روابطمون کامل نیست و حدود رو حفظ کردیم ینی در حدی که ایشون دختره و بکارت داره
مشکل اون مثلا اینه که میگه دلم برات تنگ نمیشه !!! ولی باورکنین اگر پیاماش رو نگه میداشتم بالای صد مورد توی همین مدت دلتنگیش رو به صورت شدید ابراز کرده و حتی خیلی وقتا که میخواستم برم پیشش بارها پیام داده که کی میای و زودتر بیا و ...
اینا رو به روش میارم میگم این همه گفتی دلم تنگ شده !! میگه همون لحظه بوده ولی دروغ میگه چون بوده روزی که از عصر تا شب بهم ابراز علاقه کرده و من ساعت 12 شب رفتم خونشون که پیشش باشم چون به شدت ابراز دلتنگی میکرد ( پیش خودم میگم نکنه هوس جنسی بوده پس !! :grief:) میل جنسی خانمم خیلی زیاده البته منم همینطوریم برا همین میگم نکنه هوسه ولی خوب یه دختر از طرفی توی این شرایط نمیتونه هوس بازی کنه چون رابطش هم کامل نیست مطمینا بیشتر طلب عشق و محبت میکنه توی رابطش
این افکار از طرف منه و با رفتار اون تقویت میشه... ناراحتی اون ازینه که چرا نمیتونه مث من گرم باشه و ابراز علاقه کنه چون من خیلی راحت به زبون میارم و حرفای محبت امیز میزنم ولی اون خیلی سخته براش...من خیلی راحتم از اولم راحت بودم. توی بیان احساسات و عقایدم همیشه راحت بودم حرفمو توی بیشتر جاها میزدم... حتی دربرابر یه بزرگتر اونجور نیست که عقایدم رو بیان نکنم. اگر پشت سر کسی حرف بزنم معمولا به روش میارم و بدی اونو بهش میگم روراستم و رک و هیچ ابایی ندارم که کسی ناراحت بشه چون معتقدم باید رک بود و حرفتو بزنی. من حتی از مادرم ناراحت بشم بهش میگم خیلی راحت.
بدترین چیزی که ازارم میده تکذیب حرفاشه...هیچی یادش نمیاد.. انگار فراموشی داره... بهش میگم دیروز بهم گفتی دوستت دارم میگه یادم نمیاد... شاید بخندین ولی دلم میخواد خفش کنم اون لحظه..
وقتی حالش خوبه بهش میگم این حرفو زدی دیشب که بلاتکلیفم ... میگه یادم نمیاد قسمم میخوره میگه یادم نمیاد بخدا ... میگه همیشه دوستت داشتم. وقتی حالش بده میگه هیچ وقت دوستت نداشتم!!!
این مسایل باعث شده به چند تا مساله فکر کنم که یکیش اختلال شخصیت توی خانممه که یا دوقطبیه یا سندروم پیش از قاعدگی داره چون قبل دوره ماهیانش حالش معمولا خیلی بده و خیلی سرد میشه و بی محلی میکنه ولی بعدش بهتر میشه. دربارش خوندم اسمش PMS هست و حالتاش خیلی شبیه اونه..

