-
من فایل کلید زن و چندین و چند کتاب و سی دی آموزشی رو تو این چندماه مطالعه کرده و به اشتباهاتم پی بردم. ولی خانمم حاضر نیست یک فرصت دوباره به زندگیمون بده. می گه تو این 6-7 سال خیلی سختی کشیدم و دیگه نمی خوام ادامه بدم. هر چی اس ام اس هم می دم می گه همه چیز بهم ثابت شده. دیگه کلافه شدم. تنهایی داره دیونم می کنه و تا این وقت صبح هم بیدار موندم. خوابم نمی بره. خانومم می گه تو این چند ماه که خونه باباش بوده آرامش داشته و نمی دونم درست می گه یا نه؟ البته خوشخبتانه پدر و مادرش اصلا راضی به طلاق دخترشون نیستند و می گن برو اشتباهاتت رو درست کن بعد بیا دنبال زنت. و من به این صحبتشون امیدوارم که زنم رو برگردونم.
به نظر شما هنوز اس ام اس عاشقانه و احساسی بهش بدم؟
-
شما قبل از هر چیز باید به خودت مسلط باشی و آرامشتو حفظ کنی. خانومت واقعا خسته شده و باید یک فرصت بهش بدی تا از احساسات منفی خارج بشه. بعد عاقلانه که فکر کنه می فهمه طلاق راه خوبی برای حل مشکلات نیست. شما هم وقتی دنبال زنت برو که تغییر کرده باشی و به اشتباهاتت پی برده باشی.
-
کمک
دوستان سلام.من تازه واردم.میشه راهنماییم کنید کجا میتونم مشکلمو تایپ کنم؟؟؟
-
از این نگرانم که هر چی قهرش طولانی بشه اوضاع بدتر بشه. من چند بار رفتم دنبالش ولی نیومده و جواب اس ام اس هام رو هم نمی ده. به نظرتون چه کار کنم.
-
ببخشید این موضوع را مطرح می کنم.
چون توی این سایت نباید بیشتر از این باز بشه، اگر مشکل این هست لازمه به سایت مشکلات جنسی برید یا مشاور حضوری.
شما چند بار بین صحبتهاتون گفتید همسرم از رابطه جنسیمون راضی نیست
و یک بار هم گفتید گفته رابطه ما خواهر برادریه
خودتون بهتر می دونید منظورش چیه و مشکل تا چه حد هست.
اگر جدی هست باید با کمک متخصص مشکل رفع بشه. با خواهش و تمنا هم درست نمی شه. درمان داره. حتما برید دنبالش.
-
همون طور که خدمتتون گفتم، خانمم نمی تونه با شرایط خانوادم کنار بیاد. در صورتی که من اصلا تنها خونه پدر و مادرم نمی رم و دو هفته ای یک بار باهم اونجا می ریم ولی همش می گه تو پشت و پناه من نیستی و بچه مادرتی تا شوهر من. می گه اونا وقتی تو هستی به من احترام می ذارن و وقتی نیستی به من کم محلی می کنن بعدش هم به من می گه بهشون چیزی نگو و می ریزه تو خودش. آخه من چطوری می تونن پشت و پناهش باشم وقتی بی منطق حرف می زنه.
من زنم و زندگیمو دوست دارم ولی اون دوماهه که قهر کرده رفته و خانوادش شرط کردن به شرطی برمی گرده که دخترمون دیگه اصلا خونه پدر و مادرت نمی یاد. در صورتی که خانمم می گه مشکل من این نیست.
یک بار هم که قبلا رفتیم پیش مشاور، مشاور گفت مشکل شما جدی نیست و طی 2-3 ماه حل می شه ولی دیگه حاضر نیست پیش مشاور بیاد. می گه چه فایده داره وقتی من نمی تونم حرفم رو بهت بزنم مشاور چه کار می تونه بکنه.
-
سلام دوست خوبم جناب majid_majid,
صادقانه وبا اطمینان میگویم شما در این مرحله شدیداً به توجه و عمل به توصیه های مطرح شده توسط دوستان : باران 93 و شیدا نیاز دارید که بسیار خوب و کامل بودند. حتماً جدی بگیرید و و بیش از این نیرو و توان ذهنی و جسمی خود را در بیراهه تحلیل نداده و زمان موثر را از دست ندهید، خواهش میکنم .
-
احتمالا همسر شما به شدت درونگرا هستند . و مشکل اصلیش رو حتی برای پدر مادرش هم عنوان نکرده .این میتونه از درایت ایشون هم باشه و میخواد مشکلات بین خودتون حل و فصل بشه . و الا وقتی شما جدا و بطور مستقل از پدر مادرتون زندگی میکنید دیگه باید مشکلات تا حدودی حل شده باشه . ولی خود شما حتما میدونید که مشکل اصلی همسرتون چیه . خانمها وقتی از چیزی ناراحتند و بنا به دلایلی نمیتونند یا نمی خواهند مشکل اصلی رو مطرح کنند مشکلات دیگر رو که شاید از اهمیت خیلی کمتری برخوردارند مطرح میکنند . ولی فکر میکنند که شما مشکل اصلی رو میدونید و خودتون رو به ندونستن میزنید . اگر اینجا ممکن نیست اشتراک بگیرید و به طور خصوصی مطرح کنید یا با مشاورتون مطرح کنید . ریشه نارضایتی جنسی خودتون و همسرتون رو پیدا و درمان کنید . برای هر مشکلی راه حلی هست .
-
سعی کنید در این زمینه اطلاعات خود را افزایش دهید. با همسر خود یک بار برای همیشه مشکلات خود را بیان کرده و روی کاغذ بنویسید. بعد با هم صحبت کنید که چقدر می توانید این مشکلات را حل کنید تا در آینده تکرار نشود.
این طور که معلوم است هم شما و هم همسرتان افراد منطقی هستید و مشکل شما در حدی نیست که منجر به جدایی شود. در خصوص روابط جنسی هم سعی کنید هر دو مطالعات خود را افزایش دهید و از سایر دوستان کمک بگیرید.
برای بازگرداندن همسرتان هم از مشاور کمک بگیرید. عجله نکنید.
-
قبلا هم گفتم من دارم سعی می کنم به قول خانومم زندگی کردن را یاد بگیرم و ببین خواسته واقعی یک زن چیه ولی مطمئن نیستم با بازگشت دوباره خانومم ، دوباره مشکلات نداشته باشیم. آخه هیچ کس که بی عیب نیست و من می گم اگه سهم من از اشتباهات 60 درصه، سهم خانومم 40 درصد که هست. الان من یک طرفه دارم برای حفظ زندگیمون تلاش می کنم و خانومم می گه به هیچ عنوان ما با هم تفاهم نداریم و الان بهتره قبل از بچه دار شدن از هم جدا بشیم. منم دارم همه تلاشم رو می کنم تا اشتباهاتم رو پیدا کنم و دارم پیش مشاور هم می رم ولی خانومم می گه مشاور فایده نداره.
خودمم نمی دونم واقعا تغییر کردن یعنی چه؟ یعنی هرچه زنت گفت بگی چشم و همیشه کوتاه بیای؟من می گم زن هم بایدآستانه تحمل بالا باشه نه اینکه با یک جر و بحث سریع قهر کنه بره خونه باباش. تاحالا چندین بار قهر کرده و واقعا وقتی برمی گرده استرس دارم نکنه دوباره ناراحت بشه و دوباره قهر کنه بره ولی هر چی هم کوتاه می یام یه بهونه ای پیدا می کنه؟
دوستان به نظر شما همچنان صبر کنم؟ هنوز اصرار به برگشتن خانومم بکنم؟ دو بار رفتم دنبالش گفت نمی یام منم اصرار نکردم که به زور بیارمش. نگرانم برگرده و دوباره شروع به بهانه گیری کنه. الان خیلی خشمگین و عصبانیه. کلا خانوم بنده هم زود از یه چیزی خوشحال می شه و هم خیلی کم تحمل و زودرنجه و به خدا نمی دونم کدوم رو قبول کنم.
خواهشا خانوم ها کمک کنند. شما به عنوان یک خانوم فکر می کنی واقعا قصد خانومم جدا شدنه؟ من الان چه کار کنم بهتره؟ خیلی تنهام. گوشیش رو هم جواب نمی ده و هر چه اس ام اس می دم جواب نمی ده یا جواب سربالا می ده؟