-
ریشه های تلۀ انقیاد در زندگی:
1.پدر و مادرتان سعی می کردند بر تمام جنبه های زندگی شما کنترل و تسلط داشته باشند.
2.وقتی نمی توانستید کاری را آن طور که پدر و مادرتان می خواستند انجام دهید، شما را تنبیه می کردند یا عصبانی می شدند.
3. اگر خلاف میل پدر و مادرتان کاری را انجام می دادید، محبت را ارتباط را از شما دریغ میکردند [و قهر میکردند].
4. پدر و مادر به شما به عنوان یک کودک اجازه نمی دادند که خودتان تصمیم بگیرید و انتخاب کنید.
5. به این دلیل که پدر/مادر به اندازه کافی توجه نمیکردند و به اندازۀ کافی لایق نبودند، شما مجبور شدید به بقیۀ اعضای خانواده رسیدگی کنید.
6. پدر و مادرتان همیشه درمورد مشکلات شخصی خودشان با شما حرف زدند و شما نقش شنونده را داشته اید.
7. اگر نمی توانستید کاری را که والدینتان می خواهند، انجام دهید، آنها حس گناه یا خودخواهی را در شما ایجاد می کردند.
8. پدر و مادر شما بسیار متقی و ایثارگر بودند و با از خودگذشتگیِ تمام به خواست دیگران اهمیت می دادند و از خواست خود چشم پوشی می کردند
9. در زمان کودکی، این حس را داشتید که حقوق، خواسته ها یا نظرات تان مورد اعتنای دیگران نیست.
10. در کودکی باید خیلی مراقب رفتار و گفتار خود می بودید تا مبادا پدر و مادرتان ناراحت و آشفته شوند.
11. همیشه از پدر و مادرتان به خاطر اینکه مانند سایر بچه ها به شما آزادی نمی دادند عصبانی بودید.
در کودکی، افرادی که به شما نزدیک بودند مثل والدین، خواهر و برادر، همسالان و سایرین شما را تحت انقیاد در آوردند. اگر انقیاد یک مشکل عمده در زندگیتان است آن فرد می تواند پدر یا مادرتان بوده باشد، زیرا پدر و مادر مهم ترین کسانی هستند که بر زندگی کودک اثر می گذارند.
شما به عنوان یک کودک شاید درک مبهمی از انقیاد خود داشته اید. شاید از پدر یا مادر خود یا هر دویشان رنجیده باشید یا احساس مظلومیت کنید. حتی حالا که بزرگسال شده اید شاید به عمق تأثیر انقیاد دوران کودکی خود کاملاً پی نبرده باشید. گاهی اوقات در طول درمان، بیمارانی که درگیر این تلۀ زندگی هستند تازه درک می کنند که فرآیند انقیاد چگونه است و در می یابند که چقدر در زمان کودکی تحت انقیاد بوده اند. در این مواقع غالباً خیلی عصبانی و خشمگین می شوند. اگر برای شما چنین اتفاقی
افتاد، باید بدانید که انگیزه های والدین از تحت انقیاد درآوردن کودکان بسیار متنوع و گوناگون است.
اگر پدر و مادری که شما را به دنیا آورده اند، بد رفتار بودند، سوء مصرف مواد مخدر یا الکل داشتند، بیماری روحی یا هر مشکل جدی دیگر داشتند ممکن است شما تحت این نوع انقیاد بوده باشید. بعضی از والدین، نیازهای خود را بر نیازهای فرزندانشان مقدم می دارند و همدلی در بین آنها وجود ندارد. این والدین، آسیب بزرگی به فرزندان خود می رسانند. اگر شما فرزند چنین والدینی هستید، به احتمال بسیار زیاد دچار تلۀ انقیاد بزرگی در زندگی خود هستید و باید برای غلبه بر این مشکل راه درمان خود را پیش بگیرید.
در خلال انقیاد، احتمالاً هر وقت که کمی توجه به فردیتِ خود نشان می دادید یکی از والدینتان به شدت شما را نکوهش و سرزنش می کردند.
اگر شما فردی ازخود گذشته هستید، احتمالاً والدینتان نیازمند و وابسته بوده اند و شما جان کندید تا خواسته های آنان را برآورده کنید. شاید سعی کرده اید که آنها را حفظ کنید و در امان نگه دارید. گاهی اوقات افرادی که تحت انقیاد هستند از خوددراضی منشانه برخود می کنند، یعنی کسانی هستند که بسیار از دیگران مطالبه می کنند، ولی در عوض چیزی نمی دهند و به احساسات دیگران زیاد توجه نمی کنند. شاید شما در جایگاه کسی که مدام در حال بخشیدن به دیگران است راحت باشید. اگر هم فرد متمردی باشید، شاید کسی را برگزینید که از شما مقتدرتر باشد و شما تحت کنترل او باشید.
-
https://s6.uupload.ir/files/img_۲۰۲۵...۵۲_n8o8.jpg
تغییر تله انقیاد
1. انقیاد دوران کودکی خود را درک کنید. کودک تحت انقیاد را درون خود حس کنید. تلۀ انقیاد زندگی شما، از نظر احساسی بسیار قدرتمند است. دلیلش این است که احساسات کودکی بسیار قدرتمند هستند. توانایی کودکان در تطبیق احساسات با منطق کمتر از بزرگسالان است، بنابراین احساسات کودکی ریشه دارترند. وقتی انقیاد شما فعال می شود، افسارِ این احساسات باز می شود و وجود شما را پر از احساسات منفی مثل خشم، عذاب وجدان و ترس می گردد.
دراصل شما سعی می کنید که از از فعال شدن شدید تلۀ انقیاد فرار کنید. تلاش میکنید که این احساسات دردناک را تجربه نکنید. احساسات خود را انکار و سرکوب می کنید. سپس بدون اینکه متوجه باشید، کورکورانه در مسیر انقیاد قدم میگذارید. بارها جایگاه فرد تحت انقیاد را در روابطتان تکرار کرده اید. برای تغییر وضعیت باید بخواهید که احساسات دردناک را تحمل و آنها را تصدیق کنید.
بهترین راه برای حسکردن کودک تحت انقیاد در درون خود، تجسم آن است. ابتدا یکی از قید و بندهای [انقیاد] زندگیِ الآن خود را به ذهن بیاورید. چشمان خود را ببندید و بگذارید تصویر آنچه که مشابهش را در گذشته تجربه کردهاید
در ذهنتان شکل ببندد. سعی کنید به دوران کودکی برگردید. خود را مجبور نکنید که تصویر آن ایجاد شود. فقط بگذارید به آرامی در ذهنتان شناور شود. در آن تصویر، با چه کسی بودید؟ پدر، مادر، برادر، خواهر یا یک دوست؟
2. موقیعت های روزمره در محل کار یا خانه را که در آن نیازهای خود را فدای خواست دیگران میکنید، فهرست وار بنویسید. شروع کنید و به خودتان نگاهی بیندازید. مثل یک تماشاگر از بیرون به خودتان نگاه کنید. تمام شواهد و نمونه های انقیاد خود را بادقت مشاهده کنید. فهرستی از شرایط سختی که با آن مواجه می شوید تهیه کنید. شرایطی که میخواهید در تسلط تان باشد.
3. اولویت های خود را در بسیاری از جنبه های زندگی مثل: فیلم، غذا، سرگرمی، سیاست، بحث های موجود و غیره شکل دهید. درمورد خود و خواسته هایتان فکر کنید. این کار نیازمند تغییر در توجهات شماست. به جای اینکه تمام انرژی روحی خود را صرف فهمیدن خواست و حس دیگران کنید، توجه خود را معطوف به احساسات و خواسته های خود بکنید. به چیزی که ترجیح می دهید فکر کنید.
4. فهرستی از کارهایی که برای دیگران کرده اید یا چیزهایی که به دیگران بخشیده اید تهیه کنید و همچنین فهرستی از چیزهایی که دریافت کرده اید و کارهایی که دیگران برایتان انجام داده اند. شما برای دیگران چقدر وقت گذاشته اید؟ دیگران برای شما چقدر وقت گذاشته اند؟به نسبت داده ها و گرفته ها در روابط خود دقت کنید. به روابط مهم خود توجه کنید؛ مثل رابطه با همسر، فرزندان، دوست صمیمی، شریک یا رئیس. برای هرکدام یک فهرست با دو ستون تهیه کنید. در یک ستون چیزهایی را که به آن فرد داده اید، بنویسید و در ستون دیگر، آنچه که او به شما داده است. تهیۀ این لیست باعث می شود به سرعت به میزان تعادل رابطه پی ببرید.
5. پرخاش منفعلانه را متوقف کنید. خود را وادار کنید که نیازها و خواسته هایتان را برای دیگران بیان کنید. ابتدا با درخواست های آسان تر شروع کنید. برای تغییر کردن باید تمایل داشته باشید و بخواهید که به شیوه های جدیدی رفتار کنید که بیشتر اظهار کنندۀ خواست و نیاز شماست. باید مایل باشید که چگونگی رابطۀ خود با دیگران را تغییر دهید.
تغییر دادن نحوۀ رفتار خود با یک فرد، منجر به تغییر حسی که به او دارید می شود. مثلاً وقتی با کسی طوری رفتار می کنید که خودتان را اظهار میکنید، دیگر از او نمی ترسید. مهم تر اینکه وقتی رفتار خود را تغییر می دهید، طرز فکر و احساس تان نسبت به خودتان نیز تغییر می کند
تغییرات مثبت رفتاری منجر به ایجاد اعتماد به نفس و عزت نفس میگردد و حس تسلط را در شما ایجاد می کند.
قدم بعدی این است که بیشتر خود را اظهار کنید. می دانیم که این کار برای شما آسان نخواهد بود. به همین دلیل باید کمکم شروع کنید. ابتدا این رفتار را در موقعیت هایی که نسبتاً برایتان ساده تر است انجام دهید و رفته رفته دامنۀ آن را به موقعیت های دشوارتر بکشانید.
6. تمرین کنید که از دیگران بخواهید به شما اهمیت بدهند. کمک بخواهید، برای مسائل بحث کنید. سعی کنید بین آنچه که می دهید و آنچه که دریافت می کنید، تعادل برقرار کنید. از دیگران بخواهید که بیشتر به شما ببخشند. دربارۀ خودتان بیشتر حرف بزنید. بسیاری از بیمارانی که درگیر تلۀ انقیاد هستند میگویند وقتی «طولانی مدت» دربارۀ خود حرف می زنند احساس آشفتگی و اضطراب میکنند و دوباره موضوع صحبت را به خواست دیگران معطوف می کنند. وقتی به این صورت احساس آشفتگی کردید به یاد خود بیاورید که حرفزدن درمورد خودتان اشکالی ندارد.
اشکالی ندارد که با دیگران دربارۀ مشکلات تان حرف بزنید و کمک بخواهید. خواهید دید که این موضوع، شما را به دیگران نزدیکتر می کند. اگر هم کسی پیدا شد که دوست نداشت به حرف شما گوش بدهد می توانید درمورد میزان اهمیت او در زندگی خود تجدید نظر کنید.
7. از رابطه با کسانی که بسیار خودخواه هستند و به نیازهای شما توجهی ندارند، خارج شوید. از روابط یک جانبه دوری کنید. روابطی را که در آن حس اسارت دارید، تغییر یا به آنها پایان دهید. در ابتدا که به عنوان پزشک کار میکردیم، گرایش ما بر این مبنا بود که روابطی را که بیمار در زندگی اش دارد حفظ کنیم. اگر بیمارمان متأهل بود، تمام همّ و غم ما این بود که ازدواجش را حفظ کنیم. اگر رابطۀ عاشقانه با کسی داشت سعی میکردیم که آن رابطه را در زندگیاش حفظ کنیم، اما حالا دیگر معتقد نیستیم که باید به هر قیمتی هر رابطهای را حفظ کرد. بعضی از روابط بسیار آسیب زننده هستند و امیدی به تغییرشان نیسست.
افرادی در زندگی شما خواهند آمد که حاضر نیستند با تلاش شما برای حفظ تعادل رابطه کنار بیایند و تطبیق پیدا کنند. اگر شما ازدواج کرده اید و این افراد عضو خانواده تان هستند می توانید فرصت های خیلی زیادی به آنها بدهید که تغییر کنند، اما اگر درنهایت به هیچ طریقی تغییر نکردند باید از آن رابطه کنار بکشید یا حتی آن را برای همیشه خاتمه دهید.
8. تمرین کنید به جای اینکه اینقدر سازشکار باشید، کمی با دیگران مقابله کنید. هرگاه خشمگین شدید به روشی مناسب آن را بروز دهید. بیاموزید وقتی کسی از شما عصبانی، ناراحت یا رنجیده است، کمی راحت تر باشید. باید یاد بگیرید که خشم خود را به روشی مناسب و سازنده بیان کنید. به جای اینکه اجازه دهید این خشم مدام شما را کنترل کند، باید یاد بگیرید که از این خشم برای بهبود رابطه استفاده کنید.
رهنمودهایی برای این امر وجود دارد که به شما کمک میکند. قاعدۀ اصلی این است که: طرف مقابل هرکاری انجام داد، شما با آرامش مجدداً نظر خود را بیان کنید. اجازه ندهید طرف مقابل شما را به موضع دفاعی بکشاند. در نظر خود
پابرجا بمانید. خونسرد باشید. داد و فریاد نکنید. وقتی آرام و خونسرد هستید قدرت شما از زمانی که داد و فریاد می کنید بیشتر است.
فریاد کشیدن از نظر روانی، نشانه ای از مغلوب شدن است. سعی کنید به طرف مقابلتان حمله نکنید. فقط کاری که انجام داده اند و شما را ناراحت کرده است بیان کنید.
اگر رابطۀ خوبی با طرف مقابل دارید، اما می خواهید موضوعی منفی یا انتقادی را بیان کنید، ابتدا یک موضوع مثبت را بیان کنید. سعی کنید کم کم طرف مقابل را برای چیزی که می خواهید بگویید آماده کنید. دیگران وقتی به حرف شما گوش می دهند که در جایگاه شنوندۀ پذیرا قرار بگیرند. اگر آنها را عصبانی کنید، درمقابل تان گارد می گیرند و فریاد میکشند. وقتی صحبت خود را با بیان موضوعی مثبت آغاز میکنید، پذیرش حرفتان برای شنونده بیشتر می شود.
9. گرایشی را که به راضی کردن دیگران دارید، برای خودتان توجیه نکنید. این قدر به خودتان نگویید که اشکالی ندارد. حالا زمان این رسیده است که اولویت های خود را در روابطتان بیان کنید. سعی کنید در هر موقعیتی این کار را انجام دهید. ابتدا با موارد جزئی تر شروع کنید و کم کم به سراغ موارد مهم تر بروید.
10. روابط گذشتۀ خود را مرور کنید و ببینید که دنبال زوجی بوده اید که نیازمند بوده یا زوجی که کنترلکننده است؟ نشانه های خطرناکی را که باید از آن دوری کنید، فهرست کنید. در صورت امکان از افراد خودخواه، بی مسئولیت، یا وابسته دوری کنید. فهرستی از مهم ترین روابط خود در زندگی تهیه کنید. روال مشترک بین روابطتان چیست؟ نشانه های خطری که باید از آنها دوری کنید کدامند؟ آیا الگوهای روابط، سلطه جویانه است؟ آیا آن قدر در زندگی طرف های مقابل حل شده اید که رنگ و بویی از خودتان باقی نمانده است؟ آیا در اطرافتان افرادی هستند که با زورگویی شما را می ترسانند یا حس عذاب وجدان به شما می دهند؟ یا افرادی که وابسته و نیازمندند و شما باید از آنها مراقبت کنید؟
الگوهایی که شناسایی می کند همان الگوهایی هستند که باید از آنها اجتناب کنید. می دانیم که این کار برای شما بسیار سخت خواهد بود، زیرا شما بسیار مجذوب همین الگوها هستید. جذابیتِ این روابط بالاست، اما شما نمیتوانید آن را تحمل کنید. هزینۀ گزافی باید پرداخت کنید. در طولانی مدت شما عصبی و ناراحت خواهید شد. بهتر است روابطی را برگزینید که در آن برابری وجود داشته باشد حتی اگر جذابیتش کم باشد
11. وقتی به کسی برخورد کردید که به خواستههای شما اهمیت داد، نظرتان را پرسید و برای آنها ارزش قائل بود و کسی بود که توانست پنجاه درصد بار را به دوش بکشد، با او رابطه برقرار کنید. اگر کسی را پیدا کردید که به برابری و مساوات در رابطه معتقد است، رابطه را با او شکل دهید. این کار را بکنید حتی اگر برایتان عجیب به نظر برسد. بارها پیش آمده افرادی که تحت انقیاد هستند خیلی زود از روابط خوب خسته میشوند و میگویند چیزی در این رابطه درست نیست و آنها علاقه ای به آن ندارند یا جذابیتش کم است. وقتی کمی جذابیت حتی به مقدار متوسط در رابطه ای حس کردید، بگذارید آن رابطه شکل بگیرد. وقتی با جایگاه جدید خود وفق پیدا کنید،جذابیت رابطه نیز افزایش خواهد یافت.
12 .در کار مصمم تر باشید. تأییدیه هرکاری را که می کنید، بگیرید. نگذارید دیگران از شما سوء استفاده کنند. درخواست ارتقای مقام یا افزایش حقوق بکنید، اگر مستحق آن هستید. کارها را به دیگران نیز محول کنید. تمام روش ها و تکنیک های خوداظهاری را در محل کار پیاده کنید. جاهایی که خود را در قید و بند و انقیاد قرار داده اید اصلاح کنید. آیا با رئیس خود صریح رفتار نمیکنید و بعد پرخاش منفعلانه دارید؟ آیا میل خود را به خاطر زیردستان سرکوب می کنید؟ آیا اجازه می دهید همکاران و رقیبان شما را له کنند؟ اینها را اصلاح کنید.
ممکن است ابتدا ترسناک به نظر برسد، اما کم کم حس خوبی از اظهارگری پیدا خواهید کرد و همین به شما انگیزه میدهد تا این شیوه را ادامه دهید. پرخاشگر نشوید، اما حق خود را بگیرید.
13. (برای متمردین). درمقابل لجبازی با دیگران و مخالفت با آنها مقاومت کنید. سعی کنید چیزی را که می خواهید، بفهمید و حتی اگر دیگران آن را به شما می گویند، انجامش دهید. برای کسانی که متمرد هستند، توصیه میکنم که خود را از عوامل تأثیرگذار بیرونی رها کنید، همان عواملی که برعلیه آنها تمرد می کنید. نظرات و دیدگاه های خود را دریابید. شما نسبت به افراد تحت انقیاد دیگر، بهتر و آزادتر نیستید تا زمانی که تصمیمات شما منوط به دیگران است خودتان را اذیت می کنید و عصبانی هستید. خود را رها کنید تا با افرادی که قدرت دارند موافقت داشته باشید.
تمام مراحل دیگر را برای تغییر طی کنید. شما نیز باید بیاموزید به جای اینکه پرخاشگر باشید، اظهارگر شوید. نسبت دادهها و دریافت ها را در زندگی خود متعادل کنید و همان قدر که دریافت می کنید، ببخشید.