شمیم جونم
حق با لیلا و فرانکه ... یک کم تصویر سازی کردم که وقتی برگردی اوضاع بدتر اگه شد چی میشه؟؟ دیدم خیلی واسه روحیت بد میشه :303:
در مورد پول هم فعلا از کسی قرض کن ولی دوباره تنش ایجاد نشه به خاطر این چرک کف دست که شده بلای جون ما
نمایش نسخه قابل چاپ
شمیم جونم
حق با لیلا و فرانکه ... یک کم تصویر سازی کردم که وقتی برگردی اوضاع بدتر اگه شد چی میشه؟؟ دیدم خیلی واسه روحیت بد میشه :303:
در مورد پول هم فعلا از کسی قرض کن ولی دوباره تنش ایجاد نشه به خاطر این چرک کف دست که شده بلای جون ما
نه براي اينكه غرورت پايمال نشه (به خاطر 100 تومن پول) مي گم از اون پول برندار.
بعدا هم اگه پرسيد بگو از همكارم يا دوستم قرض گرفتم و بعد كه حقوق گرفتم بهش پس مي دم.
باشه قرض میکنم
سلام عزیزم.این مدت داشتم پستهای سریعیو که مدام برات میومد میخوندم.(الانم شک دارم این بین که دارم پست میفرستم چند تا دیگه پیست برات میادو چه جوابایی میدی!)
به عنوان کسی که تجربه بارها قهر کردن و به قول بچه ها خونه ی مامانم اینا رفتن رو داره بهت میگم:هدفت از این رفتن چیه؟
میخای قدرتو بدونه؟
میخای یه نفس راحت بکشی؟
میخای بیاد دنبالت؟
میخای فکرت باز بشه؟
میخای سلامتیتو به دست بیاری؟
کدومشونه؟
در مورد پول اگر واقعا هیچ پس اندازی نداری اون 100 تومنو بردار ولی بهش اطلاع بده.موافق نیستم که از کسی قرض کنی چون همسرت عادت میکنه.
ببین اگه اون پول رو یواشکی برداری اون بالاخره میفهمه و بدتر فکر میکنه داری لج بازی و میکنی و بیشتر می خواد حالتو بگیره
به نظر من بردار اما بهش زنگ بزن بگو ممنونم که 100 تومن واسم گذاشتی ( چون بهشم گفته بودی لازم داری اینو بگو ها) بگو ممنونم که 100 تومن رو گذاشتی یه جورایی چون بهش احترام گذاشتی توی عمل انجام شده قرار میگیره اگه شعورش خیلی پایین از اونی که گفتی باشه فوقش میگه نه حق نداری خرجش کنی و اون مال تو نیست.
تو هم با خونسردی بگو ااااا مال من نبود باشه ، الان چون بهم دسترسی نداری که بهم پولو بدی می خوای من بیام دم مغازه بگیرم یا اینکه می خوای همینو خرج کنم بعد تو بذار سر جاش
شمیم بهت قول میدم بخاطر احترامی که میذاری توی عمل انجام شده قرارش میدی و نمیتونه حرف زیادی بزنه باید ببینیم چی میگه اگه موفق شدی که عالیه اگه نه باید بدونیم شعورش رو بسنجیم و راه های مناسب تری بدیم
به ایم می گن سیاست
اگه بخوای یواشکی برداری یعنی ازش می ترسی و اون بیشتر از این ترست سو استفاده میکنه واسه راحت طلبی خودش
شميم الان كه با هاش قهري به خاطر 100 تومن غرور خودت را خرد نكن.
یک زن امیدوار عزیز
من هدفم اینه که برم یه جایی که از این استرسها دور باشم و فکرم باز بشه و سلامتیمو به دست بیارم
و خب
اینکه نبینمش هم خیلی خوشحالم میکنه
مثل هر زن دیگه ای دوست دارم بیاد دنبالم ولی میدونم نمیاد و براش مهم نیست
فرانک جون
یواشکی نه، اون این پولو میخواست بده و من بخاطر اینکه دوبار کیفمو زدن از ترسم پول زیاد تو کیفم نمیزارم
و بخاطر این ازش خواستم بعدا بهم بده
اصلا دلم نمیخواد باهاش حرف بزنم و اگرم قرار باشه اطلاع بدم ترجیح میدم یه یادداشت بزارم که صد تومنی که قرار بود بهم بدی رو برداشتم
لیلا جون نمیدونم
به خدا دیگه هیچی نمیدونم
اگه الان قهری و نمی خوای اشتی کنی این سیاست به درد زمانی می خوره که حداقل حرفو باهم بزنید اما جواب میده
راستی زیاد به آشتی کردن فکر نکن که کی بره جلو من برم اون بیاد بذار هرچی می خواد بشه بالاخره اینطوری که نمی مونه
من هنوز روی حرفم در مورد نرفتنت به خونه مامانت هستم.
به شدت احساس بدبختی میکنم
قلبم تیر میکشه
خیلی سخته آدم تو خونه خودش غریب باشه
سردرگم باشه
نه تنها به آرزوهام نرسیدم بلکه زندگیمم از دست رفته میبینم
اگر این توانو در خودت میبینی که بری و بتونی از استرس دور بشی و فکرت باز بشه و اگر نیومد دنبالت ناراحت نشی و رفتارت بد نشه پس چرا نمیری؟
من موافق موندنم در صورتی که بتونی تنشها رو کنترل کنی اما تا الان نشده پس شاید بهتر باشه یه فرصت یه ذهن و جسمت بدی