اخه اصلا عصبانی نبود و خیلی آروم گفت که از این به بعد هر کی تنهایی بره و پدر و مادرش رو ببینه و اینجوری برای همه بهتره
با توجه به شروع رفتنش به کوهستان که کمتر از یه ماه دیگه دوباره شروع میشه اون عملا حرفش به کرسی می شینه و اون تنهایی و منم تنهایی به دیدن پدر و مادرامون می ریم
شرایطی که من اصلا نمی تونم تحمل کنم
خیلی پریشونم و مضطرب و نگران بچه
- - - Updated - - -
فکور عزیزم پیشنهاد ندیدن بچه از سمت من بود و من گفتم حقی ندارند بچه رو ببینند
- - - Updated - - -
با این شرایط تو اسباب کشی و روزهای نزدیک زایمانم و زایمانم تنها می مونم
خیلی این روزا به مادرم نیاز دارم ولی اگه تنها برم اونم تنها میره
از تنهایی دارم می ترکم
غروبها خیلی حالم بده و بغض می خواد خفه ام کنه

