-
RE: لطفا منو راهنمایی کنید
تاپیکی را دیدم که کاربری داستان غم انگیز زندگیش را تعریف کرده بود و از مهربانی کسی گفته بود که ماه آسمان دلش بود . از شادی گفته بود که مادرش بود و خواهرش و از شادی گفته بود که ....
توی امضاش واسه شاد دعا کرده بود و ...
نمی دونم چه اتفاقی واسه شاد افتاده و با زیر و رو کردن تالار هم متوجه نشدم ، اما امیدوارم هرجا هست و هر اتفاقی واسه اش افتاده خیلی زود به یاری خدا مشکلش حل شه و باز این تالار را با حضور خودش گرما ببخشه و همچنین دوستانش را با حضور خودش دلگرم کنه .
-
RE: لطفا منو راهنمایی کنید
این لینک ها مربوط به بیماری شاد عزیز هست
http://www.hamdardi.net/showthread.php?tid=4985
http://www.hamdardi.net/showthread.php?tid=5038&pid=49487#pid49487
http://www.hamdardi.net/showthread.php?tid=5015
-
RE: لطفا منو راهنمایی کنید
همسرم تقاضای طلاق داده، امروز واسه ام احضاریه اومد.. خواهرش زنگ زده به خواهرم که حال برادرم اصلا خوب نیست، مهریه حاضره و ...
نمی دونم چطوری مهریه ام رو حاضر کرده، مهریه من 1300 تا شاخه گل بود، این همه گل رو کجا جا بدم؟
امیدوارم با جدایی از من حالش خوب بشه.. اما من خیلی دوستش دارم...
:72:
-
RE: لطفا منو راهنمایی کنید
الهی بمیرم شادی جان!
فکرش رو نکن خانمی .فعلا فقط به فکر سلامتی خودت باش.اگه شما قوی خوب و محکم باشی خدا خودش خوبی رو به سمتت جذب مکنه/شاید همسرت به یه آنتراک طولانی تر احتیاج داره.شایدم هم فکر کردن به از دست دادن همیشه تو دیوونه اش کنه وبعدش عقلشو بیاره سرجاشو برگرده سر زندگیش!
صبور باش خواهر عززم که خدا باصابران است.ان شائالله شادیات در راه باشه عزیزم!
-
RE: لطفا منو راهنمایی کنید
صبر کن شاد. همون طور که گفتم تو لایق عشق ورزیدن هستی و این با بودن یا نبودن هیچ کس زیر سوال نمی ره. شما هیچ واکنشی نشون نده و فعلا زمان بده به همه چیز. فشار روی خودت رو یه طوری تخلیه کن. امیدوارم درک کنه یک سال زندگی به تمام زندگی مزخرف خیلی ها می ارزه.
-
RE: لطفا منو راهنمایی کنید
صبر کن ولی مسیح گونه برخورد نکن . همین
-
RE: لطفا منو راهنمایی کنید
سلام عزیزم
شادی گلم نمی تونم بهت بگم ناراحت نباش چون نمی شه از کسی که دوسش داری و این کارو کرده ناراحت نشی
عزیزه دلم صبر کن بزار زمان همه چیزو حل می کنه همه چیزرو بهت نشون می ده فقط مراقب خودت باش
گاهی وقتا آدم نمی دونه چی به صلاحشه چی نیست اون موقعست که باید سکوت کنی بزاری خدا خودش راه و بهت نشون بده شادی عزیزم اصلا عکس العمل نشون نده فعلا سکوت کن
مراقب خودت باش
-
RE: لطفا منو راهنمایی کنید
واقعا ناراحت شدم .
بنظر من دوست داشت شما اصلا منطقی نیست .
من بر عکس بلوم میگم ناراحت نباش چون اگر این اتفاق هم فرضا بیفته شما چیزی از دست نمیدی و همسر شماست که یک فرشته را از دست میده و اونه که باید ناراحت باشه .
-
RE: لطفا منو راهنمایی کنید
digitalman حرف قشنگی زد اونی که باید ناراحت باشه واسه از دست دادنت اونه خانومی
-
RE: لطفا منو راهنمایی کنید
نقل قول:
نوشته اصلی توسط shad
همسرم تقاضای طلاق داده، امروز واسه ام احضاریه اومد.. خواهرش زنگ زده به خواهرم که حال برادرم اصلا خوب نیست، مهریه حاضره و ...
نمی دونم چطوری مهریه ام رو حاضر کرده، مهریه من 1300 تا شاخه گل بود، این همه گل رو کجا جا بدم؟
امیدوارم با جدایی از من حالش خوب بشه.. اما من خیلی دوستش دارم...
:72:
سلام
متاسفم.
گلها رو ببخش به دیگرون، اما خودت رو نه!
باز هم قلبم تیر کشید...غمگین شدم...متاسفم
آدم وقتی یه جوجه می خره ، از همین جوجه های یکروزه که می فروشن گوشه خیابون، بعد از چنر روز که باهاشه ، وقتی از دستش می ده کلی غصه می خوره. این که دیگه زندگی و رویا و آینده و ....
ایکاش اینگونه تصمیم های راسخ هیچ گاه فسخ نمی شد. نه به یک شاخه، نه به هزار، نه به صدها هزار...
باز هم متاسفم
-
RE: لطفا منو راهنمایی کنید
سلام گلم
شاد عزیزم فکر نمیکنی بهتر باشه باهش صحبت کنی
اون الان احتمالا تحت تاثیر و فشار شدید خانوادش است و شاید به خواست اونها این تصمیمو گرفته
میتونی باهاش حرف بزنی ببین و از گذشته و تصمیمهایی که داشتین با هاش حرف بزنی
ببین شادی گاهی سکوت خیلی هم تصمیم درستی نیست
باور کن این کوچیک کردن تو نیست چون نمیخوای که التماسش کنی میخوای حالشو بپرسی و اینکه واقعا خواست خودشه یا نه
و اگه شوهرت دوست داشته باشه که میدونم اینطوری هست اون الان خیلی بیشتر از تو داره زجر میکشه تو این شک نکن.او هم رنج عظیمی میکشد از این تصمیم
خلاصه به نظرم حرف زدن باهاش خوبه
چرا سکوت؟...........
اون روش نمیشه باهات روبه رو بشه شاید اگه تو جلو بری بد نباشه
البته شما خودت بهتر از من میدونی که تصمیم درست چیه
-
RE: لطفا منو راهنمایی کنید
سلام شاد عزيز
تعريفه شما و خوبيتن از بچه ها زياد شنيدم
ببين شاد خانم عزيز بچه ها هر کدوم پيشنهاد ی دادن
ولی من فکر ميکنم يکم سخته شو هر شما اينجور بزرگ شده تقير ش
کمی سخته
مسه اينکه شما ها درد مرد سلا ری در ايران را فرمو ش کرديد هنو ز ما جا مه شنا س ها نتو نستيم
خيلی برا ش را هی پيدا knym
در اينجور مو ارد ها خيلی گذشت و صحبت کردن جو آب داده فقت آز لج کردن پر هيز کن
لج کردن فقت او اين هس را به او می ده که با يد درستش کنم
اما گذشتت با يدمقتی باشه و کوتا ه و در ايک خلوت زن شو هر ی با ش هر ف بزنی بری اينجور مرد ها اين جا ها تی سير
بيشتر ی دا ره
برای مرد سلا ری مشا ور هم به دليل نبو د يک درما ن مشخس ازمون ختا را پيش ميگيرد
خلوت زن شو هر و هرف و کلا م پيشنها د من است
-
RE: لطفا منو راهنمایی کنید
فقط میتونم بگم براش متاسفم.
تا کی می خواد تحت تاثیر خانوادش باشه؟:97:
نمیدونم جی بگم...
برات ارزوی بهترین ها رو دارم چون میدونم لایقشی.
-
RE: لطفا منو راهنمایی کنید
ممنونم دوستای خوبم :72:
من این چند وقته غیر از دو روز اول با همسرم حرفی نزدم، البته اون دو روز هم مثل الان نمی تونستم صحبت کنم هر چند الان هم دست و پا شکسته صحبت می کنم اما بهتر از اوایلم شدم.. اما مثل اینکه مهسا (روزن) سعی داشته با همسرم تماس برقرار کنه و متوجه شده که همه شماره ها رو تغییر دادن! پدر و مادرش هم مستأجر بودن و خونشون رو عوض کردن، خواهرش هم از مخابرات با خواهرم تماس گرفته بوده. هیچ راه ارتباطی وجود نداره، هر چند که تمایلی برای ارتباط برقرار کردن به این صورت ندارم.
فقط دارم به این فکر می کنم که مگه میشه من در مورد همسرم اشتباه کرده باشم، اون خیلی مهربون تر از این حرفا بود.. نمیدونم چه اتفاقی افتاده، دوست دارم حرفاشو بشنوم، اون بی دلیل هیچ کاری رو نمی کنه.
فعلا باید صبر کنم ببینم چی پیش میاد. امیدوارم خدا بهم کمک کنه تا بنده خوبی بشم، نمی دونم چرا به جای حس کردن جای خالی همسرم، جای خالی دلم رو حس می کنم... انگار دلم نیست، کاش بود، هر جوری که بود، حتی اگه بدترین مرد دنیا بود، کاش الان کنارم بود..................................
خدایا منو ببخش..
من باید صبر کنم...
:72:
-
RE: لطفا منو راهنمایی کنید
شاد عزیز منم دقیقا احساس شمارو دارم چون همسر منم بی هیچ دلیل منطقی زد زیر همه چی و هیچ ارتباطی هم نمیشه برقرار کرد میدونم خیلی دوران سختیه ولی دوسته خوبم اصلا خودتو اذیت نکن بزار زمان بگذره . دادگاه کی بهتون وقت داده ؟ میخای خودت بری؟
-
RE: لطفا منو راهنمایی کنید
شاد عزیز قطعا باید به دنبال یک راه ارتباطی با همسرت باشی و به حرفهایش گوش دهی و خوب بشنوی که چه میگوید و علت این تغییر را در یابی . امیدوارم زودتر راهی هم پیدا کنی که دلت را پیدا کنی . خدا در یک قدمی توست به او توکل کن و از خودش مدد بخواه . او بینهایت تو را دوست دارد همیشه مورد آزمایش قرار ت می دهد و تو تواناتر و سربلند تر از قبل از امتحانات بیرون می آیی . خدا خیلی دوستت دارد خانمی ، چه کرده ایی که شان اینچنینی یافته ای ؟!
-
RE: لطفا منو راهنمایی کنید
ممنونم دوستان...:72:
مردمک عزیز به نظر من همسرم بی دلیل این کار رو نکرده و میدونم به خاطر بیماریم این کار رو کرده، هر چند از همون اول همه چیز رو می دونست، اما دونستن با روبه رو شدن فرق می کنه. با این قضیه روبه رو شد ودید که تحملش رو نداره. دادگاه برای دوشنبه اس، نمیدونم چرا انقدر زود! همیشه فکر می کردم یک ماهی طول بکشه.. میخوام خودم برم... چون میخوام همسرم رو ببینم.
:72:
آنی عزیز ممنون، نمی دونم چه راهی باید پیدا کنم، نگران پدر ومادرم هم هستم، اون بیچاره ها بیشتر از من شوکه شدن! فکر نمی کنم تا دوشنبه بتونم باهاش ارتباط برقرار کنم............................................ ....
فعلا صبر می کنم ببینم چی میشه..........
:72:
-
RE: لطفا منو راهنمایی کنید
شاد عزیزم سلام همه چیزو خوندم....
نمی گم ناراحت نباش اما...اما صبور باش آروم باش امیدوار باش به خدا توکل کن هر چند که فقط گفتنش راحته اما میشه یعنی برای درست کردن همه چیز باید اول آروم باشی .
اصلا بیا اینجوری به قضیه نگاه کنیم چقدر خوب شد که زود عکس العملشونو رو نشون دادن از بلا تکلیفی که بهتره نه؟به قول خودت چقدر وقت دادگاه زوده؟شاید اینم یه نشونه باشه یه نشونه برای تلاش برای اینکه همه چیز زودتر معلوم بشه.....پس سعی کن آرامشت رو حفظ کنی
بیا با همدیگه همه چیزو از اول بررسی کنیم:
اول از اینکه تو همسرتو خوب میشناختی نکته ی مهم اینه که احتمال اینکه تو در شناختت اشتباه کرده باشی خیلی کمه پس همسرت همونیه که تو فکر می کردی اصلا شک نکن فقط الان که با واقعیت روبرو شده یه خورده جا خورده.
بعدش اینکه میگی تصمیمش به خاطر بیماریه در حالی که از اول می دونسته پس اینم نمی تونه دلیلش باشه فقط ممکنه خونوادش نمیدونستن که اصلا به اونا مربوط نبوده زندگی دو نفره س .
شادی جان یادت نره که پدر همسرت از اول با حضور تو مخالف بود اون موقع دنبال بهانه بود الان هم داره از آب گل آلود ماهی می گیره. خب با توجه به شخصیت و نفوذی هم که توی خونواده داره این عکس العملش طبیعیه.
عزیزم من فکر می کنم این تصمیم بیشتر از جانب پدرش باشه تا خود همسرت.درسته که همسرت باید قاطع تر برخورد می کرد ولی خب ببین یه تفکر قدیمی وجود داره که پدر همسرت متاسفانه دقیقا با همون تفکر زندگی می کنه سنتی روی خونواده تسلط داره در واقع ایشون با افکارش از توی تاریخ اومده در نتیجه الان که همسرت تعادل روحیشو از داده در واقع نمی تونه تصمیم درستی بگیره فقط دنباله رو پدرش شده.
اینکه خواهرش زنگ زده و گفته که حال برادرش اصلا خوب نیست منظورش چی بوده؟لازمه که حتما مشخص بشه که دقیقا از چی ناراحته؟که احتمالا از دوری توئه بعد اونا یه جور دیگه تعبیر کردن.... باید ناراحت باشه چون حس می کنه داره تو رو از دست میده همین حس داره ناراحتش می کنه....
این همه تغییر و تحول تو این فرصت کم (خونه و تلفن و...)همه با حمایت پدر انجام شده
شاد عزیز یادت نره همسرت دوست داره یادت نره که همینطوری کاری رو انجام نمی ده حتی یادمه که گفته بودی می خواد قول بده اول فکر می کنه بعد قول میده یادت نره که ایشون از مسئله بیماری مطلع بوده
پس راحت از کنار اتفاق ها نگذر قرار نیست تو کسی رو به انجام دادن کاری وادار کنی تو فقط از حقت دفاع می کنی تو حق داری که با همسرت صحبت کنی
شاد عزیزم یادت نره که:این نیز بگذرد...
-
RE: لطفا منو راهنمایی کنید
شاد عزیز
می دانم که پدر و مادرمحترم شما با توجه به سختی های این مدت آسیب پذیر و شکننده هستند و ضمن نگرانی برای همسرت برای تو هم نگران هستند و غصه ی مضاعف می خورند . یک جوری مدیریت کن که خیالشان راحت باشد خون سردی تو به آنها خیلی کمک می کند . به هر حال برای سنین بالا غصه خوردن خطرناک است . خودت را خونسرد و مطمئن نشان بده و به آنها اطمینان بده که خوب هستی و به همسرت اطمینان داری . آنها وقتی آرامش و اطمینان تو را ببینند صبورتر خواهند بود .
برای سلامتی خودت و همسر نازنین و خانواده ات دعا می کنم و دعا می کنم که انتظارت به پایان برسد و انشالله همه چیز به خیر خواهد گذشت و چیز ی بدی اتفاق نیفتاده .خدا با توست .
-
RE: لطفا منو راهنمایی کنید
اصلا باورم نميشه......به نظرِ من شما انقدر valai كه dashtanet براى هر كس بايد افتخار بوده....شايد همسرت درِ يه امتحان پس ميده امتحان اينكه قدرت اينو درِ كه مردِ شما باشه يا نه....ميدونم برات سختِ شايد حتى از توى خودت دارى mishkani ولى بشنو و باور نكن چون شما ghodratet خيلى زيادِ و خدا اونقدر شما رو عزيز duneste كه دوباره براى همه برت gardunde حالا اگر همسرت انتخاب كُنه كه كنار تو نباشه مشكلِ خودشه و خيلى زود پشيمون ميشه......اگر دست خودش نيست ولى درِ اين كار و به اجبار خوانوادش ميكنه پس بدون خدا باز خيلى دوستت داشته چون اين افكار و كارها براى شما haghire.....البته ببخشيد اينطور ميگم ولى برام روشنِ كه پشيمون ميشه و برميگرده...
يادته يه حرفى زدم كلى tashvigham كردى؟؟؟؟؟
گفتم راهش ميكنم اگر مالِ من باشه خودش بر مى گرده هر طور شده برميگرده اگر هم نياد پس از اول مالِ من نبوده يا شايد liyaghat نداشته.......شاد darune خودت رو از دست نده محكم vaista......من از شما اينو ياد گرفتم كه هر چيزى كه اتفاق افتاد ولى خودم رو نگاه دارم ....برات دعا ميكنم هر چيزى به salahete خدا جلوى پاهات بذاره.....
-
RE: لطفا منو راهنمایی کنید
شاد خوبم، نمیدونم چه دردی رو داری می کشی یا چطوری تحمل می کنی، اما میدونم که خیلی داره روت فشار میاد، میشه ازت خواهش کنم یه طوری خودت رو خالی کنی؟ میشه ازت خواهش کنم داد بزنی! گریه کنی! میشه ازت خواهش کنم این لبخند لعنتی رو نزنی!!!! آخه چرا هر بلایی سرت میاد صبر می کنی؟؟؟ دختر منفجر میشیا!
اما من برخلاف بچه های دیگه بهت نمی گم صبر کن، چون تو غیر از صبر کار دیگه ای نمی کنی، من می گم داد بزن، دعوا کن، خودت رو تخلیه کن. مگه دکترت نگفته حداقل 6 ماه دور از هر استرس باشی! آخه اگه یه بلایی سرت بیاد اون چطوری میخواد خودشو ببخشه؟
یعنی چی که پدرش روش نفوذ داره و خانواده اش خانواده اش! اون توی این شرایطی که تو داری نباید تحت تأثیر حرف هیچ کسی قرار بگیره.
چرا انقدر آرومی؟ یعنی اصلا ناراحت نیستی؟ من که باور نمی کنم!! پس چطور میتونی انقدر آروم باشی؟؟؟!!! چطور میتونی این وضعیت رو تحمل کنی؟؟؟
خواهش می کنم ازت لااقل گریه کن!!!!
-
RE: لطفا منو راهنمایی کنید
17- سوره: 9 , آیه: 51
بگو جز آنچه خدا براى ما مقرر داشته هرگز به ما نمىرسد او سرپرست ماست و مؤمنان بايد تنها بر خدا توكل كنند
-
RE: لطفا منو راهنمایی کنید
سلام شادی. نمی دونم چی بگم...
وقتی به یاد اون همه خوبی و صبرت می افتم ...
خدا بزرگه و عادل :72:
-
RE: لطفا منو راهنمایی کنید
شاد عزيزم باز هم دلم گرفته از آدمايي كه قدر با تو بودن رو نمي دونن . عزيزم ازت مي خوام در برابر دلتنگيهات محكم باشي .
-
RE: لطفا منو راهنمایی کنید
خیلی جرات داری خیلی مقاوم و صبوری کسی که دوسش داری با یه بهونه داره قلبت رو ریز ریز میکنه و هیچی نمیگی
کاش من هم می تونستم این استقامت تو رو داشته باشم نه با یه قهر یه ماهه 7 کیلو لاغر بشم (هنوز یک ماه هم نشده!)
-
RE: لطفا منو راهنمایی کنید
شاد عزیزم یادته من همیشه به همسرت مشکوک بودم؟؟؟
متاسفم این طوری شد.
ولی الان همون شک رو نسبت به همسر خودم هم دارم.
گاهی اوقات صبوری و مهربانی انگار نتیجه عکس می ده.
-
RE: لطفا منو راهنمایی کنید
مسیح گونه رفتار نکن. این آخرین درخواست من از تو بود. شاد زندگی با شادی حق طبیعی توست. فریاد بزن گریه کن بغض کن ، حتی هر کس دلگیری تو پیغام خصوصی از به من توهین کن و فحش بده . اینو ازت می خوام خواهر عزیزم. یجوری خودتو خالی کن. فقط التماس نکن و درخواست نکن.اون حتی اگر حق انتخاب داشته باشه، تو مستحق این نیستی که از اون دلیل بپرسی وخواهش کنی اون رو. تو شایسته این هستی که خواسته بشی. شادی عزیز گاهی اوقات باید باور کنی که زندگی ، لااقل گوشه ای از زندگی، مال تو هم هست.
من این تاپیکت رو که دیدم دلم نیومد چیزی نگم . اگر چیزی خواستی بگی به من پیغام بده. خودتو خالی کن به هر صورتی که می خوای.
برات آرزوی بهترینها رو دارم.
-
RE: لطفا منو راهنمایی کنید
نقل قول:
نوشته اصلی توسط sorena_arman
مسیح گونه رفتار نکن. این آخرین درخواست من از تو بود. شاد زندگی با شادی حق طبیعی توست. فریاد بزن گریه کن بغض کن ، حتی اگر از هر کس دلگیری تو پیغام خصوصی به من توهین کن و فحش بده،سرم داد بزن . اینو ازت می خوام خواهر عزیزم. یجوری خودتو خالی کن. فقط التماس نکن و درخواست نکن.اون حتی اگر حق انتخاب داشته باشه، تو مستحق این نیستی که از اون دلیل بپرسی وخواهش کنی اون رو. تو شایسته این هستی که خواسته بشی. شادی عزیز گاهی اوقات باید باور کنی که زندگی ، لااقل گوشه ای از زندگی، مال تو هم هست.
اگر بر حقیقت زندگی معترف باشه برمی گرده. بی شک.
من این تاپیکت رو که دیدم دلم نیومد چیزی نگم . اگر چیزی خواستی بگی به من پیغام بده. خودتو خالی کن به هر صورتی که می خوای.
برات آرزوی بهترینها رو دارم.
-
RE: لطفا منو راهنمایی کنید
-
RE: لطفا منو راهنمایی کنید
-
RE: لطفا منو راهنمایی کنید
نقل قول:
نوشته اصلی توسط sara joon
بهت قبطه ميخورم ........
چرا عزیزم!!
هیچوقت این کار رو نکن، مگر زمانی که به بی نظیر بودن خودت شک کردی..
:72:
-
RE: لطفا منو راهنمایی کنید
شاد من به آرامش darunet قبطه ميخورم چون هر چه قدر رو خودم كار ميكنم كامل نميشه...به gozashtet قبطه ميخورم....به imanet قبطه ميخورم.....به labkhandet قبطه ميخورم....به ارزشى كه براى خودت ميذارى.....malume به خودم شك ميكنم وقتى فردى مثل تو جلوى خودم مى بينم......لطفا قدر خودت رو بدون
-
RE: لطفا منو راهنمایی کنید
سارای عزیزم، این چیزهایی که شما در موردش صحبت کردین ...
عزیزم، من اگه صبر می کنم اگه در حال حاضر آروم هستم به خاطر اینه که کار دیگه ای از دستم ساخته نیست..
...
:72:
-
RE: لطفا منو راهنمایی کنید
شاد عزیز به حرفای سورنا فکر کن ما که هر چی میگیم بی فایده س.عزیزم صبوری بهترین کاره اما صبرت باید درونت باشه فکرت باید آروم و صبور باشه ولی الان تو فقط داری ظاهرتو حفظ می کنی درونت غوغاست میدونی چرا چون دیگه حرف هم نمی زنی....
-
RE: لطفا منو راهنمایی کنید
[align=center][align=center]خداوندا
عذر ميخواهم از این که بخود اجازه میدهم که با تو راز و نياز کنم
عذر میخواهم که ادعا های زياد دارم در مقابل تو اظهار وجود ميکنم
در حالی که خوب ميدانم وجود من زائيده ی اراده من نيست و بدون خواسته ی تو هيچ و پوچم ,
عجیب آنکه
از خود ميگويم
منم ميزنم
خواهش دارم و آرزو ميکنم
خدايا...
تو تار و پود وجود مرا با غم و درد سرشتی
تو مرا به آتش عشق سوختی
تو مرا در توفان حوادث پرداختی , در کوره ی غم و درد گداختی
تو مرا در دریای مصيبت و بلا غرق کردی
و در کوير فقر و هرمان و تنهائی سوزاندی.
خدايا ...
تو به من
پوچيه لذات زود گذر را نمودی
ناپایداری روزگار را نشان دادی
لذت مبارزه را چشاندی
خدايا تو را شکر ميکنم که اشک را آفريدی که عصاره حيات انسان است
آنگاه که در آتش عشق ميسوزم
يا در شدت درد ميگدازم
یا در شوق زيبائی و ذوق عرفانی آب ميشوم و سراپای وجودم
روح ميشود
لطف ميشود
عشق ميشود
سوز ميشود
و عصاره ی وجودم بصورت اشک آب میشود
و بعنوان زیبا ترين محصول حيات که وجهی به عشق و ذوق دارد و وجهی دیگر به غم و درد در دامان وجود فرو ميچکد.
اگر خدای بزرگ از من سندی بطلبد , قلبم را ارائه خواهم داد و
اگر محصول عمرم را بطلبد,اشک را تقديم خواهم کرد
خدايا
تو مرا اشک کردی که همچون باران بر نمک زاره انسان ببارم
تو مرا فرياد کردی که همچون رعد در ميان توفان حواث بغرم
تو مرا عشق کردی تا در قلبهای عشاق بسوزم
تو مرا برق کردی که تا آسمان ظلمت زده بتازم و سياهی اين شب ظلمانی را بدرم
تو مرا زهد کردی که هنگام درد و غم و شکست و فشار ناراحتی وجود داشته باشم
و هنگام پیروزیو جشن و تقسيمه غناعم دامنه خود بر گيرم و در کوير تنهائی با خدای خود بمانم.
خدايا تو را شکر ميکنم
که غم را آفريدی و بندگان مخلص خود را به آتش آن گداختی و مرا از این نعمت بزرگ توانگر کردی.
خدايا تو را شکر ميکنم
که به من درد دادی و نعمت درک درد عطا فرمودی
تو را شکر ميکنم
که جانم را به آتش غم سوزاندی و قلب مجروهم را برای هميشه داغ دار کردی دلم را سوختی و شکستی تا فقط جايگاه تو باشد
[/align][/align]
-
RE: لطفا منو راهنمایی کنید
شاد عزیز تو تمتحانت رو پس دادی و از این امتحان رو سفید بیرون اومدی حالا نوبت همسرت و خانوادشه اونا دارن امتحان پس میدن حتما روز دادگاه خودت برو وبا همسرت روبرو شو ولی بازم متانت و آرا مشتو حفظ کن و ببین دلیل تصمیمش چیه عزیزم بیماری مال همه و هیچ تضمینی برای هیچ کدوم از ما نیست که چه زمانی و چطور با این دنیا وداع کنیم پس بیماری تو هیچ توجیهی برای این کار نیست ازش دلیل منطقی بخواه برایت آرزوی موفقیت و خوشبختی میکنم
-
RE: لطفا منو راهنمایی کنید
ممنونم دوستان خوبم..
پونه عزیز، نمیدونم چرا یه آرامش خاصی دارم، اصلا درون و بیرونم با هم فرقی نمی کنه! نمیتونم از چیزی ناراحت بشم، فقط برای همسرم دل تنگم، هیچ احساس دیگه ای ندارم! :72:
فاطیما عزیز ممنون، حتما دوشنبه میرم چون دلم خیلی برای همسرم تنگ شده، اما نمیخوام این رو در ظاهرم نشون بدم. دوشنبه یعنی فردا!!! هر چی فکر می کنم نمیتونم بفهمم چرا انقدر زود! یعنی از خیلی وقت پیش اقدام کردن و خانواده ام منو دیر در جریان قرار دادن؟؟
:72:
-
RE: لطفا منو راهنمایی کنید
الینای عزیز نشد زود بخوابم!!! هر کاری کردم خوابم نبرد :302:ولی اون یکی سفارشت رو انجام دادم:72:
نمیدونم فردا چه اتفاقی میفته، فردا شب این موقع چه حسی دارم! نمیدونم میتونم توی چشماش نگاه کنم، میتونه توی چشمام نگاه کنه؟؟ نمیدونم چی میخواد بهم بگه، چی میخوام بهش بگم!!
امیدوارم بتونم خوب صحبت کنم .........
چهره اش یادم رفته، فقط یه چیز مبهمی از چشماش توی ذهنمه.............
همین.
:72:
-
RE: لطفا منو راهنمایی کنید
شاد عزیز از صمیم قلب برات دعا میکنم که هر چی به صلاحت همون بشه .:72:
-
RE: لطفا منو راهنمایی کنید
شاد دوشنبه رسید . چه خبر ؟! از آقای همسر خبری رسید ؟انشالله که خیراست و انتظارت به پایان برسد و از دلتنگی برای آقای شوهر در بیایی . بوس ، دیشب کلی از خدا خبرهای خوب برای امروزمان خواسته ام .