-
سلام دوست خوبم. من یه مدتی به نت دسترسی نداشتم.
عزیزم من که گفتم این سایت معجزه نمیکنه که تو کمتر از یه هفته یه وردی بخونی و شوهرت از کلیه تصمیماتش منصرف بشه.
من درخواست کمکت رو خوندم در مورد اینکه نمیخوای بری تو اون خونه و باید چه کار کنی ؟؟؟
ولی چون یه راهکار سه سوته !!! بلد نبودم ترجیح دادم جواب ندم. الان مشکل اصلیت با همسرت سر چیه ؟
دلخوریش از کجاست که شما یه قدم جلو میری ایشون عقب میکشه ؟ مثلا یه نمونه بحثتون رو بگو ببینیم جریان چیه ؟
شاید با دونستن جزئیات بشه بهتر کمک کرد.
-
سلام به همه دوستان و تشکر از گل اراجان ، قاصدک و زندگی موفق و بقیه عزیزان....
:54:دیگه واقعا خسته شدم. نمیدونم چیکار کنم.مثلا اینکه من مراعاتش رو کردم و توی مسائل مالی ، واقعا جلوی بعضی خرجها را می گیرم... اما در عوض اون کارت بانکیم رو که یارانه ها توش می اومد ، گرفت....:54: و تازه هر دفعه که میخواد بهم پول بده کللللللللللی غر می زنه.در حالیکه من ریز به ریز مواردیکه خرج کردم براش گزارش میدم. و اون میدونه تمامش اضطراری و لازم بوده. مثلا شیر برای بچه و .....
یا اینکه ایرادای الکی و بهونه های الکی از آدمهای دور و برمون میگیره و از منم انتظارداره همراه با اون ، اشتباهاتش رو صحه بذارم. مثلا یه روز با پدر شوهرم قهره، یه روز با مامانش ريال یه روز با خاله ی من ، یه روز با زنداداشش و.....آخه من که نمیتونم الکی با بقیه دعوا بیفتم که.
اصلا من هر چی در مقابل اشتباهاش هیچی نمیگم اون بدتر می کنه...
-
دوست خوبم . در مورد اول که مثال مالی زدی یه ذره عجله میکنی ... آدم یه قرص هم میخوره ممکنه 3 روز بعد عمل کنه. اگه میخوای شرایط به مرور زمان به نفع شما عوض
بشه یه خورده دیدت رو از این حالت دودوتا-چارتایی در بیار. که چون من مراعات میکنم اونم نباید کارت بانکم رو از من بگیره ! نمیگم کارش درست بوده ها ... نه. ولی واسه
اینکه به هدف بزرگتری برسی باید از یه سری انتظارات کوچولو مثل این بگذری و بیشتر صبوری کنی. یه روز میاد که شوهرت به قدری بهت اعتماد داره که ممکنه پول روزانه
و مورد نیازش رو از تو بگیره! ولی اون روز پس فردا نیست... 1 ماه دیگه هم نیست. صبر کن.
در مورد دوم هم مطمئن باش هر آدمی فرق بین کار بد و خوب رو میدونه از جمله شوهر شما. اما اینکه ازت توقع همراهی داره که واضحه ! خودت هم گفتی....توقع داره
تأییدش کنی. همراهیش کنی. احتمالا کارهای بد زیادی کرده که حساااابی شخصیتش پیش شما خرابه و از این بابت حسابی ناراحته، عجله هم داره و دلش میخواد
یه شبه تبدیل به شوهری بشه که زنش نه تنها به خاطر کارهای بدش اونو بخشیده؛ بلکه قبولش هم داره! اعتماد هم داره و تأییدش هم میکنه!
بعضی آدمها وقتی یه رفتار غلط ازشون سر میزنه کار بدشون رو با یه کار بدتر جبران میکنن و هی روحیه شون ضعیف تر میشه و اعتماد به نفسشون میاد پایین
و یه کار بدتر میکنن و هی با این و اون درگیر میشن و یکی باید از تو اون سیکل وحشتناک درشون بیاره. مثلا یه مشاور. اگه نمیره مشاوره، مجبوری خودت نقش مشاور
رو بازی کنی و اینقدر به لحاظ عاطفی بهش نزدیک بشی که درد دلش رو بگه! اینکه چی آرامشش رو گرفته...خودش هم میدونه انتظار بیجائیه که شما کار غلطش رو تأیید
کنی ولی از همین راه غلط به شدت همدلی و همراهی همسرش رو میطلبه . پس اول بهش نزدیک شو. بعدا فرصت داری اونو متوجه اشتباهاتش کنی.
-
سلام به همه
راهکارهای دوستانو همچنان دارم ادامه میدم. ولی هرچی بیشتر پیش میرم نتیجه عکس می گیرم. هی بدتر می کنه.
اونروز خونه مامانش سرم داد کشید. دیروز بهم گفت چرا از من میخوای بیام خونه پدرت!!!!!!!!!!!!!!!!{و این در حالی است که پدرم بیشتر از پدر خودش کمک روحی و مالی بهش میده و اینو خودشم قبول داره.) و می دونم که تمام این حرفها بهانس. و داره از این رفتارم سواستفاده می کنه. البته مادرش و پدرش قبلا بهم گفتن که اگه بهش رو بدی سو استفاده می کنه و جنبه زیادی نداره.
نمی دونم چیکار کنم.
چرا هیچ کدوم از کارشناسا نمیان؟من کمک می خوام:(
-
مگه چه رفتاری داشتی که ازش سواستفاده میکنه؟
شاید تو برخوردت بیش از حد طبیعی و بی دلیل بهش محبت کردی حتی وقتی خطا کرده ... یعنی مثل کسی که یه نقطه ضعفی داره یا چون میترسه از شوهرش خیلی محبت میکنه و در برابر هر رفتاری فقط محبت میکنه رفتار کردی که باعث شده شوهرت تقاضای بیشتری داشته باشه ! و متوجه خطاهاش نشه.
برخورد صحیح و همدلی طوریکه حس کنه یک پشتیبان تو زندگی داره خیلی فرق داره با کوتاه اومدن و چشم گفتن و محبت زیادی.
مشاوره حضوری هم رفتی؟
-
سلام.نه نرفتم.
ولی واقعا موندم. دیگه جدا درموندم که چیکار کنم.
هر چی می بینه من کوتاه میام بدتر می کنه.
مثلا امروز ظهر با اینکه واسه کارم بیرون رفته بودم ، فوری تا برگشتم ، کلی دویدو تا غذا را آماده کردم. وقتی اومده میگه این چیه دیگه چرا آبش زیاده. چرا فلانه.....(در حالیکه اینجوری هم نبود). منم هی با لبخند سر و ته قضیه را هم آوردم. اون برنج خالی خورد.
نمی دونم چیکار کنم. شما جای من بودی چیکار می کردین؟
گل آرا جون ، این که گفتی"شاید تو برخوردت بیش از حد طبیعی و بی دلیل بهش محبت کردی حتی وقتی خطا کرده ... یعنی مثل کسی که یه نقطه ضعفی داره یا چون میترسه از شوهرش خیلی محبت میکنه و در برابر هر رفتاری فقط محبت میکنه رفتار کردی که باعث شده شوهرت تقاضای بیشتری داشته باشه ! و متوجه خطاهاش نشه.
برخورد صحیح و همدلی طوریکه حس کنه یک پشتیبان تو زندگی داره خیلی فرق داره با کوتاه اومدن و چشم گفتن و محبت زیادی."
یعنی چه جوری مثلا؟ میشه بیشتر برام توضیح بدی؟ مثلا از دستش که ناراحت میشم ، چه جوری بگم بهش؟
خدایا خسته شدم دیگه:(
-
ببین گلم باید نسبت به اخلاق شوهرت مثلا سکوت بکن لحضه ای که عصبی هستش و بزار آروم بشه و تو یه شرایط آروم که نه عصبی نه خسته است نه از موضوعی ناراحته خواستت و براش بیان بکن یا مثلا بعضی وقتا جمیه های قشنگ براش بنویس و روی میزش یا کیفش بزار و خودت بهش پیشنهاد بده بریم خونه مادت بهشون سر بزنیم دلم براشون تنگ شده یه کاری بکن بفمه علایق اون برات مهمه اون وقت به چیزهایی که تو علاقه داری اهمیت میده من همیشه اول به شوهرم بعد به خانواده شوهرم بد به فامیلای شوهرم بعد به خانواده خودم اهمیت میدم تا جایی که پدرشوهرم میگه تو واسه من دختری و پسرم برام داماده مثلا عید اول رفتیم خونه عمه اش و براشو گل گرفتم در صورتی که شوهرم وپدرشوهرم میگفتن لازم نیست بخری وقتی میبینه اهمیت میدم اونم اهمیت میده یه چیزایی که من دوست دارم شما که تا حالا این کارارو نکردی باید اروم آروم پیش بری تا فکر نکنه چه خبره و یا شما قصد نقشه ای رو داریداری و تعجب کنه از این همه تغییر یه مدت این رفتار پیش بگیر و در مورد خونه حرفی نزن اگه حرفش از سمت خودش پیش اوم بگو که من دوست ندارم اونجا زندگی بکنم به این دلیل..... با اینکه علاقه به خانواده ات دارم و دوستشون دارم اما اگه شما دوست داری باشه زندگی بکنیم چون نظر شما واقعا برام قابل احترامه به شوهرت و نظرش ارزش و احترام بده و اعتماد به نفس که ولی تصمیم آخر باشما است چون شما مرد من هستید:tongue-new:
-
سلام.
منظورم اینه که خودت باش.
طوری رفتار کن که بفهمه در عین اینکه براش ارزش و احترام قائلی و به خواسته ها و نیازهاش توجه داری، برای خودت هم ارزش قائلی! به شخصیت خودت هم احترام میذاری و اجازه نمیدی کسی بهت توهین کنه!
یعنی تو وظیفه ات رو تمام و کامل انجام بده. مثلا سر کار رفتن تو نباید باعث بشه که غذات آماده نباشه! چون آماده کردن یک غذای خوشمزه برای اعضای خونواده وظیفه اصلی خانوم خونه است و سر کار رفتن تو اولویت بعدی!
پس وظیفه ات رو کامل و بی نقص انجام بده. اما اگه دیدی طرف مقابل بهانه واهی میگیره و داره بی انصافی میکنه، اونوقت دیگه لازم نیست با قربون صدقه یه غذای دیگه آماده کنی یا عذرخواهی کنی که غذات بده!
قهر و خشم و عصبانیت هم نه...
.بدون هیچ توهینی باز هم وظایفت رو انجام بده اما از میزان توجه و محبتت کم کن و یه ذره سردتر برخورد کن تا متوجه بشه برای تو مهمه که همسرت برای تلاشت ارزش قائل بشه.
تاپیک های رفتار منفعلانه و رفتار جرآتمندانه رو سرچ کن تو همین سایت...
خیلی بهت کمک میکنه.