-
سلام آفتابگردان عزیز ما هم در اوائل ازدواج مشگلات زیادی در این زمینه داشتیم که به لطف خدا حل شد همسر من هیچ کاری نداشتند و مدرک ارشد داشتن به لطف خدا یکسال بعد از عروسی دکتری قبول شدن و البته تا بورس بشن دو سالی طول کشید و ما سه چهار سال محتاج خلق خدا بودیم همیشه از خدا خواستم و می خوام هیچکسی رو محتاج خلقش نکنه همیشه از خدا سپاسگزارم که ما رو از خلقش بی نیاز کرد یک حدیث از امام علی (ع ) خوندم که مضمونش این بود که التماس از خلق خدا اگر برآورده شود منت است و اگر برآورده نشود ذلت التماس از خداوند عزت است اگر برآورده شود رحمت و اگر برآورده نشود حکمت از خدا کمک بخواین خودتونم تلاش کنید به امید خدا مشکلاتتون حل می شه تا زمانی که خودتون نخوایید و تلاش نکنید امکان پذیر نیست مثلا اگر من یک روسری می گرفتم مادر شوهرم کلی حرف می زد چون از پول اون می گرفتم حتی با وقاحت تمام بعد از عروسی می گفتن پدرت باید پول بده البته پدرم بهم پول می داد ولی من هیچوقت بهشون نگفتم ولی با این وجود باز هم احساس بدی داشتم که ازدواج کردم و پدرم باید به من پول بدن به همسرتون اعتراض نکنید باز هم پدر شوهر شما که براتون خونه گرفتن ما دو سال با اونها توی یک خونه زندگی کردیم و به لطف خوابگاه متاهلی ازشون جدا شدیم پدر شوهرم پول داشتن ولی بیشتر نگران دختراشون بودن و ازدواج اونها حتی تمام پول عروسی رو هم برای خودشون برداشتن کم کم انشالله جدا می شید ولی بعد از استقلال مالی نباید ازشون توقعی داشته باشید و باید خودتون زندگی تون رو مدیریت کنید که تا اونجا که ممکنه به کسی احتیاج مادی نداشته باشید و خودتون باید بهشون خودتون رو اثبات کنید که می تونید زندگی تون رو اداره کنید و اجازه دخالت ندید تا زمانی که اونها به شما برای هر چیزی پول بدن دخالت هم خواهند کرد ما الان به لطف خدا یک تیکه زمین خریدیم که حتی یک ریال نه از پدرم و نه از پدرشوهرم پول نگرفتیم البته با وام در یک جای متوسط در شهری که زندگی می کنیم اصلا دوست نداشتم ریالی از کسی باشه چون می دونستم منت سر من و شوهرم گذاشته می شه از طرف هر دو خانواده با همسرتون به آرامی راجب این مسائل صحبت کنید و این که دوست ندارید که این شرایط در زندگیتون حاکم باشه و احساس بدی نسبت به این موضوع دارید
-
شوهر شما 29 سالشونه و کارمند هستند ولی از خودشان پس اندازی نداشتند؟!!
دوستان صحبت های بسیار خوب یکردند از تجربیاتشان استفاده کنید :104: در مورد پول پیش خانه شما فقط این منزل را رهن کردید خانه ای که درش قرار دارید نه به نام پدرشوهرتان است نه بنام شوهرتان فقط مستاجرید این پول هم توسط پدرشوهرتان در اختیار شما قرار گرفته یا این پول را از شما طلب میکنند بعد نقل مکان یا اینکه این پول بکلی در اختیار شما قرار داده میشه.
اگر خواهان استقلال هستید بهتره مدیریت مالی خانواده را با کمک همدیگه پیش ببرید این موضوعی که مطرح کردید نداشتن پس انداز توسط شوهرتان یکمقدار باعث تعجب هستش آنهم توسط یک آقای 29 ساله و کارمند!
سعی کنید تا جایی که امکان داره از خانواده ایشون پولی قرض نگیرید از خانواده خودتان هم کمک نگیرید اینجوری خیلی بهتره یاد بگیرید روی پای خودتان بایستید.اگر مشکل شما تنها این مورد است که با صبر کردن و تلاش و مدیریت منابع مالی میتوانید در چند سال آینده این مشکل را حل نمایید خود ماهم مستاجر بودیم بعد دوسال صاحب یک خانه شدیم خوب اوایل همه افراد در سختی هستند تنها مشکل شما نیست.
پ.ن:لطفا در پست های قبلی هم ذکر کردم پاسخ هایی که میدهید با توضیح کاملتری باشد در اینصورت هستش که دوستان بیشتر مشارکت میکنند در تایپیک شما جوابهایتان با توضیح بیشتر و کاملتری باشه:72:
-
سلام
ممنون از راهنمایی های خوبتون.
من هم از اینکه دستمون جلوی دیگران دراز باشه خیلی ناراحتم میکنه
اصلا ما اون پول پدرشوهرمو هم قرض فرض کنیم من میخواستم خود شوهرم خونه رو اجاره کنه نه اینکه پدر شوهرم اجاره کنه.
ما اون پولو قرض گرفته باشیم بعدا هم برمیگردونیم چه دلیلی داشت ایشون بیاد اجاره کنه. من از دخالت های آینده میترسم. اصلا تحمل اینو ندارم کسی توی زندگیم دخالت کنه به خصوص که دیگه داریم میریم زیر یک سقف.
نه آقای خاله قزی پس انداز نداشت تازه هم کار پیدا کرده.
من نمیتونم درباره این مساله با شوهرم صحبت کنم یعنی روم نمیشه و میترسم دعوامون بشه
-
-
شما نه پیشگو هستید نه جادوگر که بتوانید آینده را ببینید اینکه بعدها چه اتفاقی امکان داره بیوفته فقط خدا می داند و بس.پس پیشگویی و ذهن خوانی ممنوع اینقدر هم زوم نکنید روی این موضوع که به اسم پدرشوهرتان است با این حساسیت زیادی که شما دارید و از همین الان دارید بخاطر همچین موضوعی دید منفی نسبت به خانواده شوهرتان پیدا میکنید در آینده به مشکلات بسیار زیادی با خانواده ایشان برمیخورید.
http://www.hamdardi.net/thread-154.html
مقاله بالا را مطالعه کنید.ذهن خوانی و پیشگویی و منفی بافی ممنوع:81:
- - - Updated - - -
در مورد وضعیت مالی خوب حالا بهتر مشخص شد ایشون تازه مشغول به کار شدند :72: ایشالله به خوبی و خوشی باشه و توی کاری که دارند موفق باشند
-
سلام عزیزم. در مورد نکته ای که گفتی : میترسم به شوهرم بگم و دعوامون بشه..
خوب اگر اینطوره پس باید مهارت های ارتباطی خودت رو از همین الان بالا ببری. توی همین سایت در مورد مهارت های ارتباطی مطلب مفیدی هست... باید بدونی چطوری با شوهرت موصوعی رو مطرح کنی که به دعوا کشیده نشه..
عزیزم من با دوست خوبمون کاملا موافقم که گفتن شما نباید پیش داوری کنی . پس از همین الان که شروع زندگیت هست سعی کن با دیدی مثیت نسیت به اونها بری جلوو. مطمئن باش وقتی شوهزت مطمئن بشه که تو دید بدی به اونها نداری دلیلی نداره عصبانی بشه.
پس برای اینکه بتونی در مورد این مساله باهاش صحبت کنی:
1ک اول صحبتت رو زوم کن روی خوبی های خانوادش و اینکه واقعاا چقدر داره برای شما زحمت می کشن. به شوهرت بگو پدرت بنده خدا خیلی زحمت کشید که برای ما خونه پیدا کرد.
2- وقتی مطمئن شدی اوضاع خوبه. بهش بگو : عزیزم خودت میدونی که یکی از دلایلی که ما ادمها ازدواح میکنیم رسیدن به استقلاله. من همونطور که گفتم از زحمتهای بابات خیلی ممنونم ولی دلم میخواست خونه ای که قراره توش زندگی کنیم به سلیقه و نظر خودمون باشه. اخه من دلم میخواد همیشه احترامی که بین ما و خانواده هامون هست حفظ بشه. برای همین فکر میکنم بهتر باشه هر کاری که قراره انجام بدیم تصمیم نهایی را من و تو بگیریم و اجازه ندیم خانواده هامون تو دردسر بیفتن. یادت نره بهش بگو دلم نمیخواد به خاطر ما اونا تو زحمت بیفتن... و بهتره من و تو کارها و تصمیمات مربوط به رندگیمونو خودمون دوتایی حل کنیم و میتونیم از نظررات خوبشون استفاده کنیم و از راهنمایی هاشون استفاده کنیم ولی تصمبم نهایی را بهتره ززن و شوهر با همفکری همدیگه بگیرن تا خدای نکرده بعدها دچار مشکل نشیم.
یا اینکه میتونی یه جور دیگه این مساله را شروع کنی ... مثلا بعد از اینکه از خانوادش تعریف کردی و ازشون تشگر کردی بهش بگو نظرت در مورد استقلال چیه؟؟ بگو الان که اول زندگیمون هستیم دوست دارم بدونم نطرت چیه؟ بعد برا اینکه اشتباه فکر نکنه تو منظورت فقط خانواده اونهاست بگو مثلااااا اگر مادر من روزی بهم گفت این کارو بکن یا اونجا برو ایا باید حرفشو قبول کنم یا اینکه اول با تو مشورت کنم؟
به نظرم این دو راه میتونه مفید باشه.. حالا هر کدوم که خودت صلاح میدونی را درپیش بگیززز.
یادت نره از هر گونه انتقاد نسبت به خانوادش و پیش داورری جدااااااا خوددداری کنی و تا میتونی اخترامشونو نگه داری...
موفق باشی.:72:
-
تواناییها و ظرفیتهای همسرت را باید بسنجی؟
اگر تربیت و ذاتش استقلال نداشته باشه، همیشه زیر سایه پدرش حرکت می کنه.
مخصوصا اگر پدرش هم این تسلط را دوست داشته باشه.
با یک مثال نمی شه فهمید آینده اقتصادی یا استقلالتون چطور می شه.
همونطور که دوستان مثال زدند مواردی بوده که سریع خودشون را جمع و جور کردند و مستقل شدند
مواردی هم هست که حل نمی شه.
با توجه به این که می گی مراسم عروسی و مخارج دیگه هم نداشتی،
می تونست این پول را از پدرش قرض بگیره و خونه اجاره کنه.
اما این کار را نکرده که جای سواله.
شما هم انگار از خرید نکردن و عروسی نداشتن دلخوری
تا آخر شهریور هنوز وقت هست
با سیاست و ناملموس یه عروسی کوچولو بگیر و یه کم خرید کن.
نمی خواد همین امشب مستقیم بگی من صرفه جویی کردم که خونه مستقل بگیریم، حالا که نگرفتی پس منم عروسی می خوام.
با ناز و عشوه و دلخوری و ... بگو خیلی دلم می خواد لباس عروس بپوشم
یا پشیمونم که قبول کردم عکس عروسی نداشته باشیم یا ....
خوب نیست با این دلخوریها زندگیت را شروع کنی.
تا همیشه یادت می مونه.
یه مراسم ساده داشته باشی بد نیست.