دارم وابسته میشم...راهنماییم کنید
سلام من پرستو هستم.
موضوعی که میخام باهاتون در میون بزارم شاید به نظرتون پیش پا افتاده بیاد تاحدودی هم پیش پا افتاده هست. اما داره برای من بزرگ میشه 1سال پیش توی سایتی عضو شدم بعد چند ماهاتفاقی با پسره 25 ساله آشنا شدم. با درخواست دوستی که توی سایتها متداوله شروع شد وکم کم اون چند وقت یکبار بهم پیام میداد. نمیدونم چرا اما لحن حرف زدنش به دلم نشست به من میگفت آجی پرستو .در عین حال که لحنش مهربون و صمیمی بود مودب هم بود وحرف اضافه نمیزد!! مدتی گذشت ازم آیدی خواست .من که اصلا یاهو مسنجر نداشتم و از چت خوشم نمییومد گفتم نه. ولی باور نکرد و باز اصرار کرد.
تا اینکه آیدیشو اد کردم. چت کردنامون شروع شد. من در شرایط خیلی بدی بودم به خاطر مشکلاتی که دارم و فشار و استرس وحشتناکی که روم بود و هست. توجیهم از این کارم واسه خودم این بود که از فکر مشکلاتم بیام بیرون. همچنان آبجی وداداش بودیم. ابراز محبتهاش بیشتر شد.من احساس کردم دارم احساساتی میشم.تصمیم گرفتم تمومش کنم.اما دیگه برام سخت شده بود.اونم قبول نمیکرد.بعد از هر بار چت میگفتم این آخرین باره ولی باز انگار دلتنگ میشدم و... تا حرف از شماره زد ومن خیلی محکم بهش گفتم نه! اونم بعد یه مدت دوباره اصرار کرد به بهونه های مختلف میخواست منو راضی کنه میگفت تنهاست فقط ایرانسل بهش اس میده.شماره شو داد. من بازم نزدم. ناراحت شد دیگه مثل قبل باهام نبود.من تحمل بی محلی شو نداشتم.و بالا خره بهش اس دادم. عکسمم بهش دادم.دیگه قربون صدقه هاش و محبتهاش چند برابر شد. از وقتی اس میدیم احساس میکنم دارم وابسته میشم .چون من تا حدودی احساساتی م .این مسئله وتموم کردنش شده برام یه استرس.از یه طرف عذاب وجدان دارم.چون مذهبی هستم.
خیلی بهم ابراز محبت می کنه...دنبال آجی پرستو گفتنهاش هزار تا قربون صدقه ست.
میگه من خیلی براش مهمم حتی میگه روی من غیرت داره!من نمیدونم یعنی این دوست داشتن واقعیه یا هیچیش و نباید باور کنم؟؟؟
بهش میگم بیا تموم کنیم آخرش که چی..میگه به آخرش فکر نکن.آخرش روز ازدواجته. نمیدونم چکار کنم دلم نمیذاره تموم کنم چه کار کنم؟
RE: دارم وابسته میشم...راهنماییم کنید
چه جالب این آقا حتی برای ظاهر سازی نگفته ازدواجمون ( شماها باهم ) گفته ازدواجت !
اسنطور که پیش میره دفعه ملاقات حضوری بعدش ......
همین الان آی دی یاهو دی اکتیو ، شماره موبایل حتی الامکان تعویض ، یوزر ایشون در اون سایت بلاک کنید.
تا چند روز گریه می کنید ، افسرده میشید ، هیچی براتون دیگه مثل قبل نیست و عذاب می کشید ، روز و شبتون یکی میشه ، فکر می کنید که دیگه همه چیز تمومه ولی نگران نباشید این احساسات الکیه چیزی نمیشه.
میدونم چون توی شرایط شما نیستم خیلی راحت می گم ولی باور بفرمایید بهترین کار رو گفتم.
این آقا شما رو به قهقرا می کشند
RE: دارم وابسته میشم...راهنماییم کنید
عزیرم بیشتر از این ادامه نده این دوستی رو .می دونم ...شاید بهش وابسته شدی
سخته . اما این اقا احتمال زیاد شما رو برای این می خواد که وقت تنهاییشو با شما
بگذرونه .معلوم نیست چی توی ذهنش می گذره شما بدون شناخت درست از هم وارد یه رابطه ی عاطفی شدید که معلوم نیست به کجا ختم میشه. الان قطع کنی بهتره یا اینکه بعد از چند سال و ایجاد وابستگی شدید این اقا شما رو بذاره بره ؟! میدونی چه ضربه ی روحی بدی می خوری!؟!
اگر واقا بهت علاقه داره باید از شیوه ی درست اقدام کنه(به صورت رسمی)
RE: دارم وابسته میشم...راهنماییم کنید
خواستنی در کار نیست.
ببینید چی گفته:
نقل قول:
بهش میگم بیا تموم کنیم آخرش که چی..میگه به آخرش فکر نکن.آخرش روز ازدواجته.
والا خیلی جالبه !اونایی که آخرش رو برای ظاهر سازی ازدواج میگن به کجاها که کشیده نمیشه، حالا این آقا که گفته جاست فرند ! ببینید چی میشه !
RE: دارم وابسته میشم...راهنماییم کنید
خیلی ممنون از نظراتتون.میدونم درست می گید. حق باشماست اما آخه از اولش رابطه آبجی و داداش بود. یعنی هر بار هم که بهم میگه دوستت دارم میگه جای خواهرم.حرفی از ازدواج واینا نبود...ولی از اون طرف یه ابراز محبتهایی می کنه و قربون صدقه هایی میره که خب کسی به خواهرش نمیگه. یه وقتایی فکر میکنم میگم خب اگه میخاد تنهاییش پر بشه که تو خیابون ریخته.چه کاری بود 3 ماه التماس من بکنه برای یه شماره.چه کنم نمیتونم باور کنم دوستت دارم هاش الکلی باشه و هیچی به هیچی یعنی هیچ حسی به من نداره و این حرفا رو میزنه!نمیدونم ..
چند شب پیش باز بهش گفتم بیا تمومش کنیم بعدا برای من سخت میشه گفت :پرستوی ناز داداش اگه تمام شب رو به امید دیدن خورشید بگذرونی لذت دیدن ستاره ها رو از دست میدی!!
خدایا دارم دیوونه میشم:316:
RE: دارم وابسته میشم...راهنماییم کنید
چرا باید شما آبجی اون باشی و اون داداش شما؟؟؟؟؟؟؟
خواهشا چشمتونو باز کنید به هر حال باید یه طوری با شما رابطه رو برقرار می کرد دیگه ؟ درسته؟
این راه رو انتخاب کرده !
RE: دارم وابسته میشم...راهنماییم کنید
1majidآقای ممنونم. باید تمومش کنم میدونم .....ولی همین الان دارم جواب صبح بخیر محبتآمیزش رو میدم..
اما به اون شکل که شما(1majid ) میگید نمیتونم آخه... اگه میشه مشاورای سایت و دوستای دیگه کمکم کنن که با یه روش ملایم تر این وابستگی رو کم وتموم کنم ممنون میشم. خواهش میکنم. نمیخام لوس بازی درآرم یا ناله کنم...اما من واقعا کسی رو ندارم که راجبه این مسئله باهاش حرف بزنم .امکان مشاوره رفتن هم ندارم..
RE: دارم وابسته میشم...راهنماییم کنید
آروم آروم اگه اینطوری بشه به شدت امکان برگشتش هست.شما باید یکبار برای همیشه این کار رو بکنید
RE: دارم وابسته میشم...راهنماییم کنید
نقل قول:
نوشته اصلی توسط parasoo67
خیلی ممنون از نظراتتون.میدونم درست می گید. حق باشماست اما آخه از اولش رابطه آبجی و داداش بود. یعنی هر بار هم که بهم میگه دوستت دارم میگه جای خواهرم.حرفی از ازدواج واینا نبود...ولی از اون طرف یه ابراز محبتهایی می کنه و قربون صدقه هایی میره که خب کسی به خواهرش نمیگه. یه وقتایی فکر میکنم میگم خب اگه میخاد تنهاییش پر بشه که تو خیابون ریخته.چه کاری بود 3 ماه التماس من بکنه برای یه شماره.چه کنم نمیتونم باور کنم دوستت دارم هاش الکلی باشه و هیچی به هیچی یعنی هیچ حسی به من نداره و این حرفا رو میزنه!نمیدونم ..
چند شب پیش باز بهش گفتم بیا تمومش کنیم بعدا برای من سخت میشه گفت :پرستوی ناز داداش اگه تمام شب رو به امید دیدن خورشید بگذرونی لذت دیدن ستاره ها رو از دست میدی!!
خدایا دارم دیوونه میشم:316:
دوست عزیز داستانت تمومش شبیه داستان منه من نمی خواستم به دوستان بگم که چه طوری با اون اقا اشنا شدم چون خجالت می کشیدم بگم اینقدر ساده بودم که توی فضا مجازی به کسی اعتماد کردم البته ایشون 35 بودن نه 25 البته از کجا معلوم طرف شما واقعا سنش رو یا خیلی چیزهای دیگه اش رو راست گفته باشه
عزیزم اشتباه من رو نکن واسه خیلی از اقایون قربون صدقه رفتن الکی خیلی اسون تر از اونی هست که فکرش رو بکنی به خودت و دل ساده ات نگاه نکن که وقتی ابراز علاقه میکنی از روی راستیه
نمی خواستم نظری بدم اما یه لحظه به خودم گفتم شاید بتونم مانع از این بشم که این دختر مثل من ضربه بخوره از قدیم گفتن : اگر دیدی که نابینا به چاه است
اگر خاموش بشینی گناه است
عزیزم این کار رو نکن و تموم اش کن به خدا روزی میرسه که به حرفهای من میرسی اما دیگه خیلی دیره
RE: دارم وابسته میشم...راهنماییم کنید
پرستو جان
اگه فرض کنیم آشنایی اینترنتی و مجازی هم یک راه آشنایی هست در صحیح ترین حالتش اینه که خیلی زود اون رابطه تکلیفش مشخص شه و از مجازی بودن در بیاد و به واقعیت تبدیل بشه و شکل رسمی به خودش بگیره. خیلی چیزها رو که با یک نگاه در واقعیت میشه فهمید با 1000 ساعت چت و اس ام اس نمیشه فهمید عزیزم .
من تجربه ی مشابه تو رو داشتم. تهش جز تباه شدن وقتم و احساسم چیزی برام نموند .
خواهر -برادری تو این زمونه و این شکلی هیچ معنا نداره . فقط یه راه ـ در رو ؛ واسه اینه که تو ازش توقعی نداشته باشی. توقع ادامه ی رابطه به صورت رسمی. به عبارتی اون داره تنهایی و کمبودهاش رو این جوری سر پوش می ذاره.
پرستوی عزیزم. به احساست غلبه کن و خودت رو دوست داشته باش و به خودت رحم کن. و ببین تو این مدت چه سودی برای تو داشته؟ جز اضطراب که تهش چی می خواد بشه. تهش هیچی نمیشه گلم. به عبارت دیگه این جور که پیش رفته هیچ جور نمیشه جز همونی که گفتم. سر خوردگی و اتلاف وقت . الان به درس و علاقه مندیهای دیگه ات برس و این پسر رو رها کن. تا راه واسه فرصتهای خوب برات باز بشه.
وقتی آدم درگیر این تیپ رابطه های مجهول میشه ناخودآگاه حواسش از دور و برش پرت میشه.
نگران اون هم نباش. اون اگه دوستت داشت وقتت و احساست رو اینجور تلف نمی کرد.
شک نکن که باید تمومش کنی. سخته اما میشه. یعنی باید از پسش بر بیای خانوم : )