با سلام
با اینکه این مدت پستی نذاشتم اما هر روز به سایت سر میزدم و مطالب رو پیگیری میکردم طوریکه انگار شده جزئ وظایف روزانه ام.
این مدت خدا رو شکر من زندگی ارومی داشتم و همه چیز خوب بود تا دیروز. خواستم اینبار قبل از اینکه کاری کنم مشورت کنم و کار خطایی انجام ندم.
همسر من دو سه هفته هست که روزهای تعطیل هم میره سرکار و من تا بعدازظهر روز تعطیل هم تنهام. بهتر بگو روزهای عادی ساعت 9 شب میاد خونه و خوب طبیعتا خسته هست که بهش حق میدم و علاوه بر اون روزهای تعطیل هم دیگه نیست. دیشب چون باز هم قرار گذاشته بود که هفته دیگه هم جمعه بره سرکار من بهش اعتراض کردم و ایشون با داد گفت که مگه من دوست دارم برم و ....
من هم بهش گفتم منم تنهام(چون خانوادم شهر دیگه هستن) و هیچکسو اینجا ندارم و باید از صبح تا شب بشینم ساعتو نگاه کنم تا شما بیایی(واقعا هم همینطوره) و ایشون بازهم سر حرف خودش. و بعد از اون دیگه حرف نزدیم باهم.
واقعا احساس میکنم ازش بدم میاد که براش اینقدر بی ارزشم. از طرفی خیانتشو نمیتونم فراموش کنم. مدام جلوی چشممه.من به خاطر اون از خیلی چیزهام گذشتم اما به نظرم زیاد هم ارزششو نداره.
به نظرتون تو این شرایط چطور باید رفتار کنم؟
- - - Updated - - -
راستی یه چیز یادم رفت بگم
قرار بود ما امشب بریم شهرستان خونه مامانم و بعد فردا از اونجا بریم شهر دیگه که خونه مادربزرگ ایشونه
خیلی وقته واسه این موضوع برنامه ریزی کردیم
اما الان اس داده که زنگ بزن به خونتون بگو نمیاییم
خواهشا سریعا راهنمایی کنیم
خیلی وقت ندارم
ممنون از همتون
- - - Updated - - -
oخواهش میکنم به من کمک کنید
واقعا نمیدونم چیکار کنم