درود دگربار بر آبجی گلم بهت قول میدم بعد 3یا نهایت 4 ماه دیگه بیای همینجا 20 خط فقط از خوبیاش بنویسی و اینکه بهش افتخار میکنی فقط یکم صبور باش بهش زمان بده زاهنماییش کن و تشویقش کن:104:نقل قول:
نوشته اصلی توسط fm.mohajer
ایشالله درست میشه :323:
نمایش نسخه قابل چاپ
درود دگربار بر آبجی گلم بهت قول میدم بعد 3یا نهایت 4 ماه دیگه بیای همینجا 20 خط فقط از خوبیاش بنویسی و اینکه بهش افتخار میکنی فقط یکم صبور باش بهش زمان بده زاهنماییش کن و تشویقش کن:104:نقل قول:
نوشته اصلی توسط fm.mohajer
ایشالله درست میشه :323:
با سلام
اول ممنون که به تایپیک من سر زدی و نظری دادی .. دوم اینکه چقدر جالبه که شما هم از مشکلاتی که من دارم در زندگی دارید ....
من دقیقا مشکل شما رو دارم و شاید اوایل نامزدیمون اصلا برام مهم نبود ... مثلا داداشش بدون پیراهن و با شلوارک میاد و پیش ما میشینه و تلویزیون میبینه یا پدرش .... ( مادرش خیلی خوب و حیا داره ، منو تا حالا نبوسیده حتی توی مراسم) اوایل اذیت میشدم ... باور نمیکنید من تا حالا مادرمو با شلوار ندیدم همیشه لباس مناسب و پوشیده تنشه حتی توی خونه ... من هم هیچ وقت نشده با لباس زیر توی خونه رفت و آمد کنم و شاید دیدن لخت داداش نامزدم اوایلش برام شاخدار بود.اما بعد فهمیدم هرر خانواده ای برای خودشون قانون های خودشونو دارن ... ما هم توی خانوادمون خیلی نظم هست اما اونجا هیچ وقت نظمی ندیدم . خوشبختانه بااین تفاوت بیشتر به خانواده خودم و خودم امیدوار شدم .. کلا نسبت به اونها یک درجه بالاتریم . ... شما هم بهتره با این شکل به قضیه نگاه کنید و گفتن مسائل به آقا محسن بیشتر شما و اونو اذیت میکنه اما میدونم تحملش خیلی سخته ....
فقط یه چیزی در آخر بگم که شاید براتون کارساز باشه و اون اینه که خانوم ها خوب بلند صحبت کنند و بیان قویتری نسبت به آقایون دارن اگر به این قدرت بیان خودت اطمینان داری با ملایمت و صبر باهاش صحبت کن نه در مهمانی و سرکار ( محیط خیلی مهمه برای صحبت) و مشکلات و درد دلتو بگو حتی اگه یادت میره وقتی میبینیش بنویسشون و راحت باهاش حرف بزن ... به قول دوستان امر و نهی کمتر بکن و بیشتر با راهنمایی و بیان قوی حرفتو بزن . خیلی وقتا مستقیم صحبت کردن جواب عکس داره ...
امیدوارم بتونی با صحبت،به زندگی سبزت شیرینی بیشتری بدی ..............