نوشته اصلی توسط
Sahar51
دلم ميخاد ارامش فكري پيدا كنم
يكم ذهنم ازاد بشه و بتونم درست رفتار كنم
چكار كنم ؟؟
شبا موقع خاب و صب موقه نماز بدترين ساعتها هست ك همه فكراي بد سراغم مياد
از تنهايي خيلي ميترسم
ازينكه كسي جز خانواده درجه يك نگرانم نباشه حالمو نپرسه پشتيبانم نباشه حمايتم نكنه
ازينكه تو اين سن مجرد هستمو بلاخره ي روز كااااملاً تنها ميشم
اينا منو ازار ميده و فكرمو درگير خودش كرده
ب تابستون فكر ميكنم كه سر كار هم نميرمو تنهايي بيشتر داغونم ميكنه
احساس ميكنم ي نفر بايد باشه فقط باشه ن ب عنوان همسر رسمي فقط يكي كه دركم كنه و پشتيبانم باشه
اين چندروز اين حس ها ازارم ميده
از طرفي اگه پسر عمم (همسر قبليم )ازدواج كنه و من ببينم و واااااي چه روزاي بدي بايد باشه دوباره