چرا کارشناسای دلسوز نمیان سری به اینجا بزنن ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
چرا کسی راهکار درست و حسابی به من نمیده ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
نمایش نسخه قابل چاپ
چرا کارشناسای دلسوز نمیان سری به اینجا بزنن ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
چرا کسی راهکار درست و حسابی به من نمیده ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
عزیزم من هم نظرم کمی متفاوت تر هست با بقیه
من فکر میکنم که همسر شما احساس میکنه که کلا از طرف خانواده شما و خیلی بیشتر به خاطر خواهر زادتون داره بهش بی احترامی میشه و همه بی احترامی ها ( از نظر خودش البته ) دلیل اصلیش خواهر زادتون هستن .
من فکر میکنم اگر یک روز همه بخوان به خواهر زادتون بی احترامی کنن تنها کسی که شاید از خواهر زادتون طرفداری کنه همسر شماست .باور میکنی ؟؟؟؟( چون دیگه به چیزی که خواسته رسیده )
عزیزم تا جایی که میتونی اصلا اصلا از خواهر زادت جلوی همسرت دفاع نکن .و اصلا سعی نکن که کارهای خواهر زادت رو برای همسرت بی اهمیت و یا کوچک بشماری .حرف های همسرت رو تایید کن ، بگو آره فکرش رو که میکنم میبینم باید فلان موقع حتما برای تو این کار رو میکرد ،به من میگفتی خودم بشقابت رو عوض میکردم .
تمام تلاشت رو بزار روی اینکه به همسرت نشون بدی که خواهر زادت در اولویت فکر و ذهن شما نیست .
من فکر میکنم همسرت یک جوری داره به خواهر زادت حسودی میکنه . و چون از اول ازش ایراد گرفته و کسی بهش اهمیتی نداده ، بیشتر و بیشتر داره حساس میشه و می خواد یک جوری خودش رو به همه نشون بده و تمام عصبانیتش رو به گردن خواهر زادتون بندازه .و برای این کارش داره تلاشش رو بیشتر میکنه ،هر چه شما بخواهید کار خواهر زادتون رو جلوی چشمش کم اهمیت نشون بدید تا همسرتون رو آروم کنید اون فکرای بدتری به ذهنش میرسه که تمام عصبانیت های گذشتش رو یک جوری توجیح کنه .
همسرت نیاز داره که مورد توجه شما قرار بگیره .همچنین مورد توجه و احترام پدر و مادرت .بهت قول میدم که اگر خیلی با سیاست با همسرت رفتار کنی مشکلتون برطرف میشه .
برات یک مثال میزنم .فرض کن که دختر بچه کوچک شما از دخترخاله اش به خاطر یک کاری( مثلا پرت کردن عروسک دخترتون ) که از نظرش بد بوده ، شکایت میکنه ، و شما برای آرام کردن دخترتون مرتب بهش میگید که نه اون کار خاصی نکرده ، مهم نیست ... ولی با این کارتون بهش نشون دادید که ناراحتی تو الکی بود .و توی دل دخترتون مونده که شما ناراحتیش رو قبول کنید و درکش کنید که به خاطر اتفاق پیش افتاده حق داشته ، اما شما با کوچک شمردن کار دختر خاله اش ناراحتی دخترتون رو ناحق شمردین .دختر بچه شما از دختر خاله اش کینه به دل میگیره و سعی میکنه هرجوری هست یک روز به شما بفهمونه که دختر خاله اش دختر خوبی نیست و شما الکی ازش طرفداری کردید ...این حسادت بچه گانه روزی پایان میپذیره که شما به دخترتون بفهمونید که آره دختر خالت کارش اشتباه بود .
همسر شما در اینچنین بازی بچه گانه ای افتاده .شما بهش کمک کنید ، اون بیشتر از شما داره اذیت میشه . شما با رفتارتون به این بازی پایان بدید .
- - - Updated - - -
شوهر شما مشکل اساسی داره.
باید درمان بشه.
علت این که به این بچه گیر داده، اینه که فکر می کنه چون بچه است و والدینش هم کنارش نیستند می تونه عقده هاش را سرش خالی کنه.
با بقیه چون نمی تونه قهر می کنه، دعوا می کنه و ...
وگرنه با همه همین مشکلات را داره. یکی را نشون نمی ده، یکی را دعوا می کنه باهاش، یکی را هم مثل خواهرزاده تون ...
البته رفتار خواهر زاده ات و خانواده ات جالب نبوده که وقتی همسرت گفته بشقاب کثیفه حاضر نشدند عوض کنند! و گفتند تمیزه و ایراد میگیری و ....
حتی اگر بهانه ایشون الکی هم بود به خاطر احترام به مهمان لازم بود عوض کنند. من اگر بودم عذرخواهی میکردم و میرفتم یک بشقاب دیگه میاوردم.
اما از طرف دیگه عکس العمل همسر شما اصلا تناسبی با نوع رفتار خواهر زاده ات نداره. و خشم و عکس العمل ایشون خیلی افراطیه و باید بر خودش مسلط باشه. من متخصص نیستم ولی فکر میکنم همسرتون رو باید ببرید درمان شه! ایشون یک بیمار به تمام معناست! و حمایت شما هم از ایشون و پنهان کردن رفتارهای پرخاشگرانه و حمله ایشان به دیگران فقط پوششی حمایتی برای ایشون ایجاد میکنه که به رفتارهای غلطش ادامه بده. به هر ترفندی باید ببریش پیش مشاور.
عزیزم شاید از جای دیگه دلش پره شاید خسته هست یا کارش زیاده یا فشار روش زیاده یه مدت رفت و آمدت رو با خانوادت کم کن خیلی کم بعد تو این مدت به شوهرت بیشتر توجه کن به خودت هم برس روابط عاطفی تون رو قوی کن ..بعد از دو یا سه ماه بگو مامانم دلش برات تنگ شده یا چنین چیزایی که واقعا راست هم هست یعنی خانواده شما دلشون براش تنگ می شه ولی تو این مدت سعی کن اصلا اشاه به قضییه بشقاب یا مشکلات نداشته باشی فقط محبت و بگو بخند و ... جو رو عوض کن خودش می فهمه زندگی ارزش این بهانه ها رو نداره
خانم گل يخ
خدا صبرت بده دوستان اينجا هر كداممون از زاويه ديد و حدس يا تجربه خودمون پيشنهادي ميكنيم ولي شما بايد همه اينهارو بشنويد و عميق بسنجيد و غير واقعيها رو بزاريد كنار . و در كل مراعات و اقدام چند جانبه انجام دهيد. مثل:
1- بجاي دفاع يا متهم كردن يكي ، منطق رفتار را توضيح دهيد و قضاوت را به خودشون واگذاركنيد . و خود را در موضع بي طرف و جرآت مند قراربديد و اهميت زندگي و خوشي بين خودتان را بارز و برجسته معرفي كنيد .
2- صراحتاً بگيد هر كس مسئول اعمال خودش هست و بنسبت ادب و احترامش ديگران بهش محبت ميكنند و گرنه تردش ميكنند. اگر دختر خواهرم ادب رعايت نكنه تو هم محبت نميكني.
3- بعضي دوستان هم اشاره كردن، اين مطلبو ساده نگير ، ممكن است شوهرتون انتظارات زيادي يا از نظر تبعيت و تسليم رفتاري از دختر خواهرتون داشته يا ممكن است وسوسه همراهي و معاشقه و اينها درحد مقدور داشته كه بعلت تسليم نشدن دختره ، كينه بدل گرفته و تلافي ميكنه مخصوصاً اگر دختره با فرد ديگري همچين رابطه مخفي يك موقع داشته باشه كه شوهرت بخواد حق سكوت بگيره كه البته اگر بود بنظرم اشاره ميكرد مگر اينكه آدم ساده اي نباشد.
4- به توصيه دوستان، اشتباه و كم محلي واقعي از طرف هر كس را بايد قبول كرد. و ارتباط بيشتر والدين دختر با دخترشون در عين حال احترام و ادب بيشتر از طرف دختر خواهرتون لازم است
5- بشكل محترمانه و در عين حال جدي بايد بگي كه زندگي خودمون نبايد دستاويز رفتار ديگران باشه و بشكل خيلي بطئي و غير مستقيم گوشه اي از موضوع را به پدر شوهرتون برسانيد در اين قالب كه تنبلي دختر خواهرتون در عوض كردن بشقاب دل شوهرمو شكونده البته منم تذكر دادم و ولي پسرتون هم بايد اونو ببخشه . خوب نيست اونهمه محبت كرده الان بشكندش.
ممنون از همگی
فعلا که اوضاع بهتر شده ... برای خرید ماشین مبلغی رو از خانواده ام کمک گرفتم ابته به پیشنهاد خودشون
همسرم حالش بهتر شد ... انگار کینه ها فروکش کرده ... دیشبم رفتیم خونه پدرم .. رفتارش اصلا بد نبود
ولی بازم نگرانم که این کینه مثل آتش زیر خاکستر یه روز ... ؟؟؟؟
شاید هم با این محبت پدر مادرم همسرم با خودش کنار اومده ؟
هزار اما و اگر تو ذهنمه
آقایونی که میتونن این موقعیت رو درک کنن لطفا کمک کنن ... میخوام بدونم تو ذهنش چه اتفاقاتی افتاده
نمیدونم الان نقش من باید چطور باشه که این روابط همینطور باقی بمونه
مشکلشون ماشین بود یا اینکه کمکی از طرف خانواده شما نمیشه؟ اگر دفعه بعد خونه لازم داشتند تا آروم بگیرند چی؟ تصور نمیکنین به جای حل مشکل رو به مسکن گرون قیمتی آوردین که چند برابر هزینه بازیابی و حل مشکله؟
مشکل ماشین نبود ...
پدر مادرم خودشون پیشنهاد کمک دادن ... همسرم ادعایی نداشت