-
میدونید چرا خدا دعاهای ما رو مستجاب نمیکنه؟!
چون خداست. هیچوقت نیازی نداشته. هیچوقت دلتنگ نشده، هیچوقت نشده بخواد یه کاری کنه نشه.
هیچوقت از روز بوجود اومدنش وحشت نداشته. از نداشته هاش وحشت نداشته. همیشه همه چی داشته، هر چی خواسته آنی شده.
یه دنیایی درست کرده داره از بالا نگاه میکنه به خوشبختا نگاه میکنه به بدبختا هم نگاه میکنه. بدبخت رو بدبخت تر میکنه تا ضجه بزنه یادش بیاد که چقدر ضعیفه و اینجا خدا کیه.
خوشبخت رو هم یا بدبخت میکنه به همون دلیل یا خوشبخت تر تا بقیه ببینن که اگه خدا بخواد میشه. و خوشبختی وجود داره و آب از لب و لوچشون بیاد.
زندگی نفرت انگیزترینه. از دونه دونه نفس هام شاکی هستم. از زندگی بعد مرگ هم شاکی هستم. نمیخوااااااااااااااااام هیچ جوری موجود باشم.
ورزش کنم که چی بشه؟! مثلا دست و پامو تکون بدم یادم میره چقدر زندگی مزخرفه؟! اینقدر خنگ و کند ذهنم؟!
دلم برای خودم و همه آدمای بدبخت عالم میسوزه.
مثل خر صبح تا شب در حال کارم و عاقبت هیچی. همیشه هم تنهام. حوصله زندگی رو ندارم.
-
منم دقيقا مس توام
دقيقا هم همين حس رو به زندكي دارم
اما زدم به بيخيالي
خيلي راحت تره اين طوري
بيخيال بابا
راستي مينوش خيلي خيلي خوشحال شدم اومدي :227:
خيلي دوست دارم :228:
-
سلام
به یادت ، داغ بـر دل ، مـی نشانـم
ز دیده ، خون به دامن ، می فشانم
چو نــی گر نالم از سوز جـدایـی
نیستان را ، به آتش ، می کشانم
نیستان را ، به آتش ، می کشانم
به یادت ای چـراغ ، روشـن مـن
زداغ دل بسوزد ، دامـن مـن
ز بس در دل گلِ یادت ، شکوفاست
گرفتـه ، بـوی گـل ، پیــراهن مـن
:72:
-
سلام خانم من تنها... امیدوارم روزی من شما ..ما غیر تنها بشه...
توی تاپیک قبلیتون دیدم بعضی دوستان شما رو خیلی سرزنش کرده بودند و... البته اون کار میدونم خود شما هم می دونستید اشتباهه...ولی خواستم باهاتون همدردی کرده باشم و بگم که بعضی وقتا ما ادما تا خودمون یک شرایط سختی رو تجربه نکنیم و نکرده باشیم نمیشه راجیش قضاوت کرد از جمله شرایط شما... مظئنم خیلی فشار روی شما هستش که باعث میشه این طوری از کوره در برید و بنویسید و...
امیدوارم از این فشار ها و استرس ها خارج بشید...
ضمنا ببنید تمام حس های ما از خدا هستش... همین ترسو وحشتی که می گید و.. همین دلتنگی و .... اینا همش از خود خداست و خدا منشا تمام اینا هستش... بعدش چطور میشه پناه میبرم به خدا که خدا ندونه وحشت چیه؟ مهربانی چیه؟ترحم چیه؟ مادری که این قدر مهربونه نسبت به فرزنداش این مهربونی رو مگه غیرا ز خدا کسی بهش داده ؟! بعدش حالا ما مهربان تر از خدا هستیم ایا؟
میدونم روحیتون خرابه و قابل باشم براتون دعا میکنم... ولی لطفا راجب خدا این طوری نگید... خدا خودش بهترین قضاوت کنند و وروزی دهنده هستش...
لطفا به این تاپیک هم سر بزنید...
همه خدا دارند ... اما... خسته ام...کجایی؟کجا؟
سعی کنید نعمت هایی که خدا بهتون داده رو قدر بشمارید ... و از این نعمت ها استفاده کنید... قبول دارم بعضی وقتا روی ادم خیلی فشار میاد و.. (من خودم اگه بخوام بگم طوماری میشه ولی بازم میدونم این درد های من در برابر درد های خیلی ها صفره ...صفره مطلق...) لطفا خواهش میکنم سعی کنید خویشتن دار تر باشید.... سعی کنید با خود همون خدا به ارامش برسید..درسته ابزارش هم باید باشه./..از خدا بخواید ان شالله خودش درست کنه هر طور صلاحه...
امیدوارم خبرای خوبی ا زتون بشنوم.
-
نفس هایی که میکشم برام آزاردهنده است. بیزارم از زندگی. هر روز اوضاعم بدتر میشه
-
ولی من فکر میکنم خدا ازهمه تنها تره از همه ما بیشتر چون مایه بالاتر داریم گاهی اوقات واقعا کم میاریم بهش پناه میبریم بهش غر میزنیم ازش ناراحت میشم وباهاش قهر میکنیم وحرفاش گوش نمیدیم ودوباره توی بدبختیا میریم سمتش البته من خودم میگم اینطوریم هیچکس قد خدا تورو دوست نداره ما توی کتابای ابتدایی خونده بودیم که خدا مهربان تر از مادر وپدر نه اون داره تورو میبینه میدونم خودت بارها اینو شنیدی که خدا ادمایی رو که بیشتر دوست داره بیشتر سختی میده یا پشت هر سختی خدا یه حکمتی هست اره قبول کردن وایمان داشتن به این دوتا حرف اونم روی این زمین خیلی سختههههه مخصوصا برای ادمایی که سختی بیشتری کشیدن منم خیلی وقتا به خدا همین حرفارو میزنم وخیلی گلایه دارم که چرا خودکشی حرام کرده وگناه کبیره یه جونی به ادم
داده میگه زوره باید این جون این روح داشته باشی ولی عزیزم چیکار میشه کرد اره میدونم چهار تا دست وپا تکون دادن وجفتک انداختن غصه های ادم نمیبره ولی این زندگی ماهست در حالت معمول ۷۵سال اینا زندگی میکنیم میشه همشو غصه خورد خواب بود مست بود بود یه گوشه غمبرک زد وگریه کرد ومیشه گریه وایناروهم جمعش کنیم نزاریم احساسای بد بیدار شن تا خواستن باز حالمونو بد کنن جلوشون بگیریم میشه این فرصت زندگی بهتر گذروند عمر یکی از نعمتهای خداست تو حق داری ما همه
حق داریم دلمون یه زندگی اروم یه همدم خوب یه خون شاد ویه مامن گرم برای لحظات تلخمون داشته باشیم میدونم یه زنی وجودت احتیاج داره میفهمم دردت شوهر نیست بلکه خسته از اینکه با اینکه زنی واز قدیم ایام زن همیشه تکیه کرده ولی تو خودت تکیه گاه شدی ستون شدی وبدتر مجبوری ستون باشی تا خیمه زندگی رو بتونی ثابت نگه داری مجبور بودی کارکنی سختی بکشه دغدغه داشته باشی مشغله های هزار رنگ میدونی ادم دو بعد داره وقتی کار میکنه وقتی زندگی دست میزاره بیخ گلوی ادم ومیخواد خفت کنه جسمت فرسوده میشه اما بدتر از اون داری از روحت مایه میزاری اما تو مدام از معدن روحت کم شد کم شد تا حالا که خالی شدی وجایی نبود کمی تقویت شی حالا پر از خشمی پر از خستگی خودت گفتی که از زندگیت بدت اومده وخسته ای ازش وحالا اینجا وایسادی راه گذشته رو میبینی پر از تلاطم وسختی راه روبرو رو میبینی دراز وطولانی وتوی خیالت اونم سخت میبینی درکت میکنم تو الان لب پردگاهی چون خشمگینی یعنی هنوز حس داری میدونی مرحله بعدیت چیه از دره پرت میشی پایین بی حس میشی اما فکرنکنم اون خوبه من تنها ما دختریم نمیگم پسرا سختی نمیکشن ولی ما مجبوریم به ایستادن تا زندگی بیاد ازرومون رد شه مجبوریم تا بایستیم و قبول کنیم که زندگیمون در گرو بقیه است مخصوصا در گرو مردا
تو قوی هستی بهت غبطه میخورم هرچند برای دخترا قوی بودن خوب نیست اما اجباره دختر خود ساخته وبه خود متکی هستی درک بالایی داری ومیتونی مشکلات کنارهم بچینی والبته خیلی جوونی مشکل تنهایی هست ولی مطمین باش حل میشه بسته به شهرتونه ولی توی شهرای بزرگ که این سن تازه اماده ازدواجه فقط یه چیز ترو خدا ازم ناراحت نشو ولی کامل چشمتو روی اون مرد ببند وقبول نکن که حالت ممکنه کنارش بهتر بشه اینکه اون مرد خوبه یا بدزنش تامیین یا نه وایا زندگی مناسبی دارن یا نه به تو مربوط نیست چون بخت اونا بستست کامل شدن تو باید بری دمبال کسی که مثل تو نصفه است شاید توی زندگی به اندازه بقیه سهم نبرده باشیم ولی هرگز حقمون تو جیب بقیه نیست توی زندگی دیگران نیست اره معیارهای ازدواج مهمه تو مسلما با این روحیه قوی نمیتونی یه مرد ضعیف تازه به دوران رسیده که خودش نیاز به اتکا داره رو بپذیری یا یه مرد بیکار که تاحالا تلاشی نکرده دوست داری یه مرد کامل با وجه اجتماعی خوب مناسب سمتت بیاد بخاطر ارزشای بالایی که داری اما باید صبر کرد چند وقته دیگه ماه رمضان هست وشبای احیا فوق العاده است برای گشایش من خودم مشکلم حل شده که میگم خداکنه امسال زندگی به کامت بشه
-
در مورد رابطه جسم و روان مطالعه کن. حتی اگه شده در حد مطالب عمومی توی اینترنت.
وقتی قانع شدی که شرایط جسمی می تونه روی روان اثر بذاره و با مصرف دارو می شه روی احساس و حالتهای روحی تاثیر گذاشت، اونوقت قبول می کنی که اگر ورزش کنی حالت بهتر می شه، اگر به تصاویر یا موسیقی آرام بخش گوش بدی حالت بهتر می شه و اگر دارویی که پزشک تجویز می کنه بخوری، حالت بهتر می شه.
نذار این افسردگی و حال بد عمیق بشه. یه کاری کن :72:
-
سلام عزیزم ازت معذرت میخوام، که میخوام از کانال شما از شیدا چیزی بخوام بعد از 2 روز که شیدا دید دستور حذف بده.
شیدا جان ، از اونجایی که شما تحلیل خوبی داری و هرچی مسائل رو بررسی میکنیم و فکر میکنیم تمام ابعاد رو داریم میبینیم ولی شما یهو از یه زاویه دیگه یه حرف جدید ساده سلیس و درست میگی که دقیقا میزنی توی هدف
درست وقتی که همه دارن از یه زاویه، زندگی مراجعو نگاه میکنن که مشکل اصلی اونجا نیست ،انگار کلید معمای یه زندگیو توی یه جمله خیلی سلیس میدی و تازه اینجا صورت سوالو هم واضحتر میکنی چه برسه به جواب .
میخواستم خواهش کنم اگه وقتشو دارید تاپیک منم بخونید و نظرتونو درمورد اتفاقاتی که اخیرا برام داره میافته بگید ممنونم. دنبال تایید و درددل نیستم از بس اتفاقات مختلف و پشت هم داره توی ذهن و اطرافم میوفته میخوام یکی دقیقا
بهم بگه چند چندم یکی که بیرونه و کامپایلر خوبیه ممنونم ازت.:72:
-
متاسفانه گاهی میبینمش و متاسفانه ممکنه مجبور بشم بیشتر ببینمش. ولی کلا دارم از همه میبرم. کنار هیچکی راحت نیستم. هیچکی رو دوست ندارم. دارم به کفر کشیده میشم.
-
من تنها. بهت فکر می کنم. امیدوارم زودتر خودت رو دربیاری از این حال بد.
من تو 25 سالگیم شوک بهم وارد شد. یعنی فقط یه مقدار چشمام به واقعیت باز شد. بعدم خیلی ناراحت شدم. خودمو ول کردم. خونوادمم بهم هیچوقت اهمیت ندادن. گلی 19 سالم بود دپ شدم نه فهمیدن نه فهمیدم اما خودمو کشوندم اما 25 هه رو نتونستم درست رد کنم. کلی سال از دست دادم. عمقی شده احساس بدم. و هنوزم تنهام.
گلی جان هر قدر حالت بده بیا این کارا رو بکن. بگو مینوش به فکرمه. گلی هر قدر زودتر به خودت برسی زودتر زندگی رو قشنگ می بینی چون به خاطر عدم اگاهی از دست ندادی چیزی رو. یه کم اینکارا بکنی خودت بهتر میشی. نذار عمقی شه ناراحتیت. اثرش هم به عمق روان ادم میره هم روی عملکرد بیرونی ادم می مونه. 2 طرفه ضرره.
- حتما یه روانپزشک برو. افسرده شدی. قرص مناسب بهت می ده کم کم اثر می کنه روی همه زندگیت اثر نمی ذاره این حال.
- - دانلود رایگان برنامه های دکتر علی بابایی زاد اینو دانلود کن فایلهاش رو مثلا روی گوشیت بریز و گوش کن.
اگاهی به خودت باعث میشه جلوی خطاهایی که نااگاهانه می کنیم رو بتونیم بگیریم. الان عالیه. ولی اگه خودت رو ول کنی چند سال دیگه باید عمر از دست رفته ات رو هم بهش اضافه کنی.
این یه جور خوداگاهیه. به خودت اگاه باش. بعدش خطاهات رو درک می کنی و اشتباهات کمتری میکنی. مثلا من مهار وجود نداشته باش و متعلق نباش رو دارم. یه مقدار هم فکر نکن دارم. بعد از 25 سالگیم هم بزرگ نباش رو پیدا کردم. هر اتفاقی می یفته خیلی سریع به فکر خودکشی می یفتم. و اینکه نمی تونم از یه حدی نزدیک شم به کسی. و همیشه تنها موندم. اینجا کلی نالیدم اما کسی این طور برام توضیح نداد. اصلا نمی دونستم این همه اوضاع رو. هی گفتن خدا و این چیزا. خیر به شکوه برسه که این روش رو معرفی کرد تو سایت. البته مهار های دیگه هم دارم اما اینا خیلی بزرگاشه. خوب اینو مثلا 7 سال پیش می دونستم نمیشد؟ مامانمم از نظر روانی سالم نباش داشت زن بیچاره. خوشحال باش که توی سنت اینا هست و راحت می تونی بخونی و بدونی هستن این مطالب. خوشحال باش که انقدر ضرر نکردی.
اینا رو گوش بده.
- ورزش هم برات لینک گذاشتم. برو. اره دست و پات تکون بدی تو باشگاه کلی اثر داره. امتحان کن. اثرش البته موقتیه مثلا یکی دو ساعت بعد از ورزش بیشتر نمی مونه اثرش. اما تو این حال همون هم غنیمت بزرگیه.
بقیه اش رو مطمنم خودت بهتر میشه حالت و راه خودت رو پیدا می کنی.
گلی جان این دو بار فقط به خاطر تو اومدم. نگرانتم و دلم می خواد زودتر حالت خوب شه که کمترین ضرر رو بکنی.
هر چی می تونستم نوشتم. خواهش می کنم به خودت برس گلی. الان مشکلی نداری فقط یه کم احساساتت اسیب دیده است :72: