نقل قول:
نوشته اصلی توسط orkideh
فقط خدا
ارکیده جان ، تسلیتم را پذیرا باش ، برات صبر و خیر و برکت و نشاط و گشایش گره ها را از درگاه منان در عوض این مصیبت خواهانم
.
نازنین ، می دونی این فقط خدایی که گفتی چقدر عظیمه ؟
از زندگی ها عمده ترین درس که میتونه ایمنی آور و پیشگیری کننده از هر درد و رنج دیگر ساخته ای بکنه می دونی چیه ؟
اینه که بدانی و ببینی که پیامدهای شرایط و اوضاعی که در آن هستی چیه ؟، پیامدهای منفی رو که فهمیدی ، عزمت رو جزم کنی که حالا که فهمیدم این اثر را داره ، من نمیذارم چنین بشه .
و این ممکنه و شدنیه .
ارکیده جان برای هر در بسته ای کلیدی هست ، و برای هر مسئله و مشکلی راه حلی .
| چرخ گردون گر دو روزی بر مراد ما نرفت | *** | دائماً یکسان نباشد حال دوران غم مخور
|
|
| گر چه منزل بس خطرناک است و مقصد بس بعید | *** | هیچ راهی نیست کان را نیست پایان غم مخور |
|
اگر چنین نباشد که عدالت نیست . باید گوش و چشم و دلمان تیز باشد تا راهی که برای مشکلمان هست را پیدا کنیم .
نکته دیگه هرچه مشکلات را بیشتر به عنوان درد بیان کنیم ، دردمان بیشتر می شود و هرچقدر بهشون کم محلی کنیم و خود را بزنیم به صبر و نشاط و آرامش ف کم کم حالمان همین نشاط و صبوری و آرامش می شود و .....
باز هم برات حرف دارم ..... تا بعد
| یوسف گمگشته بازآید به کنعان غم مخور | *** | کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور
|
| ای دل غمدیده حالت به شود دل بد مکن | *** | وین سر شوریده بازآید به سامان غم مخور
|
| گر بهار عمر باشد باز بر تخت چمن | *** | چتر گل در سر کشی ای مرغ خوشخوان غم مخور
|
| دور گردون گر دو روزی بر مراد ما نرفت | *** | دایما یک سان نباشد حال دوران غم مخور
|
| هان مشو نومید چون واقف نهای از سر غیب | *** | باشد اندر پرده بازیهای پنهان غم مخور
|
| ای دل ار سیل فنا بنیاد هستی برکند | *** | چون تو را نوح است کشتیبان ز طوفان غم مخور
|
| در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم | *** | سرزنشها گر کند خار مغیلان غم مخور
|
| گر چه منزل بس خطرناک است و مقصد بس بعید | *** | هیچ راهی نیست کان را نیست پایان غم مخور
|
| حال ما در فرقت جانان و ابرام رقیب | *** | جمله میداند خدای حال گردان غم مخور
|
| حافظا در کنج فقر و خلوت شبهای تار | *** | تا بود وردت دعا و درس قرآن غم مخور |
|
.