بعضی وقتا یادم میره که من یک زنم فقط...
سلام دوستان عزیزم
من این پست ایجاد کردم که به خودم و خییییییییییلی از خانما یه هشدار کوجمولو بدم ولی بازم اگه این پست چه از لحاظ مکانی ویا محتوا هماهنگ نیست دوستان زحمت حذفشو بکشن
چقد میتونید به مردی که دلنازکه یا مدام گریه میکنه ویا زیر ابرواشو برمیداره (که متاسفانه...) یا مردی که تو خونه همش آشپزی میکنه و هزارجور خلصت زنونه دیگه داره اعتماد کنید ؟ بهش واسه یه عمر دلگرم باشید؟
واقعا دلت نمیخواد که با یکی مثه باباتون (محکم مقتدر قوی ) زنئگی کنید تا یه مرد شل و وارفته؟
اگه جوابتون مثبته ادامه شو بخونید وگرنه خداحافظ :311:
حالا یه نگا به خودمون بکنید خیر سرمون جنس لطیفیم :163: ولی واقعا چقد خودمونو حفظ کردیم ؟!!!
تمام کمدمونو بگردیم بین 100 تا لباس فقط یه دامن پیدا میشه ! صبا زودتر از شوهر میریم بیرون دیرتر برمیگردیم ! اجناس هم قد و هم وزنمونو بلند میکنیم! و.....
خلاصه انقد غرق اینکاراییم که یادمون رفته مظهر نازیم تندیس صبریم معروف به دلبرییم
من اومدم که این حرفا رو بزنم وبگم فک نکنید مردامون دنبال یه پسر ظریف میگشتن واسه زندگی نههههههههههههه خانمم اینجوری نیست و تا الان اشتباه کردیم
بیان و پست بزارید واسه کارای مردونه ای که کردیم تا بقیه آگاه بشن :72:ش
پیش به سوی دنیا زنونگی :311::324:
برای شروع :
حسابای بانکی شوهرم برا هشت ماه دست من بود تو این حساب کتابا افسرده شدم آخه یادم رفته بود روح لطیفم آمادگیه این همه استرس و جوش زدنو نداره
RE: بعضی وقتا یادم میره که من یک زنم فقط...
... یک مقایسه کن..ما چقدر مسئولیت تو زندگی داریم و مامان های ما چقدر دارند؟؟ مامان بزرگ های ما چقدر داشتند؟ مثل اینکه شما اصلا عشایر ها را از نزدیک ندید....زن اونجا همه کار ها را باید انجام بده...کارهای مربوط به بچه ..شوهر..غذا..دام..گوسفند...همه چیز ....اون موقع مردش فقط میره شهر واسه تعویض بعضی کالاها با شیر و لبنیات و پشمی که زنش درست کرده همین!!!! حتی یکی از افراد پیر فامیل من که مرد هم بود می گفت تو زندگی عشایری همه چیز بر عهده زنه و مردهاشون میخورن و میخوابن..
روح لطیف...زن لطیف..اینا مال قصه هاست!!! نه زندگی واقعی...
شما تحمل استرس مربوط به حساب بانکی شوهرت را نداشتی عزیزم...ولی تو زندگی واقعی زنان مجبورا خیلی بیشتر از مردا استرس تحمل کنند..چون فشار همه جوره روی اونها بیشتره...
قبول دارم که خیلی کارها مناسب خیلی افراد نیست..ولی باید بگی مناسب کدام مرد و کدام زن...نه اینکه همه زنان نتونن اون کارها را کنن و در عین حال لطیف و سرشار از محبت و مهربانی باشند..
RE: بعضی وقتا یادم میره که من یک زنم فقط...
سلام دوست عزیز.
ببخشید وسط این زنونه مردونگی اومدم.
نقل قول:
یا مردی که تو خونه همش آشپزی میکنه و هزارجور خلصت زنونه دیگه داره اعتماد کنید ؟ بهش واسه یه عمر دلگرم باشید؟
واقعا دلت نمیخواد که با یکی مثه باباتون (محکم مقتدر قوی ) زنئگی کنید تا یه مرد شل و وارفته؟
هر چی فکر میکنم ربط کمک به همسر تو کارای خونه مثه اشپزی رو با شل و وارفته بودن و قوی نبودن نفهمیدم.
اتفاقا اینجور مردا واسه من خیلی هم جذابن به شخصه..چون نشون میده این مردا درک میکنن همسرشون تو خونه زحمت میکشه و خسته میشه..
به نظرم نباید پدرو همسر رو هم مقایسه کرد چون جایگاه این دوتا متفاوته و اون حمایتی که وقتی بچه بودیم ازپدرمون داشتیم یه ذهنیت خاصی برامون بوجود اورده.
حالا اگه قضیه برعکس باشه داد زنها در میاد که چرا همسرم کمکم نمیکنه.
به نظرشخصی من حمایتگر بودن و مردونه بودن ربط زیادی به مسائل ظاهری نداره و یه مرد فهمیده و حمایتگر حال زنشو درک میکنه و کمکش میکنه.
نقل قول:
حالا یه نگا به خودمون بکنید خیر سرمون جنس لطیفیم 163 ولی واقعا چقد خودمونو حفظ کردیم ؟!!!
تمام کمدمونو بگردیم بین 100 تا لباس فقط یه دامن پیدا میشه ! صبا زودتر از شوهر میریم بیرون دیرتر برمیگردیم ! اجناس هم قد و هم وزنمونو بلند میکنیم!
و ایضا این مورد...
حالا عشوه و ناز و دلبری یه حرفه..اما بازم گمونم ربطی به تعداد دامن نداره..زن بودن به مدیریت و نگه داشتن تعادل احساس و منطق تو خونوادس حتی با شلوار.
و شرایط الان مجبورمون کرده برای رفاه تلاش کنیم هر چند کاملا موافقم باید حواسمون باشه ارامش رو فدای رفاه نکنیم.
هرچند اون مستقل بودن اگه در حد اعتدال باشه به زن اعتماد به نفس میده و همچین زنی مسائل خونشو بهتر هم مدیریت میکنه.
در کل نه ازاینور بوم بیفتیم و نه از اونورش.
و بازم نظرشخصی من اینه که نباید سعی کرد یه روش یا ادایی رو تحت عنوان عشوه تو وجودمون بچپونیم..که میشه عشوه(...)
خودمون باشیم..خود حقیقیمون..چه مرد و چه زن
موفق و شاد باشید
RE: بعضی وقتا یادم میره که من یک زنم فقط...
یاالله یاالله من اومدم
من موافق اینم که بالاخره زنی گفتن مردی گفتن واینکه زن لطیفه و مرد قویتر(از نظر جسمی) ولی
بعضی وقتا بد نیست مرد تو کارای زنونه کمک خانومش باشه زنم تو کارای مردونه کمک حال مردش باشه.
البته نظر شخصی من اینه که اگر کار بیرون منزل خانوم، باعث از هم پاشیده شدن زندگی داره میشه بهتره که خانوم بیشتر به کارای داخل منزل و شوهر و کدبانویی و تربیت و رسیدگی به بچه ها برسه.
اصلا هم اینکارا مساوی کلفتی نیست و خیلیم باارزشتر از هر کار دیگه ای هست که ممکنه در قبالش آدم حقوق بگیره
RE: بعضی وقتا یادم میره که من یک زنم فقط...
بابا یکم یواشتر :316:
من یک زنم و میدونم شما چی میگید باور کنید شوهر خود من خیلی کارای تو خونه رو انجام میده و برای منم دوست داشتنیه قضیه از این جا شروع میشه
یکی از دوستان برادرم طبق در خواست همسرشون دانشگاه شرکت میکنند وقبول میشن داستان تا اینجا خیلی خوبه ولی ....
این خانم فداکار به همسر محترمشون میگن تو درس بخون من همه کارارو انجام میدم آشپزی خرید کار بانکی حمل تمام وسایل سنگین مثه کیسه برنج روغن حتی بخاری !!!!!!
فکر خانم اینه داره کمک میکنه ولی .....
اون آقا با یه دختر خانم ازدواج میکنه و دلیلشو اینجوری مطرح میکنه: تو شبیه یه مرد شده بودی واسه من جذابیتتو از دست داده بودی من نمیتونستم با یه مرد رابطه داشته باشم
جدا از اینکه کار اون مرد اشباه بوده وشوهرای ما اینجوری نیستند و ما هم مثه اون خانم اشتباه نمیکنیم ولی این یه هشداره
مرسی بازم نظراتونو دادید من واسه حذف تاپیک همون اول گفته بودم که 100 درصد موافقم
در ضمن اون تاپیک اون بزرگوار به اسم مرد مقتدر وزن لطیف داره همین موضوع رو به صورت علمی بررسی میکنه
RE: بعضی وقتا یادم میره که من یک زنم فقط...
[size=large]این که زن فقط اسباب پیشرفت مرد را فراهم کنه و خودش پیشرفت اجتماعی نداشته باشه معلومه که اشتباهه[/size]!!
و این کاری که این اقا کردن علتش همینه!! ولی این موضوعی که شما تعریف کردی خیلی شبیه یک سریال تلویزیون بود که مرده میره دکتر متخصص میشه ولی زنه با کشاورزی هزینه های تحصیل مردش را فراهم میکنه اما عاقبت همین میشه که شما گفتی!
RE: بعضی وقتا یادم میره که من یک زنم فقط...
بچه ها کمی ملایم تر بحث کنید. اگر این جور پیش بره بحث میره انجمن ازاد.اگر هم نظرتون غیر از خرفای ایشونه لطفا توهین نکنید و نگید مسخرست.
ایشون درست میگن.دکتر حبشی که الان آقای baby از رو حرفاشون کارگاه جدید کارگاه خانواده موفق - مرد مقتدر / زن لطیف زدن این حرفو تایید میکنن.در ادامه حتما بهش میرسن.
میگن اگر زنی کار بیرون انجام میده مخصوصا اگر کار خشن و مردانه باشه باید حتما در کنارش
یه گلدوزی بافتنی یا ... در کنارش داشته باشن تا روح لطیفشون حفظ بشه.وگرنه آسیب میبینه.
RE: بعضی وقتا یادم میره که من یک زنم فقط...
جبهه گیری دوستامون در مقابل این تاپیک واسم جالب بود. چون فکر می کنم منظور single عزیز از این تاپیک مشخص بود و اصلا منظورش این نبود که خوب نیست مرد به همسرش کمک کنه یا... . به نظر من هم الان خواسته ها تو زندگی تغییر کرده. قبلا معیار یه زن خوب این بود که مدام تو آشپزخونه باشه، بشوره و بسابه و بوی قرمه سبزی بده.این زن می شد یه زن ایده آل و اهل زندگی. یه مرد خوب هم مردی بود که از صبح خروس خون تا نصف شب می رفت دنبال یه لقمه نون. ولی الان چون شرایط تغییر کرده، خواسته ها هم تغییر کرده. ولی بعضی از ماها هنوز همون تفکر قدیم رو داریم. یا اینکه مادرامون طوری تربیتمون می کنن که مثل خودشون باشیم. ولی چون این روش دیگه خیلی جاها جواب نمی ده باید خودمون سعی کنیم مهارت زندگی تو شرایط جدید رو کسب کنیم. و خب این هم مستلزم مطالعه و کسب تجربه است دیگه! راستی کتاب های باربارا خیلی خیلی تو این زمینه ها مفیده و خیلی از مطالب کتابهاش به درد ما می خوره.
RE: بعضی وقتا یادم میره که من یک زنم فقط...
مرسی که یکم نظرا تغییر کرد داشتم پشیمون میشدم منم ونبال جایگاه اجتماعیم دنبال کار بیرونم فقط منظورم اینه حواسمون باشه :305:
زندگیا خیلی تغییر کرده آدما وسلایقشون هم عوض شدن ولی فطرت عوض نشده زن هنوز باید پر مهر باشه و مردا محکم :46:
RE: بعضی وقتا یادم میره که من یک زنم فقط...
دوست عزیز سلام
ممنون از تاپیکت.اما چند تا نکته به ذهنم رسید که برات مینویسم.
من فکر میکنم باید مرزی بین رفتارهای زنانه داشتن و همسفر خوبی بودن ایجاد کنی.
رفتارهای زنانه شامل:
ارایشگاه رفتن..اراسته بودن...تمیز بودن...کدبانو بودن..مادر خوب بودن...هنرمند و با سلیقه بودن و ...
اما یادت باشه یه مرد زنی رو نمیخواد که سرتاسرش ناز و عشوه و زیبایی و دلبری باشه.
بعضی وقتا یه مرد نیاز داره زنش دوشادوش اون قدم برداره و حتی برخی مواقع اوون بشه تکیه گاه همسرش.
بلند کردن وسیله سنگین..بله.کار درستی نیست اما برخی مواقع همسرت شاید از شما در اون لحظه قدرتش کمتر باشه.
اینو بدونید که نشون دادن زن یه شکل یه موجود بسیار بسیار لطیف کار درستی نیست.
چون زندگی با لطافت زنانه صرفا پیش نمیره و نیازه بر خی مواقع زنان همپای همسرانشون و حتی جلوتر قدم بردارن.
به نظرم شما روحیات خودت رو بشناسی بهتره.چون زنای موفقی رو میشناسم که حسابدارهای چند تا شرکت معتبرن و مشکلی هم در لطافت زنانه ندارن !
من خواهش میکنم زن رو یه موجود صرفا احساسی نشون ندید.چون اصلا این طرز نگاه ممکنه در روند زندگی ها اختلال ایجاد کنه.
چون من زنم پس از فردا این کارو نمیکنم...اون کار رو نمیکنم....
شرایط زندگیها باهم فرق کرده.الان ممکنه لازم باشه یه زن هم بیرون منزل کار کنه.اما زنی موفقه که چند بعدی باشه.نه یک بعدی
قصدم دفاع از اقایون نیست.اما باید بدونید که یه مرد هم بدنش از پوست و استخونه.مثل ما.برخی مواقع ما فکر میکنیم این مرد از یه دیوار بتنی هم محکم تره.در حالیکه اونو ظرفیتی داره و مطمئن باشیدصرفا با طنازی زن نمیتونه جلو مشکلات بایسته