سلام.دیروز پدرم گفت اون پسربهم اس دادچند روز پیش وگفت من بادخترت خیلی از شبا و روزا رفتم بیرون و رابطه داشتم.پدرم دقیقا واژه ی رابطه ی جنسی رونیاورد ولی معلوم بود میدونه.پدرم گفت اون پسر خیلی حیوونه و به داداشش زنگ زدم که جلوش وبگیره وگرنه اگه این حرف وجایی بشنوم بلایی سرش میارم که نتونه دیگه زندگی کنه وداداشش کلی عذر خواهی کرد.نکته این جاست که پدرم اصلا سرزنشم نکرد.گفت اگه مزاحم شه ازش شکایت میکنم وفوقش میگم از سن واحساسات دخترم سو استفاده کرد.پدرم خیلی غیرتیه خیلی.قبلا گفته بودم اجازه ی هر تفریحی رو ندارم وتواین مسایل جدیه.نمیدونم چی شد که انقدر خونسرد برخوردکرد و گفت گذشتت دیگه تموم شد وبهش فکرنکن. گفت رابطه ی بین1دختر وپسر و حرفا وکاراشون به خودشون مربوطه ولی اون عوضی به من گفت درصورتیکه حرفای خصوصیتون بمن ربطی نداره وبهت گفتم که فقط بدونی اون چه جور آدمیه.!!!!! هنوز توشوکم. خدایا شکرت.من چندسال آخر رابطه فقط بخاطر آبروم واین که پدرم نفهمه با اون پسر موندم.کاش همون موقع همه چی رومیشد.خدایا شکرت. پدرم گفت هرجوری شده این مسیله روحل میکنم وتو فقط به آیندت فکرکن. این پست و نوشتم که اگه کسی توشرایط منه بدونه پدر ومادر هیچوقت نمیذارن آبروی بچشون بره و بهشون اعتمادکنن.باتشکر. واقعا خدابهم رحم کرد که باهاش ازدواج نکردم.فعلا قید ازدواج و زدم ومیخوام واسه فوق بخونم وسرکار برم.برام دعا کنید دوستان.انشاا... همه ی جوونا خوشبخت شن.

