-
RE: به فکر ازدواج باشم یا نه؟
نقل قول:
نوشته اصلی توسط sorena_arman
من با کسی مشورت نمی کنم که من رو مدیرشرایط بدونه!! این دیدگاه منه. زندگی یا سنتی و یا مدرن!! من با مشورت کردن مشکل ندارم. اصولا زنی رو که باهاش نخوام مشورت کنم رو نمی گیرم. این هم حقه اونه و هم وظیفه اون که به من کمک کنه. و متقابلا من هم همین طور. اما در شرایطی با همسرم مشورت می کنم که اون به من به عنوان یکی از دو نفر مسئول در برابر زندگی و نه مدیر شرایط نگاه کنه. ما با هم برنامه می ریزیم. با هم مشکلات رو حل می کنیم و متقابلا به یک اندازه!! از همدیگه انتظار داریم.
مشکل در طرز تفکرتون وجود داره. شما تحت تاثیر هستید. تاثیر افکاری که ساختید برای خودتون و افکاری که به ذهنتون تزریق شده!!! 18 فاکتور هم سطح این رو به وضوح نشون می ده. با یه مشاور صحبت کنید حتما و از ایشون بخواید که کمکتون کنه که نیازها و علایق واقعیتون رو براتون تفکیک کنه.
اگر نخواید اولویت بندی کنید بهتره فعلا قید ازدواجو بزنید.
من فکر میکنم نتونستم دقیقا منظورم رو برسونم. ببینید از دیدگاه من همه انسانها نیاز دارند که شرایط خودشون رو مدیریت کنند. مرد و زن هم نداره. وقتی میگم قدرت مدیریت داشته باشه یعنی اینکه انتظار دارم با برنامه باشه و وقتی جایی دچار مشکل شد دست رو دست نذاره و قدرت اقدام رو داشته باشه. بلد باشه که چطور مشورت بگیره و راهی برای حل مشکل پیدا کنه. البته با کمک من. نه اینکه منم بشینم و خودم رو کنار بکشم که آقا مشکل خودت هست خودت هم برو حلش کن. نه اینطوری نیست. خب آقای سورنا من از شما سوال دارم. شما جای من. کدوم یک از مواردی رو که من مطرح کردم رو می تونید چشم پوشی کنید. برام توضیح دهید. یا اولویت بندیش کنید. خوشحال میشم نظر شما رو در این مورد بدونم.
-
RE: به فکر ازدواج باشم یا نه؟
مسئله استفلال مالی !!(البته من منظورتونو شاید بد فهمیدم) مثل اینکه من بگم انتظار دارم خانومم استقلال مالی داشته باشه!! این به نظر من قابل چشم پوشیه. همین که بتونه کار کنه و درآمدی داشته باشه که اگر روی هم بذارین زندگیتون بچرخه کافیه.
-
RE: به فکر ازدواج باشم یا نه؟
نقل قول:
نوشته اصلی توسط sorena_arman
مسئله استفلال مالی !!(البته من منظورتونو شاید بد فهمیدم) مثل اینکه من بگم انتظار دارم خانومم استقلال مالی داشته باشه!! این به نظر من قابل چشم پوشیه. همین که بتونه کار کنه و درآمدی داشته باشه که اگر روی هم بذارین زندگیتون بچرخه کافیه.
خب منکه توضیح دادم. که وقتی میگم استقلال مالی یعنی اینکه به کسی وابسته نباشه. و دستش توی جیب خودش بره نه توی جیب باباش. همین که درامد داشته باشه خوبه. اصلا اون لیستی رو که من نوشتم رو شما با دیدگاه خودتون اولیت بندی کنید لطفا!
-
RE: به فکر ازدواج باشم یا نه؟
ساحل خانوم چجوری یک نفر می تونه جای شما تصمیم بگیره،بتونه بفهمه شما در زندگی به چه چیزی بیشتر اهمیت میدی،این خود شما هستی که باید اولویتهای زندگیت رو درجه بندی کنی تا بتونی بوسیله اون افراد مختلف رو از هم تفکیک کنی وگرنه در آینده دچار مشکل میشی،پس سعی کن ببینی دقیقا از زندگی چی میخوای
-
RE: به فکر ازدواج باشم یا نه؟
نقل قول:
نوشته اصلی توسط sahel2008
ممنون رامتین و سورنای عزیز،
عمده مسائل مورد انتظار من هم به شرح زیر می باشند.
1- طرف مقابلم کسی باشه که از همه لحاظ بتونم بهش اعتماد و اطمینان داشته باشم.
2- به هیچ عنوان بهم خیانت نکنه.
3- واقعا دوستم داشته باشه و درکم کنه و پشتیبانم باشه.
4- کسی باشه که بتونم بهش تکیه کنم. ضعیف و سست اراده نباشه.
5- مانع رشد کردن من نباشه و محدودم نکنه.
6- عرضه اداره کردن زندگی رو داشته باشه و بتونه روی پاهای خودش وایسته.
7- اهل مشورت کردن باشه و خودسرانه در زندگی عمل نکنه.
8- قدرت حلاجی مسائل رو داشته باشه و منطقی باشه .
7- چشم چرون و بد قلب و خسیس و رفیق باز و جلف نباشه، اهل دود و دم و مشروب هم نباشه.
9-در هر شرایطی باهام صادق باشه و اهل پنهانکاری نباشه.
10- در زندگی همون قدر که برای خودش حق قائله برای من هم همونقدر حق قائل باشه.
*همه موارد بالا از اولویت های یکسانی برخوردار هستند. معیارهای دیگه هم هست که اگه باشند به قول آقای سورنا چه بهتر!
از دختر خانمهای بقیه تالار هم خواهش میکنم که معیارهای خودشون رو اینجا بنویسند.
ساحل جان به نظر من هم انتظارات معقول و خوبی دارید،(به قول یکی از دوستان آرزو بر جوانان عیب نیست:shy:)
البته فکر میکنم حدود 50 درصد این موارد رو با شروع زندگی متوجه میشی.(انشاالله)
یک موردی دیگه ای هم که خیلی مهمه خانواده است.
وحدت فکری
وحدت عاطفی
وحدت اعتقادی،مذهبی
وحدت سیاسی
-
RE: به فکر ازدواج باشم یا نه؟
نقل قول:
نوشته اصلی توسط رامتين
ساحل خانوم چجوری یک نفر می تونه جای شما تصمیم بگیره،بتونه بفهمه شما در زندگی به چه چیزی بیشتر اهمیت میدی،این خود شما هستی که باید اولویتهای زندگیت رو درجه بندی کنی تا بتونی بوسیله اون افراد مختلف رو از هم تفکیک کنی وگرنه در آینده دچار مشکل میشی،پس سعی کن ببینی دقیقا از زندگی چی میخوای
جناب رامتین، من همه اون موارد برام مهم هستند. اگه بخواهید میتونم دلیل همه شون رو براتون یک به یک توضیح بدم. اما از وقتی مطرحشون کردم کلا با مخالفت و اینکه آیده آل گرا هستم و همه اینا شدنی نیست مواجه شدم. میخوام بدونم این افرادی که میگن اولویت بندی کن. چه دیدگاهی دارند. من هرچی فکر میکنم نمیتونم از این فاکتورها کم کنم. چون فکر میکنم نبود یکی از اینها جدا مشکل ساز خواهد بود.
-
RE: به فکر ازدواج باشم یا نه؟
نقل قول:
نوشته اصلی توسط lمریم
نقل قول:
نوشته اصلی توسط sahel2008
ممنون رامتین و سورنای عزیز،
عمده مسائل مورد انتظار من هم به شرح زیر می باشند.
1- طرف مقابلم کسی باشه که از همه لحاظ بتونم بهش اعتماد و اطمینان داشته باشم.
2- به هیچ عنوان بهم خیانت نکنه.
3- واقعا دوستم داشته باشه و درکم کنه و پشتیبانم باشه.
4- کسی باشه که بتونم بهش تکیه کنم. ضعیف و سست اراده نباشه.
5- مانع رشد کردن من نباشه و محدودم نکنه.
6- عرضه اداره کردن زندگی رو داشته باشه و بتونه روی پاهای خودش وایسته.
7- اهل مشورت کردن باشه و خودسرانه در زندگی عمل نکنه.
8- قدرت حلاجی مسائل رو داشته باشه و منطقی باشه .
7- چشم چرون و بد قلب و خسیس و رفیق باز و جلف نباشه، اهل دود و دم و مشروب هم نباشه.
9-در هر شرایطی باهام صادق باشه و اهل پنهانکاری نباشه.
10- در زندگی همون قدر که برای خودش حق قائله برای من هم همونقدر حق قائل باشه.
*همه موارد بالا از اولویت های یکسانی برخوردار هستند. معیارهای دیگه هم هست که اگه باشند به قول آقای سورنا چه بهتر!
از دختر خانمهای بقیه تالار هم خواهش میکنم که معیارهای خودشون رو اینجا بنویسند.
ساحل جان به نظر من هم انتظارات معقول و خوبی دارید،(به قول یکی از دوستان آرزو بر جوانان عیب نیست:shy:)
البته فکر میکنم حدود 50 درصد این موارد رو با شروع زندگی متوجه میشی.(انشاالله)
یک موردی دیگه ای هم که خیلی مهمه خانواده است.
وحدت فکری
وحدت عاطفی
وحدت اعتقادی،مذهبی
وحدت سیاسی
چه عجب یک نفر پیدا شد و نگفت که انتظاراتت غیر معقوله! مریم جان اون مواردی رو که شما ذکر کردید هم خیلی مهم هستند.
-
RE: به فکر ازدواج باشم یا نه؟
ساحل جان میتونی الان 10 صفحه هم لیست کنی و این حق تو هست چون میخوای با کسی زندگی کنی
و نمیتونی از بعضی از خصوصیات بگذری
اما کمی با خود فکر کن ایا احتمال پیدا کردن چنین فردی که تمام خصوصیات مورد نظر ما را داشته باشد چقدر است
حتما امار کاهش ازدواج در بین جوانها را میدانی
این تاپیکو بخونhttp://www.hamdardi.net/showthread.php?tid=5106
امیدوارم موفق باشی
-
RE: به فکر ازدواج باشم یا نه؟
نقل قول:
نوشته اصلی توسط کاترین
ساحل جان میتونی الان 10 صفحه هم لیست کنی و این حق تو هست چون میخوای با کسی زندگی کنی
و نمیتونی از بعضی از خصوصیات بگذری
اما کمی با خود فکر کن ایا احتمال پیدا کردن چنین فردی که تمام خصوصیات مورد نظر ما را داشته باشد چقدر است
حتما امار کاهش ازدواج در بین جوانها را میدانی
این تاپیکو بخون
http://www.hamdardi.net/showthread.php?tid=5106
امیدوارم موفق باشی
خب کاترین جان قبول. من میگم از کدوم یک چشم بپوشم؟ مگر کدوم یک از این انتظارات بی جاست؟ گیرم که من با کسی ازدواج کردم که یکی از این خصوصیات رو نداشت. خب اونوقت زندگیمون دچار مشکل میشه آخه؟!!! من کاملا گیج شدم. تازه وقتی من این موارد رو داشتم میشمردم از خیلی از مسائل فاکتور گرفتم و حداقل ها رو مطرح کردم. تازه به من میگین اینا هم نشدنی هست!!! پس بی جا نیست که میگم ازدواج به دردسرهاش نمی ارزه!!!!!!!!!!
-
RE: به فکر ازدواج باشم یا نه؟
ببین من نگفتم شرایطی رو که گذاشتی خوب نیست و یا یکی از اونها رو حذف کن،حرف من اینه که یک پسر ممکنه همه اونهارو یا نداشته باشه و یا کمرنگ تر داشته باشه
یک مثال میزنم تا قضیه روشن تر بشه مثلا یکی از همکارام که پسر خیلی خوبی هم هست اعتقادش اینه که با زن خوبه که در مسائل زندگی مشورت بشه و فقط خوبه نه بیشتر ولی اونه که باید حرف آخر رو بزنه وگرنه اقتدار مرد از بین میره،ببین در همینجا این پسر داره یکی از شرایط تو رو نقض میکنه(شرط 7) و یا این شرط خیلی کمرنگ تره با اینکه همکارم واقعا زنش رو دوست داره و داره برای زندگیش زحمت میکشه البته من باهاش مخالفم ولی شاید به خاطر محیط مرد سالاریه که بزرگ شده اینطوری یاد گرفته و دست خودش نیست
پس ببین ممکنه یک پسر در عین حال خوب بودن نقایصی رو هم داشته باشه که طرف مقابل بایستی اون رو درک کنه،و این رو هم بدون که همه دخترها آرزو دارن شرایط تو رو در همسر آیندشون ببینن و اگر میگن نه،بدون صد در صد دروغ میگن
پس من میگم از شرایطی که برای خودت گذاشتی کوتاه نیا ولی سعی کن با واقعیتهای زندگی هم خودت رو هماهنگ کنی که اگر یکی از اون اولویتها کمرنگ شد در آینده ضربه نخوری
-
RE: به فکر ازدواج باشم یا نه؟
سلام ساحل عزیز معیاراتون خوبه ولی بهتر در حین انتخاب ا گر یکی از معیاراتون کمرنگ تر شد و باقی خوب بود سخت نگیرید البته من نظرمو گفتم(معیار هاتونو از لحاظ درجه اهمیت هم درجه بندی کن/مثالی میزنم فرض کن شخصی به خاستگاریت میاد/تحصیل کرده است/به هیچ عنوان به شما خیانت نمیکنه/دروغ نمیگه/چیزیو پنهون نمیکنه/در همه زمینه باهاتون مشورت میکنه/محدودت نمیکنه/اجازه داری در هر زمینه ای فعالیت داشته باشی/چشم چرون نیست/جلف نیست اهل دود نیست مشروب نمیخوره/اما دستش تو جیب خودش نیست پیش باباش کار میکنه/ شما چی کار میکنی؟
-
RE: به فکر ازدواج باشم یا نه؟
ماشین داره/خونه داره ولی همشون از خودش نیست مال باباشه؟؟؟؟؟(در ادامه پست قبلیمه)
-
RE: به فکر ازدواج باشم یا نه؟
نقل قول:
نوشته اصلی توسط رامتين
ببین من نگفتم شرایطی رو که گذاشتی خوب نیست و یا یکی از اونها رو حذف کن،حرف من اینه که یک پسر ممکنه همه اونهارو یا نداشته باشه و یا کمرنگ تر داشته باشه
یک مثال میزنم تا قضیه روشن تر بشه مثلا یکی از همکارام که پسر خیلی خوبی هم هست اعتقادش اینه که با زن خوبه که در مسائل زندگی مشورت بشه و فقط خوبه نه بیشتر ولی اونه که باید حرف آخر رو بزنه وگرنه اقتدار مرد از بین میره،ببین در همینجا این پسر داره یکی از شرایط تو رو نقض میکنه(شرط 7) و یا این شرط خیلی کمرنگ تره با اینکه همکارم واقعا زنش رو دوست داره و داره برای زندگیش زحمت میکشه البته من باهاش مخالفم ولی شاید به خاطر محیط مرد سالاریه که بزرگ شده اینطوری یاد گرفته و دست خودش نیست
پس ببین ممکنه یک پسر در عین حال خوب بودن نقایصی رو هم داشته باشه که طرف مقابل بایستی اون رو درک کنه،و این رو هم بدون که همه دخترها آرزو دارن شرایط تو رو در همسر آیندشون ببینن و اگر میگن نه،بدون صد در صد دروغ میگن
پس من میگم از شرایطی که برای خودت گذاشتی کوتاه نیا ولی سعی کن با واقعیتهای زندگی هم خودت رو هماهنگ کنی که اگر یکی از اون اولویتها کمرنگ شد در آینده ضربه نخوری
خب ببینید همه این مثالهایی که من زدم چیزهایی هستند که من روی اونها به واقع حساس هستم. یعنی روحیات خودم رو شناختم و در نظر گرفتم که اینا رو گفتم. مثلا در مورد همین مثال شما که زدید من باهاش مشکل دارم. چون که در صورتی که در زندگی این همسر من باشه که تصمیم گیرنده مطلق باشه من اصلا نمیتونم باهاش زندگی کنم. چون تصمیم اون روی تک تک لحظات عمر و زندگی من تاثیر خواهد داشت. و چنانچه اون فقط با من مشورت کنه و آخر سر حرف خودش باشه. عملا من و احساسات و شرایط و کلا زندگی من رو نادیده گرفته است. پس بنابراین وقتی من در یک زندگی مشترک مجبور باشم که با خط مشی یکی دیگه زندگی کنم و کس دیگه ای برام تصمیم بگیره و همه چیزم رو تحت تاثیر قرار بده کلا انسانیت و فردیت و اختیار من زیر سوال میره.
-
RE: به فکر ازدواج باشم یا نه؟
نقل قول:
نوشته اصلی توسط ester
ماشین داره/خونه داره ولی همشون از خودش نیست مال باباشه؟؟؟؟؟(در ادامه پست قبلیمه)
ببین بعضی ها هستند که کلا تا آخر عمر نمیتونند مستقل بشند. اما اگه بتونه بعد از دو سه سال خودش مستقل بشه خوبه. اما اینکه خدای نکرده یه روز باباش نباشه. این دیگه نابود بشه. نمیشه که. میشه؟!
-
RE: به فکر ازدواج باشم یا نه؟
نقل قول:
نوشته اصلی توسط sahel2008
نقل قول:
نوشته اصلی توسط کاترین
ساحل جان میتونی الان 10 صفحه هم لیست کنی و این حق تو هست چون میخوای با کسی زندگی کنی
و نمیتونی از بعضی از خصوصیات بگذری
اما کمی با خود فکر کن ایا احتمال پیدا کردن چنین فردی که تمام خصوصیات مورد نظر ما را داشته باشد چقدر است
حتما امار کاهش ازدواج در بین جوانها را میدانی
این تاپیکو بخون
http://www.hamdardi.net/showthread.php?tid=5106
امیدوارم موفق باشی
خب کاترین جان قبول. من میگم از کدوم یک چشم بپوشم؟ مگر کدوم یک از این انتظارات بی جاست؟ گیرم که من با کسی ازدواج کردم که یکی از این خصوصیات رو نداشت. خب اونوقت زندگیمون دچار مشکل میشه آخه؟!!! من کاملا گیج شدم. تازه وقتی من این موارد رو داشتم میشمردم از خیلی از مسائل فاکتور گرفتم و حداقل ها رو مطرح کردم. تازه به من میگین اینا هم نشدنی هست!!! پس بی جا نیست که میگم ازدواج به دردسرهاش نمی ارزه!!!!!!!!!!
میدونی عزیزم هیچکدوم از اینها بی جا نیست
اینها ایده ال هست که باید قبول کنی احتمال پیدا کردن کسی با تمام این خصوصیات خیلی خیلی کم ست
ببین عزیزم تو در شرط اولت گفتی بتونم از همه لحاظ بهش اطمینان کنم فکر میکنی مردی که بشه از همه لحاظ بهش اطمینان کرد واقعا وجود داره یعنی کسی که بدونی هیچوقت خطایی ازش سر نمیزنه ایا این فرد وجود داره قطعا ادما خطا می کنند و وقتی خطا میکنند دیگه نمیتونی بگی با تمام وجود بهش اعتماد دارم
مردی که قدرت حلاجی همه مسسائل را دارد و در عین حال کامل ادم را درک میکند یعنی هم از نظر منطقی بی عیب هست وهم از نظر عاطفی بی مشکل است
در هر شرایطی باهام صادق باشه
در این روزگاری که همه به هم دروغ میگویند ایا کسی که در هر شرایطی با ادم صادق باشد وجود دارد
در نهایت رامتین حرف خوبی زد اینکه همه دخترا چنین ارزویی دارند و اگر بگند نه دروغ میگویند .
راست میگویی اقا رامتین همه ارزوی چنین مردی را دارند
ولی از ارزو تا واقعیت راه زیادی است
ساحل جان من به شخصه ارزوی چنین مردی که خصوصیاتش را نوشتی دارم
و اگر روزی چنین شخصی پیدا شود حتی حاضرم جانم را فدایش کنم
ولی اینقدر بدی دیدم که .....
-
RE: به فکر ازدواج باشم یا نه؟
فقط حالا ببین خیلی از دخترها در همین شرایط هم زندگی میکنند،پس نتیجه میگیریم باید در انتخابت خیلی دقت کنی و حتما اون مواردی رو که مد نظر داری از طرف مقابل سوال کنی و در موردشون مطمئن بشی
-
RE: به فکر ازدواج باشم یا نه؟
کاترین این رو بدون که پسرها هم آرزوی داشتن همسری با اون مشخصاتی که قبلا تو همین تاپیک بچه ها گفتند رو دارند ولی .....
-
RE: به فکر ازدواج باشم یا نه؟
نمی دونم کاترین جان. شاید من زیادی متوقع هستم. منظورم از اطمینان این بود که مطمئن باشم تنهام نمیذاره، بهم خیانت نمیکنه، پشتم رو خالی نمیکنه. سمت کارای خلاف نمیره.
چرا باید بهم دروغ بگه؟؟؟ خوبه منم بهش دروغ بگم؟؟؟ اونوقت ازم ناراحت نمیشه؟ به نظر من واقعیت هر چقدر هم تلخ باشه بهتر از اینه که فریبم بده. چون من با تمام وجودم میخوام بهش اعتماد کنم. اگه بهم دروغ بگه یعنی از اعتمادم سوءاستفاده کرده. وقتی که میگم قدرت حلاجی مسائل رو داشته باشه منظورم این نیست که اون بی عیب باشه. نه. اما باید یک حداقلی رو داشته باشه یانه؟
نمیدونم باید بیشتر فکر کنم. هر کدوم از شما با جواب هایی که میدین ذهن من رو به چالش میکشید.
-
RE: به فکر ازدواج باشم یا نه؟
میدونی ساحل جان
تو همین سایت و یک عالمه کتاب به ما میگویند که باید ایده الهامونو مشخص کنیم
انتظاراتمون رو از همسرمون مشخص کنیم
نمیدونم کتاب/ ایا تو ان گمشده ام هستی /رو خوندی
تو این کتاب که دیگه کولاکه باید بشینی و فقط بنویسی که چی میخوای
به نظر من تو حتما این کار و بکن چون اثر تلقینی مثبتی رو داره و بحث همون که به هر چی فکر کنی بهت جذب میشه است
راستش در مورد مواردی که گفتی به نظرم باید اصل رو چسبید
فریب دادن فرق میکنه با دروغ گفتن
ببین یکی میگه من نمیخوام ناراحتت کنم یا ایجاد اشوب کنم دروغ میگه
یکی با قصد فریب دروغ میگه
من مورد دوم رو نمیتونم قبول کنم و کما اینکه در جریان هستی که رابطه ام را تمام کردم
با وجود اینکه من ادمی هستم که به هیچ عنوان نمیتونم هیچ دروغی بگم ولیسعی کرده ام با دروغهای بی خطردگران کنار بیام هر جند که قبلا خیلی واسم سخت بود ولی ادما تو این دنیا خیلی بدی میبینند
بازم به طرفت بر میگرده حتما چنین ادمهای پاکی هم وجود دارند
به نظرم اگه طرف وجدان داشته باشه خیلی از مسائل حله
اینکه انسان باشه
-
RE: به فکر ازدواج باشم یا نه؟
نقل قول:
نوشته اصلی توسط کاترین
میدونی ساحل جان
تو همین سایت و یک عالمه کتاب به ما میگویند که باید ایده الهامونو مشخص کنیم
انتظاراتمون رو از همسرمون مشخص کنیم
نمیدونم کتاب/ ایا تو ان گمشده ام هستی /رو خوندی
تو این کتاب که دیگه کولاکه باید بشینی و فقط بنویسی که چی میخوای
به نظر من تو حتما این کار و بکن چون اثر تلقینی مثبتی رو داره و بحث همون که به هر چی فکر کنی بهت جذب میشه است
راستش در مورد مواردی که گفتی به نظرم باید اصل رو چسبید
فریب دادن فرق میکنه با دروغ گفتن
ببین یکی میگه من نمیخوام ناراحتت کنم یا ایجاد اشوب کنم دروغ میگه
یکی با قصد فریب دروغ میگه
من مورد دوم رو نمیتونم قبول کنم و کما اینکه در جریان هستی که رابطه ام را تمام کردم
با وجود اینکه من ادمی هستم که به هیچ عنوان نمیتونم هیچ دروغی بگم ولیسعی کرده ام با دروغهای بی خطردگران کنار بیام هر جند که قبلا خیلی واسم سخت بود ولی ادما تو این دنیا خیلی بدی میبینند
بازم به طرفت بر میگرده حتما چنین ادمهای پاکی هم وجود دارند
به نظرم اگه طرف وجدان داشته باشه خیلی از مسائل حله
اینکه انسان باشه
کاترین جان، راستش من از ازدواج کردن می ترسم. اصلا نمیدونم چه آینده ای در انتظارم هست. من برادرم یک ازدواج ناموفق داشته. من در تمام جریان مشکلات زندگیشون بودم. واقعا چشمم ترسیده. فکر میکنم دلیل این همه سخت گیریم هم این باشه.
-
RE: به فکر ازدواج باشم یا نه؟
خوب خانوم ساحل من هم زمان ازدواج 60-70 فاکتور ممکنه داشته باشم. شروع کنم:(غیر از اون فاکتورهایی که گفتم)
1-زیبایی
2-وضع مالی خوب خونواده
3-خوش اندام
4-جذاب و شاد و بذله گو
5-باهوش
6-مودب
7-خونواده دار
8-خونواده دوست
9-هنرمند و با سلیقه
10-دست پخت خوب
11-تحصیل کرده
12-متین
13-بخشنده
14-مومن و...
آخه لیست درست کردن که سخت نیست. مهمه اینه که شما جلسات روانشناسی نیاز دارید که از درونیات خودتون خبر دار بشید. عذر می خوام شما ضعفی رو که ممکنه عمده آقایون داشته باشند(مثل غلو کردن و خالی بندی ) رو بد می دونید ولی من یقین دارم که عمده خانومها بیشتر ازآقایون اهل غیبت هستند. خوب اینکه من هم بیام بگم که وقتی من غیبت نمی کنم اون چرا غیبت می کنه. وقتی من فلان کارو نمی کنم اون چرا فلان کارو می کنه.اصلا مقایسه درستی نیست که شما خصوصیت های مثبت خودتون رو ببینید و خصوصیات منفی تون رو نادیده بگیرید بی شک شما مشابه هر انسان خاکی دیگر ضعفهای اخلاقی زیادی دارید که دوست ندارید اونها رو در همسرتون ببینید. واقع بین باشید و خودتون رو بشناسید. بعد از شناخت خودتون و نیازهای واقعیتون اولویت بندی کار ساده ای براتون می شه.
کاترین سلام اصولا همچین آرزویی داشتنش اشکال داره. چون براورده نشدنش موجب همین آفتی می شه که تو زندگی های امروزی هست. آفتی به اسم سرد شدن و بریدن از زندگی. اصلاح باید درونی صورت بگیره
-
RE: به فکر ازدواج باشم یا نه؟
نقل قول:
نوشته اصلی توسط sorena_arman
خوب خانوم ساحل من هم زمان ازدواج 60-70 فاکتور ممکنه داشته باشم. شروع کنم:(غیر از اون فاکتورهایی که گفتم)
1-زیبایی
2-وضع مالی خوب خونواده
3-خوش اندام
4-جذاب و شاد و بذله گو
5-باهوش
6-مودب
7-خونواده دار
8-خونواده دوست
9-هنرمند و با سلیقه
10-دست پخت خوب
11-تحصیل کرده
12-متین
13-بخشنده
14-مومن و...
آخه لیست درست کردن که سخت نیست. مهمه اینه که شما جلسات روانشناسی نیاز دارید که از درونیات خودتون خبر دار بشید. عذر می خوام شما ضعفی رو که ممکنه عمده آقایون داشته باشند(مثل غلو کردن و خالی بندی ) رو بد می دونید ولی من یقین دارم که عمده خانومها بیشتر ازآقایون اهل غیبت هستند. خوب اینکه من هم بیام بگم که وقتی من غیبت نمی کنم اون چرا غیبت می کنه. وقتی من فلان کارو نمی کنم اون چرا فلان کارو می کنه.اصلا مقایسه درستی نیست که شما خصوصیت های مثبت خودتون رو ببینید و خصوصیات منفی تون رو نادیده بگیرید بی شک شما مشابه هر انسان خاکی دیگر ضعفهای اخلاقی زیادی دارید که دوست ندارید اونها رو در همسرتون ببینید. واقع بین باشید و خودتون رو بشناسید. بعد از شناخت خودتون و نیازهای واقعیتون اولویت بندی کار ساده ای براتون می شه.
کاترین سلام اصولا همچین آرزویی داشتنش اشکال داره. چون براورده نشدنش موجب همین آفتی می شه که تو زندگی های امروزی هست. آفتی به اسم سرد شدن و بریدن از زندگی. اصلاح باید درونی صورت بگیره
جناب سورنا خان!
شما اینجا 14 مورد از این دست قبیل خصوصیات رو لیست کردید من میتونم مثل اینها 4 برابرش رو اینجا مطرح کنم!!!! اما اونایی که من قبلا ذکر کردم. اهمیت خیلی بالاتری نسبت به اینها دارند!!! بله لیست درست کردن اصلا سخت نیست.
من کجا گفتم که خصوصیات منفی ندارم و یا به خصوصیات منفیم آگاه نیستم؟؟؟ من نمی فهمم شما چرا بزرگنمایی مسائل رو با دروغ گفتن یکی میدونید؟؟؟ این کلا فرق میکنه. و مثلا ادم میتونه بعد از چند بار به این خصیصه طزف پی ببره. و دیگه روی حرفای اون طرف زیاد حساب باز نکنه!!! و به میزان غلو گویی همیشه نسبت ها رو کمتر بگیره!!!!!!
اما دروغ گویی یه مسئله دیگه هست. فرد تحت شرایط مختلفی دروغ میگه! 1- منافعش رو به خطر نیندازه! 2- خرابکاری های خودش رو پنهان کنه! 3- بترسه! و چند تا عامل دیگه که از نظر من منشاء منطقی نداره! شاید کسی به خاطر حفظ منافعش و ... بتونه به دیگران دروغ بگه چرا که الان خیلی ها اینکار رو میکنند. اما از نظر من حق نداره به همسرش، شریک زندگیش دروغ بگه. چون زندگی اون رو تحت تاثیر قراره میده! یکی از بچه ها گفته که شاید برای اینکه نخواد همسرش رو ناراحت کنه بخواد دروغ بگه!!! خب این زیاد منطقی نیست. چون همسران برای آرامش هم هستند. وقتی من یک دردی داشته باشم و اینقدر با همسرم راحت نباشم که بتونم بهش بگم. دیگه این زندگی چه فایده ای داره؟! چون وقتی دروغ برملا بشه که دیر یا زود هم برملا میشه. طرف فکر میکنه که باهاش بازی شده! اون وقت اوضاع خیلی بدتر میشه! من میگم یک موضوع هر چقدر هم ناراحت کننده باشه نباید دروغ گفته بشه!
-
RE: به فکر ازدواج باشم یا نه؟
من می گم یک موضوع هر چقدر غیر مهم نباید از درون زندگی دونفره به بیرون انتقال داده بشه... آیا شما توانایی این کار رو دارید؟ مطلق گرا نباشید. دروغ مناسب نیست ولی یقینا هیچ انسانی رو از اون گریزی نیست. غیر از معصومین. اگر قصد دارید همسر شما به شما دروغ نگوید هرگز برای شنیدن واقعیت اصرار نکنید. شاید موضوعی باشد که ایشان نخواهند شما بدانید. هر زندگی یک privacy برای هر فردی وجود دارد. وقتی شما اصرار بر شنیدن می کنید و خود رو محق بر شنیدن همه جیک و پیک زندگیش ندونید!!
به هر حال حرف من این است که آیا خصوصیات منفی را که در خود می بینید انتظار دیدن آنها را در فرد مقابلتان دارید؟این مهمترین سوال برای خود شما باشد
-
RE: به فکر ازدواج باشم یا نه؟
خب اگه موضوعی هست که نمیخواد من در موردش چیزی بدونم. کافیه سکوت کنه! نه اینکه دروغ بگه! در مورد اینکه شما میگید موضوعی به بیرون انتقال داده نشه. خب عملا این کار عملی نیست. چرا؟ چون ممکنه موضوعی باشه که هیچ کدام از ما توانایی، دانش برخورد یا حل و ... با اون رو به تنهایی نداشته باشیم. اما اینکه شما میگویید مطلق گرا نباشم. حق با شماست. نباید این همه حساس باشم. در مورد اینکه انتطار دیدن خصوصیات منفی خودم رو در اون داشته باشم. باید بگم که بله! چون اون وقت هم میتونم به اشتباه خودم پی ببرم و سعی در جبرانش داشته باشم. و هم اینکه از اینکه اون همچین خصیصه آزار دهنده ای رو داره، شاکی و ناراحت نشوم!!!!!!!! چون خودم هم این ضعف رو دارم!!!
-
RE: به فکر ازدواج باشم یا نه؟
در مورد اینکه "
سکوت کنه!"لازمش عدم اصرار شماست.
من سوال دیگری از شما می پرسم. انتظار دیدن چه خصوصیات منفی رو در ایشون دارید؟ همون خصوصیات منفی که خودتون دارید.یا به ایشون هم اجازه می دین که مستقل از اینکه شما چه خصوصیات منفی دارید حائز برخی خصوصیات منفی باشند؟یا اگر شما خصلت منفی رو داشته باشید ایشون حق داشتن این خصلتهای منفی رو فقط دارند؟
-
RE: به فکر ازدواج باشم یا نه؟
خب شما از کجا فهمیدید که من آدم مصری هستم؟!!!
خب به قول خودتون گل بی خار خداست. اما خصوصیت منفی داریم تا خصوصیت منفی!!!!! همونطور که من خصوصیات منفی دارم خب مسلما اون هم داره. بعضی از خصوصیات هستند که خب آدم میتونه با اونها کنار بیاد! اما بعضی از خصوصیات هستند که به بنیان خانواده لطمه میزنه. از اینها نمیشه گذشت. خود شما توی همین تالار ببینید اکثر مشکلات کاربران عضو از چه چیزهایی ناشی میشه که این همه براشون مشکل آفریده؟؟؟
اما سوالی که شما در مورد اینکه انتظار دارم چه خصوصیات منفی در ایشون باشه و در حد تحمل من جای تفکر بسیاری داره! من همین سوال رو از خود شما میپرسم. شما حاضرید چه خصوصیات منفی همسرتون رو تحمل کنید؟ مسلما من هم بعد از فکر به این سوال جواب خواهم داد!
-
RE: به فکر ازدواج باشم یا نه؟
ساحل،سورنا راست میگه واقعا کدوم خصوصیت در همسر آینده ات رو می تونی ازش چشم پوشی کنی چون به نظر من همون مسئله" مشورت و یا عدم مشورت" نمی تونه باعث این بشه که بنیان خانواده از هم بپاچه همانطور که همکار من زندگیش از هم نپاچیده ولی شما در این مورد خیلی موضع سخت و خشنی گرفتی و نگفتی که شاید بشه اون مرد رو مثلا کاری کرد که عادتش رو کنار بزاره و خصوصیت منفی خودش رو به مثبت تبدیل کرد و مستقیما گفتی امکان نداره و قابل تحمل نیست و ....
ببین میتونی اگر فردی با این خصوصیات و یا خصوصیات مشابه رو انتخاب کردی با اون کنار بیای و یا مطلق فکر می کنی؟
-
RE: به فکر ازدواج باشم یا نه؟
نقل قول:
نوشته اصلی توسط رامتين
ساحل،سورنا راست میگه واقعا کدوم خصوصیت در همسر آینده ات رو می تونی ازش چشم پوشی کنی چون به نظر من همون مسئله" مشورت و یا عدم مشورت" نمی تونه باعث این بشه که بنیان خانواده از هم بپاچه همانطور که همکار من زندگیش از هم نپاچیده ولی شما در این مورد خیلی موضع سخت و خشنی گرفتی و نگفتی که شاید بشه اون مرد رو مثلا کاری کرد که عادتش رو کنار بزاره و خصوصیت منفی خودش رو به مثبت تبدیل کرد و مستقیما گفتی امکان نداره و قابل تحمل نیست و ....
ببین میتونی اگر فردی با این خصوصیات و یا خصوصیات مشابه رو انتخاب کردی با اون کنار بیای و یا مطلق فکر می کنی؟
آقای رامتین، قبل از همه چیز یه نکته بگم تا شاید شناخت بیشتری از من پیدا کنید. من اختلاف سنی خیلی زیادی با والدینم دارم! یعنی 47 سال با مادرم و 52 سال با پدرم! همین طور با خواهر و برادرانم. شاهد زندگی خیلی از بستگان و اطرافیانم بوده ام! به طوری که همه نوع رابطه ای رو هم دیده ام. چه زوج هایی که تازه ازدواج کرده اند. چه زوجهایی که چندین سال از ازدواجشون میگذره. چه زوج هایی هم که مثل پدرو مادرم سالیان طولانی با هم زندگی کرده اند. معیارهایی که قبلا ذکر کردم بر اساس اندوخته ها و دیده های این همه سالی بود که از زندگی اطرافیانم آموخته ام. اما خب به قول جناب سورنا و شما مطلق گرایانه و سفت و سخت به این مسائل نگاه میکنم!
در مورد مشورت کردن و اینکه چون زندگی دوست شما از هم نپاشیده نمیشه نظر داد! چرا؟ چون ممکنه اصلا برای خانمش این مسئله زیاد مهم نباشه! و از اینکه بار و مسئولیت اتخاذ تصمیمات بر عهده یک نفر دیگه هست زیاد هم ناراحت نباشه. و ممکنه خیلی از جاها و بار خیلی از مسائل رو به دوش شوهرش بیندازه و خودش رو هم راحت!!! یا خیلی از اما و اگرها میتونه وجود داشته باشه! اما در مورد من! این صدق نمیکنه. چرا؟ چون اصولا با روحیات من سازگار نیست که کس دیگه ای برام تصمیم بگیره. در کل خانواده ما هم مشورت جایگاهی بالایی تا بحال داشته! از این نظر برای من خیلی مهمه که در جریان امور باشم! و نظریات من هم در امور زندگ دخیل باشه!
در مورد اینکه که کاری کنم که اون مرد عادتش رو عوض کنه. بله در بعضی خصوصیات میشه کاری کرد که اون آقا عاداتش رو ترک کنه! اما به شرطی که خودش قبول داشته باشه و بخواد که عادتش رو ترک کنه. والا مثلا مثل همکار شما که معتقد هست که حرف آخر رو مرد باید بزنه و به این ایمان داره! نمیشه کاری کرد! چون اون فکر نمیکنه که تفکر اشتباهی داره!
-
RE: به فکر ازدواج باشم یا نه؟
ببین حرف من سیاست زنها در مواجه با یک چنین شرایطی است،خانم همکار من هم مثل شما از این خصوصیت بدش میومد ولی بجای اینکه به طور مستقیم مخالف خودش رو ابراز کنه با روشهایی که در ذهنش بود باعث شد به مرور زمان این تفکر رو در ذهن همکارم به شدت تضعیف کنه که در حال حاضر من تفاوت رفتار فاحشی رو در اون مشاهده می کنم و این باعث خوشحالی من شده
پس میشود مشاهده کرد که خیلی از مسائل در زندگی با مرور زمان قابل تغییر است و این شما هستی که باید در اولویتهات تفکر کنی و ببینی با مواجه شدن با کمرنگ بودن کدام شرایط میتونی اون رو اصلاح و یا از بین ببری
و ببین اگر مردی یکی از این شرایط رو با درصد پایین تری داشت میتونی تحمل کنی و یا قضیه رو به صورت صفر و یک میبینی
-
RE: به فکر ازدواج باشم یا نه؟
نقل قول:
نوشته اصلی توسط رامتين
ببین حرف من سیاست زنها در مواجه با یک چنین شرایطی است،خانم همکار من هم مثل شما از این خصوصیت بدش میومد ولی بجای اینکه به طور مستقیم مخالف خودش رو ابراز کنه با روشهایی که در ذهنش بود باعث شد به مرور زمان این تفکر رو در ذهن همکارم به شدت تضعیف کنه که در حال حاضر من تفاوت رفتار فاحشی رو در اون مشاهده می کنم و این باعث خوشحالی من شده
پس میشود مشاهده کرد که خیلی از مسائل در زندگی با مرور زمان قابل تغییر است و این شما هستی که باید در اولویتهات تفکر کنی و ببینی با مواجه شدن با کمرنگ بودن کدام شرایط میتونی اون رو اصلاح و یا از بین ببری
و ببین اگر مردی یکی از این شرایط رو با درصد پایین تری داشت میتونی تحمل کنی و یا قضیه رو به صورت صفر و یک میبینی
خب باز هم به شرایطی بستگی داره! به این که چقدر آدم منطقی و همین طور تاثیر پذیری باشه! در مورد دوست شما اینطور بوده که تاثیر پذیرفتند. ولو به مرور زمان. اگر خصوصیات منفی طرف من سطحی باشه و به قول شما درصد پایین تری داشته باشه. خب میشه یه کمی بیشتر روش فکر کرد. البته باید باهاش صحبت هم بکنم. همون اول!!!
-
RE: به فکر ازدواج باشم یا نه؟
خيلي خوبه من ميخواستم به همين جا برسم،حالا ببين چند نفر از دخترها و پسرهايي كه قصد ازدواج دارند به خواسته هاشون از طرف مقابل اصلا تفكر نكرده اند كه بخوان در موردش از همون ابتدا با فرد مورد نظر صحبت كنند،يا حتي نمي دونند اگر اون چيزهايي كه مد نظرشون بود با طرف مقابل نخوند چه كار بايد بكنند و تنها مسئله اي كه به فكرشون ميرسه اينه كه ما نميتونيم اين مشكلات رو حل كنيم و بايد بريم پيش يك مشاوره خانواده تا اون بتونه اين مسائل رو حل كنه غافل از اينكه اگر يكم قبلش در اين موارد تمركز و تفكر كرده بودند نحوه مواجه شدن با اين مسائل رو ميدونستند و محتاج فرد ديگري براي حل مشكلاتشون نبودند
-
RE: به فکر ازدواج باشم یا نه؟
نقل قول:
نوشته اصلی توسط رامتين
خيلي خوبه من ميخواستم به همين جا برسم،حالا ببين چند نفر از دخترها و پسرهايي كه قصد ازدواج دارند به خواسته هاشون از طرف مقابل اصلا تفكر نكرده اند كه بخوان در موردش از همون ابتدا با فرد مورد نظر صحبت كنند،يا حتي نمي دونند اگر اون چيزهايي كه مد نظرشون بود با طرف مقابل نخوند چه كار بايد بكنند و تنها مسئله اي كه به فكرشون ميرسه اينه كه ما نميتونيم اين مشكلات رو حل كنيم و بايد بريم پيش يك مشاوره خانواده تا اون بتونه اين مسائل رو حل كنه غافل از اينكه اگر يكم قبلش در اين موارد تمركز و تفكر كرده بودند نحوه مواجه شدن با اين مسائل رو ميدونستند و محتاج فرد ديگري براي حل مشكلاتشون نبودند
خب آقا رامتین، به این سادگی ها هم نیست که شما فکر میکنید. همه ابن چیزایی که میگید هیچ اطمینانی بهش نیست. و هیچ جوره هم نمیشه پیش بینی که در آینده چه اتفاقاتی ممکنه بیفته!!! به خیلی چیزها بستگی داره. از شرایط و پیشینه تربیتی گرفته تا شرایط محیطی و ... اما ادم که نمیتونه با اما و اگر و شاید درست بشه و غیره خودش رو قانع کنه!!!
-
RE: به فکر ازدواج باشم یا نه؟
ببينيد اين قضيه مثل پيشگيري قبل از درمان است،مثلا در مورد بيماري آنفولانزا نميشود پيش بيني كرد كه چه موقعي رخ مي دهد ولي حداقل مي شود از قبل نسبت به علائم اين بيماري و راههاي مبتلا نشدن به آن اطلاعات لازم را كسب نمود تا بتوان از وقوع آن جلوگيري كرد و يا اگر رخ داد بتوان آن را سريعا معالجه كرد،حالا همين قضيه هم همينطوره اگر دختر و پسر قبل از ازدواج از خطرها،موانع و مشكلات احتمالي با پيش بيني قبلي بهره مند نباشند مسلما راههاي مقابله با آن رو هم نمي دونند و همين مسائلي پيش مياد كه الان در خيلي از خانواده ها مشاهده ميشه،مثلا اگر به خانوم همكار من در خانواده آموزش داده نشده بود و يا از قبل اون رو پيش بيني نكرده بود مطمئن باش سر همين مسئله شايد قضيه به طلاق ميكشيد ولي دقيقا برعكسش اتفاق افتاد
من نميگم هر اتفاقي كه در آينده ميفته انسان ميتونه اون رو پيش بيني كنه حرف من اينه كه با مطالعه و تحقيق بر برخي از مسائل كليدي زندگي و عبرت از ديگران مي شود مشكلات رو به حداقل رسوند
اگر شما روي شرايط خودت فكر نكرده باشي كه ممكنه درصدي از اونها تحقق پيدا نكنه،در اين صورت دچار آشفتگي خاطر و سردرگمي ميشي،چون امكان داره پسري همه موارد رو تاييد كنه ولي وقتي توي زندگي ميره در بعضي از اونها نقايصي هر چند كم رو داشته باشه كه شما بايد بتوني درست اين مسائل رو مديريت كني
هميشه بايستي احتمالات رو در نظر گرفت
-
RE: به فکر ازدواج باشم یا نه؟
بله شما درست می فرمایید. من سعیم رو می کنم. اما آخر سر باید به خدا توکل کرد. و همه چیز رو به اون سپرد.
-
RE: به فکر ازدواج باشم یا نه؟
-
RE: به فکر ازدواج باشم یا نه؟
نقل قول:
نوشته اصلی توسط رامتين
انشاء الله موفق باشید
شما هم همینطور. ضمنا از همراهی و راهنمایی شما در این تایپیک ممنونم.