سلام مایکای عزیز
من واقعا عذر می خوام که با حرفام نا امیدت کردم راستش عصبانی شده بودم و از اینکه این همه بدرفتاری با یه خانم بشه ناراحت بودم.
حالا که خودتم قبول داری این مشکلات از بی مهارتی خودته خوب یه قدم جلویی و تنها راهش اینه که شروع کنی به یاد گرفتن.
یکی از کاربرای عزیز که خیلی به من کمک کرد و یه کتاب بهم معرفی کرد که من خلاصه اش رو پیدا کردم و خوندم و خیلی بهم کمک کردم شاید بهتره بگم آرامش الانم رو مدیون اون کتاب هستم این بود کتاب زن بودن تونی گرنت. در مورد 4 بعد زنان می گه که باید تعادل رو برقرار کنی که موفق باشی
من نمی دونم این نظرم درسته یا نه ولی اگر جای تو بودم از شوهرم اجازه می گرفتم یه هفته ازش دور باشم و به یه سفر می رفتم حالا خودم مادربزرگم شهرستانه توام اگه فامیل نزدیکی شهرستان داری برو اونجا یا اگه توانایی مالیش رو داری یه هفته برو شمال ولی تنها برو که فکر کنی به رفتارت و اشتباهاتت و چند تا کتاب ببر بخون و حتما بخون . در مورد زن بودن یا مردها به چی علاقه دارن یا چطور فکر می کنن و هر چیزی که بهت یاد بده رفتار صحیح برای زندگی چیه. اصول زندگی و ازدواج موفق و این موارد رو بخون . طوریکه وقتی برگشتی نگاهت به زندگی و شوهرت عوض شده باشه. مطمئن باش بی تاثیر نیست.
این که می گم دور شو واسه اینه که شوهرت هم دلش برات تنگ شه و ببینه تحمل دوریت رو داره یا نه اما وقتی برگشتی بهش بگو دوری ازش برات مثل جهنم بوده و دوست داری جدایی رو عقب بندازی و فرصت به خودمون بدیم شده حتی چند ماه که زندگی رو درست کنیم. شده خودت رو مقصر جلوه بدی این کار رو بکن و بگو داری مطالعه می کنی که یاد بگیری.
طلاق به همین راحتیا نیست تو نخوای جدا شی کار بیخ پیدا می کنه چندین مرحله داره یکیشم اینه که مجبورید برید پیش مشاور خانواده و اونجاست که مشاور وارد زندگیه شوهرت می شه که ارش فرار می کرد. پس نگران هیچی نباش عزیزم فقط اگه اقدام کرد بگو من حاضر نیستم جدا شم این جمله معجزه می کنه و به شوهرت ثابت می کنه خودش و زندگیش رو دوست داری.
بازم عذر می خوام بابت پست قبلیم تلاشت رو بکن یاد بگیر ولی اگرم در آخر راه به جایی نبردی غصه نخور حداقل می دونی تلاشت رو کردی دیگه بقیش بر می گرده به لیاقت ها.