اقا امیر این راه که میروی به ترکستان است برادر من!خانم شما رفتارشون شدیدا بچگانه و بدون کمترین تعهد و مسوولیت پذیری هست یه دختربچه لوس که بلد شده فقط خوش بگذرونه و همیشه به خواسته هاش برسه و به هیچ وجه تحمل نه شنیدن نداره! شمام با عکس العملای اشتباهتون مرتب به این رفتارش دامن میزنین!!تنها غم و غصه تون اینه که یه بچه مطیع و حرف گوش کن میخواین که هرچی گفتین بگه چشم از قوانین شما تخطی نکنه و شمام تا اخر عمر مراقبش باشین.ولی وقتی چند سال (یا حتی چند ماه!) از زندگی مشترکتون بگذره متدجه میشیین که رابطه زن و شوهری خیلی فراتر از این حرفاست و به همسری نیاز دارین که واقعا بالغ باشه! قابل اعتماد و محرم راز باشه !یه وقتایی بتونین پیشش درد دل کنین بدون اینکه نگران باشین تمام دوستاش و خانوادش از رازتون خبر بشن...بتونین به درخواستش جواب نه بدین بدون اینکه استرس اینو داشته باشین بیاد محل کارتون وابروریزی کنه!!!بتونین اونقدر روش حساب کنین که یه بارم به خاطر شما از یه خواسته غیر منطقیش بگذره و کوتاه بیاد!!! اقا امیر زندگی همش دوران دوستی و نامزدی و عقد نیست!بالا و پایین زیاد داره !مخصوصا بعد از بدنیا اومدن بچه! ازدواج دو تا ادم بالغ و مسوولیت پذیر و منطقی نیاز داره که بتونن با هم کنار بیان هوای همو داشته باشن و خواسته هاشونو به خاطر همدیگه تعدیل کنن!!
اصلا قاطعیت ندارین!چند شب پیش با ایشون بحث کردین و محکم گفتین که نمیخوام چند روز ببینمت ولی حالا دارین هر شب به دیدنش میرین و دوباره ناز خریدنا و قانع کردنا ادامه داره!هیچ کس به شما نمیگه که با ایشون بدرفتاری کنین اما بااااااااید قاطع باشین! وقتی دلخورین نشون بدین که دلخورین و سردتر برخورد کنین!!ایشون خیلی راحت شما رو از موضعتون میکشه پایین( یا میگه مریض بودم سرم وصل کردم دستم رفت لای در...یا خودش رو خیلی غمگین و غصه دار یا حتی وحشت زده نشون میده...یا داد و بیداد راه میندازه و تهدید میکنه...یا مثل دفعه قبل میره تو فاز یک قهر طولانی و نمایشی! )و شمام تو این مواقع خیلی سریع دچار عذاب وجدان میشین و اولین چیزی که به ذهنتون میرسه اینکه عشقتونو بهش ثابت کنین و یه وقت فکر نکنه شما دوسش ندارین!!!
