ممنون ازتون دوستان خوبم
دقیقا میخام شیوه زندگیمو عوض کنم و کامل به همسرم اعتماد کنم.خیلی وقته دیگه گوشیشو چک نمیکنم و اونشب هم اتفاقی بود و بدون قصدبود.خودم اعتقاد دارم اونشب واقعا خدا میخاست من ببینم اونارو و بفهمم تا شاید از یه خطر بزرگ باخبر بشم و یه حرکتی کنم واسه بهبود وضعیت و جلوگیری از بیشتر شدن این مسائل
del عزیز میدونم نباید میگفتم اما خاهرم مشاور هستن و من فکر کردم شایدباشناختی که از من و مسرمدارن بهتر بتونن کمکم کنن
خاهر خودش هم فقط چون حسمیکردم داداششو خوب میشناسه.چون شوهرم 10 ساله که اینجا با خاهرش بوده دور از پدر و مادرش

