RE: مشکل من و همسرم بر سر اینکه خانواده ام نسبت به ازدواجم بی اعتنا هستند
الف - ح عزیز ... واسه خرید جهیزیه ات من فکر کنم تنها خانواده ات مقصر نیستن و تنها اونها تعلل نکردن، عزیز دلم اونجور که متوجه شدم تو خودت درآمد داری و تو این دوسال خیلی از لوازمت رو میتونستی بخری به جای اینکه نصف درآمدت رو به پدرت به خاطر معرف شدنت پرداخت کنی همون رو یا پس انداز میکردی یا یه سری وسائل رو میتونستی بخری که دموده هم نمیشد مثل رختخواب و ... یا اصلا هر ماه اگه اون موقع یه تیکه طلا میخردی الان میتونستی اون طلاها رو بفروشی چون خیلی سود میکردی و بدون استرس و دقدقه واسه خودت خرید کنی ... حالا امیدوارم که دیگه شروع کرده باشی واسه خرید و یه چیزهائی هم خریده باشی تو ایند چند روز، سعی کن تنها خرید نری حتما با مادرت برو که هم قیمتها دستش بیاد و هم دیگه نخواهی رو بندازی بهشون که بهت پول بدن خودشون مجبور میشن که پول رو جور کن و خرید کنن یه مقدار سعی کن با هاشون هم راه بیای خیلی بی انصافی نکن که حتما جهیزیه تمام و کمالی ببری از چیزهائی که واقعا قابل استفاده واسه یه نوعروس خوشگل :163: نیست صرف نظر کن تو همون تاپیک چگونه جهیزیه بخریم میتونی لیست مناسبتری از لیستی که خودت گذاشتی در بیاری یه ذره کمش کن لیستت رو مطمئن باش میتونی ... آخ جون حس خرید جهزیه با تمام استرسها و نگرانیهاش خیلی قشنگه و همش ذوق داری زودتر خونه بگیرید و وسایلت رو توخونت بچینی کلی حال میکنی با خریدشون...
در مورد خانه ام به نظر من مثل اکثریت این کار رون نکنین و پیشنهاد پدرت رو قبول نکن تو پول رو کامل از پدرت بگیر ولی نیازی نیست که همه اش رو بدی جهیزیه و اگه هم دادی باز نیازی نیست که همه وسایلت رو به عنوان جهاز ببری چند قلمش رو بذار بعد از عروسی خانواده ات به عنوان هدیه به مناسبتهای دیگه بهت میدن و یا اگه پولی موند باهاش طلا یا چیزی بخر و بگذار مثلا به عنوان هدیه عروسی خانواده ات بهت هدیه بدن ... سعی کن نذاری پولت بخابه بهترین چیز اینه که تو این شرایط طلا بخری مخصوصا اگه بتونی طلای بدون اجرت بخری یا ربع سکه نیم سکه یا تمام سکه بخر ...
هرگز هرگز هرگز هرگز هرگز اول زندگی نگذار کسی مخصوصا خانواده ات از نظر مالی زندگیتان را ساپورت مالی کنن هرگز هرگز هرگز نگذار که این انتظار در همسرت ایجاد بشه . هروقت خواستید خونه بخرید درصورتی که همسرت موافقت کرد که از اون خونه چیزی به نام تو بشه اونوقت اگه خانواده ات بهت خواستند کمک کنن میتونی کمکشون رو بپذیری و حتما به همسرت این نکته را بگو که این یک قرضه و باید برگردونده بشه ...
بذار همسرت در ابتدای راه (زندگی مشترکتون) یاد بگیره که خودش به تنهائی مسئول چرخوندن این زندگیه البته شما هم در کنارش هستید و با هم این زندگی رو میچرخونید ولی سرپرست این زندگی اونه مرد زندگی اونه شما میتونید با قناعت کردن ، کم توقع بودن (البته نه خیلی که دیگه از اون ور بوم بیافتی) و پس انداز کردن و ... تو رسیدن به اهداف مالی و غیر مالی زندگیتون با همسرت همراه باشی عزیزم
پس فعلا تو فقط زن زندگی باش جهیزیه ات را بخر بذار مسئولیت عروسی و خانه با همسر عزیزت باشه، بذار زیر یه سقف باهم زندگی کنید بیشتر به هم تو این مسائل شناخت پیدا کنید بعد تصمیم برای خرید خانه و با چه شرایطی بخرید میگیرید ...
این نظر من بود ... موفق باشی عروس خانم
RE: مشکل من و همسرم بر سر اینکه خانواده ام نسبت به ازدواجم بی اعتنا هستند
ملکه عزیزم چقدر حرفاتو دوست داشتم .. خیلی قشنگ راهنماییم کردی ..
اخه تو این دو سال حقوق من میرفت پای قسط ماشینمون یا قرض هایی که جاهای دیگه داشتیم .. و هیچ وقت با خودم یه پس انداز نداشتم .. نه که نخوام اتفاقا یکی از اخلاقای بدم اینه که بیشتر از امروز به فکر فردا هستم و نمیتونم از حال لذت ببرم .. اما انقدر قرض و بدهی داشتیم که نتونستم چیزی پس انداز کنم ..
ولی پیشنهادت عالی بود .. از این به بعد همین کارو میکنم ..
در مورد خونه هم منصرف شدم چون میترسم در عوض خونه دار شدن خیلی چیزهای دیگه رو از دست بدم ! میترسم مردونگی و مسئولیت پذیری رو از همسرم بگیرم و متوقع بشه از من و خانواده م ( چون زمینه ش رو داره )
بازم ممنون :46:
RE: مشکل من و همسرم بر سر اینکه خانواده ام نسبت به ازدواجم بی اعتنا هستند
آرام نازنين
سلام
اول يه آفرين داري كه از زندگيتون رو از وضعيت استندباي دوساله خارج كردي .
زندگي مشترك شما به طور جدي تر از وقتي شروع ميشه كه تاريخ ازدواجتون مشخص ميشه.
زندگي مشترك آرام رو به سه بخش تقسيم ميكنم
روزهاي قبل از زندگي زير يك سقف (روز ازدواج) روزهاي زندگي زير يك سقف
شما در حال حاضر در مرحله 1 هستي و تا چند ماه ديگه به طور كامل از اين مرحله خارج ميشي. اين مرحله، پايه اي براي مراحل بعديه. اين روزها فرصتيه تا يه سري كار انجام بدي و آمادگي هاي لازم براي دو مرحله بعدي رو پيدا كني.
اين آمادگي ها شامل :
1- آماده كردن جهاز
2- تدارك ديدن لباس عروس- تور و تاج-شنل- گيفت- كارت عروسي- كفش عروسي- پداكردن آرايشگاه-آتليه -خريدلباس براي عكسهاي اسپرت-استرس لباس اعضاي خانواده-تدارك محل خواب براي مهمانان شهرستاني و حتي فكر كردن به اين موضوع كه روز عروسي كي شما رو مي بره آرايشگاه ؟ چون همه كار دارن و يه جوري مشغولن و ...
همه رو به تفصيل نوشتم تا بدوني به اندازه نوشته روي كاغذ كار داري .و بايد وقت بذاري. پس نيازمند برنامه ريزي دقيق و همه جانبه در اين زمينه هستي.
3-تصميم گرفتن در مورد خريد يا رهن خونه با درنظر گرفتن آينده تصميمت
4-تصميم در مورد اينكه چه چيزايي قراره بخري آيا لوازم اصلي رو ميخري يا ميخواي يه جهاز كامل و دهن پركن داشته باشي.
5-با اضافه پولت قراره چي كار كني؟ ميدي شوهرت؟ سكه ميخري؟ تو بانك پس انداز ميكني؟ ميدي دست مادرت تا برات نگه داره؟
6-آيا با توجه به شناختي كه از همسرت داري لازمه كه ميزان پولت رو به همسرت بگي؟ آيا لازم نيست احتياط كني و همه چيز رو عنوان نكني؟ تا بعدا طلبكار نشه؟
دوباره خدمت ميرسم.:72:
RE: مشکل من و همسرم بر سر اینکه خانواده ام نسبت به ازدواجم بی اعتنا هستند
البته بخش مشترک دو بخش از زندگی اینه که شما باید به فکر باشی که کلا چه طور میشه خرج کرد :305:
نقل قول:
تدارك ديدن لباس عروس- تور و تاج-شنل- گيفت- كارت عروسي- كفش عروسي- پداكردن آرايشگاه-آتليه -خريدلباس براي عكسهاي اسپرت-استرس لباس اعضاي خانواده-تدارك محل خواب براي مهمانان شهرستاني و حتي فكر كردن به اين موضوع كه روز عروسي كي شما رو مي بره آرايشگاه ؟ چون همه كار دارن و يه جوري مشغولن و ...
واقعا چه نگرانی های عمیقی :305: :311:
RE: مشکل من و همسرم بر سر اینکه خانواده ام نسبت به ازدواجم بی اعتنا هستند
سلام من با حرف هاي دوستان موافقم ولي اگه همسرت قبول ميكنه سه دونگ از خونه رو به نام شما بزنه حتما خونه بخرين چون ملك تنهاچيزيه كه هيچ وقت پايين نمياد و هميشه جاي پيشرفت داره و ممكنه سال بعد دو برابر بشه فروخت ولي اگه همسرت قبول نميكنه اين كاررونكن.پيشاپيش عروسيتون روهم تبريك ميگم خيلي ذوق كردم از تصور اشتياقي كه توكارهاتون داريد فقط خيلي خودتون و خسته نكنيد و زياد حرص نخوريد اين اتفاقا واسه همه قبل عروسي ميافته و در آينده فقط خاطرات خوشش براتون ميمونه.
RE: مشکل من و همسرم بر سر اینکه خانواده ام نسبت به ازدواجم بی اعتنا هستند
یاس عزیزم چقد دلم تنگ شده بود واسه ت :46:
ممنون واسه راهنماییت . در رابطه با سوالهات .. با توجه به شرایط مالی خانواده فقط اصلی ها و مهم ها رو میخرم .. اضافه ی پولی باقی نمیمونه این طور که خانواده م دارن برنامه ریزی میکنن :311: هنوز تو قیمت های 3 سال پیش موندن و دارن سعی میکنن با 10 تومن وسایلم رو بگیرن و خدا میدونه چقدر حرص میخورم این روزا:302: رفتم یخچال قیمت کردم کمترینش از 3 تومن شروع میشه .. به مامانم میگم قیمتها اینجوریه .. میگه دنبال یخچال یه تومنی بگرد .. به خدا اخه مارک ایرانی هم یه تومن نیست :316::316: دارم سکته میکنم انقدر که حرص میخورم :316:
با شناختی که از همسرم دارم احتمالا باید هرچقدر که جهازم شد دو برابر قیمت بدم بهش .. چون کلا ادم متوقعیه و بعدها همه ش میگه مثلا مامانت اینا فلان قدر جهاز دادن بهت و تو سرم میزنه ..
سحر جاوید عزیزم ممنون واسه تبریکت عزیزم ..
بچه ها دوباره یه مشکل :311: راستش من خیلی استرس دارم واسه همینه تند تند سوال میپرسم ..
وامی که قرار بود به همسرم بدن ضامنمون مشکل داشته و فعلا جلوشو گرفتن .. از یه طرف این قضیه .. از یه طرف جهاز خودم که دارن دیوونه م میکنن خانواده م ..
از یه طرف هم کل پولی که همسرم برای تالار و خرید عروسی کنار گذاشته سه ملیونه !!! یعنی واقعا نمیدونم چیکار کنم .. با اینکه حواسم کلی به خرج ها هست و تازه خودمم دو جا کار میکنم و کمکش میکنم اما واقعا داریم کم میاریم . به خصوص که تو اردیبهشت هم 2 تومن قسط ماشین داریم و خرداد عروسیمونه ..
حالا این وسط هم همسرم مدام میگه زیاد خرج نکن و حواست باشه و اینا . با اینکه خودم خیلی مراعات میکنم و حتی تو این چند تا چیزی که خریدیم ارزون ترینش رو خریدم که بهش فشار نیاد بازم دست بردار نیست و با این حرفاش عصبی م میکنه . مثلا میگه بریم لباس عروس زن دوستمو بگیر یا ارایشگاه باید بریم پیش مادر دوستم یا با اینکه با توجه به شغل جفتمون خیلی کارها برامون رایگان هست و هیچ خرجی نداره مدام مخالفت میکنه .. اعصابمو خراب میکنه و ارزوی کوچیکترین چیزها رو هم به دلم میذاره ..
من خودم دارم از خیلی چیزها میزنم ولی دوست ندارم مدام همسرم بهم بگه خرج نکن صرفه جویی کن . بدم میاد وقتی خودم به فکرم اون اینجوری حرف میزنه . نمیدونم اصلا کار درستیه همه ی کارهایی که میخواستم برای عروسیم بکنم رو کنسل کنم یا نه ؟ همسرم پر توقع تر نمیشه ؟ با اینهمه استرسم چیکار کنم ؟؟
میدونم بین اینهمه مشکلی که بچه ها دارن مشکلم واقعا خنده داره :311: اما خب اونایی که تجربه دارن یکم راهنماییم کنن .. مرسی :72:
RE: مشکل من و همسرم بر سر اینکه خانواده ام نسبت به ازدواجم بی اعتنا هستند
ببین عزیزم اوضاع اقتصادی الان واقعا این رو ایجاب می کنه واقعا سخت شده . بسپار به خدا . هر چی سخت بگیری دیر تر سر و سامن می گیری . من این ترم واسه هزینه دانشگاه هم مجبور شدم طلا بفروشم . خدا به دادمون برسه . خیلی اضاع بدی شده .ایشالله که درست شه .
تو هم تا یم تونی صرفه جویی کن . شوهرت هم رفته تو خرج ترسیده . حامیش باش نزار احساس نومیدی و شکست کنه .