RE: اگه فرصت به عقب برگشتن رو داشتم اين زندگي رو انتخاب نميكردم يا اصلا ازدواج نميكردم.
دوست عزیز ، وضعیتی که توش هستی خیلی بده باید هرچه زودتر خودتو ازش خارج کنی
خشت اول گر نهد معمار کج تا ثریا میرود دیوار کج!
شما از روز اول اشتباه کردی ، 1- به هیچ وجه نباید میرفتی با خانواده شوهرت زندگی کنی ، اینقدر دیدم از این زندگیا که بخاطر یکجا بودن با خانواده همسر داغون شدن ، اصلی ترین بخش خانواده حـــریم اونه که با اینکار معناشو از دست میده
2- نباید با هم بودنتون رو بخاطر هیچ چیز خدشه دار میکردی ، واقعا کار ارزش اینو داشت؟
حالا دیگه گذشته ... باید ی فکر اساسی بکنی ، ته توی دلیل اونجا رفتن شوهرتو هم دربیار! یعنی چی که میریزم تو خودم؟؟؟
اگه پای کسی درمیون باشه باید عکس العمل جدی نشون بدی! تو بچه داری . باید زندگیتو بسازی
RE: اگه فرصت به عقب برگشتن رو داشتم اين زندگي رو انتخاب نميكردم يا اصلا ازدواج نميكردم.
:72::72:عزیزم سلام:72:قلبم از خوندن نوشته ات درد گرفت.فعلا نمیتونم چیزی بگم جز اینکه ناراحتیتو میفهمم.برات ناراحتم اما مطمئنم مسئلت حل میشه. باید فکر کرد و پیشنهاد داد.......مشکلات ما همه از افراط و تفریطه عزیزم... نه به یه عده از ما خانما که مثل چسب میچسبیم به گلوی همسر که احساس خفگی بکنه. به هر حرکت شوهر حساس میشیم و به هر چیزی گیر میدیم.....نه به شما که از اول سر نخ زندگیتونو سپردی دست باد.هر چه بادا باد....فقط میتونم بگم خدا 3 تا فرشته به شما هدیه داده تا این همه غمو برات کم کنه....اون بچه ها فقط کافیه به یه لبخندشون نگاه کنی و غصتو فراموش کنی .حضور خدا رو در کنارت بزار به حساب اولین قدم.........تا بعد.....
دوست دارم:72::72:
[عزیزم سلام:72:قلبم از خوندن نوشته ات درد گرفت.فعلا نمیتونم چیزی بگم جز اینکه ناراحتیتو میفهمم.برات ناراحتم اما مطمئنم مسئلت حل میشه. باید فکر کرد و پیشنهاد داد.......مشکلات ما همه از افراط و تفریطه عزیزم... نه به یه عده از ما خانما که مثل چسب میچسبیم به گلوی همسر که احساس خفگی بکنه. به هر حرکت شوهر حساس میشیم و به هر چیزی گیر میدیم.....نه به شما که از اول سر نخ زندگیتونو سپردی دست باد.هر چه بادا باد....فقط میتونم بگم خدا 3 تا فرشته به شما هدیه داده تا این همه غمو برات کم کنه....اون بچه ها فقط کافیه به یه لبخندشون نگاه کنی و غصتو فراموش کنی .حضور خدا رو در کنارت بزار به حساب اولین قدم.........تا بعد.....
دوست دارم:72::72:
RE: اگه فرصت به عقب برگشتن رو داشتم اين زندگي رو انتخاب نميكردم يا اصلا ازدواج نميكردم.
نقل قول:
نوشته اصلی توسط Shahnameh
نميتونم بين بچه هام وطلاق يكي رو انتخاب كنم كمكم كنيد.
عزیزم انتخابهای صفر و یکی به درد زندیگت نمی خوره. پیوسته زندگی و تلاش کن. به نظر من خودت رو انتخاب کن و برای ساختن خودت تلاش کن.
پست اولت رو که دیدم دلم گرفت. اما چه خوب که باز هم نوشتی و به خوانندگان اجازه دادی اشتباهات تو را هم ببینند. عزیزم زندگیت سیاه و سفید نیست که سیاهیش همسرت باشه و سفیدیش شما و فرزندانت.
لازمه که مهارتهای زندگی رو خوب یاد بگیری و به کار ببندی. مشکلات زندگیت با دست باز می شوند و قابل حل هستند و در بیشتر زندگیها وجود دارند. اما اگر این مشکلات رو با ادامه بی مهارتی
پیچیده کنی با دندون هم وا نمی شن.
هر وقت درد و دل کردنهات تموم شد بیا و لیستی از مشکلاتت رو به ترتیب اولویت بنویس. و خصوصیات خوب وبد خودت و همسرت رو هم لیست کن. سعی کن منظم و صادقانه بنویسی.
منتظریم.
RE: اگه فرصت به عقب برگشتن رو داشتم اين زندگي رو انتخاب نميكردم يا اصلا ازدواج نميكردم.
سلام راسا جان آره راست ميگي من 3تا فرشته كوچولو دارم خودم بعضي وقتها به خودم ميگم چرا خدا با اين وضعيت زندگيم دوباره اين دو تا رو بهم داد؟شكر. شما هم راست ميگي من خودم از اول اشتباهات زيادي تو زندگيم داشتم و دارم ولي هر كاري ميكنم برا بهتر شدن زندگيمون هيچ فايده نداره آخرين صحبتي هم كه با شوهرم داشتم ميگه اصلا اون مال ازدواج نبوده و نيست و برا زندگي متاهلي ساخته نشده اگه حرف مردم نبوده اصلا ازدواج نميكرده پيش مشاور هم كه رفتم گفت بايد حتما شوهرت بيياد شوهرم هم كه ميگه نميرم اگر هم برم بعدش اينطوري ميشم اونطوري ميشم همش تهديد ميكنه.دلجو جان راستش براي پاسخ دادن به سوال شما نياز به وقت دارم كه يه كم فكر كنم الان هر چي به مغزم فشار مييارم نقطه مثبتي يادم نميياد فقط اينكه بچه ها رو خيلي دوست داره ولي فكر ميكنم جواب سوالتون رو دقيق ميدم. الان يه سوالي كه برام پيش اومده اينكه به نظر شما كسي براي يك روز از صبح تا شب يا بعد از ظهر تا شب با شوهر من رابطه ميگيره آخه شوهر من از وقتي بهش گفتم كه بهش شك دارم ديگه شب رو اونجا نميمونه حتي شده 4بعد از ظهر رفته 12شب برگشته يا صبح رفته حتما شب برميگرده خونه كاراي اونجاش رو هم برام ميگه كه چيكار كرده ولي حتما در هر صورتي هفته يك روز رو بايد بره يعني اگر آخر هفته بخايم جايي بريم حتما بايد يه روز قبلش بره اونجا و بيياد يا قرار باشه برامون مهمون بيياد بايد حتما قبل از مهمونا يه روز بره و بيياد.باز هم ممنون از همگي.
RE: اگه فرصت به عقب برگشتن رو داشتم اين زندگي رو انتخاب نميكردم يا اصلا ازدواج نميكردم.
درود بانو
بعنوان یه مرد متاهل میگم.
زن باید واسه شوهرش ناز کنه والله من و همسر رابطه عاطفی خیلی خوبی داریم من کلا آدم احساساتی و عاطفی هستم حتی از همسرم بیشتر.اولا شاید باورتون نشه ولس همسرم خوب بلد نبود از بس رفتارامو تکرار کردم حالا جوری شده همسرم از من بهتر رابطه برقرار میکنه.خوب یادش بده براش ناز کن.خانوم خودم وقتی میرم بیرون حتما باید بغلش کنم ازش خداحافظی کنم اگه یادم بره زودی بهم تذکر میده:163:
خواستم یه امتیاز مثبت بهت بدم رتبت یکی بره بالا نشد چون امروز خرجش کرده بودم خیلی بهتر از قبلت شدی واقعا تلاشت ستودنیه :104: وقتی نوشتی با بچه هات بهتر رفتار میکنی خداشاهده اینقدر خوشحالم کردی خیلی لذت بردم ادامه آفرین :72:
در مورد شوهرت بد به دلت راه نده البته از نوشته ای که خودت زدی فکر کنم داره کم کم یاد میگیره چجوری علاقش رو نشون بده سعی کن جوری خونه رو براش درست کنی که شده از سرکار در بره بیادش کنار شما :311: فقط حواست باشه اخراج نشه.خودم جور یهستم چون بازاری هستم بعضی روزا بازارم خوبه اینقدی که دوس دارم زود برم خونه سریع در مغازه رو یمبندم میرم با همسرم یا قدم میزنیم و میریم خرید یا میرم خونه پیشش:72:
در مورد خونه مادرت زیاد بهش گیر نده بنظرم از رفتارای زنونه استفاده کن با ناز و عشوه بهش بگو عزیزم دلم واسه مامانم تنگ شده میشه خواهش کنم اگه صلاح میدونی و اجازه میدی من برم بهش سر بزنم تنهاست؟اگه گفتش برو که هیچی ولی گفتش نرو بگو چشم هرچی شما بگی و هروقت شما اجازه بدین میرم پیشش.چندبار بگی بجون خودم جواب میده :311:
ایشالله یکم دیگه تلاش کنی یه زندگی خوب و عاشقانه میتونی درست کنی :323: منم واست دعا میکنم
RE: اگه فرصت به عقب برگشتن رو داشتم اين زندگي رو انتخاب نميكردم يا اصلا ازدواج نميكردم.
عزیزم به خدا زندگی ساختنیه
باید بسازیدش
هردوتون
اما حالا که همسرتون بلد نیست شما شروع کنید
هر مردی یه رگ خوابی داره
اونو پیدا کنید
امیدوارم آرامش و عشق و شادی مهمون همیشگی خونه تون بشه
------------------------------------------------------------------
آقای خاله قزی من به جای شما بهشون یه رتبه دادم
به تاپیک های منم سر بزنید
به عنوان یه مرد موفق نظرتون برام جالبه
RE: اگه فرصت به عقب برگشتن رو داشتم اين زندگي رو انتخاب نميكردم يا اصلا ازدواج نميكردم.
سلام دلجوي عزيز نكات منفي شوهرم پرخاشگر عصباني داد و بيداد كردن خودخواه بي احساس فقط خونواده خودش رو خواستن قدر نشناسي و ... نكات منفي خودم هم منفي خودم رك بودنم يعني سياست نداشتن دل صاف و صادق بودن البته همه اينا رو نكات مثبت من ميدونن ولي خودم منفي ميدونم مشكلاتم هم اوليش همين شكي كه به شوهرم دارم بعد هم اجازه ندادن شوهرم برا رفت و امد با خانواده و فاميلم اگه كاري برام كرد چه ميدونم مثلا جايي رفتيم يا به خدا يادم نميياد كار خاصي كرده باشه كه شوهراي ديگه برا خانماشون نكرده باشن ميگه تو ابروي من رو بردي همه من رو قبلا جور ديگه ميشناختن تازگي ها هم ميگه من اصلا ادم متاهلي نبودم به خاطر حرف مردم ازدواج كردم آقاي خاله قزي به عنوان يه مرد بهم بگيد جيكار كنم كه شوهر من هم به خاطر من بيياد خونه؟
RE: اگه فرصت به عقب برگشتن رو داشتم اين زندگي رو انتخاب نميكردم يا اصلا ازدواج نميكردم.
شوهرم تازگي ها حرف هاي جديدي در مورد من ميزنه مثلا همين ديشب بعد از اينكه من براي چندمين بار بهش گفتم كارت حقوقش رو بذاره پيش من و كارت من كه حقوقم كمتره پيشش باه برا خرجيمون و اون باز هم قبول نكرد بهم گفت اصلا تو كجاي زندگي هستي تو اصلا نيستي همه كارا با منه من بايد فكر همه چيز رو بكنم منم بهش گفتم من الان مرخصيم تو خونم وگر نه منم بيرون كار ميكنم بعد هم همين رسيدگي به بچه ها مگه كار كمييه اگر من نباشم اينم به فكرات اضافه ميشد يا مثلا ميگه مردا از زنهايي كه اويزونشون بشن و بهشون بچسبن خوششون نميياد يا اينكه اگه از چيزي ناراحت بشم ميگه مگه فكر كردي كي هستي چي داري كه ناراحت ميشي يعني ميگه تو هيچي و هيچ ادعايي نبايد داشته باشي منم بهش ميگم من كه هيچي پيشت نبودم ميگه چرا يا تو مرخصي بودي يا من مييومدم ميگه من ديگه سنم بالا رفته ديگه احساسي نيستم منطقي ام ميگه الان هم اگه كاري ميكنم فقط از روي دلسوزي برا بچه هاست دلم برا اين طفل معصوما ميسوزه وقتي ميگه من منطقي ام چه ميتونم بهش بگم مني كه حرفام تو فاز احساسيه معلومه كه حرف هم رو نميفهميم راستش اصلا نشناختمش و نميشناسمش يعني فكر ميكنم اصلا هيچ مردي رو نميشناسم همينكه قبول نميكنه كارتاي پول رو پيش من بذاره شكم رو بيشتر ميكنه بهم ميگه مجردي چيكار ميكردي الان هم همين كار رو بكن خودت رو سرگرم كن و ......
RE: اگه فرصت به عقب برگشتن رو داشتم اين زندگي رو انتخاب نميكردم يا اصلا ازدواج نميكردم.
عزیزم چرا دخترتو میگیری به باد کتک...!؟دیگه این کارارو نکن باهاش گناه داره دخترت حیفه...در مورد خودت هم از اول که همسرت باهات نمیخوابیده باید متوجه میشدی که رفتارش غیرعادی هست...اولا اینکه اینو یادت باشه اصلا از کارت انصراف نده و حتما برو سرکار،به چند علت یکی اینکه خرجتو خودت بتونی تامین کنی،و دیگه اینکه سرت گرم بشه فکرای بیخودی نکنی.پس کارتو ترک نکن.وقتی هم رفی پیش مشاور به حرفاش خوب گوش کن؛کار خوبی کردی رفتی پیش مشاور مرد،شاید اینجوری همسرت راضی بشه ایشونو دیدار کنه.امیدوارم مشکلت حل بشه،احسنت که اینقدر صبوری به خرج دادی.اعتماد به نفستو اصلا از دست نده؛مردا اگه کسی رو دوس نداشته باشن باهاش ازدواج نمیکنن پس حتما قیافتو پسند کرده که باهات عروسی کرده...
RE: اگه فرصت به عقب برگشتن رو داشتم اين زندگي رو انتخاب نميكردم يا اصلا ازدواج نميكردم.
نقل قول:
نوشته اصلی توسط Shahnameh
نميدونم چطوري برا شوهرم خوشگل كنم آخه شوهرم از آرايش كردن خوشش نميياد ميگه طبيعي خودت بهتري حتي رنگ موهام رو هم ميگه رنگ خودشون قشنگتره نميخاد رنگ كني
حالا که همسرتون طبیعی می پسندن، با پوشیدن لباسهای شاد و متنوع و زیبا و ....