايت نتونستم جوابشون رو بدم.
راستش واسه من يه سوالي در رابطه با ازدواج پيش اومده كه دلم ميخواد نظر بقيه رو بدونم ....
راستش من قبلنا فكر ميكردم كه صداقت توي همه ي مسائل خيلي خوبه ولي الان دارم به اين نتيجه ميرسم كه اينطور نيست ....
راستش گاهي صداقت به آدم ضربه ميزنه .... ( منظورم صداقت راجع به گذشته است )
مثلا مثل همين چند تا تاپيكي كه توي همين تالار ديدم ، متوجه شدم كه اين صداقت اصلا باعث خراب شدن رابطه ميشه
منظورم از صداقت ، صداقت در زمان حال نيست ، بلكه بيرون ريختن ماجراهاي گذشته ي زندگي هستش كه نا خوشاينده
مثلا يه خانم و آقا با هم رابطه ي خوبي دارن ،خانومه گذشته ي خوبي نداشته و به آقا اعتماد ميكنه و گذشته ي پر از گناهشو واسه آقا رو ميكنه
و حالا آقا هرچي فكر ميكنه ميبينه كه نميتونه اين خانم رو به خاطر كارهاي اشتباه گذشته اش ببخشه و حتي شك و ترديد رو هم نميتونه از خودش دور كنه و رابطه به هم ميريزه
يا مثلا آقاهه 10 سال پيش مشروب ميخورده و حالا مثلا ميخواد بگه من صادقم و به خانمه اين حرف رو ميزنه و حالا خانمه به خاطر اينكه آقاهه 10 سال پيش مشروب ميخورده ، ميره توي دو دلي و رابطه ي خوبشون خراب ميشه
خودمم همچين تجربه اي رو دارم ..... مثلا به يه خواستگار كه گفتم يه بار تجربه ي دوستي رو داشتم وقبلنا عاشق شدم ، خيلي جا خورد و سرد شد .... گرچه واسم مهم نبود
ولي دلم نميخواد كه به خاطر گذشته ام ، آينده ام خراب بشه .....من نميگم دوستي خوبه ولي به هر حال براي اكثر جوونا پيش مياد كه دوستي با جنس مخالف داشته باشن ، حالا به هر نيت ، مثل دوستي ساده يا دوستي با قصد ازدواج يا .....حالا هر چقدر هم كه از نظر عرف بد باشه ، بلاخره چيزي نيست كه بشه جلوشو گرفت چون توي اين سن و سال كسي به حرف بزرگترها گوش نميده، و توي جامعه ي امروز ما خيلي پيش مياد ( حالا هرچقدر هم كه به آدم ضربه بزنه و ناراحت كننده و اشتباه باشه) درسته كه اين دوستي اي كه داشتم( البته با قصد ازدواج از جانب من ) از نظر روحي خيلي بهم ضربه زد و ناراحتم كرد (الانم دوستي رو به كسي پيشنهاد نميكنم به هيچ وجه ) ولي از اينكه قبلا با يكي دوست بودم ، با اينكه خيلي اذيتم كرد ،پشيمون نيستم چون يه درسي گرفتم و خيلي خيلي كمكم كرد كه تجربه ام بيشتر بشه و اينقدر ساده به زندگي نگاه نكنم ... حالا ديگه ساده انگارانه به ازدواج نگاه نميكنم و از اين بابت خيلي خوشحالم ، چون ديدم به زندگي خيلي واقع بينانه تر شده
ولي مشكل من اينجاست كه اگه بخوام به خواستگارام راجع به دوستي اي كه قبلا داشتم بگم ، اكثرا باعث تغيير عقيده شون ميشه .... البته دست خودشونم نيست كه احساس بدي پيدا ميكنن
ميخواستم نظر شما دوستان رو بدونم ، اينكه آيا اشكالي نداره كه آدم موقع ازدواج همه ي واقعيتهاي مربوط به گذشته اش رو بازگو نكنه ؟؟؟؟ آخه بازگو كردنش جز ناراحتي و شك و ترديد و بد دلي طرف مقابل ، هيچ نتيجه اي رو در بر نداره !!!
حالا از اون طرف، نگفتن اين موضوعات نامردي به حساب نمياد ؟
از طرفي اگه قرار باشه به هر خواستگاري كه مياد همه ي مسائل گذشته ات رو باز گو كني كه ديگه كم كم كل دنيا از گذشته ات با خبر ميشن !!!!
از اون طرف اگه بذاري يكم بعد تر يعني مثلا بعد از نامزدي به طرفت بگي ، طرفت شاكي ميشه كه چرا زودتر بهش نگفتي و .....
خلاصه ميخواستم نظر شما رو بدونم .........
-
RE: صداقت به چه قيمت ؟ آيا صداقت هميشه خوبه ؟
سلام
اگر اشتباه نکنم اسمتون رویا بود . خوشحالم از این که دوباره تو تالار می بینمتون . :72:
راستش نظر من کلا اینه که اگه قراره چیزی تو زندگی باشه که نشه به همسرت بگی یا ترس از دست دادن همسرت رو با بیان واقعیت داشته باشی خیلی بهتره که همچین چیزی پیش نیاد .
اما در مورد شما به نظر من گفتن این مورد تو اولین برخورد طرف مقابل رو دچار بدبینی می کنه ، یعنی کاری که شما درمورد خواستگارتون انجام دادید.
من هم مشتاق شنیدن نظرات دیگر دوستان هستم .
فکر می کنم که این تاپیک بی ربط نباشه و بتونه کمی بهتون کمک کنه .
چه مسائلی را نباید به همسرتان بگویید
-
RE: صداقت به چه قيمت ؟ آيا صداقت هميشه خوبه ؟
نقل قول:
نوشته اصلی توسط حنان
ميخواستم نظر شما دوستان رو بدونم ، اينكه آيا اشكالي نداره كه آدم موقع ازدواج همه ي واقعيتهاي مربوط به گذشته اش رو بازگو نكنه ؟؟؟؟ آخه بازگو كردنش جز ناراحتي و شك و ترديد و بد دلي طرف مقابل ، هيچ نتيجه اي رو در بر نداره !!!
سلام حنان گرامی.
خوش آمدی... ناپیدا هستید.
خب باران گرامی مقاله بسیار مفیدی را در این خصوص قرار دادند که اتفاقا جواب سوال شما به خوبی در آن مقاله ذکر شده است حتما مطالعه کنید.
ولی از نظر شخصی ::
اغلب ما می پنداریم گفتن تمام تجربه ها و رویدادهای گذشته به معنای "صداقت" است در صورتی که این گونه نیست.
گرچه صداقت و بیان خاطرات به فرد مقابل(همسر آینده) کار بسیار پسندیده ای هست ولی باید بدانیم که چگونه و در چه موقعتی و تا چه حدی از رابطه را توضیح دهیم.
مثلا: اگر شما قبلا رابطه دوستی داشته اید لوزمی ندارد به تمام جزئیات آن از جمله : نوع گفتار و رفتارتان با آن فرد.... خاطرات تلخ و شیرین با فرد... و مشکلات رابطه قبل بپردازید.
گفتن اینکه من قبلا از روی عدم آگاهی و یا بنا به شرایطی رابطه ای داشتم که از آغاز هم اشتباه بود کفایت میکند.
موفق باشی حنان عزیز.
-
RE: صداقت به چه قيمت ؟ آيا صداقت هميشه خوبه ؟
سلام،
فکر میکنم من و فیلوسارای عزیز در یک تاپیک دیگه بر سر این قضیه تا حدی بحث کردیم...
به هر حال،
من به دروغ مصلحتی و ... معتقد نیستم، دروغ دروغه ...
به نظر من، شما با دروغ گفتن حق انتخاب رو از طرف میگیرین...
و البته به عقیده من هر دروغی تاریخ مصرفی داره...و روزی که تاریخ مصرفش بگذره ما باید انتظار هرگونه باز خورد از طرف مقابل رو داشته باشیم...
اگر کسی با من چنین کاری بکنه و من بعد از ازدواج متوجه بشم، نمیدونم چگونه برخورد خواهم کرد اما مطمئناً مانند هر انسان دیگری به تمام چیزهایی که از زبان این فرد شنیدم شک خواهم کرد...:47:
شاید برایم مسالهای که در موردش به من دروغ گفته آنقدرها یا اصلا مهم نباشد،اما مطمئناً صداقت برای من یک مساله حیاتی هست و این امر مرا به این نتیجه میرساند که صداقتی را که به دنبالش بوده ام، این فرد با من نداشته و ندارد(:question::question::question:)
اگر کسی، در مورد چیزی بپرسه، یعنی این مساله براش مهمه، پس میپرسه...و به نظرم این حقشه که دروغ نشنوه...
و حق انتخاب ازش گرفته نشه...
اما اگر چیزی در این مورد نپرسید به طبع براش مهم نیست و این یعنی شما هم لزومی نداره وارد این موضوعات بشین...
K
نقل قول:
نوشته اصلی توسط baran.68
سلام
اگر اشتباه نکنم اسمتون رویا بود . خوشحالم از این که دوباره تو تالار می بینمتون . :72:
راستش نظر من کلا اینه که اگه قراره چیزی تو زندگی باشه که نشه به همسرت بگی یا ترس از دست دادن همسرت رو با بیان واقعیت داشته باشی خیلی بهتره که همچین چیزی پیش نیاد .
اما در مورد شما به نظر من گفتن این مورد تو اولین برخورد طرف مقابل رو دچار بدبینی می کنه ، یعنی کاری که شما درمورد خواستگارتون انجام دادید.
من هم مشتاق شنیدن نظرات دیگر دوستان هستم .
فکر می کنم که این تاپیک بی ربط نباشه و بتونه کمی بهتون کمک کنه .
چه مسائلی را نباید به همسرتان بگویید
باران عزیز،
تفاوت بسیاری بین خواستگار و همسر وجود داره...:303:
در رابطه با همسر، انتخابی بوده و تصمیمی گرفته شده و بنابرین، هدف اینه که رابطه حاضر صدمه نبینه...
در مورد خواستگار این قضیه فرق میکنه، مرحله انتخاب هست و تصمیم گیری...:160:
و من فکر میکنم، دروغ باعث میشه، فرد مقابل بر اساس اطلاعات دروغ، تصمیم بگیره و انتخاب کنه...به عبارت دیگه حق انتخاب از طرف گرفته میشه...
بنابرین، اگر فرد تصمیمی بر اساس اطلاعات غلط بگیره، و روزی بفهمه این اطلاعات غلط بوده، ممکنه به تصمیمش شک کنه یا حتی سعی کنه جبرانش کنه!:163:
-
RE: صداقت به چه قيمت ؟ آيا صداقت هميشه خوبه ؟
خيلي ممنون از دوستان خوبم :baran.68 ، نقاب و kamran2007 عزيز :72:
بله باران جان من رويا.ب هستم كه به دلايلي مجبور شدم نام كاربريم رو عوض كنم
خيلي ممنون ،مقاله ي خيلي خيلي خوبي بود....
نقاب عزيز ارادت داريم خدمتتون:72: ، مثل هميشه خيلي خوب راهنمايي ميكني ، دليل كم پيدايي پر مشغله بودنه ، مشكلات زندگيو ، درس و كنكور و .... الانم اگه وقت داشته باشم خيلي دلم ميخواد كه بيام توي سايت همدردي
اين سايت به من آرامش ميده ، اين سايت كليد رهايي از مشكلاتمه ،جدا خيلي خيلي بهم آرامش ميده
كامران جان شما هم درست ميگي ، با نگفتن ممكنه كه حق انتخاب رو از طرف مقابلم بگيرم
پس من اينجوري از نظراتتون برداشت كردم كه :
چون مسئله ي خوشايندي نيست ، پس در درجه ي اول نبايد گفته بشه مگر اينكه اين موضوع براي طرف مقابل مهم باشه و خودش سوال كنه ، در غير اينصورت اگر در اين زمينه طرف مقابل سوالي نكرد ،پس من هم نبايد هيچ حرفي راجع بهش بزنم
ولي اگر هم سوال پرسيد ، بايد سر بسته راجع به اين موضوع باهاش حرف بزنم و خلاصه راجع به احساسات اون دورانم و عاشقي و .... صحبتي نكنم و كلا راجع به جزئيات هيچ حرفي نزنم، فقط بگم كه اين ماجرا به دليل اينكه ساده بودم و سنم كم بود پيش اومد و از اول هم اشتباه بود( و قصد ازدواج و مخالفت خانواده و دروغ گويي و.... رو هم بيان نكنم) يعني اونقدر سر بسته حرف بزنم كه طرفم ديگه اصلا نخواد كه از جزئياتش بپرسه و خلاصه خيلي ساده از كنارش عبور كنم ، مثل يه موضوع خيلي خيلي بي اهميت ......
تا اينجاي كار كه خوبه ، فقط اميدوارم طرف دلش نخواد كه از جزئيات بپرسه !!!
-
RE: صداقت به چه قيمت ؟ آيا صداقت هميشه خوبه ؟
[align=justify]سلام حنان:72:
نبینم ایمانت رو به صداقت از دست داده باشی!:46: اگر در شرایط سخت صادق بودی نشون از شخصیت محکمت داره، وگرنه در شرایط عادی صادق بودن خیلی هم کار سختی نیست.
هرچند، تزلزل برای هر کسی پیش میاد. همه گاهی به باورهامون شک می کنیم، اما اگر اصرار داشته باشی که از راه راست منحرف نشی، باز هم ایمان پیدا می کنی که "صداقت" برای انسان خیر به همراه داره. درسته که گاهی به نظر می رسه عدم صداقت فایده هایی داشته باشه، اما این منافع سراب ن. کلا هر ناحقی سرابه.
البته صداقت اشخاص بالغ و نابالغ فرق می کنه. یه فرد نابالغ هرچی به ذهنش میاد رو می گه، بدون طبقه بندی. اما یه فرد بالغ، در همه موارد کنترل شده پیش می ره، از جمله صداقت. کنترل یعنی: می دونی دقیقا چی می خوای بگی، در این مرحله تا چه حدی می خوای بگی، از این گفتن چه هدفی داری و ...
و اما پاسخ من به تاپیک شما:
1:: عدم صداقت از چی ناشی می شه؟ از عدم اعتماد به نفس.
کسی که به کارش مطمئنه، هرگز نیازی نمی بینه که پنهانش کنه، بلکه بهش افتخار هم می کنه. و اگر در موردی بعدا متوجه شده که اشتباه تشخیص داده بوده، باز هم به این افتخار می کنه که در اون شرایط قدرت تشخیص و برطرف کردن اشتباهش رو داشته.
یعنی نه تنها احساس ضعف نمی کنه، بلکه به هیچ عنوان راضی نمی شه قدرت هاش رو کتمان کنه. و فقط به کسانی راضی می شه که توان تشخیص این قدرت هاش رو داشته باشن و بتونن زیبایی های روحش رو ببینن.
حالا اگر حقیقتا بر این باوری که رابطه قبلیت باعث رشد شخصیت، و افزایش مهارت هات شده، و بواسطه همین رابطه چشم انداز زیباتری برای ازدواجت می بینی، دیگه دلیلی نداره که بخاطر بدست آوردن کسی که هنوز به این سطح از آگاهی نرسیده که ارزش اینها رو درک کنه، خودت رو، و تجربیاتت رو کتمان کنی.
شما قطعا کسی رو می خوای که ارزشگزاریش مثل خودت باشه، که بتونی باهاش به تفاهم برسی، ""و این هدف مانع از انتخاب شخصی با ارزش گزاری متفاوت می شه.""
پس به جای تمرکز بر مخفی کردن، اجازه بده طرفت ببینه و درک کنه که چقدر زندگی پرباری داشتی و چطور از هر قدمی (حتی قدم های اشتباه) برای ساختن شخصیتت استفاده کردی و چه موفقیت هایی حاصل شده و ...
بگذار دیگران برق عزت نفس رو در نگاهت ببینن، به جای سایه ترس از اینکه مبادا کسی رو از دست بدی! و سعی نکن اونهایی که منطقشون با تو همسو نیست رو نگهداری، چون زندگی با ازدواج تازه شروع می شه!
2:: این "حق" هر انسانیه که وقتی می خواد انتخابی رو انجام بده، از آنچه انتخاب می کنه آگاه باشه. که این نیازی به توضیح نداره.
3:: گذشته از اینها خودت حتما در مورد روابط گذشته طرفت می پرسی. مسلما می دونی روابط قبلی خیلی مهم هستند و می تونی خیلی مسائل رو ازشون استخراج کنی. تنوع طلبی ، مقید بودن ، خیانت نکردن ، معیارها، واکنش ها و ...
کسی که می خوای انتخابش کنی، باید برای تک تک انتخاب ها و جدایی هاش دلیل قانع کننده داشته باشه، یا اگر جایی اشتباه کرده، به شکل قابل قبولی جبران کرده باشه. اگر قصدش ازدواج بوده باید بدونی چرا اون شخص رو انتخاب کرده، و چرا به هم خورده و ... اگر عاشق بوده، چقدر تونسته به احساساتش غلبه کنه، چقدر سعی کرده عشقش رو به مسیر درست هدایت کنه، تا چه حد در این کار موفق بوده و ... اگر هم قصد دوستی بوده، که در چه سنی بوده، با چه کسی، به چه دلیل، چند بار، به چه مدت، و هزار تا سوال دیگه که با استفاده از اینها سعی می کنی شخصیتش رو بهتر بشناسی.
حالا اگر تلاش در مخفی کردن روابط خودت داشته باشی، مجبوری نسبت به طرفت سهل انگاری کنی! یعنی نپرسی، تا نپرسه!
4::
نقل قول:
نوشته اصلی توسط حنان
از طرفي اگه قرار باشه به هر خواستگاري كه مياد همه ي مسائل گذشته ات رو باز گو كني كه ديگه كم كم كل دنيا از گذشته ات با خبر ميشن !!!!
در مراحل اولیه ی آشنایی، فقط در این حد پیش برو که بفهمی روابط قبل از ازدواج براش مهم هست یا نه. اینکار رو هم می تونی بصورت غیر مستقیم انجام بدی. مثلا: فلان دوستم که قبلا نامزد داشت، حالا داره با شخص دیگری ازدواج می کنه... و در حین تحلیل کردن زندگی دوستت، بصورت غیر مستقیم ذهنیات طرفت رو بسنج. خوشبختانه اونهایی که در این مورد تعصبات خاصی دارن، معمولا سریع واکنش نشون می دن. در اینطور موارد به هم بزن و لازم هم نیست به طرفت دقیقا بگی موضوع چی بوده.
اما اگر دیدی حقیقتا مشکلی با این مسئله نداره، فعلا چیزی نگو و ""برای یک بازه زمانی"" کوتاه بیشتر روی معیارهای خودت وقت بذار. بعد از اینکه زمانی رو صرف شناخت طرفت کردی، و تقریبا به این نتیجه رسیدی که پارامتر های مد نظرت رو داراست، و احتمال دادی می تونه شخص مورد نظرت باشه، و بعلاوه آدم قابل اعتمادیه و رازداره و ... دیگه راحت تر می تونی برخورد کنی.
5:: و یک نکته مهم اینکه: همه چی رو گفتن اصلا به این معنا نیست که کنترل نشده بگی.
مثلا اگه تو خیلی عاشق کسی بودی، وقتی با حالت احساساتی از عشقی که داشتی برای این شخص می گی، ممکنه دچار این سوء تفاهم بشه که تو هنوز عاشق اون فرد هستی. ""پس طوری صحبت کن که طرفت دچار سوء تفاهم نشه.""
و لازم هم نیست خیلی از خاطرات رو بگی، مثلا اینکه غروب ها کجا قدم زدید یا از کدوم فیلم لذت بردید یا ... خلاصه مسائل از این دست رو نیازی نیست بگی، اما اینها شامل روابط فیزیکی نمی شه.
و روابط فیزیکی رو هم باید خیلی راحت بگی و "فقط یکبار" ...
قصد تو آگاه کردن طرفته، بنابراین دلیلی نداره خیلی درموردشون صحبت کنید، چون ""اینکار باعث شکستن حریم ها می شه.""
در مورد طرف مقابلت هم همینطور. یکبار ازش بخواه که همه چی رو بگه، و مطمئن شو که واقعا همه چی رو گفته، اما دیگه از یادآوری کردنش خودداری کن.
کلا بعضی خاطرات، خاطرات ممنوعه هستند. یعنی نباید بهشون فکر کنی تا کم کم محو و فراموش بشن. و صحبت کردن زیاد جدای از شکستن حریم ها، مانع فراموشی می شه.
پس فقط یکبار گفتن کافیه. و اگر طرفت بحثش رو پیش کشید، قاطعانه مقاومت کن. چه قبل از ازدواج، و چه بعد از ازدواج.
در ضمن واضحه که مقاله ی چه مسائلی را نباید به "همسرتان" بگویید، مربوط به بعد از ازدواجه.
موفق باشید.:72:[/align]
نقل قول:
نوشته اصلی توسط حنان
چون مسئله ي خوشايندي نيست ، پس در درجه ي اول نبايد گفته بشه مگر اينكه اين موضوع براي طرف مقابل مهم باشه و خودش سوال كنه ، در غير اينصورت اگر در اين زمينه طرف مقابل سوالي نكرد ،پس من هم نبايد هيچ حرفي راجع بهش بزنم
هانی نتیجه گیریت در کل قابل قبول نبود، ولی این قسمتش که دیگه 100% مشکل داره!
شاید یکی به ذهنش نرسید، یا کلا مهارت های ازدواجش در این سطح نبود که بدونه باید اینها رو بپرسه، یا اصلا از شواهد اینطور برداشت کرده بود که همچین روابطی نبودن، تو که نباید به این بی دقتی یا سوء برداشت دامن بزنی!
-
RE: صداقت به چه قيمت ؟ آيا صداقت هميشه خوبه ؟
من فکر می کنم روابط گذشته آدم ها زیاد ربطی به ازدواجشون نداره.
اون چه که هستیم و خواهیم شد مهمه.
اگر من جای شما باشم مساله رو این طور مطرح می کنم:
به نظر من آینده آدما مهم تر از گذشته شونه.انسان جایزالخطاست.اگر شما قبل از خواستگاری کردن از من رابطه ای داشتی من خیلی دلم نمی خواد چیزی ازش بدونم.فقط می خوام بدونم که حالا چه اخلاقیاتی رو توی زندگیت پذیرفتی.
البته هرکسی خط قرمز هایی هم داره.مثلا شما ممکنه صرف این که طرفت دوست دختری داشته که باهاش قدم می زده رو نتونی بپذیری.
یکی دیگه ممکنه رابطه فیزیکی توی کتش نره.
می تونی همه این ها رو بگی بدون این که تجسسی توی زندگی شخصی و گذشته خواستگار داشته باشی.
بعدش هم خیلی رک و راست ازش بخوای نظر خودشو در مورد گذشته همسر آینده اش بگه.
اگه دلش خواست حتما بدونه که بگو .اگرم دلش نخواست نگو.
عزیزم دنیا پر از ادماییه با عشق اولشون ازدواج نکردن.این نه شرم آوره و نه محکوم کننده.
من خودم عموما با خواستگاری که صحبت می کنم ازش می خوام در مورد روابط گذشته اش اگر دوست داره بگه.
این مساله برام بیشتر جالبه تا این که بخواد تاثیری تو تصمیمم داشته باشه.ادم تو دوره نوجوانی احساساتی با همه چی برخورد می کنه
خوب اگه اون ادم خوب بود خواستگار من با اون ازدواج می کرد.
اگر نکرده و اومده سراغ من لابد محاسنی رو توی من تشخیص داده.یا این که پی به اشتباه بودن انتخابش برده.
سعی کن اینطوری به رابطه قبلیت نگاه کنی و اونو چیزی تو مایه های خیانت به ازدواجت ندونی.
برای اینکه دیگران بهت اعتماد داشته باشن باید اول خودت بی چون و چرا به خودت اعتماد داشته باشی.
موفق باشی
-
RE: صداقت به چه قيمت ؟ آيا صداقت هميشه خوبه ؟
نقل قول:
نوشته اصلی توسط تارا 87
من فکر می کنم روابط گذشته آدم ها زیاد ربطی به ازدواجشون نداره.
اون چه که هستیم و خواهیم شد مهمه.
اگر من جای شما باشم مساله رو این طور مطرح می کنم:
به نظر من آینده آدما مهم تر از گذشته شونه.انسان جایزالخطاست.اگر شما قبل از خواستگاری کردن از من رابطه ای داشتی من خیلی دلم نمی خواد چیزی ازش بدونم.فقط می خوام بدونم که حالا چه اخلاقیاتی رو توی زندگیت پذیرفتی.
البته هرکسی خط قرمز هایی هم داره.مثلا شما ممکنه صرف این که طرفت دوست دختری داشته که باهاش قدم می زده رو نتونی بپذیری.
یکی دیگه ممکنه رابطه فیزیکی توی کتش نره.
می تونی همه این ها رو بگی بدون این که تجسسی توی زندگی شخصی و گذشته خواستگار داشته باشی.
بعدش هم خیلی رک و راست ازش بخوای نظر خودشو در مورد گذشته همسر آینده اش بگه.
اگه دلش خواست حتما بدونه که بگو .اگرم دلش نخواست نگو.
عزیزم دنیا پر از ادماییه با عشق اولشون ازدواج نکردن.این نه شرم آوره و نه محکوم کننده.
من خودم عموما با خواستگاری که صحبت می کنم ازش می خوام در مورد روابط گذشته اش اگر دوست داره بگه.
این مساله برام بیشتر جالبه تا این که بخواد تاثیری تو تصمیمم داشته باشه.ادم تو دوره نوجوانی احساساتی با همه چی برخورد می کنه
خوب اگه اون ادم خوب بود خواستگار من با اون ازدواج می کرد.
اگر نکرده و اومده سراغ من لابد محاسنی رو توی من تشخیص داده.یا این که پی به اشتباه بودن انتخابش برده.
شاید هم بر عکس بوده،یعنی این اقا لیاقتش رو نداشته ،که به ازدواج منجر نشده
سعی کن اینطوری به رابطه قبلیت نگاه کنی و اونو چیزی تو مایه های خیانت به ازدواجت ندونی.
برای اینکه دیگران بهت اعتماد داشته باشن باید اول خودت بی چون و چرا به خودت اعتماد داشته باشی.
موفق باشی
به نظر من ،گذشته هر فردی ،تا حدی شخصیت وتلاش اون فرد رو برای پیشرفت نشون میده
پس خیلی مهمه گذشته فرد رو مورد بررسی قرار دهیم
پس طرف مقابل هم در مورد ما چنین حقی داره
-
RE: صداقت به چه قيمت ؟ آيا صداقت هميشه خوبه ؟
با تشكر از همگي دوستان:72:
ولي فيلوساراي عزيز با احترام ،به نظرتون گاهي بعضي حرفا شعار گونه نمياد توي زندگي امروز؟؟
مثلا ميگيم سر بي گناه تا پاي دار ميره ولي بالاي دار نميره ولي ما بي گناهاني رو داشتيم كه سرشون بالاي دار هم ميره ( براي مثال گفتم )
بعضي حرفا و اعتقادات خيلي قشنگن ولي در عمل اونجور كه فكر ميكنيم نتيجه نميدن البته الان حضور ذهن ندارم كه مثال بزنم ولي كلا خيلي از اين تضاد ها رو ديدم توي زندگي .....
خوب عزيزم من هم دلم ميخواد با يه آدم خيلي فهميده كه اين چيزا براش مهم نباشه و روشن فكر باشه ازدواج كنم ولي در عمل اينجور افراد خيلي كم هستن :302: ( اگرم هستن نميدونم چرا نميان منو پيدا كنن؟ :311: )
اكثرا مردها افكارشون سنتي هست و خيلي غيرتي هستن ، اينجور چيزها براشون چهره ي خوشي نداره
بر فرض اگه مثلا يه مدت خودم با كسي به قصد ازدواج آشنا بشم قضيه فرق ميكنه به اين فرد خيلي راحت ميشه صحبت كردچون اصلا نحوه ي آشنايي فرق ميكرده ....مثلا ميگم من با تو به قصد ازدواج آَشنا شدم ، قبل از تو هم با كس ديگه آشنا شده بودم كه به تفاهم نرسيديم
ولي با خواستگارهاي سنتي نميشه ازين حرفا زد ......
خلاصه اينكه مثلا يه مثال براتون ميارم .... چرا بايد حرفي رو بزنيم كه گفتنش هيچ كمكي نميكنه و فقط باعث ناراحتي روحي طرفمون ميشه ؟؟؟؟
مثلا اگه يه چيزي توي گذشته بوده و قراره كه ديگه تكرار نشه !! براي چي بايد گفته بشه ....
خيلي از ماها از جمله خودم گاهي يه چيزهايي رو ميفهميم و ميشنويم كه پيش خودمون ميگفتيم اي كاش هيچ وقت نميفهميديم .... اگه نميفهميديم خيلي زندگي بهتري داشتيم و فهميدنش هم جز ناراحتي چيزي نداشته !!!
مثلا فرض ميكنيم كه طرف توي رابطه ي قبلي كه داشته مثلا دست طرف مقابلشو مثلا ميگرفته .....
خوب گفتن اينكه من دست طرف مقابلم رو ميگرفتم ، شايد روي روحيات طرف مقابل تاثير بدي بذاره !!! اكثرا هم ناراحتي شون از قبل نيست ، اكثر ناراحتي هاشون از اينه كه مثلا چون تو قبلا با كسي دوست بودي تضميني نداره كه مثلا بعدا تكرار نشه
اكثرا از تكرار ميترسن يا فكرهاي ناجور نسبت به طرف مقابلشون پيدا ميكنن كه شايد اصلا درست نباشه ،خودشونم قبول دارن ولي كنترل احساساتشون دست خودشون نيست
آخه آدم بايد واسه ي چي باعث ايجاد اينجور مسائل بشه ؟
خودمم نميگم كه گفته نشه ، بلاخره بايد به طرفت بگي كه بعدا اگه خودش بفهمه خيلي بدتر ميشه .... ولي گفتن همه چيز فكر نميكنم درست باشه يا مشكلي رو حل كنه ....من ميگم فقط اگه طرف پرسيد بايد بهش گفت اگه نپرسه ، نبايد بگي ..
-
RE: صداقت به چه قيمت ؟ آيا صداقت هميشه خوبه ؟
سلام حنان
صداقت همیشه خوب هست بسیار عالی است اگه نباشه نمیشه زندگی کرد
اما ظرفیت طرف مقابلت و شرایط اطراف را هم باید سنجید
برای خود من زمانی که شخصی از روی صداقت مطلبی رو بهم عنوان کرد چون شدیدا شوکه شدم و عدم پذیرش داشتم همچنین شرایط هم به گونه ای نبود که بتونم این صداقت را هضم کنم بسیار منفعلانه عمل کردم و اساس و بنیان همه چیز رو زیر سئوال بردم و در آخر سر خودم هم بریدم
اکنون که مدتی زیادی گذشته و سعی کرده ام با نگاه دیگری به دنیا بنگرم ارزش اون صداقت فرد را متوجه شدم
به نظر خودم صداقت بزرگترین ازش در تشکیل یک رابطه هست البته یک نکته که الان بهش رسیده ام حریم خصوصی طرفین در این ارتباط هست
چه بهتر که انسان راستگو باشه و همیشه صادق
و قبل از اینکه صداقتش رو روی دایره بریزه ابتدا محک بزنه و جو رو آماده کنه تا ببینه طرفش تحمل صداقت رو داره یا نه
همیشه موفق و پیروز باشید
:72:پیشاپیش سال نو مبارک:72:
-
RE: صداقت به چه قيمت ؟ آيا صداقت هميشه خوبه ؟
با سلام به دوستان
به نظر من ما گاهی این دو مقوله رو با هم اشتباه می گیریم .صداقت با گفتن گذشته پر از تجربیات خوب و بد خیلی فرق میکنه و شاید کاملا دو مسئله متفاوته ولی همیشه به عنوان صداقت عنوان میشه و به نظر من کاملا غلطه .
صداقت یعنی گفتن مسائلی که به استحکام و پایداری یک رابطه می انجامد و گفتن ریز و کوچک کردن مسائل برای کامل ترین انسانها هم هضمش سخته ..براتون یه مثال می زنم ببینید وقتی شما برای شوهر خود غذا درست میکنید و سر سفره میارید و نوش جان میکنید در حین خوردن غذا اگر از زحمات و سختی های کار بگید و از اینکه این غذا رو درست کردید بسیار مشقت کشیدید 100 % بار منفی به طرف مقابل می دهید این هم یعنی صداقت .
؟؟؟؟؟
و اما وقتی غذا رو میل کردین و سر صحبت از طرف مقابل باز شد و کار و فعالیت روزمره شما سوال شد می توانید تمام سختی های حین درست شدن غذا رو با اضافه کردن پیاز داغ بسیار به طرف مقابل بفرمائید که با روی باز از شما استقبال خواهد کرد و عکس مورد قبلی اشاره شده است .
پس گاهی اوقات گفتن یکسری مسائل با توجه به شناختی که از طرف مقابل و شرایط حاضر روحی و روانی کارسازه و زمان گفتن مسائل بسیار مهمه ..
و در مورد مسائل گذشته نیز در موارد نیاز به گفتن است که طرف آماده شنیدن این مورد باشد و این آمادگی رو می توان از خود طرف با بیان وسوال از شما می پرسد فهمید .. و این نکته ضروری است که خواهشنا به ریز مسائل نپردازید چون هم حیای شما زیر سوال خواهد رفت و همچنین طرف می خواهد بیشتر بداند که آسیب این به ظاهر صداقت خیلی بیشتر از گفتن دروغ است (که سعدی دروغ مصلحتی را باب نمود) که نگفتن مسئله شما را از یکسری ابهامات دور خواهد نمود ...
به هر حال نگرش ها در انسانها متفاوت است و باید با توجه به دید و سطح فکر آنها به بیان مسائلی که اشتباه خوانده می شود پرداخت .
-
RE: صداقت به چه قيمت ؟ آيا صداقت هميشه خوبه ؟
حنان عزیز
بنظر من گفتن همه چیز به سایرین بمعنای صداقت نیست ، صداقت بمعنای راست گوئیه نه بیان هرآنچه واقعیت داره. اعتراف به گناه هم در مکتب ما امری ناپسنده مگر نزد معبود بی همتا.
- برخی مسائل هست که چه پرسیده شود و چه نپرسند باید بیان شود ، مثلا اگه فردی به یه بیماری لا علاج مبتلاست این حق طرف مقابله که قبل بسته شدن این پیمان از آن مطلع گردد.
- همانطور که سایر صفات اخلاقی که افراد دارند قابل بیان نیست ، مثلا در جلسات خواستگاری کسی نمی گوید که من دزد ، دروغگو، و.... هستم. موردی هم که ذهن شما رو درگیر کرده بیان کردنی نیست.(مثال جهت تقریب ذهنه)
- در بازگو کردن نیازها ، فاکتورهای مهم و .....و شناسائی و اصول مهم زندگی خودمو ن به طرف مقابل دو طرف به یه سری مسائلی اشاره می کنن و همین میشه اون شناخت اولیه.
- اگه فردی براش داشتن رابطه قبل از ازدواج خیلی مهم باشه خب می پرسه ، در هنگامی که ازتون سوال میشه قطعا نباید خلاف واقع رو بگید.
اما من کلا این مد نظرم هست که انسان اونی رو بدست میاره که دنبالش باشه ، و ما دنبال کسی / چیزی می ریم که بهش اعتقاد داشته باشیم. قاعدتا افراد بدنبال هم کفو خودشون میگردن و اساسا تناسبی بین یه خانواده اهل پارتی و رقص و ...با یه خانواده مقید و مذهبی و اهل دعا و.... وجود نداره. بنابراین شاید برا یه پسری که قبل از ازدواج رابطه نامشروع داشته مهم نباشه که یه دختر هم قبل از ازدواج این جور رابطه داشته باشه در حالیکه صرف داشتن دوست پسر برا یه دختر یه فاکتور بسیار مهم برا یه پسر با تقیدات مذهبی باشه که به خواستگاری میاد.
بنابراین از اونجا که "کافر همه را به کیش خود پندارد" ، از نظر من در صورت پرسیدن از پیشینه شخص باید در تصمیم گیری برای ارائه پاسخ مثبت تامل نمود.
اما خانواده و ظاهر افراد ، با چاشنی قدرت تشخیص خوب می تونه خیلی مسائل رو از ابتدا روشن کنه.
موفق باشی.:72:
-
RE: صداقت به چه قيمت ؟ آيا صداقت هميشه خوبه ؟
نقل قول:
نوشته اصلی توسط گل مریم
نقل قول:
نوشته اصلی توسط تارا 87
من فکر می کنم روابط گذشته آدم ها زیاد ربطی به ازدواجشون نداره.
اون چه که هستیم و خواهیم شد مهمه.
اگر من جای شما باشم مساله رو این طور مطرح می کنم:
به نظر من آینده آدما مهم تر از گذشته شونه.انسان جایزالخطاست.اگر شما قبل از خواستگاری کردن از من رابطه ای داشتی من خیلی دلم نمی خواد چیزی ازش بدونم.فقط می خوام بدونم که حالا چه اخلاقیاتی رو توی زندگیت پذیرفتی.
البته هرکسی خط قرمز هایی هم داره.مثلا شما ممکنه صرف این که طرفت دوست دختری داشته که باهاش قدم می زده رو نتونی بپذیری.
یکی دیگه ممکنه رابطه فیزیکی توی کتش نره.
می تونی همه این ها رو بگی بدون این که تجسسی توی زندگی شخصی و گذشته خواستگار داشته باشی.
بعدش هم خیلی رک و راست ازش بخوای نظر خودشو در مورد گذشته همسر آینده اش بگه.
اگه دلش خواست حتما بدونه که بگو .اگرم دلش نخواست نگو.
عزیزم دنیا پر از ادماییه با عشق اولشون ازدواج نکردن.این نه شرم آوره و نه محکوم کننده.
من خودم عموما با خواستگاری که صحبت می کنم ازش می خوام در مورد روابط گذشته اش اگر دوست داره بگه.
این مساله برام بیشتر جالبه تا این که بخواد تاثیری تو تصمیمم داشته باشه.ادم تو دوره نوجوانی احساساتی با همه چی برخورد می کنه
خوب اگه اون ادم خوب بود خواستگار من با اون ازدواج می کرد.
اگر نکرده و اومده سراغ من لابد محاسنی رو توی من تشخیص داده.یا این که پی به اشتباه بودن انتخابش برده.
شاید هم بر عکس بوده،یعنی این اقا لیاقتش رو نداشته ،که به ازدواج منجر نشده
سعی کن اینطوری به رابطه قبلیت نگاه کنی و اونو چیزی تو مایه های خیانت به ازدواجت ندونی.
برای اینکه دیگران بهت اعتماد داشته باشن باید اول خودت بی چون و چرا به خودت اعتماد داشته باشی.
موفق باشی
به نظر من ،گذشته هر فردی ،تا حدی شخصیت وتلاش اون فرد رو برای پیشرفت نشون میده
پس خیلی مهمه گذشته فرد رو مورد بررسی قرار دهیم
پس طرف مقابل هم در مورد ما چنین حقی داره
سلام
بله خیلی مهمه که گذشته فرد رو بررسی کنیم.
من که منکر این نیستم.
ولی راهش این نیست که توی روابط خصوصی و گذشته اش تجسس کنیم.کلی راه دیگه وجود داره.
من یک عالمه آدم می شناسم که قبلا دوست دختر داشتن ولی حالا به زندگی خانوادگیشون کاملا پایبندن.لازم به گفتن نیست که برعکس هم صادقه.
دلیلش شاید اینه که دوره و زمانه عوض شده.
آدم ها ممکنه با تعدادی آدم دیگه به قصد ازدواج آشنا بشن.خب این که جرم نیست؟
منم دوست ندارم بدونم طرفم قبلا با چند نفر آشنا شده و بینشون چی گذشته!
بعدش هم یک سری چیزها توی شخصیت افراد هست که در ازدواجشون شکل می گیره.
مثلا کسی که قبلا سابقه رابطه نداشته و به یک شکل کاملا سنتی هم ازدواج کرده و ذاتش هم درست و پاکه ممکنه توی ازدواج انقدر از طرف همسرش بی محبتی ببینه یا هزار مشکل دیگه پیش بیاد که بره رابطه خارج از ازدواج برقرار کنه.
شما می خوای آینده ادما رو چجور بررسی کنی؟
پس بهتره که تلاش خودت رو بکنی و باقی رو بذاری به عهده خداوند و توکلت.
ازدواج های سنتی مطمئن تر هستند.ولی شرایط جامعه الان فرق کرده.بهتره ایده آل هامونو با شرایط امروز تطبیق بدیم.
موفق باشید
-
RE: صداقت به چه قيمت ؟ آيا صداقت هميشه خوبه ؟
نقل قول:
نوشته اصلی توسط تارا 87
نقل قول:
نوشته اصلی توسط گل مریم
نقل قول:
نوشته اصلی توسط تارا 87
من فکر می کنم روابط گذشته آدم ها زیاد ربطی به ازدواجشون نداره.
اون چه که هستیم و خواهیم شد مهمه.
اگر من جای شما باشم مساله رو این طور مطرح می کنم:
به نظر من آینده آدما مهم تر از گذشته شونه.انسان جایزالخطاست.اگر شما قبل از خواستگاری کردن از من رابطه ای داشتی من خیلی دلم نمی خواد چیزی ازش بدونم.فقط می خوام بدونم که حالا چه اخلاقیاتی رو توی زندگیت پذیرفتی.
البته هرکسی خط قرمز هایی هم داره.مثلا شما ممکنه صرف این که طرفت دوست دختری داشته که باهاش قدم می زده رو نتونی بپذیری.
یکی دیگه ممکنه رابطه فیزیکی توی کتش نره.
می تونی همه این ها رو بگی بدون این که تجسسی توی زندگی شخصی و گذشته خواستگار داشته باشی.
بعدش هم خیلی رک و راست ازش بخوای نظر خودشو در مورد گذشته همسر آینده اش بگه.
اگه دلش خواست حتما بدونه که بگو .اگرم دلش نخواست نگو.
عزیزم دنیا پر از ادماییه با عشق اولشون ازدواج نکردن.این نه شرم آوره و نه محکوم کننده.
من خودم عموما با خواستگاری که صحبت می کنم ازش می خوام در مورد روابط گذشته اش اگر دوست داره بگه.
این مساله برام بیشتر جالبه تا این که بخواد تاثیری تو تصمیمم داشته باشه.ادم تو دوره نوجوانی احساساتی با همه چی برخورد می کنه
خوب اگه اون ادم خوب بود خواستگار من با اون ازدواج می کرد.
اگر نکرده و اومده سراغ من لابد محاسنی رو توی من تشخیص داده.یا این که پی به اشتباه بودن انتخابش برده.
شاید هم بر عکس بوده،یعنی این اقا لیاقتش رو نداشته ،که به ازدواج منجر نشده
سعی کن اینطوری به رابطه قبلیت نگاه کنی و اونو چیزی تو مایه های خیانت به ازدواجت ندونی.
برای اینکه دیگران بهت اعتماد داشته باشن باید اول خودت بی چون و چرا به خودت اعتماد داشته باشی.
موفق باشی
به نظر من ،گذشته هر فردی ،تا حدی شخصیت وتلاش اون فرد رو برای پیشرفت نشون میده
پس خیلی مهمه گذشته فرد رو مورد بررسی قرار دهیم
پس طرف مقابل هم در مورد ما چنین حقی داره
سلام
بله خیلی مهمه که گذشته فرد رو بررسی کنیم.
من که منکر این نیستم.
ولی راهش این نیست که توی روابط خصوصی و گذشته اش تجسس کنیم.کلی راه دیگه وجود داره.
من یک عالمه آدم می شناسم که قبلا دوست دختر داشتن ولی حالا به زندگی خانوادگیشون کاملا پایبندن.لازم به گفتن نیست که برعکس هم صادقه.
دلیلش شاید اینه که دوره و زمانه عوض شده.
آدم ها ممکنه با تعدادی آدم دیگه به قصد ازدواج آشنا بشن.خب این که جرم نیست؟
منم دوست ندارم بدونم طرفم قبلا با چند نفر آشنا شده و بینشون چی گذشته!
بعدش هم یک سری چیزها توی شخصیت افراد هست که در ازدواجشون شکل می گیره.
مثلا کسی که قبلا سابقه رابطه نداشته و به یک شکل کاملا سنتی هم ازدواج کرده و ذاتش هم درست و پاکه ممکنه توی ازدواج انقدر از طرف همسرش بی محبتی ببینه یا هزار مشکل دیگه پیش بیاد که بره رابطه خارج از ازدواج برقرار کنه.
شما می خوای آینده ادما رو چجور بررسی کنی؟
پس بهتره که تلاش خودت رو بکنی و باقی رو بذاری به عهده خداوند و توکلت.
ازدواج های سنتی مطمئن تر هستند.ولی شرایط جامعه الان فرق کرده.بهتره ایده آل هامونو با شرایط امروز تطبیق بدیم.
موفق باشید
ایه قران می فرماید
زنان پاک شایسته مردان پاک وزنان نا پاک شایسته مردان ناپاک هستند
من منظورم این نیست که شخص مورد نظر حق نداشته با هیچ کس صحبت کنه ،چون اصولا
باید با طرف مقابل اشنا شد تا به شناخت رسید ،ولی این شناخت باید تو چاچوب باشد
فرق هست بین کسی که هر روز با یکی بوده وکسی که فقط با چند نفر اونم اشنایی جهت ازدواج و تو چارچوب رابطه داشته
ایا کسی که هرروز با یه نفر س ک س داشته شایسته کسی هست که چا رچوب ها رو تو زندگی رعایت کرده؟
-
RE: صداقت به چه قيمت ؟ آيا صداقت هميشه خوبه ؟
تا وقتي كه افراد جامعه ما به دليل ناتوانايي ها و بي اطلاعي ها و رشد ناقص علوم انساني و ....قدرت درك ارزش صداقت رو ندارن صادقانه با كسي برخورد كردن حماقت هست....
نمونه اخيرش هم ميشه تاپيك مشروب عامل تعيين كننده....
اخه همين كارارو ميكنيم كه ديگه هيچ كس حرف راست نميزنه ديگه...بابا اگه من تو مادرت خاله ات عمو و دايي و....اين عادت رو رواج بديم خب همه چي درست ميشه ديگه كسي به اتهام صداقت...دختر مورد علاقه اش (و البته بي جنبه) رو از دست نميده...
بنده به شخصه اگه پسر بودم نه تنها يه كلمه حرف راست نميزدم بلكه دخترايي با اين افكار راديكالي رو حسابي سر كار ميذاشتم...
بابا يه ليست نوشته از عادات و رفتار همسر ايندش....حالا اين پسر بيچاره همه رو داره ها چون از سادگي و خامي اومده گفته مثلا 10 سالم بود يه بار سيگار كشيدم ديگه تمومه ديگه همه چي بهم ميخوره....
از نظر من چنين دختري لياقت همسر من بودن رو نداره(البته وقتي پسر بودم ها:311:)
-
RE: صداقت به چه قيمت ؟ آيا صداقت هميشه خوبه ؟
خيلي ممنون از دوستاي خوبم :72:
سريتاي عزيز با نظر شما موافقم ، همون مسئله شناخت طرف مقابله ديگه !! اينكه چه طور قضيه رو باهاش مطرح كني و از عكس العملش هم نترسي ، بعضي افراد كه به ظاهر منطقي ميان ، يه موقع ميبيني كه در برابر يه سري از مسائل خيلي غير منطقي رفتار ميكنن جوري كه آدم تعجب ميكنه !!!!!
baby :72:جان حرفت از يه لحاظ درسته ولي قبول داري كه بعضي ها هستن كه ببخشيد هر غلطي كه دلشون ميخواد ميكنن ، بعد واسه ي ازدواج دنبال دختري ميگردن كه آفتاب مهتاب نديده باشنش !! من كه خيلي ميشنوم ...
اولا كه بروز نميدن اگه رابطه اي هم قبلا داشتن ، بعد اگرم كسي بفهمه ميگن خوب من مردم !! شما زنين !!! براي مرد ايرادي نداره .... ( البته ببينين خوب خانواده ها روي دختر ها حساسيت بيشتري دارن... مثلا اگه پسره با صد تا دختر دوست باشه ،ميگن ايرادي نداره چون پسره ، ولي اگه دختره با يه نفرم دوست باشه ، ميگن اي واي ،تو آبرومونو ميبري و دختر اگه با كسي دوست بشه نجابتش زير سوال ميره و ازين جور چرت و پرت ها ، نميگن حالا اين پسرشون كه 100 تا دوست دختر داره ، داره نجابت صد تا دختر رو زير سوال ميبره ، اين مهم نيست ؟؟؟؟ )( اينم فرهنگ غلط ما ايراني هاست ديگه ، اگه يه چيزي بده واسه هر دو جنس بده ، چرا واسه دخترا بد ميدونين ولي براي پسرها اينطور نيست ؟؟؟)
ولي خوب منم نظرم همينه كه لازم نيست جزئيات رو بگي ، ولي خوب اگه طرف مقابل ريز بشه آدم نميدونه بايد چه جوري جوابش رو بده ، اگرم آدم بخواد از جواب دادن سوالش طفره بره بد تره ، طرف فكر ميكنه كه حتما خيلي بده و به همين خاطر جوابش رو نميدي ....
تارا و گل مريم عزيز ....ببينين هميشه دليل نميشه كه اگه طرف در گذشته اش مرتكب يه اشتباه شده بعدا هم مرتكب بشه .... ولي مسئله اينه كه ما واقعا نميتونيم بفهميم كه اين طرف اشتباه كرده يا اينكه جزو خصلتشه
براي مثال ميگم يه موقع ميبيني طرفت ميگه كه من ميخوام بدونم با فلاني تا كجا پيش رفتي و رابطتون در چه حد بوده ، تو هم ميخواي صادق بازي در بياري به طرفت ميگي كه آره مثلا يه بار فلاني منو بوسيد ... بعد طرفت فكر ميكنه كه حتما خودتم ميخواستي يا اينكه خيلي بي حيا هستي ... به هر حال فكر بد ميكنه ... در حالي كه شايد يه اشتباه بوده يا نا خواسته بوده ... آيا مثلا بايد به خاطر يه بوسه اينجوري باهات رفتار بشه ؟؟؟؟
يا حالا هر اتفاقي ممكنه افتاده باشه ، ولي دليلي نداره كه اين اتفاق توي آينده هم بيوفته يا اينكه شخصيت و نجابت طرف رو زير سوال ببره !!!!
ببين حالت هاي ممكن اينها هستن : ( منظورم از رابطه توي جمله هاي پايين صرف دوستي با طرف مقابل نيست بلكه مثلا يه رابطه ي فيزيكي هستش كه ميتونه از دست همو گرفتن و بوسه شروع بشه تا ....)
1) طرف يه رابطه اي رو از قبل داشته ولي به خواستگارش نميگه ، چون فكر ميكنه كه اون يه اشتباه بوده و ديگه تكرار نميشه و نگفتنش هم روي زندگيشون تاثير نميذاره
2) طرف يه رابطه اي رو از قبل داشته ولي به خواستگارش نميگه چون براش مهم نيست و دلش نميخواد خواستگارش رو از دست بده و البته اگه در آينده هم فرصتي پيش بياد دوباره اشتباهش رو تكرار ميكنه
3) طرف هيچ رابطه اي رو از قبل نداشته چون در محدوديت بوده و فرصتش رو نداشته ،ولي از اون آدمهاست كه آب نديده ولي شناگر قابليه .... ممكنه اگه توي زندگيش در آينده همچين موقعيتي پيش بياد اين كار رو انجام بده ....
خوب ببينين هميشه نميشه به خواستگار حق داد و فرد خاطي رو بي حق دونست ، همونطور كه نميشه عكس اين رو گفت ....
نميدونم چي بايد بگم ؟؟
ولي به نظرم حرف خيلي از دوستان درسته كه نبايد وارد جزئيات بشي ....فقط اينكه طرفت بدونه قبلا با يكي رابطه داشتي يا نه كافيه !!! ديگه بقيه پاي خودش ، اگه ميتونه بپذيره كه بمونه اگرم نه كه بره !!!! اجباري نيست كه از جزئيات بپرسه ...
شايد خيلي ها تون حرف منو قبول نداشته باشين .... ولي من نميدونم به نظرم مورد به مورد فرق ميكنه ....
ولي من قبلا با يكي رابطه داشتم كه قصدم ازدواج بود ولي طرف يه دروغگو از آب در اومد و رابطه مون تموم شد ، خيلي دوستش داشتم و عاشقش بودم ( عشقم عشق بچگي و بدون شناخت و همراه با وابستگي بود )و اينكه دستش رو ميگرفتم ( با اكراه ، ولي چون فكر ميكردم اگه دستش رو نگيرم ناراحت ميشه و خودش خيلي اصرار ميكرد ، دستش رو مجبوري ميگرفتم )
خوب حالا تكليف من چيه ؟
اگه خواستگار از ريز جزئيات پرسيد بايد چي جوابش رو بدم ؟ دلم نميخواد بهش همچين چيزهايي رو بگم چون به نظرم اين يه چيز شخصيه و به اون هم هيچ ربطي پيدا نميكنه !!!!! و توي زندگي آينده هم هيچ تاثيري نداره و من ميل نداشتم كه دستش رو بگيرم و هر دفعه عذاب وجدان داشتم ولي خوب اون موقع شرايط اين بود و شايدم افكار من اشتباه بود كه فكر ميكردم اگه بهش نه بگم ، اون ناراحت ميشه و رابطمون به هم ميريزه ... خوب اينها افكار بچه گي من بوده كه خيلي هم اشتباه بوده ، اون موقع كه ميخواسته دستم رو بگيره بايد قاطعانه بهش نه ميگفتم و بهش ميگفتم ميخواي بخواه ، نميخواي نخواه ولي اين كار رو نكردم چون ميترسيدم از دستش بدم .... يا
من اينها رو اشتباهات بچه گي و خطا ميدونم ... لزومي نداره كه به خاطر اين چيزها خودم رو اذيت كنم ... شايد خواستگارم از اين بدترش رو مرتكب شده باشه ولي اصلا به منم نگه !!!! همونطور كه خيلي هاي ديگه نميگن .....
والا به يكي گفتم قبلا عاشق يكي بودم ، همچين سرد شد !!!! حالا فكر كنين اگه بهش ميگفتم دست طرف رو ميگرفتم ديگه چه عكس العملي ميخواست نشون بده ؟؟؟؟؟ گفتم اصلا به جهنم آدم به كسي نگه راحت تره و زندگي بهتري داره .... چون به نظرم قضاوت هاي ديگران اشتباهه... و هر حرفي گفتن نداره
خوب فقط من نه !! خيلي هاي ديگه همچين تجربه هايي رو داشتن ، نميگم اينا خوبه !!! ولي خوب آدم جايزالخطاست .... خيلي خطاها هميشه بين خود آدم و خدا ميمونه و هيچ كس خبر دار نميشه .... به نظرم آدم لازم نيست كه همه چيز رو بگه چون به نظرم واقعا ربط پيدا نميكنه به كسي و در ضمن گفتنش نه تنها كمكي نميكنه بلكه باعث قضاوت اشتباه ميشه
پس با توجه به نتيجه گيري كه من از صحبت هاي اكثريت كردم ، تصميم ميگيرم كه فقط بگم با يكي رابطه داشتم قبلا و وارد جزئيات نميشم ....اگه ميتونه همينجوري قبول كنه كه كنه
اگرم نكنه كه نكنه .... ترجيح ميدم ول كنه بره تا اينكه بخواد از مسائل خصوصي ام كه ربطي هم به اون پيدا نميكنه بپرسه ، واسه اينكه موذب ميشم اين حرفها كه جزئ شخصي ترين مسائلمه واسه يكي كه تصميم داره كه شايد بخواد بقيه ي زندگيشو با من باشه بازگو كنم .....
از همه ي شما دوستاي گلم ممنون كه كمكم كردين و نظرتون رو گفتين:72:
gh.sana جان شما هم حق دارين ، به نظر من هم بعضي ها شورش رو در ميارن !!!!!!!
به خاطر همين مسائله كه آدم ميترسه كه حتي ساده ترين مسائل رو به طرفش بگه ، از ترس از عكس العملش
منم به خاطر ديدن اين تاپيك و يه تاپيك ديگه ،اين تاپيك خودم رو باز كردم
بازم ممنون:72:
-
RE: صداقت به چه قيمت ؟ آيا صداقت هميشه خوبه ؟
من منظورم از اون حرفا این نیست که انسان جایز الخطا نیست
من اون حرفا رو درقبال اون دوستی نوشته بودم که متنشون طوری بود که من این برداشتو کردم که انگار ادم می تونه بگه بی خیال ،من قبل ازدواج عشق وحالم رو بکنم ،بعدا هم که یه همسر خوب پیدا کردم ،اون که نمی تو نه متوجه بشه
اونوقت هر دو طرف قضیه رو میتونم داشته باشم
ایا شما هم اینو قبول دارین؟مطمئنم که نه
-
RE: صداقت به چه قيمت ؟ آيا صداقت هميشه خوبه ؟
نقل قول:
نوشته اصلی توسط gh.sana
تا وقتي كه افراد جامعه ما به دليل ناتوانايي ها و بي اطلاعي ها و رشد ناقص علوم انساني و ....قدرت درك ارزش صداقت رو ندارن صادقانه با كسي برخورد كردن حماقت هست....
نمونه اخيرش هم ميشه تاپيك مشروب عامل تعيين كننده....
اخه همين كارارو ميكنيم كه ديگه هيچ كس حرف راست نميزنه ديگه...بابا اگه من تو مادرت خاله ات عمو و دايي و....اين عادت رو رواج بديم خب همه چي درست ميشه ديگه كسي به اتهام صداقت...دختر مورد علاقه اش (و البته بي جنبه) رو از دست نميده...
بنده به شخصه اگه پسر بودم نه تنها يه كلمه حرف راست نميزدم بلكه دخترايي با اين افكار راديكالي رو حسابي سر كار ميذاشتم...
بابا يه ليست نوشته از عادات و رفتار همسر ايندش....حالا اين پسر بيچاره همه رو داره ها چون از سادگي و خامي اومده گفته مثلا 10 سالم بود يه بار سيگار كشيدم ديگه تمومه ديگه همه چي بهم ميخوره....
از نظر من چنين دختري لياقت همسر من بودن رو نداره(البته وقتي پسر بودم ها:311:)
سلام،
من فکر میکنم، صداقت داشتن ربطی به این چیزها نداره، اگر کسی صادق هست و صداقت براش مهم هست باید پایه صداقتش بایسته و البته بهایش رو هم بپردازه...که گاهی اوقات میتونه بهای سنگینی هم باشه...
فردی که صادق هست، و مثلا در مورد گذشتش، روابطش، سیگار، مشروب یا ...صحبت میکنه،
صداقتش با ارزش هست اما این به این معنی نیست که این صداقت براش انتظار پذیرش بدون چون و چرا رو به وجود بیاره...
اگر کاری در گذشته انجام دادیم که بهش افتخار میکنیم و برامون تجربه شده، با افتخار از تجربمون بگیم و اگر هم اشتباهی کردیم بپذیریم...بدون ترس...و این یعنی صداقت...
اما این دلیل نمیشه که ما صداقت رو با مسائل دیگه قاطی کنیم، راه حلی که شما ارائه میدین، معنیش این میشه که ما آزادیم هر کاری دوست داشتیم انجام بدیم و بعد به اسم صداقت اشتباهاتمون رو بگیم، و تنها بخاطر صداقت خود انتظار بخشش و پذیرش داشته باشیم...
صداقت یه امر درونی هست، نه امری که با عامل خارجی تغییر بکنه، آدم صادق براش مهم نیست چه اتفاقی بیفته...در همه حال صداقت و راستگویی داره...و به باور من، صداقت به همین دلیل یک ارزش انسانی شده...چرا که هر کسی شجاعت پرداخت هزینش رو نداره..،
K
-
RE: صداقت به چه قيمت ؟ آيا صداقت هميشه خوبه ؟
كامران جوابتو يه طووومار نوشته بودم متاسفانه پريد ....
به همين دليل هم ديگه حوصله دوباره نوشتن ندارم ... و ترجيح ميدم جوابتو ندم چون خارج از بحث تاپيك خواهيم شد....
من نظرمو گفتم شما هم بگرد دنبال خانمي كه بعد از تيك زدن يه ليست از مشخصات مرد ايده الش به پاكي گذشته كه رسيد جواب مثبت رو بهت بده...
دل خوشي داري...
خوش باشي....
-
RE: صداقت به چه قيمت ؟ آيا صداقت هميشه خوبه ؟
نقل قول:
نوشته اصلی توسط gh.sana
[b]كامران جوابتو يه طووومار نوشته بودم متاسفانه پريد ....چه خوب :227:
به همين دليل هم ديگه حوصله دوباره نوشتن ندارم ... و ترجيح ميدم جوابتو ندم چون خارج از بحث تاپيك خواهيم شد....موافقم منم همین کار رو میکنم
:304:
من نظرمو گفتم شما هم بگرد دنبال خانمي كه بعد از تيك زدن يه ليست از مشخصات مرد ايده الش به پاكي گذشته كه رسيد جواب مثبت رو بهت بده...
---------
قصد ازدواج دارم اما فعلا موقعیتش رو ندارم...
به موقعش حتما به توصیه شما عمل میکنم، اگرچه تعریف گذشته پاک هم برای افراد مختلف متفاوته، و من هیچوقت در این مورد ادعا ندارم و نداشتم..
بارها این رو گفتم که به شخصه اولین معیار انتخابم صداقت خواهد بود...چیزی که امروز گوهری گرانبها شده که به ندرت گیر میاد...البته منظورم از نوع واقعیش هست، یعنی از همینا که درونیه و نه به شرطها و شروطها...
ضمنا، من ربط این جمله شما رو به پاسخ خودم به این تاپیک متوجه نمیشم، چون من فقط تعریف خودم از صداقت رو بیان کردم...اصولاً هیچوقت بحث رو شخصی نکردم...
دل خوشي داري...[color=#4682B4]ای کاش داشتم[/color/]
:47::47::47:
خوش باشي....
ممنون، شما هم همینطور
:82::82::82:
-
RE: صداقت به چه قيمت ؟ آيا صداقت هميشه خوبه ؟
نقل قول:
نوشته اصلی توسط حنان
baby :72:جان حرفت از يه لحاظ درسته ولي قبول داري كه بعضي ها هستن كه ببخشيد هر غلطي كه دلشون ميخواد ميكنن ، بعد واسه ي ازدواج دنبال دختري ميگردن كه آفتاب مهتاب نديده باشنش !! من كه خيلي ميشنوم ...
آفرین ، دقیقا منظور من از نوشتن جمله زیر همین دسته از افراد هست که شما بهش اشاره داشتین ،
بنابراین از اونجا که "کافر همه را به کیش خود پندارد" ، از نظر من در صورت پرسیدن از پیشینه شخص باید در تصمیم گیری برای ارائه پاسخ مثبت تامل نمود.
اولا كه بروز نميدن اگه رابطه اي هم قبلا داشتن ، بعد اگرم كسي بفهمه ميگن خوب من مردم !! شما زنين !!! براي مرد ايرادي نداره .... ( البته ببينين خوب خانواده ها روي دختر ها حساسيت بيشتري دارن... مثلا اگه پسره با صد تا دختر دوست باشه ،ميگن ايرادي نداره چون پسره ، ولي اگه دختره با يه نفرم دوست باشه ، ميگن اي واي ،تو آبرومونو ميبري و دختر اگه با كسي دوست بشه نجابتش زير سوال ميره و ازين جور چرت و پرت ها ، نميگن حالا اين پسرشون كه 100 تا دوست دختر داره ، داره نجابت صد تا دختر رو زير سوال ميبره ، اين مهم نيست ؟؟؟؟ )( اينم فرهنگ غلط ما ايراني هاست ديگه ، اگه يه چيزي بده واسه هر دو جنس بده ، چرا واسه دخترا بد ميدونين ولي براي پسرها اينطور نيست ؟؟؟) :104::104:
[color]کاملا باهاتون موافقم وازنظرمن حیا و پاکدامنی برا هر دوطرف پسر ودختره ، خداوند هم به مرد وزن دستور میده که مراقب نگاههاشون باشن و عفت رو رعایت کنن[/color]
-
RE: صداقت به چه قيمت ؟ آيا صداقت هميشه خوبه ؟
نقل قول:
نوشته اصلی توسط گل مریم
من منظورم از اون حرفا این نیست که انسان جایز الخطا نیست
من اون حرفا رو درقبال اون دوستی نوشته بودم که متنشون طوری بود که من این برداشتو کردم که انگار ادم می تونه بگه بی خیال ،من قبل ازدواج عشق وحالم رو بکنم ،بعدا هم که یه همسر خوب پیدا کردم ،اون که نمی تو نه متوجه بشه
اونوقت هر دو طرف قضیه رو میتونم داشته باشم
ایا شما هم اینو قبول دارین؟مطمئنم که نه
البته اگه شما یک بار دیگه بخونی ممکنه برداشتت تغییر بکنه دوست عزیز.
من گفتم راه شناخت پیدا کردن این نیست که توی ریز روابط طرف دقیق شی.
این مصداق تجسسه که توی قرآن هم نهی شده.
راه های دیگری هم وجود داره که بفهمی طرف ذاتش خوبه.وفادارو قابل احترامه.
یا این که نه آدم هرزه ای هستش.
من خودم شخصا هیچ رابطه ای اعم از رفاقت و دست دادن و این چیزها با هیچ پسری نداشتم که بخوام ازش بترسم ولی در عین حالم اگر فردی ازم بپرسه و بخواد دقیق بدونه بی معطلی بهش نه می گم.
چون فکر می کنم هزار تا مشکل وجود داره.
ممکنه طرف خشکه مقدس باشه
شکاک باشه.
خودش گذشته بدی داشته باشه
ممکنه این سوالارو برای سواستفاده بپرسه.
به من اعتماد نداشته باشه در حالی که من خودم فکر می کنم شایسته این اعتماد هستم
دوست عزیز من به هیچ وجه مخالف تحقیقاتو اینا نیستم.
ولی از یه جایی دیگه شما باید اعتماد کنی
اول به خدای خودت
و بعد به خودت و تصمیم و قلب خودت
بله من هم یک زمانی فکر می کردم چون که آفتاب و مهتاب منو ندیده شایسته پاک ترین پسر این دنیا هستم.
ولی حالا فهمیدم که پاکی به این چیزها نیست.
این نشانه غرور کاذب مذهبی و خود برتر بینیه.
همه ادم ها شایسته یک زندگی سالم هستند و می شه دوستشون داشت.
البته بعضی ها هم مریضن.
مثلا مریضی جنسی دارن.
من خودم ادعا نمی کنم مثلا که بخوام با کسی که قبلا س ک س داشته ازدواج بکنم نه هرگز ولی اینو پذیرفتم که تو دوره ای هستیم که حتی مذهبی ترین پسرا ممکنه تو دوره ای با دختری صحبت کرده باشن.
مثل قدیم که نیست.
زمانه عوض شده.
بعدش هم دوست عزیز نمی دونم شما از من کوچک تری یا بزرگتر ولی اینو خواهرانه از من بپذیر که اسیب ترین آدم ها در مقابل گناه و وسوسه های شیطان اونهایی هستند که از خودشون مطمئنن!در مقابل خواستگارایی که کاملا از خودشون مطمئنن باید بیشتر مکث کرد.
خطا و اشتباه مال ما جوان هاست.
مثلا اگر خواستگار محترم شما قبلا یک دوست دختر داشته شما هم احتمالا توی زندگیت غیبت کردی که گناهش صد برابر بیشتر از یه رابطه ساده اس یا مثلا دست دادن.
امیدوارم خوشبخت باشید
-
RE: صداقت به چه قيمت ؟ آيا صداقت هميشه خوبه ؟
بيبي عزيز:72: آيا منظور شما از اين حرف ( كافر همه را به كيش خود پندارد ) اينه كه اگه طرف از من بپرسه كه دوست پسر داشتي يا نه ؟ اين بدين معني هستش كه خودش دوست دختر داشته كه حالا داره اين رو از من ميپرسه ؟ يا مثلا اگه بپرسه رابطه تون در چه حدي بوده ؟ اين بدين معني هستش كه خودش رابطه اش يه مشكلي داشته كه داره ميپرسه ؟؟؟
آخه مثلا بعضي از دختر ها واسه شون مهمه كه خواستگارشون با كسي دوست نبوده باشه يا ... يعني اگه ازش اين سوال رو بپرسن بدين معني هستش كه خودشون قبلا دوست پسر داشتن ؟؟؟( فكر نميكنم)
يا بعضي ها براشون مهمه كه طرفشون رابطه ي جنسي نداشته باشه ، اگه ازش بپرسن يعني به اين معني هستش كه خودشونم داشتن ؟؟؟؟( فكر نميكنم)
البته اين حرفتون تا يه حد زيادي درست هستش !!! مثلا دقت كردين اكثر اونهايي كه دنبال يه دختر خيلي پاك ميگردن ، كساييي هستن كه همه جوره هر كاري رو تجربه كردن ، وقتي با دخترهاي زيادي معاشرت كردن و رابطه داشتن ، فكر ميكنن نكنه كه همسر آينده شون يكي مثل همين دخترهايي باشه كه باهاش رابطه داشتن ؟؟؟و چون دلشون نميخواد همسرشون اينجوري از آب دربياد ، همش سفارش ميكنن به مادرشون كه يه دختر نجيب خيلي مومن براشون پيدا كنه !! و اينجور مسائل توي زندگيشون براشون خيلي خيلي خيلي مهم هستش !!!!
البته توهين نشه ، نميخوام بگم همه ي اونهايي كه اينجوري فكر ميكنن حتما خودشون يه چيزيشون هست ، اصلا منظورم اين نيست ، بلكه منظورم اينه كه اكثر كسايي كه اينجور تجربه ها رو داشتن ( و البته براشونم عادي نبوده و ميدونستن كه دارن كار خلاف عرف و خلاف شان خانواده شون انجام ميدن )، حالا خيلي براشون مهمه كه همسرشون اينجور تجربه هارو نداشته باشه .....( آخه بعضي ها اينجور روابط براشون عاديه و حتي براي خانواده شون هم مسئله اي نيست و اينجور افراد واسشون مهم نيست كه همسرشونم همچين روابطي رو داشته يا نه ؟؟ ولي واسه كسايي كه اينجور تجربه هارو بر خلاف فرهنگ و تربيت خانوادگيشون داشتن ،خيلي واسشون مهمه كه همسرشون اينجوري نباشه)
والا ميگم نميشه هميشه اينجوري استنباط كرد ؟
ببينين ، مثلا من اگه قرار باشه با يكي از اين دو نفر پايين ازدواج كنم :
1) پسري كه توي زندگيش ( قبل از من ) با حالا مثلا يك يا دو نفر به قصد ازدواج آشنا شده باشه ، حالا توي اين ميون عاشق هم شده باشه ، حالا بر اساس شرايطش ، كه ميتونه بچه گي ، احساس نياز يا سادگي يا هرچيز ديگه ، رابطه ي جنسي رو هم يك بار تجربه كرده ولي بعد از اون ديگه توبه كرده و ديگه مرتكب همچين گناهي نميشه و اون رو يه اشتباه ميدونه و ......
2) پسري كه توي زندگيش ( قبل از من ) با 100 نفر دوست بوده ، چند نفر رو با هم داشته ، ماه به ماه دوست دخترهاشو عوض ميكرده و البته اصلا رابطه ي جنسي هم نداشته
من اگه بخوام بين فرد 1 و فرد 2 ، يكي رو براي ازدواجم انتخاب كنم ، صد البته ترجيح ميدم كه فرد 1 رو انتخاب كنم ، چون به نظرم فرد 1 ، خيلي فرد قابل اعتماد تري هستش ، چون وقتي توي زندگيش با دو نفر دوست بوده نشون ميداده كه يه هدفي داشته ، بي دليل نبوده آشناييهاش ، هوس باز و تنوع طلب نبوده !! اينكه حالا يك يا نهايتا دو بار(نه بيشتر ) رابطه ي جنسي رو تجربه كرده براي من چندان مهم نيست !!! ( البته اگه ديگه توي زندگيش تكرار نكنه ) و اگه واقعا تصميمش اين باشه كه ديگه تكرار نكنه و واقعا هم اون اتفاقها رو اشتباه بدونه و توبه كرده باشه ، من حتي راضيم كه بهم حتي از رابطه ي جنسي اي هم كه داشته حرفي نزنه چون گفتنش بيشتر باعث شكاك شدن و ناراحت شدن من ميشه و خيلي خيلي اثر بدي روي من ميزاره
ولي فرد شماره ي 2 رو با اينكه اصلا رابطه ي جنسي نداشته ، من هرگز قبول نميكنم ، چون وقتي دم به دم دوست دختر هاشو عوض ميكرده و البته چند تا رو هم همزمان با هم داشته ، كاملا نشون دهنده ي شخصيت تنوع طلب و هوس بازش هستش !!! معلومه كه اگه بياد با من هم زندگي كنه ،چند روز بعد هوس ميكنه من رو هم عوض كنه !!! يا خيانت كنه !! من واقعا اين رو باور دارم كه فرد شماره ي 2 بسيار بسيار گزينه ي بدي واسه ي زندگي هستش .... ولي فرد شماره ي 1 ، حالا صرف تجربه كردن رابطه ي جنسي ، دليلي براي بد بودنش حساب نميشه
واقعا وقتي فكر ميكنم ،ميبينم كه دونستن اينكه طرفت قبلا با كسي رابطه داشته يا نه ؟ و اينكه حالا به چه دليل رابطه اش رو به هم زده ؟؟؟ تا يه حدي ميتونه مفيد باشه ، به اين دليل كه دونستن دلايل قطع ارتباط و شروع ارتباط ، و سن ارتباط ، تا يه حدي اونم نه خيلي ،ميتونه كمك كنه كه بفهمي طرفت چه شخصيتي داره ( البته اينم بازم 100% نيست ، چون خيلي ها از روي بچه گي و شيطنت هاي بچه گانه يا دلايل ديگه ممكنه اشتباه كرده باشن ....)
ولي دونستن اينكه حالا چقدر عاشق طرفش بوده ، چيكارا كرده ؟ رابطه اش در چه حدي بوده و ..... كمك كننده نيست ، تعيين كننده هم نيست!!! ( البته نه در مورد افرادي كه بارها و بارها رابطه ي جنسي هم داشتن و خلاصه اينم نشون دهنده ي شخصيت هوس بازشون هستش )
خلاصه اينكه توي خواستگاري و آَشنايي اوليه ، شايد گفتن خيلي از حرفا ضرورتي نداشته باشه ، يا پرسيدن بعضي از سوالات اشتباه باشه .... به نظرم مورد به مورد فرق ميكنه
مثلا ممكنه كه يكي قبلا يه اشتباهي كرده باشه توي زندگيش كه اگه نگه خيلي خيلي بهتره!!!
ولي يكي ديگه همچين اشتباهي رو كرده كه اگه بگه بهتره !!!!
به قول دوستمون سريتا بايد با توجه به شخصيت فرد و ظرفيتش حرفامون رو بزنيم و البته نبايد يادمون بره كه بعضي از موضوعات واقعا مهمه كه چه خوب باشه يا چه بد باشه ،بايد گفته بشه و نبايد پنهانشون كنيم
البته خوب به قول آقاي كامران ، خوب صداقت يه ارزش انسانيه و كلا اگه كسي صادقه بايد واقعا صادق باشه و نبايد صداقت رو با سياست قاطي كرد
ولي به نظر من بعضي حرفا و بعضي از ارزشها ، واقعا خوبن و قابل تحسين ولي در حقيقت توي زندگي روزمره ي ما حالت شعار گونه دارن ،نميشه بدون سياست صادق بود نميشه بدون برنامه صادق بود .... در غير اينصورت تنها كسي كه ضرر ميكنه تو هستي ( البته نبايد اين سياست در صداقت به طرف مقابلت هم صدمه بزنه چون به نظرم ما حق نداريم كه به خاطر منافع خودمون ، به ديگران ضربه بزنيم ) فقط ميگن هر سخن جايي و هر نكته مكاني دارد ( البته ببخشيد اين ضرب المثل دقيقا يادم نيست ،اگه اشتباه گفتم شرمنده )
واسه كسي كه توي گذشته اش هيچي نداشه ، صادق بودن خيلي راحته و صداقتش تحسين بر انگيز نيست ولي براي كسي كه توي گذشته اش مرتكب اشتباهاتي شده ، صداقت يا عدم صداقت معني پيدا ميكنه !!!!
آقا كامران سو برداشت نشه ، منظورم به شما نيست ، ولي بعضي ها كه واقعا هيچ اتفاق نا گواري توي گذشتشون نيوفتاده خيلي روي صداقت تاكيد دارن و صداقت براشون مهمه و افتخار ميكنن كه صادقن و .... ولي خوب اگه واقعا چيزي توي گذشتشون باشه ، اون وقته كه ميبينن اونقدر ها هم كه فكر ميكنن صادق نيستن يا نميتونن صادق باشن يا ...
-
RE: صداقت به چه قيمت ؟ آيا صداقت هميشه خوبه ؟
آفرين بر حنان عزيزم....اصطلاح خيلي خوبي به كار بردي..."صداقت با برنامه"....كاملا درسته....البته ما عادت داريم شعار بديم اما خب وقت عمل.....
با قسمت اخر حرفات هم كاملا موافقم تا وقتي گذشته ادم پاكه پاك باشه خب گفتن يا نگفتن كه ديگه فرقي نداره....
هنر اينه كه وقتي مثلا دختري قبل از ازدواج رابطه جنسي داشته بگه....يا پسري كه فلان بوده....اما وقتي همه چي OK باشه خب ديگه چه صداقتي؟چه سياستي؟
بهتره تا وقتي توي موقعيت خاصي قرار نگرفتيم راجع به اون نظر نديم....شايد يه روزي عملمون شعارمون رو نقض كنه!!! :300:
-
RE: صداقت به چه قيمت ؟ آيا صداقت هميشه خوبه ؟
حنان عزیز
برداشتتون از صحبتهام در پاراگراف سوم ، درسته ،
من هم کاملا با جانب احتیاط عرض کردم "....باید در تصمیم گیری برای ارائه پاسخ مثبت تامل نمود" یعنی اینکه مورد به مورد متفاوته اما اگه کسی گفتگوهای خواستگاری رو به این سمت وسو ببره بایستی با تامل و درایت بیشتری تصمیم گیری بشه.
ضمن اینکه میشه تا حدود زیادی (نه مطلق) از روی شناخت خانواده و نحوه زندگیشون می شه به یه شناخت خوب رسید ، این رو هم بدونیم که حتی با گذشت سالهای متمادی از زندگی مشترک هم گاهی نمیشه به لایه های درونی رفتار نزدیکترین فرد (همسرت) پی برد.:72:
-
RE: صداقت به چه قيمت ؟ آيا صداقت هميشه خوبه ؟
داشتم فکر میکردم، دوست داشتنیترین واژه دنیا چیه، به این نتیجه رسیدم که من چقدر اکثر و اکثرا رو دوست دارم...:43:
به هر حال، من فکر میکنم، صداقت با سیاست جمع شدنی نیست، اگر فکر میکنین، گاهی اوقات بهتره راست گفت گاهی اوقات دروغ، این صرفاً سیاست هست و هیچ ربطی به صداقت نداره...:81:
در مورد اینکه، صداقت داشتن برای کسی که گذشته پاکی داشته یا کار هیجان انگیزی در گذشتش نکرده راحت تره،
صداقت داشتن شاید راحت تر باشه اما به طبع کارهای هیجان انگیز نکردن هم همیشه اسون نیست...
و البته، من معتقدم هیچ انسان کاملی در دنیا وجود نداره، بنابرین در کلّ هیچکس گذشته عاری از اشتباه نداره، هر کسی در گذشتش اشتباهاتی داشته، بزرگ یا کوچیک...و هنر پذیرفتن اینهاست...:310:
و در مورد صداقت با برنامه، ای کاش کسی برا من فرق صداقت با برنامه با دروغ گفتن با برنامه رو تعریف بکنه؟ چون من فکر میکنم جفتشون یکی هستن...و البته، ازتون بابت اختراع این واژه ممنونم، بسی خنده رفت...صداقت با برنامه!!!:311:
در آخر، میخوام اینو بگم که، همه ما اینجا، نظرات شخصیمون رو میگیم، طرز فکر خودمون رو بیان میکنیم و اصولاً مشاوره یعنی همین...مشاوره یعنی ما برای کسی تصمیم نمیگیریم، بلکه به افراد کمک میکنیم تا تصمیم درست رو بگیرن...
در مورد صداقت، من اینطوری فکر میکنم و این اصولی هست که تا به امروز چه درست چه غلط باهاشون زندگی کردم و بهشون پایبندم،
در آخر، حنان عزیز، هر کسی مسول زندگی خودش هست و البته عواقب تصمیماتی که برای زندگیش میگیره ...
و تصمیم آخر هم قاعدتاً خود شما باید برای زندگیتون و البته موضوع این تاپیک بگیرین...
من فکر نمیکنم کمک بیشتری به تاپیک شما بتونم بکنم چرا که گفتنیها رو گفتم...
و البته دوست ندارم حضور بیشترم در این تاپیک موجب کدورت بیشتر بشه...
بنابرین، امیدوارم عذر من رو برای عدم همراهی بیشتر در این تاپیک بپذیرین
موفق و خوشبخت باشین:72:
K
-
RE: صداقت به چه قيمت ؟ آيا صداقت هميشه خوبه ؟
نقل قول:
واسه كسي كه توي گذشته اش هيچي نداشه ، صادق بودن خيلي راحته و صداقتش تحسين بر انگيز نيست ولي براي كسي كه توي گذشته اش مرتكب اشتباهاتي شده ، صداقت يا عدم صداقت معني پيدا ميكنه !!!!
در جواني پاك بودن شيوه پيغمبري است ور نه هر گبري به پيري مي شود پرهيزگار
اين كه توي گذشته آدم چيزي نباشه بزرگ ترين هنره . حتي ازين كه آدم بي نهايت صادقي هم باشيم سخت تره.
چون مقابله كردن با محيط و غريزست نه با صرفا يك دروغ
شخصا افراد پاك رو تحسين برانگيزتر از افراد صادق ميدونم . ميتوني صادق باشي ولي انسان نباشي اما نميشه پاك بود و انسان نبود چون فرد براي انسانيتش جلوي اينهمه چيزي كه بقيه دنبالش ميدوئن وايساده.
خوبه دنبال پاكي باشيم نه به قول يكي از دوستان صداقت يا دروغ با برنامه:72:
-
RE: صداقت به چه قيمت ؟ آيا صداقت هميشه خوبه ؟
دوستان عزيز خيلي ممنون از كمكهاتون
خوب هر كسي يه نظري و يه عقيده اي داره و من نميخوام به نظر و عقيده ي كسي توهيني بشه ....
هركسي همونطوري زندگي ميكنه ، كه فكر ميكنه
بازم ممنون از كمك هاتون ....
من اون نتيجه اي كه مطلوبم بود رو گرفتم و اين رو مديون نظرهاي شما دوستاي گل هستم... حالا چه نظر هاي موافق و چه نظر هاي مخالف ....
بازم ممنون
مهتاب 66 جان ، من نگفتم دروغ با برنامه !!! كامران جان كي گفته صداقت با برنامه با دروغ با برنامه با هم فرق ندارن ؟؟؟؟؟
گفتم صداقت با برنامه ،يعني اينكه درسته كه بايد صادق بود ولي نه مثل آدم هاي ساده كه هرچي كه توي ذهن و فكرشون مياد ميگن، بدون توجه به موقعيت ، بدون توجه به روحيات طرف ، بلكه هر حرفي رو بايد در جاي خودش مطرح كرد ، در موقعيت مناسب خودش ....
لطفا برداشت هاي اشتباه نكنين
در ضمن صداقت به معناي گفتن همه چيز نيست چون من قاطعانه باور دارم كه گفتن بعضي از حرفها جزو مسائل شخصي هستش و اصلا گفتنش لزومي نداره ، گرچه بعضي ها دلشون ميخواد تا عمق فكر طرف مقابلشون رو هم بدونن كه بازم اين ربطي بهشون نداره !!!!
به هر حال ، به نظر من شما برداشت اشتباهي از حرفهاي من داشتين ....
-
RE: صداقت به چه قيمت ؟ آيا صداقت هميشه خوبه ؟
[align=justify]سلام حنان:72:
ظاهرا تصمیمت رو گرفتی، من هم به تصمیمت احترام می گذارم و برات آرزوی موفقیت می کنم. :72:
با این وجود حنان عزیزم، شاید برات مفید واقع بشه که بدونی اگر کسی از خودم حقیقتی رو مخفی کنه، و من بعدا بفهمم، اولین جمله ای که به زبونم میاد اینه:
چرا خودتو به من قالب کردی؟؟؟
البته این در واقع یک سوال نیست، چون شرایط اتخاذ این تصمیم برای من "هیچ اهمیتی" نداره، حتی برام مهم نیست اگر بهم گفته بود انتخابش می کردم یا نه، برای من فقط هدف این پنهان کاری اهمیت داره. هدف هم که واضحه.
(البته منظور از "پنهان کاری" اون مواردیه که طرف تعمدا نخواسته بگه.)
هانی رک گوییم رو ببخش، فقط از سرخیرخواهی دارم می گم.:72:
نقل قول:
نوشته اصلی توسط حنان
به قول دوستمون سريتا بايد با توجه به شخصيت فرد و ظرفيتش حرفامون رو بزنيم و البته نبايد يادمون بره كه بعضي از موضوعات واقعا مهمه كه چه خوب باشه يا چه بد باشه ،بايد گفته بشه و نبايد پنهانشون كنيم
این استدلال کاربردهای بسیار بسیار زیادی داره، مثلا در مورد پسرهایی که برای اینکه با دختری دوست بشن، طوری وانمود می کنند که طرف بره تو مد ازدواج.
خب شاید هم اونها حق دارن، وقتی یه دختر پذیرش نداره، نباید بهش گفت فقط می خوام باهات دوست شم!!
تقصیر پسر بیچاره جامعه ما چیه که دخترها روشنفکر نیستند؟!!!!
نقل قول:
نوشته اصلی توسط حنان
به قول دوستمون سريتا بايد با توجه به شخصيت فرد و ظرفيتش حرفامون رو بزنيم و البته نبايد يادمون بره كه بعضي از موضوعات واقعا مهمه كه چه خوب باشه يا چه بد باشه ،بايد گفته بشه و نبايد پنهانشون كنيم
عزیزم هرکسی خودش باید تشخیص بده چی براش مهمه و چی مهم نیست. ما که نمی تونیم بگیم این مهم نیست پس در موردش صحبت نکنیم. اولا معلوم نیست برای طرف مقابل مهم هست یا نه. ثانیا اگر مهم نبود که شما براش این تاپیک رو باز نمی کردی، این یکی از مسائل پررنگ جامعه ماست.
البته باز هم تاکید می کنم اینکه تو دست پسری رو گرفتی و ... به هیچ وجه نقصی برای تو نیست که بخوای پنهانش کنی. مسئله فقط برمیگرده به اینکه می خوای با چه کسی ازدواج کنی، اونهایی که این موضوع براشون پذیرفته شده ست، یا اونهایی که “به هر دلیلی” میل ندارند طرفشون قبلا کسی رو لمس کرده باشه. حالا اینجا بحث اصلا اصلا سر این نیست که این دلایل منطقی هستند یا درسته که کسی همچین اعتقادی داشته باشه و ... اینجا فقط و فقط باید به معیارهای انتخاب اون شخص احترام گذاشت.
یک نکته دیگه اینکه در hamdardi.com مقاله ای هست به نام "سوالات جلسه خواستگاری" یا همچین اسمی. یکی از سوالات همین تعداد اشخاصیه که طرف قبلا باهاشون در ارتباط بوده.
و یک نکته دیگه هم اینه که اگر بگی رابطه داشتم و در مقابل سوال "تا چه حد" مقاومت کنی، اونوقت طرف بیشترین حد ممکن رو در نظر می گیره! (این هم برای خودش فرهنگ زیباییه!)
و درمورد دروغ مصلحت آمیز: این فقط در شرایطی قابل قبوه که مثلا حاکم ظالمی دنبال شخص مظلومی باشه و محلش رو لو ندیم. یا از سوء پیشینه شخصی اطلاع داریم ولی در جمع آبروش رو حفظ کنیم و موارد مشابه این. نه وقتی پای منافع خودمون وسط باشه.
حنان جان اگر بخوام به هرچه در این تاپیک مطرح شده جواب بدم، به قول غزاله باید طومار بنویسم. هدف اصلیم هم پاسخ گویی به تاپیک نبود، فقط اومدم این سوال رو جواب بدم.
نقل قول:
نوشته اصلی توسط kamran2007
و در مورد صداقت با برنامه، ای کاش کسی برا من فرق صداقت با برنامه با دروغ گفتن با برنامه رو تعریف بکنه؟ چون من فکر میکنم جفتشون یکی هستن...
این دو تا خیلی با هم فرق می کنند، کسی که با برنامه دروغ می گه، خودش می دونه که داره اشتباه می کنه، داره برای دروغ که بزرگترین گناهه برنامه ریزی می کنه.
اما اونکه برای صادق بودنش برنامه ریزی می کنه، ارزش های اخلاقی خودش رو زیر سوال نمی بینه. یا می گه جامعه ظرفیت صداقت من رو نداره، یا می گه برای رسیدن به هدف والاتری مجبور به اینکار شدم یا ...
خلاصه اینکه دروغ بابرنامه در شخص احساس گناه پدید میاره، اما صداقت با برنامه می تونه حتی انسانی جلوه کنه!
البته متوجه منظور شما هم هستم که می گی اینها با هم فرقی ندارند. چون به هرحال انسان ها دو دسته ن، یا برای پیمودن "راه حق" مصر هستند و خیلی جدیت به خرج می دن، یا حق رو وقتی انتخاب می کنند که خیلی باعث ضررشون نشه. [/align]
[align=justify]
پینوشت... با وجود همه اینهایی که گفتم، اون طومار نانوشته ی غزاله رو هم درک می کنم. می فهمم هر انسانی ظرفیت های اخلاقی و انسانی خودش رو داره، نمی شه از همه انتظار داشت تحت هر شرایطی صادق بمونن، هزینه های صداقتشون رو پرداخت کنند، ایمان داشته باشند انتخاب "حق" هیچوقت باعث ضرر انسان نمی شه، و همیشه یادشون باشه عمرشون حتی کوتاه تر از عمر یک درخته و مادامی که در پرورنده ت صدق می کنی(صداقت فقط محدود به راست گویی نیست) فرقی نمی کنه که همه انسان ها برات هورا بکشن یا همشون ازت رو برگردونن.
در این شرایط فقط می شه گفت کاش در جامعه ما انتخاب صداقت به یک روح پولادین احتیاج نداشت!
:72:
[/align]
-
RE: صداقت به چه قيمت ؟ آيا صداقت هميشه خوبه ؟
امیدوارم دوستانی که در این تاپیک پست زده اند همگی یکبار دیگر به حرفهایی که می زنید توجه کنید و در حد شعار نباشد . زمینه های صداقت از درون خود فرد است ، اما و ولی و لیکن و لاکن ندارد و با این جملات شرطی تنها راه و سوراخ دعای دروغگویی و پنهان کاری را برای خودمانویا دیگران باز نگذاریم .
و همه الحمدالله دست به شعار دادن ها خوب است موقع رعایت که می شود ....!!!!!!!
یادمان باشد به قول قدیمی ها اول یک سوزن به خودمان و دوم جوالدوز را به تن غیر ( ملت) فرو کنیم .
ببخشید دیگر کسی که نمی داند من از دروغ در هر حد و اندازه ای متنفر و منزجرم خواجه حافظ شیرازی است که الحمدالله همیشه هم من باب ذوق مصلحت اندیشان ! هم من باب ذوق به ظاهر دوستان با اما و اگر هایشان و....راه برای دروغ و پنهانکاری باز بوده تا من دروغ را تا بی نهایت رذالت انسانی تجربه کنم و جالب اینکه به قول دوستی بزرگوار رذالت حد و اندازه ندارد !!!!!!!!چه رسد به دروغگویی !!!!!!!!چه رسد به پنهانکاری !!!!!!!
و چه جالب که همین روحیه ضد دروغ و پنهانکار ی از من نزد ریاکاران یک انسان اخ و پیف درست کرده دیدنی و تماشایی و شنیدنی !!!!!!
-
RE: صداقت به چه قيمت ؟ آيا صداقت هميشه خوبه ؟
حنان جان اگر بخوام به هرچه در این تاپیک مطرح شده جواب بدم، به قول غزاله باید طومار بنویسم. هدف اصلیم هم پاسخ گویی به تاپیک نبود، فقط اومدم این سوال رو جواب بدم. [/color]
quote='kamran2007' pid='102859' dateline='1268662940']
و در مورد صداقت با برنامه، ای کاش کسی برا من فرق صداقت با برنامه با دروغ گفتن با برنامه رو تعریف بکنه؟ چون من فکر میکنم جفتشون یکی هستن...[/quote]
این دو تا خیلی با هم فرق می کنند، کسی که با برنامه دروغ می گه، خودش می دونه که داره اشتباه می کنه، داره برای دروغ که بزرگترین گناهه برنامه ریزی می کنه.
اما اونکه برای صادق بودنش برنامه ریزی می کنه، ارزش های اخلاقی خودش رو زیر سوال نمی بینه. یا می گه جامعه ظرفیت صداقت من رو نداره، یا می گه برای رسیدن به هدف والاتری مجبور به اینکار شدم یا ...
خلاصه اینکه دروغ بابرنامه در شخص احساس گناه پدید میاره، اما صداقت با برنامه می تونه حتی انسانی جلوه کنه!
البته متوجه منظور شما هم هستم که می گی اینها با هم فرقی ندارند. چون به هرحال انسان ها دو دسته ن، یا برای پیمودن "راه حق" مصر هستند و خیلی جدیت به خرج می دن، یا حق رو وقتی انتخاب می کنند که خیلی باعث ضررشون نشه. [/align]
[align=justify]
پینوشت... با وجود همه اینهایی که گفتم، اون طومار نانوشته ی غزاله رو هم درک می کنم. می فهمم هر انسانی ظرفیت های اخلاقی و انسانی خودش رو داره، نمی شه از همه انتظار داشت تحت هر شرایطی صادق بمونن، هزینه های صداقتشون رو پرداخت کنند، ایمان داشته باشند انتخاب "حق" هیچوقت باعث ضرر انسان نمی شه، و همیشه یادشون باشه عمرشون حتی کوتاه تر از عمر یک درخته و مادامی که در پرورنده ت صدق می کنی(صداقت فقط محدود به راست گویی نیست) فرقی نمی کنه که همه انسان ها برات هورا بکشن یا همشون ازت رو برگردونن.
در این شرایط فقط می شه گفت کاش در جامعه ما انتخاب صداقت به یک روح پولادین احتیاج نداشت!
:72:
[/align]
[/quote]
از اونجا که پاسخ به سوال من داده شده، من هم فقط میخوام در مورد پاسخی که داده شده نظرم رو بگم،
صداقت با برنامه= گاهی اوقات راست بگیم، و البته گاهی اوقات هم نگیم، یعنی یا واقعیت رو نگیم یا دروغ بگیم
دروغ با برنامه= گاهی اوقات دروغ بگیم بر اساس مصلحت یا ...و البته گاهی اوقات هم دروغ نگیم یعنی راست بگیم...
بنابرین،
چون ریاضی خوندین،
P= راست گویی
q=دروغ گویی
q \/q ~= ~P \/ P
~P=q
بنابرین صداقت با برنامه و دروغ با برنامه هم ارز هستن...
البته اینجا من از این فرض استفاده کردم که در صداقت با برنامه، نگفتن هم حکم دروغ گفتن رو داره...
که البته با این موافقم، این خودش جای بحث جداگانه داره...
در مورد احساس گناه هم، دروغ دروغه...آدمی که به این موضوع حساس باشه در هر حالت هر وقت دروغ میگه، احساس گناه رو داره...
صرفاً در مورد موضوع این تاپیک، اون هدف والاتر، چیزی جز خودخواهی و منفعت طلبی شخصی میتونه باشه؟!
K
-
RE: صداقت به چه قيمت ؟ آيا صداقت هميشه خوبه ؟
[align=justify]
کامران شما پنهان کاری رو دروغ در نظر می گیری، ولی برای من بدتر از دروغه.
حتما شنیدی که دروغ مادر همه گناه هاست، حالا از نظر من این جناب دروغ خودش فرزند "فریب" ه.
این فریب، ابعاد خیلی مختلفی داره، که "یکیش" دروغه.
البته این در صورتیه که دروغ رو "به زبان آوردن" امری که حقیقیت ندارد و ما به غیر حقیقی بودنش آگاهیم، تعریف کنیم. چون ریاضی خوندی کاملا به اهمیت یک "تعریف" آگاهی و می دونی اگر تو دروغ رو "عدم" یعنی آنچه "هست نیست" تعریف کنی، در واقع الان هر دو داریم یک حرف می زنیم.
حالا طبق تعریف من، هر نوع به اشتباه انداختن طرف مقابل، یا جلوگیری نکردن از به اشتباه افتادنش، فریب حساب می شه. مثل اینکه با نگاه چیزی غیر حقیقی رو به طرف القا کنیم. یا می بینیم به اشتباه افتاده ولی اجازه می دیم همون تصور رو داشته باشه. و ...
به هرحال از نظر من کاری که الان حنان داره بهش تشویق می شه، حتی بدتر از دروغه چون در شخص ایجاد درد نمی کنه.(البته در شخصی با این سطح از اعتقادات) اگر دقت کنی در این تاپیک حنان مجاب شد که "کار درست" همینه که پنهان کنه، در حالیکه می دونه دروغ کار نادرستیه.
حالا شما می گی فرقی نمی کنه، خوب این برای افرادی مثل شماست، خیلی ها این توجیهات براشون اهمیت اساسی داره. همینه که می بینی تو جامعه ما طرف کلی ادعاش می شه، ولی هزارتا کار خلاف می کنه و هیچیش هم نمی شه که هیچ، خودش رو از خلق الله مومن تر می بینه و بقیه رو ارشاد هم می کنه!! علتش همین هاست. در دین اسلام هیچ گناهی بزرگتر از دروغ نیست، ولی ایران اسلامی ما یکی از دروغ گو ترین ملل دنیاست... چرا؟ بخاطر همین توجیهات.
البته من جدا به شما تبریک می گم که به جایی رسیدی که این دو حقیقتا برات فرقی نمی کنند. :72:
[/align]
-
RE: صداقت به چه قيمت ؟ آيا صداقت هميشه خوبه ؟
نقل قول:
نوشته اصلی توسط kamran2007
بنابرین،
چون ریاضی خوندین،
P= راست گویی
q=دروغ گویی
q \/q ~= ~P \/ P
~P=q
بنابرین صداقت با برنامه و دروغ با برنامه هم ارز هستن...
البته اینجا من از این فرض استفاده کردم که در صداقت با برنامه، نگفتن هم حکم دروغ گفتن رو داره...
که البته با این موافقم، این خودش جای بحث جداگانه داره...
:104:
نقل قول:
نوشته اصلی توسط kamran2007
در مورد احساس گناه هم، دروغ دروغه...آدمی که به این موضوع حساس باشه در هر حالت هر وقت دروغ میگه، احساس گناه رو داره...
کامران جان
دروغگو ، پنهان کار حرفه ای هیچوقت دچار احساس گناه نمی شود و اصولا چنین داستان هایی برای این افراد معنی ندارد خدا را شکر از همان بند اما و اگر و .......( کلا دلیل تراشی برای محق بودن عملکردهایشان ) استفاده می کنند و در نهایت هم که کم بیاورند می زنند پای مصلحت تا بعد از طی زمان گند مصلحت اندیشی هایشان در بیاید و وادار بشوند که انشالله اگر خدا خواست قبول اشتباه در مصلحت اندیشی هایشان را بکنند .
اما آدم غیر حرفه ای
چنین فردی هم وقتی تصمیم گرفت دروغ بگوید احساس گناه و ... در اکثریت مواقع بنا به تجربه معنی اش به فارسی می شود بامبولک بازی روانی و یک نوع دیگری از توجیح کردن عمل نادرست!!
از دید من ،
عمل ، فکر ، احساس بد ، بد است و هر آنچه برای خود و در حقخود روا نمی دانیم و نمی پسندیم باید برای دیگری هم نپسندیم دیگر این داستانها که این با آن همراستا نیست ویا هست و چکار کنم و چقدر راست بگویم و چقدر دروغ بگویم و چقدرش را پنهان کنم !!!!!!!! ..... جای تاسف دارد که مورد بحث قرار گیرد و... .
توجه بفرمائید که
هر کسی مسئول عملکردهای دیروز و امروز و فردای خودش است و اگر کاری کرده و ........حتما به آن باور داشته که انجام داده پس دیگری به هیچ عنوان نباید تاوان باورهای سست و یا اشتباهات او را بدهد و حق انتخاب واختیار تصمیم گیری درست از وی سلب شود .
باز هم به نظر من مسائلی از جنس دروغ و پنهانکاری و... جزو مسائل تربیتی است و هیچ ربطی به تجربه ندارد بلکه با کسب تجربه، شدت و ضعف ها افزایش و یا کاهش می یابد .
البته باز هم از یاد نبریم که
بعضی از آدمها واقعا دوست دارند همیشه دروغ بشنوندتا از واقعیت ها فرار کنند .
و در نهایت این بحث هزار شاخه دارد و تا قیام قیامت که دروغ و دروغگو و پنهان کاری و مصلحت اندیشی ( نوع واژه ها برای بزک کردن ماجراست و با هم فرقی ندارد ) ادامه خواهد داشت و بی نهایت متمایل است !!!!
-
RE: صداقت به چه قيمت ؟ آيا صداقت هميشه خوبه ؟
[align=justify]یک خواهش...
از دوستانی که گذشته حنان رو منفی برآورد می کنند، خواهش می کنم در این تاپیک پست نذارن. :72:
اینکار با اصول مشاوره ای کاملا در تناقضه.
ما فقط وقتی باید به کسی که مشکل داره مشاوره بدیم که از لابه لای صحبت هامون حس امنیت و اعتماد به نفس بهش منتقل کنیم، نه چیز دیگری.
شاید پاسخ بدید که ما همچین چیزی نگفتیم، اما این نگرش شما از لابه لای صحبت هاتون پیداست و باعث ترس بیشتر حنان از گفتن واقعیت و نگرش منفی نسبت به خودش و گذشته و آینده ش می شه.
این خواهش شامل اونهایی که بخاطر این نگرش توصیه به پنهان کاری کردند هم می شه.
من فکر می کنم نگرش شما که خواه ناخواه به حنان انتقال پیدا می کنه، تاثیر منفی ای روش داشته باشه.
علاوه بر این ایشون تصمیم خودشون رو گرفته ند و بوضوح تمایلی به ادامه این بحث ندارند.
کار ما هم چیزی نیست جز استفاده از این تاپیک برای ابراز عقاید شخصی خودمون، که اینکار رو بهتره در تاپیک دیگری انجام بدیم، اینجا تمرکز روی حنانی هست که نتیجه مورد نظرش رو گرفته و دیگه نیازی به اعتقادات شخصی ما نداره.
قبلا از همکاریتون متشکرم. :72:[/align]
-
RE: صداقت به چه قيمت ؟ آيا صداقت هميشه خوبه ؟
نقل قول:
نوشته اصلی توسط حنان
align=center]
http://www.hamdardi.net/images/www.h....com_2.net.jpg[/align]
واسه كسي كه توي گذشته اش هيچي نداشه ، صادق بودن خيلي راحته و صداقتش تحسين بر انگيز نيست ولي براي كسي كه توي گذشته اش مرتكب اشتباهاتي شده ، صداقت يا عدم صداقت معني پيدا ميكنه !!!!
آقا كامران سو برداشت نشه ، منظورم به شما نيست ، ولي بعضي ها كه واقعا هيچ اتفاق نا گواري توي گذشتشون نيوفتاده خيلي روي صداقت تاكيد دارن و صداقت براشون مهمه و افتخار ميكنن كه صادقن و .... ولي خوب اگه واقعا چيزي توي گذشتشون باشه ، اون وقته كه ميبينن اونقدر ها هم كه فكر ميكنن صادق نيستن يا نميتونن صادق باشن يا ...
فکر می کنی کسی که تو گذشته اش هیچی نیست ،چرا واقعا تمام تلاششو کرده تا هیچ خطایی مرتکب نشه؟
مطمئنا یکی از دلایلش این بوده که مجبور نباشند وقتی ازدواج می کنن به همسرشون دروغ بگن ،این همه عذاب می کشن فقط به خاطر صداقت(یه دلیل اصلی) ،پس اونا سختی هاشو قبلا کشیدن و الان راحت نیازی به دروغ گفتن ندارند
به نظر من شریک زندگی یعنی شریک زندگی ،و بین زن وشوهذ باید مثل اب زلال باشه وگرنه اون زندگی یه زندگی مشترک واقعی نخواهد شد
-
RE: صداقت به چه قيمت ؟ آيا صداقت هميشه خوبه ؟
[align=justify]گل مریم عزیزم،
فکر می کنی عدم صداقت از چی ناشی می شه؟
از عدم اعتماد بنفس، درسته؟
بنابریان پست هایی مثل این پست شما، در عمل دارن حنان رو به سمت عدم صداقت سوق می دن.
من پیشنهاد می کنم یک تاپیک ایجاد کنیم و از تمام کسانی که گذشته ای کاملا منطبق با هنجارهای جامعه ما دارند تقدیر و قدردانی کنیم.
نظرت چیه؟
اما اجازه بدید اینکار رو در این تاپیک انجام ندیم که نتیجه ش کاملا برعکسه.
اگر تاپیک های قبلی حنان رو خونده باشی، متوجه می شی این دوست عزیزمون قبلا کسی رو دوست داشته، ولی در نهایت مجبور به انتخاب جدایی شده.
حنان یک وقتی وابسته بود و از نظر من علت همه مشکلات هم همین وابستگی بوده (البته گذشته از اشتباهات فاحش طرف مقابل)
قطعا این خودش شانس خیلی بزرگی بوده که حنان قبل از ازدواج موفق شده این وابستگی رو از خودش دور کنه.
اینجا زن های زیادی رو دیدیم که همین وابستگی رو نسبت به همسرشون دارن و یک زندگی دردناک رو برای خودشون و همسرشون می سازن.
همسرشون هر کاری می کنه که از این وابستگی خانم کم بشه، و در نهایت ازش بیزار می شه. یا این وابستگی باعث تغییر شخصیت و ... می شه.
حنان توانایی ساختن زندگی سالم، شاد و موفقی رو داره. چون اولا ضعف های خودش رو قبل از ازدواج شناسایی کرده، ثانیا دچار غرور کاذب نیست، و ثالثا شناختش از جنس مخالف خیلی بیشتر شده.
گل مریم عزیزم، هر کدوم از ما اعتقاداتی داریم که در زندگی خودمون سعی می کنیم بهشون پایبند باشیم. اما در این تاپیک بیا نقاط قوت زندگی حنان رو نشونش بدیم، نه محاسن دیگران رو!
اگر هدفمون از مشاوره دادن ارتقاء زندگی طرف مقابله و می خوایم احساس مثبتی نسبت به خودش داشته باشه تا بتونه تصمیمات درست اتخاذ کنه، باید اول کاملا درکش کنیم، بعد همسو با زندگی خودش و گذشته و حال و آینده خودش راهنماییش کنیم.
مگر نه اینکه ما می خوایم به "حنان" کمک کنیم؟
:72:[/align]
-
RE: صداقت به چه قيمت ؟ آيا صداقت هميشه خوبه ؟
فیلو سارا
تمام مطالب شما خط به خط قابل بحث است حتی آن قسمتی که در مورد وابستگی زنان به همسرانشان به آن اشاره کرده اید و ....البته موارد عکس آن که ......و حکایت های دیگر که شما بسیار زیبا و در لفافه اما به اشتباه و... به آن اشاره کرده اید .
اما چون از مسیر بحث خارج می شویم و مسئله این تاپیک نیست ، تنها به یک نکته اشاره و سخن کوتاه می کنم .
طبق راهنمایی ها و مشاوره هایی که جناب آقای سنگ تراشان همیشه در موارد اینچنینی داشته اند سفارش ایشان پرداخت هزینه بر عملکرد دیروز مان است و عنوان و طرح مسئله است و حنان هم می تواند از یک مشاور در این رابطه کمک بگیرد و مسئله اش را با فرد مورد نظر مطرح کند و تنها به دلیل اینکه ممکن است تصمیم وی عوض شود نباید خشت اول کج نهاده شود . فرد دیگری بدون هیچ مشگلی بتواند این مسئله را پذیرا باشد
-
RE: صداقت به چه قيمت ؟ آيا صداقت هميشه خوبه ؟
چه قدر بحث ها اینجا پیچیده شده در صورتی که من فکر می کنم اصل قضیه خیلی خیلی ساده تر از این حرف هاست.
مساله ما اصلا بحث صداقت و دروغ نیست.
روانشناسیه و درس اخلاق هم قرار نیست به هم بدیم.
کسی که دروغ می گه اصلا شک نکنید که یک مشکلی داره.
علت این هم که ما ایرانی ها دروغگوییم همینه که از عدم اعتماد به نفس رنج می بریم.
کسی تا اینجاش مشکلی نداره و ما به حکم غریزه همه گی عاشق صداقتیم.
این که دیگه جای بحث نداره؟
محل جبهه گیری هم نیست.
چون کسی که صادقه نتایج این حسن خلق رو توی زندگی خودش خواهد دید و به خودش هم مربوطه.
ولی بحث ما این بود که چه چیزایی رو بگیم و چه چیزایی رو نگیم.
زندگی مشترک مگه معنیش اینه که ما با تمام وجود ذوب شیم توی رابطه؟
پس تکلیف استقلال شخصیت و زندگی شخصی چیه؟
مگه قصه لیلی و مجنونه.
من دقیقا اینو تجربه کردم که یک چیزهایی به خود ادم مربوطه و لازم نیست به همه بگه.
این تجربه خیلی خیلی تلخی بوده برای من و از صمیم قلب امیدوارم کسی دیگه تجربه اش نکنه.
من با خیال صداقت و یکرنگی چیزی رو در مورد گذشته ام و رابطه ای در گذشته(که به هیچ وجه هم نکته غیر اخلاقی توش نبود)به نامزدم گفتم.
من دیگه براتون تعریف نمی کنم که چی گذشت توی چند ماه بین ما ولی نهایت قضیه این بود که ایشون بعد از مشورت با مشاور به من گفت:
نباید اینو به من می گفتی.
من بارها توی همین تاپیک گفتم که سر در اوردن از زندگی خصوصی طرف مقابل مصداق تجسسه
خواهرای من
برادرای من
مصداق تجسسه
و نتیجه تجسس هم چیزی به جز بدگمانی نیست.
به جای این که اینجا همدیگه رو متهم کنیم به دروغ گویی و درس اخلاق بدیم بفرمایید سعی کنیم که هم دیگه رو با تمام ایرادات و اشتباهاتمون بپذیریم و دوست داشته باشیم.
هر کسی که صادقه دنیا و اخرت خودشو زیبا کرده.
اما معنی صداقت این نیست که بلندگو بگیریم دستمون ریز ترین مسائل شخصیمونو به همه بگیم.خلاف این کار نمی شه دروغ!!!!
خوبه اینو یاد بگیریم که به قول شریعتی:
حرف هایی هست برای نگفتن!!!
آدم باید خیلی ظرفیت خودشو افزایش بده تا بتونه حرف هایی رو توی دلش دفن کنه.
معنی زندگی مشترک ابدا این نیست که خودتو از داشتن یک زندگی خصوصی و تنهایی محروم کنی.
خیلی چیزهارو اصلا طرف مقابل هم دوست نداره بشنوه.
حالا مته به خشخاش گذاشتن چه فایده ای داره؟
در نهایت پیشنهادم اینه که حنان عزیز از آقای سنگ تراشان بخواد مباحث مارو جمع بندی کنه و تاپیک رو اگر صلاحه ببنده.
خوشبخت باشید
-
RE: صداقت به چه قيمت ؟ آيا صداقت هميشه خوبه ؟
[align=justify]ani عزیزم :72:
لطفا یک نگاهی به پروفایل من بندازید و اگر چیزی برای تذکر هست ازم دریغ نکنید. از وابستگی زنان گرفته تا هر مسئله دیگری که فکر می کنید در موردش دارم اشتباه می کنم.
و در مورد قواعد مشاوره که فرمودید، من فکر می کنم تاکید بر پرداخت هزینه برای کسی که کاری رو انجام داده با کسی که هنوز اقدام نکرده، خیلی فرق می کنه.
اگر حنان از ما می پرسید من می خوام با کسی ارتباط برقرار کنم، ما بهش میگفتیم هزینه هاش اینها هستند، و توصیه می کردیم انجام نده.
اما حالا که گذشته، بهتره بیش از اندازه روی هزینه ها تاکید نکنیم، و بیشتر همدلی کنیم و در نهایت راهکاری برای امروز بهش ارائه بدیم.
البته لازم به تکرار نیست که من با پنهان کاری مخالفم و راهکار رو در افزایش اعتماد به نفس می بینم.
حالا این نظر من بود، به نظر شما و بقیه هم احترام می گذارم و من هم با پیشنهاد تارا موافقم که بهتره حنان با مدیر همدردی مشورت کنه.
به هرحال خوشحالم که نظر شما هم اینه که در این تاپیک با هم بحث نکنیم. ولی از هر روش دیگری که شما بفرمایید من مشتاق به برطرف کردن اختلاف نظرهامون هستم. :72:[/align]
-
RE: صداقت به چه قيمت ؟ آيا صداقت هميشه خوبه ؟
دوستانی که حرف از صداقت بی چون و چرا میزنن و اینقدر راحت دختر پاکی رو که این تاپیک رو ایجاد کرده زیر سوال میبرن باید بدوننن که فرق است بین ایده ال گونه حرف زدن و چیزی که در عمل و در عمق جامعه وجود داره
بیایید اول به عمق کشوری که توش زندگی می کنیم و باورها و عرفی که تو ایران برای بعضی ها از خدا هم مهمتره توجه کنیم
من با کمال اطمینان میگم که تو این کشور و با این سطح فکر بهتره که توی صداقت داشتن بی چون و چرا و گفتن تمام واقعیات کمی دقت کرد و برای حرفم هم دلیل دارم و هم مثال
دلیل:
توی ایران یه واقعیت به دلیل مسائل عرفی از یه نفر به نفر دیگه خیلی زیاد میتونه فرق داشته باشه توجه کنین یه دختری تو خیابون به خاطر اوج جونی و نشاطش میخنده عکس العمل زن اولی که کنارش از خیابون رد میشه :به به چه دختر شادی کاش دختر من هم که قرص ضد افسردگی میخوره مثه اون بود
عکس العمل زن دوم:وای بلا به دور چه دخترایی پیدا میشن اگه دختر من بود که یه گوشمالی حسابی بهش میدادم
خوب این به دلیل این هست که عرف تو ایران نقش خیلی عجیبی بازی میکنه
اما مثال:
این رو من توی یه سایت مشاوره دیگه مدت ها قبل خوندم .جریان دختر خیلی پاکی بود که یه زمانی با یه اقایی نامزد میشه و این دختر به دلیل نااگاهی که داشته با این اقا تماسهایی کوچیکی داشته مثه دست گرفتن .بعد جریان به دلیلی تموم میشه .این دختر بعد ازاینکه تمام عذاب وجدان هایی که داشته رو تحمل میکنه تا اینکه یه خواستگار واسش میاد این دختر از اونجایی که اوج پاکی و صداقت بود راست و حسینی همه چیو به این خواستگا ر در مورد رابطه قبلی میگه .این خواستگار هم که جلو دختره هیچی نمیکه اما بعدش یه روز مادر خواستگار زنگ زده و به مادر پدر دختره گفته که این دختر خرابتون رو جمع کنین .این فلان کارو کرده .و هزار تا چیزم میذارن روش و میگه.بعد این جریان پخش میشه و پدر مادر هم به دلیل این بی ابرویی دخترشون رو از خونه طرد میگنن و این دختر توی شهر دیگه برای خودش زندگی میکرد و تمام بچه های سایت داشتن تلاش میگردن که این دختر و به زندگی عادی برگردونن و جلو اسیب بیشترش رو بگیرن...
حالا شمایی که حرف از صداقت بی چون و چرا میزنی ایا از ریشه ها و باورهای تعصبی و عرف بی چون و چرای بعضی از مردم کشورت خبر داری که اینقدر راحت به این دختری که پاک هست و اگرم کاری کرده به دلیل پاکی و نااگاهی اش بوده نه به دلیل بد بودن یا اینکه میخواد فریبکاری کنه یا ذات بدی داشته باشه .ایا شمایی که حرف از تاوان میزنی و بهای سنگین میدونی که گاهی این بهای سنگین به قیمت نابودی یک انسان تموم میشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟اینجا ایران است...
البته من اینجا روی حرفم با دختران و پسران پاکی مثه حنان هست نه کسایی که هر غلطی میخوان میکنن و بعد با فریبکاری خودشون رو یه ادم دیگه جا میزنن باید توجه کنیم که بین اینها فرق هست...
نکته:مسائل روانشناسی خیلی با ریاضی فرق داره هیچوقت نمیشه با ریاضی در مورد مسائل روحی کسی حرف زد چون مثال نقضاش خیلی زیاد میشه ....