-
RE: لطفا منو راهنمایی کنید
سلام. خوبی دوست عزیز من ؟ شاد عزیز امرز که داشتم به محل کارم می یومدم همش داشتم به تو فکر می کردم. به اینکه چقدر صبور و محکمی. من اگه جای تو بدوم مطمئن باش جا زده بودم خیلی زود تر . مادر همسرم اگه پست من رو خونده باشی ظاهرن عذر خواهی کرد ولی دوباره روز از نو شده و روزی از نو . زبانش تلخ و من وقتی حتی دو دقیقه هم باهاش صحبت می کنم عصبی می شوم. صبح داشتم به تو فمر می کردم که اگه جای تو بودم چی ؟؟؟؟
اینا رو نوشتم که بهت بگم دختر فوق العاده صبور و محکمی هستی. خودتو اصلا دست کم نگیر. اگه بخوای می تونی با تمام خصوصیات منفی شوهرت مبارزه کنی و به نتیجه برسی. امیدوارم همسرت لیاقت این همه صبر و بزرگواریتو داشته باشی. من برات دعا می کنم دوست خوبم. کاش منم کمی از صبر تو رو می داشتم. البته اون اوایل داشتم ولی الان خیلی زود رنج شدم. برای من توی دعاهات حتما دعا کن.
-
RE: لطفا منو راهنمایی کنید
سلام shad
در مورد نقاط مثبت و منفی همسرت ، یك نكته ظریف اما بسیار بسیار مهم وجود دارد.
معمولا هزینه تغییر نقاط منفی از طریق توجه به نقاط مثبت به دست می آید.
بدین معنا كسانی كه در تغییر دیگران بر نقاط مثبت آنها تمركز می كنند خیلی بهتر و سریعتر به نتیجه می رسند.
یعنی نقاط منفی شوهرت را بدان، لیكن برای كاهش آنها ، سعی كن نقاط مثبت او را گسترش و عمق بدهی.
معمولا تمركز بر نقاط مثبت همسر موجب می شود عزت نفس فرد بالا رود و در كاهش نقاط منفی خودش فعال شود. در صورتیكه اگر بر نقاط منفی فرد تمركز كنیم، وی احتمال قوی مقاومت می كند (یك مكانسیم معمولی)
پس بنا نیست بی خیال نقاط منفی وی بشوید.
اما برای نتیجه گیری سرمایه گذاری خود را روی نقاط مثبت او انجام بده.
-
RE: لطفا منو راهنمایی کنید
ممنون آقای مدیر :72:
سعی می کنم به این روش عمل کنم، امیدوارم نتیجه بگیرم، البته دو هفته ای هست به خاطر اینکه خودم حوصله نداشتم بیشتر دارم به نقاط مثبتش فکر می کنم، همین هم خیلی خوب بوده لااقل باعث شده کمتر اذیت بشم...
اما این کار می تونه حساسیت همسرم رو به پدرش کم کنه؟؟
-
RE: لطفا منو راهنمایی کنید
یه اتفاق بد، یه چیزی که مثل یه پتک کوبیده شد توی سرم..............
هنوز هم باور نمی کنم....
امشب خیلی چیزا برام رو شد که ای کاش نمی شد....
حالا با دونستن اینا چطور میتونم همسرم رو دوست داشته باشم؟؟؟ چطوری ببخشمش چطوری؟ چطوری باور کنم که ....
وای خدای من حالم خوب نیست... چی کار کنم......
ای کاش این چیزا رو نمی دیدم، نمی خوندم، ای کاش نمی فهمیدممممممممممممممممم.
دیگه نمی تونم دوستش داشته باشم نمی تونم
-
RE: لطفا منو راهنمایی کنید
دیگه چطوری بهش اطمینان کنم؟ به کی اطمینان کنم به چی اطمینان کنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟
باورم نمیشه.......... کاش همه چیزو بهم گفته بود، چرا تا حالا نگهشون داشته چرا.............
امشب شخصیتش جلوی چشمام خرد شد، مثل یه مجسمه، یه بت، ریخت پایین، حالا من موندم با این تکه سنگها چی کار کنم؟؟ این تکه سنگها که اینجا ریخته همسر منه، این تکه سنگها مال کسیه که یه زمانی روش قسم می خوردم!!!!!!
چطوری بهش بگم که همه چیزو فهمیدم، چطوری بهش بگم که شنیدن صداش آزارم میده، چطوری بهش بگم که من تازه شناختمش!!!
فکر نمی کردم هیچ وقت فکر نمی کردم از تو اینها رو ببینم...........
من افتخار می کردم به پاک بودن تو، به احساس تو، به شخصیت تو .......... اما الان هیچی برام نمونده، هیچی ندارم، فقط یه حالت تهوع، یه بغض مسخره، یه بهت بزرگ...
خدایا چی میشد چی میشد، فقط کمکم کن، کمکم کن که درست فکر کنم، که درست تصمیم بگیرم، کمکم کن بتونم ......... کمکم کن....
چطوری باور کنم چطوری؟؟؟؟///////
-
RE: لطفا منو راهنمایی کنید
سلام. خوبی ؟ شاد گلم چی شده عزیزم. وای چقدر نگران شدم . چی شده. تو رو خدا بگو
-
RE: لطفا منو راهنمایی کنید
شاد عزیزم
چی شده که اینقدر ناراحت و مضطربت کرده؟
نگرانت شدم
تو رو خدا جواب بده
-
RE: لطفا منو راهنمایی کنید
شاد خوبم چی شده عزیزم ؟ خیلی نگرانم کردی. منتظرتم.
-
RE: لطفا منو راهنمایی کنید
سلام عزیزم
من همیشه پستت رو دنبال می کردم خانومی و از نظرای قشنگی که به بقیه می دادی منم استفاده می کردم
ولی حالا چی شده که خودت انجوری داغونی گلم
به خودت مسلط باش و با آرامش به بچه ها بگو چی شده اینجا دوستای خوبی داری که حتما بهت کمک می کنن
-
RE: لطفا منو راهنمایی کنید
کجایی عزیزم
نگرانمون کردی
-
RE: لطفا منو راهنمایی کنید
شاد عزيزم هميشه پستهاتو دنبال ميکردم.الان آخري پستتو که خوندم خيلي نگرانت شدم.تورو خدا بگو چي شده گلم؟
-
RE: لطفا منو راهنمایی کنید
شاد عزیزم همه نگرانتیم تورو خدا با این عصبانیت تصمیمی نگیری که خدای نکرده بعدن پشیمون بشی. بگو چی شده بلکه دوستان راهنمایی کنن . منتظریم گلم؟
-
RE: لطفا منو راهنمایی کنید
به خدا من خیلی نگرانتم شاد عزیزم
کجایی؟
-
RE: لطفا منو راهنمایی کنید
چه اتفاقي افتاده . همه نگران شديم
-
RE: لطفا منو راهنمایی کنید
کاش زودتر بیای بگی چی شده شاد عزیز. خیلی فکرم مشغول شده.
-
RE: لطفا منو راهنمایی کنید
بچه ها چرا شاد نمیاد امروز؟ من خیلی نگرانشم
-
RE: لطفا منو راهنمایی کنید
نمی دونم. از شاد بعیده یکهو انقدر از تو خالی بشه. منم نگرانشم. امیدوارم اتفاق بدی نیفتاده باشه ...
-
RE: لطفا منو راهنمایی کنید
شادجان تو که هستی تو رو خدا جواب بده
-
RE: لطفا منو راهنمایی کنید
دوستای گلم معذرت می خوام که دیشب دقیق توضیح ندادم..
آخه اصلا حالم خوب نبود، حتی نمی تونستم در موردش حرف بزنم.
الان بهترم ولی یاد دیشب که می افتم ....
هنوز کاری انجام ندادم چون می خوام شما راهنماییم کنید، هنوز به همسرم چیزی نگفتم..
هارد دستگاه همسرم، روی دستگاه منه، چون فضای خیلی بیشتری داشت، منم هاردم رو گذاشتم کنار، فقط یکی از درایوا مال من بود و همه برنامه هام اون تو بود، البته الان 9 ماهه که اینطوریه، اون اوایل همسرم بهم گفت که فایلهای کاریش رو هیدن می کنه که اگه کسی به جز من پای کامپیوتر نشست، فایلها رو دست کاری نکنه، همیشه هم به من می گفت که اگه می خوای فیلم ببینی برو تو درایوای من ببین، اما من هیچ وقت حوصله نداشتم برم سر درایوای اون، فقط یه راست می رفتم کارهای خودمو انجام میدادم و میومدم...
دیشب یکی از عکسامو نفهمیدم کجا save کردم، داشتم search می کردم، اسم عکس رو هم دقیقا یادم نبود، برای همین اولین و دومین حرفش رو زدم، وقتی search تموم شد، داشتم عکسها رو نگاه می کردم که پیداش کنم، عکس چند تا دختر دیدم!!! اول فکر می کردم خودم گذاشتم، روی چندتاشون کلیک کردم هر چی فکر می کردم یادم نمی اومدعکس کیه، حتی یه درصد هم احتمال نمی دادم که مربوط به همسرم باشه!! بهش توجه نکردم...
یک ساعت بعدش حوصله ام سر رفته بود، نه حوصله درس خوندن داشتم نه هیچ کار دیگه، به همسرم گفتم، گفت برو تو درایو من فیلم ببین، یا بازی کن، رفتم که مثلا فایل بازی هاش رو پیدا کنم، تو فایلهای هیدنش بود.... کنار فایل بازیش، یه فایل عکس بود، روش چند تا از عکسهایی که توش بود افتاده بود، که دیدم یکی از عکسا مربوط به عکس دختری میشه که دیدمش، همون موقع همسرم زنگ زد گفت وارد فایلهای هیدنش نشم... اما من فایل رو باز کرده بودم، یه صحنه خیلی جالب، عکس 10 تا دختر، با فایلهای wordi که باهاشون چت کرده بود، همه چتهاش رو هم کپی کرده بود، مثل اسناد ملی بایگانی شون کرده بود، زیر هر عکسی هم اسم اون دختر رو نوشته بود، وای وای کاش چت کردنش معمولی بود،،، وقتی داشتم می خوندم باورم نمی شد که همسرم همچین حرفهایی زده باشه، اون که وقتی می خواستم بهش ایمیلم رو بدم می گفت از روابط اینترنتی بیزاره!! حالا خودش درست همون زمانی که داشت برای من حرفهای عاشقانه می زد، درست همون دوران که من داشتم بهش اطمینان پیدا می کردم!
به بعضی هاشون هم همون حرفهایی رو زده بود که دقیقا به من می گفت، احساس کردم با من بازی بدی شده، اون همون موقع که به من پیشنهاد داد، به 4- 5 نفر دیگه هم داده بود، تا ببینه کدوم قبول می کنن!! حتی با بعضیاشون رابطه داشته، رابطه جنسی!!!!!!!!!!!!!!!! باورم نمیشه!!
هی به خودم می گم مال قبله، الان اینطوری نیست، بعد می گم آخه از کجا بفهمم، اصلا اینطوری هم نباشه، چرا تا حالا اینا رو نگه داشته، چرا پاکشون نکرده!!!
احساس می کنم همسرم یه چیزایی حس کرده، چون از دیشب تا حالا خیلی زنگ می زنه، فعلا عکس العملی نشون ندادم، سعی کردم مثل قبل باهاش حرف بزنم اما خیلی عذاب می کشم، همون کسی که می گفت جز تو نمی تونم با هیچ کس دیگه ای راحت باشم، همون کسی که می گفت بودنت بهم آرامش میده، این جمله ها رو به 10 نفر دیگه هم گفته!! اما من ساده بودم...
باز خدا رو شکر، تونستم خودمو جلوش کنترل کنم... نمی دونم چی کار کنم، همسرم دیگه برام اون کسی نیست که بود...
-
RE: لطفا منو راهنمایی کنید
چی بگم شاد عزیز. منم مثل تو خیلی شوکه شدم دوست من. یک کم وقت می خوام فکرمو متمرکز کنم.
تو مطمئنی ؟
این جرایانات مال قبل ازدواجتون بوده ؟ یا بعد عقدتم باز هم ادامه داشته ؟
-
RE: لطفا منو راهنمایی کنید
مال قبل از عقده، اما چند وقت پیش دیدم توی لب تابش یاهو مسنجر نصب کرده و کلی هم قفل و بند بهش زده بود که کسی نتونه بره سراغش! آخه من که مسنجر داشتم، بهم می گفت چرا داری، حتما چت می کنی، اینا وسایله چت کردنه و هر کی داشته باشه وسوسه میشه، منم که دیدم احتیاجی بهش ندارم، uninstal کردمش، اما وقتی دیدم روی لب تاب خودش هست، به شوخی گفتم وسایل چت کردنو داری که، گفت می خوام با برادرم چت کنم... من هم باور کردم، نمی دونم چی بگم...
-
RE: لطفا منو راهنمایی کنید
منم نمی دونم. خیلی شوکه شدم.
شاد ازت یک سال بپرسم در کمال صداقت جوابمو می دی ؟
ببین الان که چند وقته از عقدت می گذره و با مسائل مختلف رو به رو شدی و همسرتو شناختی ( صرف نظر از اتفاق دیشب ) اگه زمان رو برمی گرداندند باز هم با همسرت ازدواج می کردی ؟؟
صادقانه جواب بده نه احساسی.
-
RE: لطفا منو راهنمایی کنید
سلام خانومی آروم باش
برو ببین تاریخ فایل مال کیه؟
اگه مال قبل ازدواجتونه شاید یادش رفته پاک کنه اگه یادش نمی رفت انقدر راحت اونو در دسترس شما قرار نمی داد
شاید مال خیلی وقته پیشه
-
RE: لطفا منو راهنمایی کنید
نازنین جان، الان نمی دونم، فکر میکنم که اینکار رو نمی کردم، نه همون موقع همه چیز رو تموم می کردم و اجازه نمی دادم کار به اینجاها بکشه...
Bloomعزیز، تاریخش مال قبل از عقدمونه، اگه دیشب هم بهم نمی گفت که وارد فایلهای هیدنش نشم، منم فکری که شما کردین رو می کردم، اما حتما یادش بوده که نگران شده..
:72:
-
RE: لطفا منو راهنمایی کنید
من زیاد جواب پست هات رو ندادم قبلا ولی همیشه پیگیر بودم
عزیزم همه ی پسرا تو مجردی شیطنت می کنن اون زمان دیگه گذشته نباید بهش فکر کنی
به بدترین حالت فکر نکن شاید این قضایا با ازدواجش با شما تموم شده باشه
کمی دیدتو مثبت کن خانومی مگه بغیر از مسنجر رفتارر دیگه ای هم تو همسرت می بینی که مشکوک باشه
-
RE: لطفا منو راهنمایی کنید
bloom عزیز، اتفاقی که برای من افتاده، محدود به رابطه همسرم نیست، شخصیت اون جلوی من خرد شد، دیگه چطوری بهش نگاه کنم؟؟؟
مورد دیگه ازش ندیدم، شاید واقعا شیطنت بوده، اما من به رابطه جنسی نمی گم شیطنت..
آخه هر کی ببینش فکر می کنه من اولین دختری هستم که تو چشمش نگاه می کنه!! اوایل عقدمون همیشه این ترانه رو برعکس می خوند می گفت « من آدم بدی بودم به خاطر تو خوب شدم» من هم همیشه می خندیدم می گفتم برعکس خوندی، اونم می گفت باور کن جدی می گم...
اصلا نمی دونم باید چی کار کنم، خیلی دوست دارم بتونم ببخشم، یعنی می تونم ببخشمش، اما دیگه چطوری به عنوان همسرم، بهش نگاه کنم؟؟
-
RE: لطفا منو راهنمایی کنید
تو فعلا باید خدتو آروم کنی
سعی کن مسائل رو هم با هم قاطی نکنی منظورم اینه که فعلا مشکلاتی که قبلا باهاش داشتی رو تو ذهنت مرورنکن چون ربطی به این موضوع نداره
اگه دلت می خواد ببخشیش فقط خودت می تونی به خودت کمک کنی
اگه این رابطه مربوط به قبل ازدواج بوده و ادامه نداشته و بعد ازدواج بهت وفادار بوده می شه گذشت کرد
شاید واقعا حضور تو توی زندگیش اونو از این انحرافات دور کرده
یه چیزی هم بهت بگم عزیزم هیچ مردی نمی یاد بگه من قبل از ازدواجم رابطه جنسی داشتم
همشون وقتی ازدواج می کنن خودشونو شیفته ی زنشون نشون می دن و حرفایی که صد بار به یکی دیگه گفتن این بار ماهرانه تر واسه زنشون بکار می برن
فقط مشکل همسرت این بوده که از خودش مدرک به جا گذاشته
-
RE: لطفا منو راهنمایی کنید
منم موافقم . الان هیچ کاری نکن. فقط خودتو اروم کن تا سر فرصت با هم صحبت کنیم. اول مطمئن شو بعد ازدواج دیگه ادامه نداشته:305:
-
RE: لطفا منو راهنمایی کنید
ممنون عزیزم...
فعلا باید به خودم فرصت بدم، اگه میشد چند روزی همسرم رو نبینم خوب بود، اما آخر این هفته قراره بریم اصفهان، باید دوباره به همه چیز فکرکنم، باید راه حلی پیدا کنم که بتونم شخصیتش رو توی ذهنم از نو بسازم... این جور مسائل برای من خیلی مهم بود، باید ببینم فاکتورهای دیگه ای توی وجودش باقی مونده که بتونم جایگزینش کنم یا نه!!
نمی خوام خودش از این قضیه چیزی بفهمه چون بیشتر از الان خرد میشه، اون وقت دیگه هیچ چیزی برای ادامه دادن باقی نمی مونه، باید یه راههایی باقی بمونه تا بشه درست تصمیم گرفت.
در این جور موارد بهش خیلی اطمینان داشتم، بیش از حد، اما همه چیز و خراب کرد!
ممنونم که کمکم می کنید، الان که حرف زدم راحت ترم
بازم معذرت می خوام که باعث نگرانیتون شدم
:72:
-
RE: لطفا منو راهنمایی کنید
سلام عزيزم
من تازه وارد سايت شدم نمي دونم ماجراي زندگي منو خوندي يا نه. من تجربم نسبت به شما بيشتره مردا همشون بعد از اينكه ازدواج مي كنن به خانوادهاشون حساسيت بيشتري نشون ميدن . تو بايد سعي كني تا جايي كه مي توني با خانوادش خوب باشي و پيش شوهرت ازشون بد نگي ، به خدا توكل كن
-
RE: لطفا منو راهنمایی کنید
شاد گلم همش دام فکر می کنم الان چی باید بگم که راهنماییت کنم ولی هیچی به ذهنم نمی رسه. نمی دونم چی بگم .
فقط می تونم برات دعا کنم عزیزم.
-
RE: لطفا منو راهنمایی کنید
شاد عزيزم منم با نظر بقيه موافقم اصلا" فكرت رو به روابط گذشته او مشغول نكن .هر جواني ممكن است اينكارها رو بكنه .و نبايد مواخذه بشه ولي اميدوارم ديگه اين كارها رو نكرده باشه .
-
RE: لطفا منو راهنمایی کنید
شاد عزیزم هر کس یه گذشته ای داشته مهم اینه که الان به خاطره تو به قول خودش خوب شده به نظره من هر وقت که آروم شدی بهش بگو که اتفاقی از این موضوع با خبر شدی وازش به خاطر اینکه تا الان نگهشون داشته توضیح بخواه ولی خاهش میکنم خاهر خوبم اگه توضیحاتش قانع کننده بود و واقعا همه چی تو همون گذشتش دفن شده تو هم سعی کن همه چیزو فراموش کنی البته یه کم با سیاست برخورد کن طوری که شوهرت این گذشت تورو هیچ وقت فراموش نکنه من خودم یه روز یه مسج به اسم یه دختر تو inbox گوشی شوهرم دیدم تا چند روز هیچی بهش نگفتم البته شوهرم همون مسجو واسه خودمم فرستاده بود از این مسجای عشقولانه بود. رو خطه ایرانسلش بود بعد از چند روز وقتی داشت عکسای جدید گوشیشو نشونم میداد بعد من رفتم تو مسجاشو بهش گفتم که مسجووکی واست فرستاده تا حالاا اسمشو ازت نشنیدم گفتش سیم کارتو که از خاهرم گرفتم تو سیم کارت بوده نگهش داشتم که واسه تو بفرستمش و دیدم واقعا راست میگه همه چی تموم شد میدونم موضوعه شما حادتره ولی خانمی اگه تو این مدت هیچ خطایی از شوهرت ندیدی وقتی که راجبه این موضوع قانعت کرد سعی کن گذشت کنی. موفق باشی گلم
-
RE: لطفا منو راهنمایی کنید
ببخشيد عزيزم اشتباه شد جوابي كه براي دوست ديگه اي مي خواستم بفرستم اشتباهي براي تو فرستادم .
عزيزم سعي كن به روي خودت نياري يه بار بهش فرصت بده اگه دوباره خطايي ازش ديدي بهش بگو. مي دونم خيلي سخته كاملا دركت مي كنم به خدا توكل كن تا آروم بشي
-
RE: لطفا منو راهنمایی کنید
شاد خوب و مهربون
من تو جریان تاپیکت خیلی نیستم بجز این دو سه صفحه آخر.
گل خانم ببخشید که مجبورم بعضی حقایقو برات باز کنم شاید کمکی بت باشه.در مورد موردی که از شوهرت دیدی کلا مردا تا زندگیشون رسما شروع نشه و مسولیت زندگی رو دو ششون نیاد هنوز دست از شیطنت برنمیدارن البته مردایی که تو مجردی خیلی زیاده روی میکنن رو منظورمه و بعضی از اونا حتی بعد از ازدواجم و به محض اینکه تازگی و شیرینی اول ازدواجشون تموم شه باز شروع میکنن چون عادت شده براشون .گلم من نمیدونم شوهر تو از کدوم دستست و صحبتامم راجع به این مورد خاص نیست اینو به همه دوستای خوبم شما نازنین عزیز و نفس و هر کسی که تو دوران عقد به سر میبره میگم .گلی خانما این روزا بهترین فرصت وکمیاب ترین لحظات زندگی و حساس ترین دقیقه هاست .چرا؟چون اگه الان تصور اینکه دو تا جفت با هم مچ نیستند و بهتره تا زوده راهشونو ازهم جدا کنن سخته بعد از عروسی و ازدواج هزار برابر سخت و مشکل و دور از ذهنه و بازگشت از خونه متاهلی هزار برابر دردناک تر.اینا رو میگم برا اینکه به تفاوت ها و اختلافات و ریشه اونا خیلی باید دقیق باشید .از هر نکته ای به راحتی گذشت نکنید .نگید اولشه بی تجربست بعدا درستش میکنم یا همه مردا اولش همین طورن !!!اینا توجیهه .سرپوش گذاشتن روی حقایقه!!متاسفانه همه ما تو این دوران کوریم.چون اولشه و عاشقیم یا نگران آبروو هزار و یه دلیل دیگه ایم که از کنار حقایقی که میتونه بزرگترین زنگ خطر برای ما باشه خیلی راحت میگذریم در صورتیکه بعد از ازدواج افسوس میخوریم که چرا سهل انگاری کردیم.خواهرای گل من زندگی که با تنش شروع بشه سرانجام جالبی توش نیست!!!چون همه اینا در اینده فکرشون ادمو عذاب میده و کینه قبلی که ناخوداگاه هم هست آینده رم تلخ میکنه .پس خیلی هوشیار باشین و قدر این زنگ خطرارو بدونینونگاهتونو عقلانی کنین.برات آرزوی سلامتی دارم و پیگیر کارات خواهم بود.
-
RE: لطفا منو راهنمایی کنید
من کاملا با f_z موافقم . به نظر من تو دوران عقد آدم فقط باید چشمامشو باز کنه . در شرایطی می شه دخالت ها کمبودها و ... رو تحم کرد که اصل قضیه ( همسر ) درست باشه.
گرچه من دارم کم کم به این نتیجه می رسم هر کسی هزاری هم که روی خودش کار کرده باشه تا خصوصیات منفی خانوادشو نداشته باشه ، بالاخره خون همون خانواده تو رگ هاشه و سر همون سفره و زیر دست همون آدم ها با همان فرهنگ بزرگ شده.
می گن : سالی که نکوست از بهارش پیداست.
-
RE: لطفا منو راهنمایی کنید
دوستان عزیزم ممنون....
همتون درست می گید، من می تونم درک کنم که امکان داره هر مردی قبل از ازدواج این روابط رو داشته باشه! اما اون کسیه که همه اش دم از صداقت می زنه، کسیه که اگه یه دختر و پسری رو ببینه که با هم دوستن شروع می کنه در مورد به انحراف کشیده شدن جوونا صحبت کردن...
سعی می کنم فعلا چیزی به روش نیارم..
f-z عزیز، شما درست می گید، اما من نمی دونم همسرم از کدوم دسته اس، واقعا چیزی به جز این موارد ازش ندیدم، حتی اوایل هم که داشتم چتها رو می خوندم فکر می کردم شاید چت های جالبه که مثلا کپی کرده، اما وقتی دیدم اون دختر خانم، اسم همسر منو صدا می کنه، وقتی دیدم، تمام مثلا اصطلاحات رمزی که تا حالا فکر میکردم فقط بین من و اونه رو به کار می بره، فهمیدم که... اسم یکیشون ستاره بود، براش کلی شعر فی البداهه گفته بود، جالب اینجاس که یکی از شعرهاشو، که البته به انگلیسی بود، قبلا زیر عکس من نوشته بود، تا قبل از این ماجرا این شعر رو خیلی دوست داشتم، اما الان ..
امروز آخرین بار که بهم زنگ زد گفت بریم بیرون، بهونه آوردم گفت پس من میام خونتون، گفتم امشب نیا بذار واسه فردا شب، گفت می خوام یه سری اطلاعات از روی هارد بردارم!!!! امیدوارم اونها رو پاک کنه، امیدوارم نابودشون کنه... گفت مطمئنی خوبی؟ گفتم چرا بد باشم، گفت دیشب فیلم دیدی یا بازی کردی؟ گفتم هیچ کدوم سرمو یه جور دیگه گرم کردم.. اما واقعا دیشب خوب سرمو گرم کرد، هنوزم گرمه!
منتظرم امشب بیاد ببینم چی کار می کنه، خدایا شکر، نمی دونم چه چیزی پشت پرده این اتفاقه، اما هر چی هست امیدوارم خوب ازش استفاده کنم، امیدوارم بتونم یه قدم به جلو برم، امیدوارم بتونم تصمیم درستو بگیرم، امیدوارم اگه همسرم رو بخشیدم، از بخششم پشیمون نشم....
ممنون که همراهم هستین................
:72: :72: :72:
-
RE: لطفا منو راهنمایی کنید
ما همه برات دعا می کنیم عزیزم.
-
RE: لطفا منو راهنمایی کنید
عزیزم وقتی میدونی همه اینا مال قبل از عقد دلیل نداره اعصابتو خورد کنی به جای اینکه تودوره عقدت خاطره بد برای خودت جا بذاری از این دوره لذت ببر هرکسی ممکنه تو دوره مجردی شیطنتهایی داشته باشه حالا هرکس یه جوری شما خودتم که به گذشتت برگردی شایدشیطنتی از خودت پیدا کنی مهم الان که همسرت بهت خیانت نکنه اگر تو مدت عقدتون ازش چیزی ندیدی افکارتو خراب نکن
-
RE: لطفا منو راهنمایی کنید
نازنین عزیز ممنونم:72:
مینا عزیز شما درست می گید، این رابطه مال قبل از عقده، اصلا فرض می کنیم مال قبل از آشنایی مون هست، خیلی وقت پیش، اما مشکل من یه چیز دیگه اس، شما فرض کن یکی از شخصیتهایی که بهش علاقمندی، مثلا یه بازیگر، یه هنرمند، یه فیلسوف، یه دانشمند و ... هر شخص دیگه ای فقط یکی که بهش اطمینان داری، شخصیتش برات مهمه، بهش اهمیت می دی، در موردش احساس خوبی داری و از هر لحاظ قبولش داری، تصور کن در مورد زندگی اون شخص یه چیزی برملا شده، یه اشتباهی کرده که تو از اون بعید می دونستی، اصلا نمی تونی باور کنی که اون شخصیت مرتکب همچین اشتباهی شده باشه، اون وقت چه اتفاقی می افته؟ آیا مثل قبل می تونی نسبت به اون آدم احساس خوبی داشته باشی؟ می تونی روش حساب کنی؟ میتونی باز هم بهش اطمینان کنی؟ اصلا چیزی از شخصیتش برات باقی می مونه؟؟
مشکل من اینه عزیزم، نمی دونم تاکی، ولی قراره با کسی زندگی کنم که ارزشش خیلی برام اومده پایین، اونوقت زندگی من چه حالتی به خودش میگیره؟ الان وقتی یادش می افتم نمی دونم باید بخندم یا گریه کنم!!! خیلی جالبه اصلا باورتون نمی شه، احساس ناشناخته ای دارم، شاید تا حالا این حس رو تجربه نکرده بودم، ببینم خدا چی می خواد...
باز هم بی نهایت ممنونم ....
:72: :72: :72: