نقل قول:
نوشته اصلی توسط parse
نمایش نسخه قابل چاپ
نقل قول:
نوشته اصلی توسط parse
نقل قول:
بابا فرض کنید خواستگاری انجام شده و همه جوره به توافق رسیدن و مونده عقد(حالا ما نمیخوایم و نمیتونیم عقد کنیم کی رو باید ببینیم.)
من درباره رسم نشون کردن این حرفو زدم!!!نقل قول:
دوست عزیز اگر شما تصمیمتان را گرفتید که دست به میوه حوا بزنید که چرا از دیگران نظر خواستید؟!
درمورد بحث خودم قبول دارم,نظرات بیشتر دوستان منطقیه.اگه درگیر احساسات نشیم بهتره,تصمیم احساسی اصلا خوب نیست.فکر میکنم با رسمی کردن(عقد ,نامزدی,نشون و...) بال و پرشو میبندم و نمیزارم که به درس و کارهای دیگش برسه.سعی میکنم از دور و به صورت محسوس و نامحسوس حواسم بهش باشه.نمیخوام به خاطر احساسات من طوری بشه که به یه سری از خواسته هاش نرسه.
خوب الان باید چیکار کنم؟؟؟
تو برخوردم باهاش چطوری باشم؟ مثل یه عاشق برخورد کنم یا مثل یه پسر عمه معمولی؟؟؟
منظورم اینه که در برخورد یا تماس باهاش,اشتیاق و علاقه خودم رو نشون بدم؟؟؟ سعی کنم به مرور زمان خودم رو بهش نزدیک تر کنم؟؟؟
نگین که همش نظرم داره عوض میشه,بعضی از مواضع من تو این تاپیک,در مورد رسم نشون کردن بود,نه خودم.
اگر بخوام آینده رو در نظر نگیرم،همینی که می گی خوبه با رفتارت بیارش تو باغت.ولی از روزی می ترسم که این دختر رو
عاشق خودت کردی بعد خودت عاشق یکی دیگه شدی.در ضمن قبل از هر کاری به مادرت بگو یه جوری نظر داییتو با
ازدواج تو و دخترش بفهمه.اگر + بود،یواش یواش دختر رو بیار تو باغ.
اصلا از نظر موافقت خانواده اونا مشکی نیست.گفتم که منو بدجوری قبول دارن,هم از نظر اخلاق و رفتار,هم مرام و معرفت و.... خلاصه از این لحاظ مشکلی نیست.نقل قول:
نوشته اصلی توسط فرهنگ 27
مشکل من فقط طرفمه,نمیخوام درگیرش کنم.خودتون میدونین که,وقتی یه دختر درگیر احساسات و عواطف بشه,نمیتونه رو کارهای روزمرش تمرکز کنه.من دوست دارم درسشو ادامه بده.
در ضمن دوست دارم که اونم منو بخواد.
خلاصه تا دیر نشده باید یه استراتژی مشخصی داشته باشم,تا هم از دستش ندم و هم خودم و خودش بتونیم آزادانه به درس وکارمون برسیم تا شرایطش رو هرچه سریع تر درست کنیم و ....
دوستان ممنون از راهنماییتون.
خوب مثل اینکه ماجرای ما هیچ جذابیتی براتون نداشت.:302:
خلاصه خودمون رو به خدا میسپاریم و سرنوشتمون رو به قسمت,ببینیم چی میشه.:323:
پرسه عزیز به خانواده دختر خانم بفرمایید شما رو به عنوان خواستگار در نظر داشته باشن و هر هروقت به خواستگار های دختر خانم اجازه دادن خونشون برن ،به شما هم اطلاع بدن به عنوان خواستگار و بصورت رسمی برید خواستگاری
به نظر من این بهترین راهه ،اینجوری دخترخانم هم حواسش به درسش میشه و الکی به هم وابسته نمی شین
آیا راجه به حریم خصوصی تاپیک هست؟
سلام منظورتو واضح تر میگی؟
من که نمی دونم هست یا نیست
از چه نظر می خوای این تاپیکو بزنی؟
منظورت تجسس تو زندگی خصوصی طرفه هنگام تحقیق و شناخت؟
بین زن و شوهر.
موضوع جالبی میتونه باشه
آدمو به فکر کردن وا میداره!
امیدوارم ادامه بدی تاپیک هاتو