جناب رها یه سوال داشتم از خدمتتون جهت رفع ابهام خودم:
چون شما بورس دولتی ایران هستین، همسرتون نمی تونند به عنوان یه فرد مستقل درخواست پذیرش برای یک دانشگاه اونجایی بدن و از فاند اونجا استفاده کنند؟ یعنی نوع ویزای شما مانع از این مساله میشه؟؟؟
نمایش نسخه قابل چاپ
جناب رها یه سوال داشتم از خدمتتون جهت رفع ابهام خودم:
چون شما بورس دولتی ایران هستین، همسرتون نمی تونند به عنوان یه فرد مستقل درخواست پذیرش برای یک دانشگاه اونجایی بدن و از فاند اونجا استفاده کنند؟ یعنی نوع ویزای شما مانع از این مساله میشه؟؟؟
سلام
چون ویزای من دانشجویی (نه ویزای کار، اونهایی که فاند میگیرن ویزای کار محسوب میشه) است نه من و نه ایشان (همراه) اجازه کار و دریافت فاند نداریم اگرچه با نظر استاد می تواند نوع ویزا بسادگی عوض شود ولی این یک گام بسیار سخت است یعنی چه اتفاقی بیوفته که مثلا استاد فلان دانشجو را بخواهد و تصمیم بگیرد برایش درخواست تغیر وضعیت ویزا بدهد. متاسفانه شرایط این کشور اینطوری است. راستش من از وزارت خیلی دلگیرم هم بابت سخت گیری هاش، هم بابت بی نظمی هاش، هم بابت اطلاعاتی که به ما ندادن،
من با توجه به رزومه و سوابقی (مقالات، اختراع، کتاب و غیره) که داشتم بسادگی می تونستم برم به یک کشور به مراتب بهتر، حتی پذیرش از آمریکا و انگلیس هم داشتم که موافقت نشد ولی همه این اشتباهات به خاطر عدم اطلاعات کافی است؛ ما شهرستانی ها خیلی وقت ها فدای این بی دانشی خودمون میشیم.
من به هر کس که در وضعیت مشابه من است توصیه می کنم با بورس کشور مقصد بره تحصیل؛ بورس ما بزرگترین مشکلش اینه که وابسته به تعدادی کارمند است و اگر اونها حقوقت رو بموقع واریز نکنن مثل ما بدبخت میشین. حداقل خوبی بورس اینور اینه که اولا متناسب با هزینه هاست و منظم است البته مزایای زیاد دیگه ای هم هست. بورس اونور رو بگیرید و ان شاالله برگردید به مملکت که به وجود تحصیلکرده های باسواد نیاز داریم تا مدیریت کشور اینچنین نشه که حتی به زندگی های خصوصی مون داره صدمه وارد میکنه.
سلام
اگر خانم تان به اینترنت دسترسی دارند اگر بیایند اینجا شاید کمی سرشان گرم بشود. فکر می کنم به طرز مجازی می شود این جا نوعی روابط اجتماعی داشت و این روی روحیه آدم اثر می گذارد.
اگر وبلاگ بنویسند هم خوب است. خانم ها در وبلاگ های فارسی خیلی فعالند . آن جا فضای صمیمانه و صادقانه ای دارد.
- - - Updated - - -
بیشتر وبلاگ نویس های خانم از زندگی و احساسات و افکار خودشان می نویسند. شاید خانم تان آن جا بتواند با چندتا خانم دیگر درد دل کند و دلش باز بشود...
فقط میتونم به همسرتون تبریک بگم بابت انتخاب مرد مدیر و مدبری مثل شما که اولویت اول اهدافش، خانواده اش و نشاط و شادابی زندگیش و همسر و فرزندش هست! :104::104::104:
آقای رها؛ من مطمئن هستم با هوش و ذکاوتی که دارید یه راهی برای این مساله تون پیدا میکنید.
سلام مجدد
امکانش هست که همسرتون برای پذیرش یه دانشگاه اقدام کنند و بعد از کسب پذیرش ویزاشون رو از همراه به ویزای دانشجویی برای خودشون تغییر بدن؟
- - - Updated - - -
سلام مجدد
امکانش هست که همسرتون برای پذیرش یه دانشگاه اقدام کنند و بعد از کسب پذیرش ویزاشون رو از همراه به ویزای دانشجویی برای خودشون تغییر بدن؟
سلام.
با همسرتون درباره ادامه تحصیل صحبت کردید؟ ایشون کلا قصد ادامه تحصیل را دارند یا خیر؟ حالا چه خارج از کشور و چه در اینده در کشور خودمون.
با سلام و تشکر از همراهی شما
امکانش هست ولی دوتا مشکل وجود داره، اول اینکه این کار فایده ای نداره. ایشان ویزای دانشجویی بجای ویزای همراه داشته باشه فرقی در وضعیت موجود ما نمی کنه چون با ویزای دانشجویی هم اجازه کار بیش از 300 یورو در ماه نیست ولی مشکل عمده اینه که کار نیست! و مسئله دوم اینکه ایشان الان هر رشته ای رو بخواد شروع کنه نمی تونه 2 ساله تموم کنه! ما فقط دو سال دیگه اینجا هستیم.
سلام و تشکر از پیگیری شما
متاسفانه ایشان نه تنها تصمیمش رو برای درس نخوندن گرفته بلکه استخاره هم کرده و خیلی بد اومده :54:
امروز هم هر دوتاییمون داغون هستیم، مطمئنم تحمل اون از این وضعیت هر چه زودتر تموم میشه و اونوقت دیگه کم می آره و با کوچکترین مسئله ای از کوره در میره.
فکر می کنم باید هر طور شده یک مشغله ای براش ایجاد بشه.
دیشب مجدد باهم در مورد چیزهای دیگه صحبت کردیم، مثلا حضور در مدرسه (به پیشنهاد یکی از دوستان در همین تاپیک) چیزی نگفت ولی معلوم بود استقبال نکرد. میگه که چی بشه!
یکی از دوستان جمله درستی رو بکار برد: خانمم الان، زندگیشو داره، بچه شو داره، اینجا هم از دوستان و فامیل دوره و هم مشکل مالی اجازه نمیده خیلی بتونیم مانور داشته باشیم به همین علت دچار افسردگی و روزمرگی شده!
فکر کنم خانم ها باید همچنان پیشنهادهایی برای گفتن داشته باشن :203:
- - - Updated - - -
سلام و تشکر
ایشان هم خانم بسیار خوبی هستند من برای رسیدن به ایشان 2 سال دربه در آویزونشون بودم. اون موقع من یک دانشجوی لیسانس ساده بدبخت بودم (البته الان هم چندان فرق نکرده و فقط عضویتم در هیات علمی دانشگاه قطعی شده) با این حال من همیشه خدا روشکر می کنم از این ازدواج و داشتن همسر مهربانی مثل ایشان.
متشکرم