نوشته اصلی توسط
farshad.ba
دوستان ممنون از همه تون که برام نوشتید و خواستید کمکم کنید،
قربونت داداش - دیگه ببخشید کم و زیاد ش رو
.....................................
ولی همونطور که گفتم چون منطقی به این نتایج رسیدم - و تصمیم احساسی نیست واسه همین نمیتونم با چند جمله احساس گونه نظرمو عوض کنم،
من که منطقی ندیدم - برای همین مثال مورچه را برات زدم !!!
..........................
مشکل اینجاست که واقعا دیگه برام اهمیتی نداره تو زندگیم چی میخوام بشم و اصلا دلم نمیخواد برای بهتر شدن تلاش کنم، فقط میخوام تموم شه
تموم نمیشه !
وقتی تموم شد !!!! تازه برات شروع میشه
.................................
یکی رو پیدا کردم که حاضره بیهوشم کنه و بعد بهم سرنگ هوا تزریق کنه تا تمومه شه همه چیز، همه این افکار
جدا شدن روح از بدن موقعی اتفاق می یافته که دوست عزیزم حضرت عزائیل دست به کار شه !
اون دیگه معلوم نیست با درد بیاد سراغمون یا نه !!!
انسانها تو عالم ذر با خدا پیمان می بندند !!
ولی چرا ما فراموش می کنیم !!
این سئوالیست که باید همه جواب بدهیم .
=================
برای همیشه خداحافظ
مراقب خودت باش
یا حق .