بنویس!! راجع به خوبی های شوهرت و خانواده اش بیا اینجا یه عالمه بنویس!! شماره بزن و خوبی هاشون رو بگو!!!
ما منتظریم.
بعدش راجع به بی سیاستی ها و اشتباهات خودت بنویس!!!
شاید این مدلی نگاه کردن اوضاع رو بهتر کنه!
نمایش نسخه قابل چاپ
بنویس!! راجع به خوبی های شوهرت و خانواده اش بیا اینجا یه عالمه بنویس!! شماره بزن و خوبی هاشون رو بگو!!!
ما منتظریم.
بعدش راجع به بی سیاستی ها و اشتباهات خودت بنویس!!!
شاید این مدلی نگاه کردن اوضاع رو بهتر کنه!
سلام عزيزم
خوبي؟
به خدا زندگيت هم اونقدر ها سخت نيست خودت داري به خودرت سخت ميگيري. همه انسانها تو زندگيشون مشكلاتي دارن. ميدوني خيلي دلم ميخواست جاي تو بودم. حامله بودم. بچه داشتم؟ خدا اين نعمتو بهت داده قدر شو بدون.
خدا رو شكر كن كه شوهرت سركاره. حقوق دار ميتونه خرج زندگيتو بده . اونم الان تحت فشاره . ناراحته. حتي از غصه خوردن و كدورت پيش اومده هم ناراحته
به خوبي هاي زندگيت فكر كن. به فكر خونه جديدت باش. به فكر زندگي جديدي كه انتظارتو ميكشه
راستي يه چيز ديگه : به اين فكر نكن كه خونه جديد رو با كمك پدر شوهرت خريدي و منت سرت ميزاره. باور كن حتي اگه كمكم نيكرد منت سرت مي زاشتن مثلا مي گفتن شوهرت كاريه پسر خوبمون رو داديم بهت .نگاه چه زرنگه.حتي منت بزرگ كردن شوهرتم سرت ميزاشتن.
به اين فكر كن كه زرنگ بودي و تونستي چيزي ازشون بگيري عزييييييييزم:d
:angry: مامان خوب این چه حرفیه دیگه نشنوما دفعه آخرت باشه اقلیما خانم حرصم رو در آوردی
یه زن باردار تمام دعاهاش مستجاب می شه این حرف مرگ و میر چیه می زنی بیام بزنمت مامان بی انصاف:devilish:
ببین عزیزم گاهی اوقات توی دوران بارداری این شرایط روحی که از خودت یا از بچه خسته می شی طبیعی هست ولی فقط به این نگته توجه کن که اون رو تو به وجود نیاوردی اون هدیه ای از خدای مهربونه که در بدن تو قرار داده امانتتتتتتت
پس فقط امانتداری کن و بدون که تمام لحظه هات فرشته ها کنارت هستند و مواظب این امانت الهی هستند آخههههههه این امانت با بقیه امانت ها فرق داره گلم اونو خداوند از روح خودش در اون دمیده پسسسسسس
پاشو وضو بگیر و روزی یه سوره قرآن بخون البته سوره های آخر قران که کم هست و خسته ات نمی کنه البته با معنی با ببینی که یادت بیاد کی هستی و در چه جایگاهی قرار داری:72:
بعد هم روی روابط شوهرت که چکار می کنه خیلی زوم نکن از دستت ناراحته یک کمی بگذره خوب می شه سعی کن اون ماجرا رو مرور نکنی و به فکر خودت و نی نی گلت باش عزیزم بوسسسس بخند :glee: :watermelon::watermelon::watermelon:
اقلیمای عزیز،
بهتر نیست به جای این حرفها و این کارها به فکر آرامش خودت و فرزندت باشی؟
این حالات و روحیات شما روی بچه تاثیر می گذاره و بعدها می شه مشکل برای خودت.
در مورد خونه به جای این که دائم فکر کنی که پدرشوهرم به همسرم برای خرید خونه کمک کرده و حالا منتش سر من هست،
به این فکر کنی که شوهرت وظیفه داره برای شما و فرزندش خونه تهیه کنه و کرده. این که پدرش داده یا نه، به شما مربوط نیست. مساله ای است بین پدر و پسر.
موسیقی آرامش بخش گوش کن.
اگر امکانش هست به صدای پرنده ها و رودخونه و ... نعمتهای این فصل گوش کن.
رویای روزهای شیرین آینده را با بچه ات تصور کن.
برای بچه ات شعر بخون، قصه بگو.
حساسیت هات را روی خانواده همسرت کمتر کن.
شیدا بهتر میگه ها.
یعنی میگه کلن فکر نکن بهشون! به خودت فکر کن! تمرکزت روی خودت و بچه باشه!
سلام اقلیما ی گلم
با حرف های she خیلی موافقم. کارایی که گفت رو انجام بده!!
دست خودم نبود یعنی چی از نظر تو؟ مگه ما نباید دست خودمون باشه که از رفتارهای بد دوری کنیم؟
حالا میگی حالم بد بوده ، قبول! اما باید شرایطی فراهم کنی که دست خودت باشه کنترل رفتارت و دیگه تکرار نشه. باشه گلم؟
باز دوباره لوس شدی ها خانوم :)
انقدر از همه توقع درک نداشته باش لطفا...تو خودت مسئول زندگی و شرایطت هستی نه دیگران.
دیگران هم به قدر تو مسئله دارن...پس توقع درک شدن کار درستی نیست.
زندگی رو برای خودت و بقیه جهنم کردی که چی؟ مگه نگفتم ما باید دائم در مراقبه باشیم اقلیما؟
گل من سعی کن بیشتر چیزهای امید بخش گوش بدی. لطفا حتما سی دی های تکنولوژی فکر رو هم تهیه کن
این روزها برای تو که حساس شدی خیلی کمک کنندست.
چرا شرایط رو عوض نمی کنی؟ فضا رو خودت شاد کن! خودت همسرت رو سر ذوق بیار. چرا همش منظر اونی؟
درک کردن خود یعنی اینکه من شرایطی برای خودم فراهم کنم که به آرامش و شادی برسم.
از طرفی آرامش و شادی بدست نمیاد جز در سایه اینکه محیطی شاد و آراوم بسازیم و اطرافیانمون هم شاد و آرام باشن.
حالا وقتی تو دائم بی حوصله هستی و ناراحتی و رابطت با محیط پیرامون در تنشه چطور میخوای آروم باشی؟
پس شروع کن اقلیما از امروز!
فضای خونه رو عوض کن! نوع ارتباطت با همسرت رو بهتر کن!
حتی توی دلت خانواده همسرت رو ببخش تا خودت به آرامش برسی.
و امروز رو یک روز شاد و خوب کن. اصلا ببین چقدر خودت همسرت رو درک کردی؟
چقدر به خواسته هاش بها دادی؟
اقلیما یادت باشه تو در نهایت این ها رو برای خودت انجام میدی چون ما در ارتباط با دیگران هستیم و نمیتونیم نقش اون ها رو نا دیده بگیریم!
پس هر چه کنی به خود کنی ، گر همه نیک و بد کنی!
- - - Updated - - -
اقلیما جان تا تو نخوای هیچ چیز تغییر نمی کنه!
تو باید تغییر بدی عادات قبلی و نوع ارتباطات گذشته و رواط قدیمیت با آدمها رو!
وگرنه همین آش و همین کاسه است زندگیت!
پس بشین فکر کن چطوری میتونی اوضاع رو بهتر کنی.
مثلا امروز برو غذای مورد علاقه همسرت رو درست کن! به خودت برس! مهربونتر باش و حتی اگر دوست داره بی مناسبت واسش هدیه بگیر حتی یه چیز ساده.
بذار بهت اعتماد کنه و فکر نکنه زندگیش شده جهنم ، چون اونطوری زندگی رو برای تو جهنم می کنه!
این جاده دو طرفست! به هر کس آسیب برسه دودش توی چشم اون یکی هم میره!
سلام
دو الی سه روز خوب بودم
حرفاتون خیلی بهم آرامش داد و سعی کردم بهتر باشم که همه چیز بهتر بود
ولی دوباره دیشب بعد این همه وقت حرف اون سیزده لعنتی کشیده شد وسط و همسرم هم گفته از این به بعد هر کسی تنهایی به خانواده اش سر می زنه من تنها و تو هم تنها
من واقعا این طوری نمی خوام
بهم گفت که دیگه با تو خونه بابام اینا نمی رم
خیلی دلم گرفت دیشب
اینقدر گریه کردم که خدا می دونه
مریم عزیز یه بار حرف خوبی بهم زد و گفت که جبران بعضی کارا خیلی سنگین تموم می شه و گاهی برای جبران خیلی دیر می شه
این روزا که من به شدت به مادرم نیاز دارم باید اینجوری باشه
منم گفتم که تنها هیچ کجا نمی رم
باشه نه من و نه تو خانواده هامونو تنها نمی بینیم
و پدر و مادر تو هم حقی ندارند برای زایمانم و بچه پا شند بیان
بهم بگید چی کار کنم
خواهش می کنم
عقلم به هیچ کجا قد نمی ده
یه ذره آرامش داشته باش. یه حرفی زده حالا تو جدی نگیر!
به جای اینکه بحث راه بندازی بگو من آخه دلم براشون تنگ میشه (برای پدر و مادر شوهرت)
یا اصلن به روی خودت نیار. چی رو میخوای جبران کنی؟ بی خیال یه چیزی شده تموم شده رفته پی کارش. هی دنبالش رو نگیرین دیگه.
چرا گرو کشی می کنی؟ واسه بچه نیان!
خانومی تو الان بیشتر از هر چیزی به آرامش نیاز داری.
هر کاری که می تونه این آرامش رو بهت برگردونه انجام بده.
1. حرف های نامربوط رو نشنو!
2. حرف های پرتنش نزن!
3. عملا کمتر برو اونجا ولی راجع بهش بحث نکن. حالت قهر و ناراحتی به خودت نگیر.
سلام اقلیما
پستهای آخرت رو الان دیدم
چرا هر حرفی رو که شوهرت میزنه فورا با حرف جواب میدی و دوباره یه پشیمونی به قبلی ها اضافه میکنی؟؟؟؟؟؟؟؟
هر وقت شوهرت مثل الان از روی ناراحتی و عصبانیت حرفی زد جواب نده فقط سنگین باش تو خودت برو و مدت کمی به جز حرفهای معمول باهاش حرف نزن و بعد هم تو ذهنت آنالیز کن ببین جواب مناسب اون حرف چیه بعد اگه خودش اومد ازت دلجویی کرد که حرفش رو براش تکرار کن و جوابهای آنالیز شده رو تحویلش بده و اگه هم نیومد خودت بحث رو پیش بکش بگو اون حرفت خیلی ناراحتم کرد و ادامه بده
اینجوری ظاهرا نقش مظلوم ماجرا رو بازی کردی ولی در نهایت همه چیز به نفعت تموم میشه چون شما حرفات از روی عصبانیت نبوده بلکه با فکر و عاقلانه بوده
حالا حتی اگه حرف همسرت رو می پذیرفتی چی میشد؟آیا خانواده همسرت حاضرند بچه شما رو نبینند؟ به نظرت یه نوزاد رو بدون مادرش چطوری میخوان ببینند؟ نوزاد رو یک ساعت هم بدون مادرش نمیشه نگه داشت پس این وسط کی مشکل پیدا میکرد؟همسرت و خانوادش
به همسرت میگفتی هرچی که صلاح میدونی انجام بده تا این دوره بدون استرس تموم بشه بعدش یه جلسه کامل با هم بحث میکنیم. من میخواستم روز مادر بیام دیدن مادرت ولی اگه شما صلاح نمیبینی این کارو نمیکنم تا ببینیم در آینده چی پیش میاد فعلا از هر مسیری که میتونی کاری کن استرس بیشتر از این بهم وارد نشه
الان هرچی که همسرت میگه از روی عصبانیت هست نه نظر واقعی پس جبهه نگیر و جواب نده چون یک مسئله جدید پیش میاد و دوباره یکی دو ماه باید دستت بند باشه که اعصابت رو برای اون آروم کنی
هیچکدوم از شما به جنینتون رحم نمیکنید
شوهرت هم واکنشهاش منطقی و بزرگانه نیست داره بچه گانه رفتار میکنه شما از این بازی روانی بیا بیرون و خودتو راحت کن
اقلیما دیگه در این زمینه با همسرت بحث نکن یک بچه رو نمیشه بدون مادرش دید با تولد بچه همسرت از این پیشنهاد شدیدا پشیمون میشه
بهش بگو که میخواستی روز مادر بهشون سر بزنی ولی اگه مخالفت کرد بگو چون تو صلاح نمیبینی نمیرم
به زندگی عادیت ادامه بده هیچ اتفاق بدی نمی افته با تولد بچه هم همه یادشون میره سیزده بدر چی شد و بعدش کی چی گفت و ...
از هر راهی که میتونی ذهنتو منحرف کن و از این حال و هوا بیا بیرون بهت پیشنهاد میکنم بری از کتابخونه یه رمان بگیری و شروع کنی به خوندن اگه کتاب بر باد رفته رو نخوندی اونو بگیر چون ذهن رو زیاد درگیر میکنه و از زندگیت و اتفاقاتش بیرون میاردت
بعدا هم احتمالا هم همسرت و هم خانوادش آروم میشن به جای روز مادر بعدش هم میتونی بری کادوی روز مادر رو بدی و تمومش کنی
فعلا تنها هدفت بیرون اومدن از این بازی روانی و این روزمرگی باشه پیشنهاد رمان خوندنم رو جدی بگیر
سلام اقلیما خانم گل
کیف احوالات؟ :D
میگما تو همه چیز رو انقدر جدی می گیری؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ :o
توی عصبانیت که حلوا خیرات نمی کنن!!!
اتفاقا تو میدونی باید چی می گفتی؟
باید سکوت می کردی تا عکس العملش رو ببینی!
بعد که باز به حرف اومد با لبخند و لحنی دوستانه بهش می گفتی نشدنیه همسرم :)
و بعد هم می گفتی که نبایدآدم کینه به دل بگیره ، من اعصابم خورد بود یک کار بدی کردم. اما قرار نیست روابط ما اینطوری بره جلو.
به خصوص که گل پسرمون به مامان و باباش کنار مامان بزرگا و بابا بزرگاش کنار هم احتیاج داره....بعد هم رو به نی نیت می گفتی مگه نه پسرم؟
بعد هم به جای اخم کردن می گفتی پسرم ببین بابا چقدر اخمو شده...مامان یه کار بد کرده ، بابا هم هی کشش میده...خوب مامان پشیمونه. دیگه سعی
میکنه تکرار نشه...من دوست ندارم بابا ناراحت باشه یا بعدا تو ناراحت.
الانم میشه از این حرفا بزنی ها...
اقلیما مردا خیلی زود نرم میشن...خواهشا وقتی یه مرد جو گیر میشه تو جو گیر نشو!
باشه؟