-
برادر گلم کار یعنی استخدام شدن در جایی ؟ اینو باید افرادی بگند که یه مدرک الکی بدون مهارت و بار علمی گرفتند . فقط دوست دارند توی اداره ای موسسه ای استخدام بشن و نیازی به سواد و مهارت هم نباشه . شما که با معدل 18 اون هم از دانشگاه دولتی فارغ التحصیل شدید نباید این حرف رو بزنید . مهندسینی رو میشناسم که قادر نیستند یه نقشه ساده بکشند ولی خودشون رو مهندس میدونند و انتظار یک کار با حقوق بالا رو دارند که هیچ وقت گیر نمیاد . مهندسی رو هم میشناسم که دو سال بعد از فارغ التحصیلیش بیکار بود توی این دو سال با اینکه سرباز هم بود اونقدر کار علمی و مقاله های تخصصی داشت که از چند تا دانشگاه خارجی دعوت شده بود . ولی توی داخل کشور هم دعوت به کار شد بدون اینکه دنبال کار بگرده یا پارتی داشته باشه . فرق این دو نفر در چیه ؟ فقط در اینه که اولی به خودش زحمت نمیده و دومی به خودش زحمت میده .
-
سلام خدمت دوستان عزيزي كه حرفامو خوندن و نظر دادن.
من دچار افسردگي هستم و نياز به روان شناس دارم اما وضع ماليم جوري نيست كه بتونم روان درماني كنم.
امروز هم به دو جاي جديد سر زدم براي كار ولي گفتن نياز نداريم.در حالي كه دو نفر رو كه از قبل ميشناختم و توي دوران دبيرستان همكلاس بوديم رو ديدم كه مشغول به كار هستن . در حالي كه اون موقع اونها براي ياد گرفتن درس پيش من ميومدن و هميشه ميگفتن خوش به حالت كه با اين استعداد اينده ادم موفقي ميشي.
حالا اونا ازدواج كردن چند ساله كار ميكنن و من امروز رفتم جايي كه اونها مشغول به كار هستن و كارفرما گفت نيازي به شما نداريم.
ديگه واقعا حالم از اين اوضاعم بهم ميخوره.ميخوام به خودم استراحت بدم و بيخيال دنيا و ادمهاش و ازدواج و اين چيزها بشم.بگذار همون ارزوهام كه براشون خيلي زحمت كشيدم همون ارزو بمونن.ديگه خسته شدم.امروز از وقتي كه اومدم خونه به خاطر استرس و فشار درد معده گرفتم.ميترسم با ادامه اين وضع ي بيماري چيزي بگيرم و بشم درد سر براي خانواده.ضمنا اين هم بگم كه هميشه همه تلاشمو كردم و اطرافيان هميشه ميگن تو مقصر نبودي چون هر كاري كه ي جوون بايد بكنه رو كردي و هر دردي رو به جون خريدي.
ولي ديگه بسه.ديگه نميخوام اينطوري ادامه بدم.كاش منم پارتي و رابطه داشتم.كاش سرمايه داشتم.كاش....
-
سلام دوست عزیزم....
شما خدا روووو داریی!!:) پسر عموی منم مثل شما با تحصیلات عالی بیکار بود کلی مهارت داشت زبانش فول بود اما هیچ جایی کار گیرش نمیومد...افسردگی گرفته بود بنده خدا اونم 32 سالش شده بود ولی همچنان بیکارر....باورت میشه تو هیچ مهمونیی شرکت نمیکرد میرفتی خونشون کلا نمیمد زیاد تو جمع همیشه تو اتاقش تنها بود:( میگفت روم نمیشه پسرای فامیلو میبینم کار دارن من بیکارم.....ولی خیلی بچه ی با ایمانی بود خیلی توکلش خوب بود.....نماز خوندنشو میدیدی کیف میکردی تا همین چند ماه پیش یه جای عالی با شرایط بیست استخدام شد.....داداش من واسه خدا که کاری نداره ....تو چشم بهم زدنی میتونه کارتو راست و ریست کنه....پس بدون حکمتی توشه...شاید آزمایش شما تو این موضوعه....اصلا خودتو اذیت نکن.....باور کن هیچی مثل سلامتیت نیست .....میدونم سخته...درک میکنم شرایطتو ولی همیشه پایان شب سیه سپید است.....ایشا الله خدا به زودی زود کمکت میکنه.......
-
به نظر من برو تهران کار زیاد هست بهتر از استانهای دیگست یا جنوب، قشم. کاملا مشخصه کا بخاطر بی پولی و بیکاری تو این سن بهم ریختی. مسیرتو عوض کن. چند سال برو تهران کار کن پول در بیار بعد برگرد هه کای نت یا مغازه باز کن. خیلی ها هستن که پایین شهر تهران اتاق اجاره میکنن بعد میرن بالا شهر کار میکنن با مترو هم رفت و آمد میکنن.
-
عسلویه هم بد نیست ... برو امار بگیر ، کار هست
-
امروز واقعا احساس تنهايي كردم.
دو تا از دوستاي صميميم واسم كارت عروسي اوردن.
ديگه واقعا هيشكيو ندارم.
بيچاره مادرم خيلي به خاطر من زجر كشيده و اين كه ميبينم اونم از زندگيش هيچي نديده و حالا داره به خاطر من زجر ميكشه ناراحتم.
گفتم كه براي كار خيلي جاها رفتم.حتي از غرورم زدم اما نشد.هنوز حسرت ادامه ندادن تحصيلم رو بعد از چند سال دارم چون درسم واقعا خوب بود.ولي بخاطر اون كار لعنتي قيد درس ر زدم.
واقعا ي دردي تو وجودمه.احساس بي تفاوتي و بدرد نخوري ميكنم.اطرافيان همش به طعنه ميگن چطور هنوز بيكاري.يك سال و نيم هست از كار قبلي بيرون اومدي و هنوز بيكاري.ادمي نيستم كه به خاطر حرف مردم زندگي كنم ولي واقعا از شنيدن اين حرفا حرصم ميگيره. از طرفي از ترحم هم بدم مياد.چون هميشه واسه به دست اوردن چيزايي كه ميخواستم خيلي زحمت كشيدم.وضع مالي خانوادم خوب نبود اما سعي ميكردم با همون شرايط هم بهترين موقعيتها رو بدست بيارم.شايد باورتون نشه اما براي خريد كتابهاي كنكور هم مشكل داشتم و با قرض از اين و اون تو سن 18 سالگي كتاب ميخريدم.
حسرت خيلي چيزا به دلم موند اما هيچوقت به روي خانوادم نياوردم.الان هم كه 30 سالمه و حس ميكنم هيچوقت هيچ دختري رو براي ازدواج نخواهم داشت.به قضيه ازدواج هم حساس شدم.فكر ميكنم بدبين شدم.انگار واقعا هيچ دختري نميتونه تو دلم جاشه.قبلا بهم ميگفتن خيلي خونسرد و ارومي ولي الان ادم عصبي شدم كه با كوچكترين حرفي از كوره در ميرم.البته گفتم كه توي جمع هميشه ادم شادي بودم اما الان فقط گوشه گيري ميكنم.گرچه مدام از همه ميشنوم كه چرا تا الان مجردي.واي تو هنوز ازدواج نكردي.خيلي سخت گيري.و خيلي از اين حرفا.اما ميگم بيخيال.ازدواج هم نكردي نكردي مهم نيست.فقط كاش ي كار داشتم واسه گذروندن زندگي و زنده بودن و گرنه از زندگي كردن نا اميد شدم.
-
غصه نخور رفیق ... مرد سنگ زیر آسیابه :72:
درد ماله مرده ، سختی مال مرده
بازم بگرد بازم تلاش کن پیدا میشه بالاخره
این مسئولین اون دنیا باید جواب جوونهایی مثل تو رو بدن ... نگاه کن یه سری کارهای پایینتر نمیتونی یه مدت انجام بدی تا کار گیر بیاری ؟
همینطوری ذهنتا مشغول باشی حداقل حرص نمیخوری...
ماشین نمیتونی ردیف کنی یه مدت دنده بزنی ؟
لعنتی ادم خودش شرمنده میشه اینو به جوونهایی که عمری تحصیل کردن میگه
-
ممنونم علي اقا.
ميدونم همه اينقدر گرفتاري دارن كه حوصله شنيدن چرت و پرتهاي منو ندارن.
امروز تصادفي فهميدم كه روز تولدمه.تولدي كه ديگه ياد هيچ كس نيست.فكر ميكنيد هديه تولدم چي بود.دعواي پدر و مادر.آره تو روز تولدم به جاي بودن كنار همسر و تبريك پدر و مادر و بقيه رفتم تو اتاقم در رو بستم كه صداي دعواشون رو نشنوم.
نميدونم دارم تاوان كدوم گناه نكرده رو پس ميدم.
نميدونم چرا تو اين سن و با اين شرايط روحي به جاي تبريك تولد بايد صداي دعوا بشنوم.ديگه به اخر خط نزديك شدم.و هيچ كس نيست كه صدام رو بشنوه.خدايا شكرت
-
می تونم رشته تون رو بپرسم؟
-
با عرض سلام و احترام خدمت شما و تمام دوستان عزیز.
نمی دانم دقیقا کی از تالار خداحافظی کردم ولی بطور اتفاقی به تاپیک شما بر خوردم ( معمولا فقط برای خواندن تاپیکهای روانشناسان محترم تالار هر از گاهی گذرم به این تالار می افتاد.
بدلیل درک شما نتوانستم برایتان ننویسم!!!
من یک خانم سی و سه ساله هستم و مجرد و چند سال پیش به دلایل مشکلات زیادی که هر کدام از آنها به تنهایی می توانست مرا از پای در بیاورد دچار یاس فراوان شدم و در حالیکه امکان رفتن بدون کنکور به مقطع دکتری را داشتم پس کشیدم. احساساتی که آن موقع تجربه می کردم فقط
خشم و سرخوردگی زیاد ، ناامیدی فراوان بود. در یک کلام اصلا خودم را در ته چاهی می دیدم که انقدر طولانی بود که اصلا نوری را در آینده برای خودم متصور نمی توانستم بشوم.
اوایل افکاری که به ذهنم خطور میکرد اینها بودند:
چرا من؟ من که تمام تلاشم را کردم. من که شاید بهترین نبودم اما از خیلیها بهتر بودم. من در حق کسی ای بدی نکرده بودم.
بعد افکار خشن تر شدند و تبدیل شدند به این نوع سوالات: پس خدا تو کجایی؟ آیا تو صدای من را می شنوی یا این فقط یک توهمه . مگر تو منرا خلق نکردی پس آن همه وعده به کسانی که توکل میکندد و تلاش میکنند و ایمان دارند پس کو؟ کجاست. چرا این همه رنج بعد از این همه امید و تلاش.....
با نامیدی باز تلاش میکردم تا اینکه باز اتفاق بعدی افتاد و من رسما تصمیم گرفتم همه چیز را رها کنم. دیگر سراغ مطالعه نمی رفتم . آنچه بر عهده ام بود را انجام نمی دادم ....
و تنها کاری که میکردم مقایسه خودم با کسانی که در شرایط من بودند اما به هر دلیلی اوضاعشان بهتر از من بود . کسانی که شاید یک دهم تلاش من را هم نکرده بودند.
ظاهرا چهره انسانهای معتقد را داشتم باطنا به خدا شک کامل کرده بودم. حس میکردم خدا موجودی است که منتظر است ببیند من به چه چیزی علاقه مندم و دقیقا همان را از من بگیرد.
شروع کردم به مطالعه کردن. آیا زندگی فقط این است. خواستن و نرسیدن. شکست های پی در پی. آیا مشکلات فقط برای من است ؟ دیگران چگونه زندگی میکنند؟ تفکر آدمهای خلاق چگونه است ؟ آدمهای پیروز آیا همیشه در شرایط عالی پیروز شدند؟ آیا همگی از اوضاع مادی و شغلی و شرایط زندگی عالی بهره مند بودند؟ اصلا رنج چیست؟
در کمال ناباوری متوجه حقایق بسیاری شدم. تمامی چیزهایی را که متوجه شدم با تمام سلولهای بدنم درک کردم . امیدوارم حرفهای مرا بعنوان کسی که درد کشیده بشنوی
متوجه شدم. تهدیدها و مشکلات فرصت هستند. این جمله در عین سادگی مفهوم عمیقی دارد.
اولا که یک چالش بزرگ اگر ما به اندازه کافی قوی باشیم مارا به جایی به مراتب بالاتر رهنمود میکند.
چالشها به ما می اموزند . وجود ملاکهای زیادی در ما را به بررسی می پردازند. از قبل یک مشکل تو به توانایی ها و مهارتهای خودت پی می بری.
به اینکه چقدر صبوری
چقدر محکمی
چقدر بدون تایید دیگران و حتی با مانع تراشی های آنها می توانی ادامه دهی
به تو می اموزند باید در این راه پایدار تر باشی باید از تنهایی نترسی
به تو می آموزند باید در این مسیر کوله خود را پر کنی از هر انچه بسیار مهم است و ممکن است تو نداشته باشی
و حال دوست من با توجه به این که کاملا متوجه شرایط سختی که در آن هستی هستم فقط از شما یک سوال دارم.
آیا دوست داری زتدگیت تغییر کند؟
اگر پاسخت مثبت است با توجه به میزان درد فراوانی که میکشی و آرزوهایی که داری به توصیه های من می توانی لااقل فکر کنی
اول اینکه دوست من می گویند برای کسی که زانوانش خمیده شده راهی وجود ندارد. پس به قامت بایست و مصمم باش که سال دیگر زندگیت این نباشد
دوم اینکه حتی در این شرایط سخت تو هنوز خ چیزها داری که از وجود آنها احساس خوشبختی کنی
سلامتی
قوه تفکر
تحصیلات
و.....
انقدر به نداشتن هایت فکر نکن هر چند می دانم خیلی سخت است. کاری که برای من خیلی سودمند بود این بود که دفترچه ای برداشتم و هر روز که ناامیدی با اون قدرت سهمگینش بر من هجوم میاورد شروع کردم به نوشتن نعمتهایی که دارم
چند تا تاثیر داشت اولا خودم را یک بازنده بدبخت نمیدیدم که شرایط برایش تصمیم میگیرد. دوما چشمانم باز می شدند و ندایی از درون به من میگفت ببین هنوز چیزهای زیادی هستند
سوم چیزی که من کشف کردم و بعد ها در کتابهای مختلفی چون کتاب زیر خواندم
بیندیشید و ثروتمند شوید. ناپلیون هیل
این بود که هر مشکلی فرصتی است.
حرکت کردن وقتی شرایط خوب است را همه خوب بلدند اما انچیزی که تفاوت مهمه یک انسان پیروز و شکست خورده است این است که ادمهای موفق به مشکلات و شکستها بعنوان شکست همیشگی نگاه نمیکنند. بروید ببینید. خودتان بررسی کنید ببینید غالب انسانهای موفق مشکلات بزرگی در زندگی تجربه کرده اند. این چیزی است که باید یادبگیرید. نه تنها ممکن است الان شکست بخورید بلکه این اتفاق بارها تکرار خواهند شد. همیشه زندگی بر وفق مراد نیست.
در اینجا می توانید به چهار فیلم زیر که حاوی نکات ارزشمندی هستند نگاه کنید
http://video-subtitle.tedcdn.com/tal...11X-low-fa.mp4
http://video-subtitle.tedcdn.com/tal...11X-low-fa.mp4
http://video-subtitle.tedcdn.com/tal...012-low-fa.mp4
فیلم چهارم را نیافتم J)
چهارم دوست من غصه خوردن و ناامیدی هیچ دردی را درمان نکرده نمیکند و نخاهد کرد. در هر مشکلی مهارتی وجود دارد بعنوان حل مساله: یعنی توانایی یک فرد در تبدیل مشکل به مساله و سپس حل آن . این مهارت را در خود تقویت کنید . بجای فوکوس روی بدبختیها کم شانسیها شرایط خانوادگی فقط از خود بپرسید در این شرایط چه باید بکنید . این الان وظیفه شماست. این الان پرسشیست که اگر حل شود به بهبود شما کمک خواهد کرد.
دوست من در ویوی زیر سخنرانی انتونی رابینز را می توانی گوش دهی در مورد یکی دو مورد از مزایای مشکلات در زندگی.
به مشکلاتت بعنوان الطاف خداوند نگاه کن
http://video-subtitle.tedcdn.com/tal...12G-low-fa.mp4
پنجم هیچ چیزی درست نمی شود . دستی از یبیرون نمی اید . این خودت هستی که باید برخیزی. خداوند انچه تو نیاز داری را به تو داده. همین که تفکر داری و سلامتی با این دو می توانی خ کارها انجام دهی . شک داری بهتر است بررسی کنی ببینی چه انسانهایی که در حسرت اینها نیستند
ششم هیچ شکستی کشنده و هیچ پیروزی ای دایمی نیست. این چاهی که داخلش افتادی همیشگی نیست. کتاب قله ها و دره ها را بخوان . این کتاب ق دانلود مهارتهایی را در این زمینه به شما یاد می دهد. حضرت امیر در یک کلام زیبا می فرمایند دنیا دوروز است یک روز با تو و یکروز علیه تو. آنروز که با توست مغرور نشو و آنروز که علیه توست بی تابی نکن
هفتم: تکنیک توقف فکر داشته باش و شدیدا مراقبه کن. یک مدت اصلا اجازه به تفکر منفی کردن به خودت نده. برای خودت هر شب مرثیه سرایی نکن. نگو چقدر باهوش بودم تحصیلاتم چه شد. نگو چرا من انقدر کم شانسم .....یادت باشد افکار منفی دزدان بی مروتی هستند اول باعث می شوند نتوانی حقایق را آنطور که هست ببینی بعد به جانت می افتند و همه چیزت را ازت میگیرند
مخصوصا شبها. اهنگ غمگین گوش نده. سعی کن به دوستانت نگاه نکنی . انرژیت را فقط بر روی خودت بگذار. تو هم خوشبخت هستی و ان شالله بیشتر هم خواهی شد. سرک کشیدن در باغ دیگران باغ شما رو سرسبز تر نخاهد کرد. باید مردانه برای سرسبزی باغت تلاش کنی. میدانم که دست از تلاش بر نمیداری ولی باور کن این تجربه رد شدن را همه ماها داشته ایم. برادر خود من انقدر در ازمونها شرکت کرد که دیگر جز نفرات برتر می شد و رد می شد. استانهای زیادی از کشور را رفت. تا بالاخره علی رغم رد شدنهای سیار پذیرفته شد.
هشتم از اینده نترس. از تنهایی نترس . تو فقط مامور به انجام بهترین در زمان اکنونت هستی.
نهم: هر شب خودت را شارژ کن. توصیه من به شما دیدن فیلمهای زیر
The shawshang redemption
127 hours
Peaceful warrior
Touching the void
سه فیلم اخر واقعی هستند و حتی صدا و سیما هم آنهارا نشان داده است.
خواندن زندگینامه افراد موفق و حرفهایشان مخصوصا
هلن کلر ابراهام لینکلن و اپرا وینفری
است . مجموعه زیبایی از حرفهای این ادمها را می توانی در سایت زیر ببینی
www.brainyquote.com
دهم: مهارتهایت را بالا ببر. زبان کامپیتر و .. هر چه که می توانی. شما انسان تحصیل کرده ای هستی. میگویند بر ان کس که عقل داده اند نعمت را کامل داده اند. در مقاله بی نظیری من خواندم که نقطه مقابل پیروزی شکست نیست بلکه عدم انعطاف است. دوست من انعطاف پذیریت را تقویت کن.
فکر میکنم مقاله زیر بود
آدم های موفق خودشان را با افرادی كه با آنها هم فكر هستند، متحد میكنند. آنها اهمیت و ارزش قسمتی از یك گروه بودن را میدانند و می توان گفت آدم های موفق 30 فرق کلی با دیگران دارند که دانستن آنها بد نیست :
1. فرصتهایی را میبینند و پیدا میكنند كه دیگران آنها را نمیبینند.
2. از مشكلات درس میگیرند، در حالی كه دیگران فقط مشكلات را میبینند.
3. روی راهحلها تمركز میكنند.
4. هوشیارانه و روشمندانه موفقیتشان را میسازند، در زمانی كه دیگران آرزو میكنند موفقیت به سراغشان آید.
5. مثل بقیه ترسهایی دارند ولی اجازه نمیدهند ترس آنها را كنترل و محدود كند.
6. سوالات درست را به شیوه صحیح از خود میپرسند. سوالهایی كه آنها را در مسیر مثبت ذهنی و روحی قرار میدهد.
7. به ندرت از چیزی شكایت میكنند و انرژیشان را به خاطر آن از دست نمیدهند. همه چیزی كه شكایت كردن باعث آن است فقط قرار دادن فرد در مسیر منفیبافی و بیثمر بودن است.
8. سرزنش نمیكنند (واقعا فایدهاش چیست؟) آنها مسوولیت كارهایشان و نتایج كارهایشان را تماما به عهده میگیرند.
9. وقتی ناچارند از ظرفیتی بیش از حد ظرفیتشان استفاده كنند همیشه راهی را برای بالا بردن ظرفیتشان پیدا میكنند و بیشتر از ظرفیتشان از خود توقع دارند. آنها از آنچه دارند به نحو كارآمدتری استفاده میكنند.
10. همیشه مشغول، فعال و سازنده هستند. هنگامی كه اغلب افراد در حال استراحت هستند آنها برنامهریزی کرده و فكر میكنند تا وقتی كه كارشان را انجام میدهند استرس كمتری داشته باشند.
11. خودشان را با افرادی كه با آنها هم فكر هستند، متحد میكنند. آنها اهمیت و ارزش قسمتی از یك گروه بودن را میدانند.
12. بلندپرواز هستند و دوست دارند حیرتانگیز باشند. آنها هوشیارانه انتخاب میكنند تا بهترین نوع زندگی را داشته باشند و نمیگذارند زندگیشان اتوماتیكوار سپری شود.
13. بهوضوح و دقیقا میدانند كه چه چیزی در زندگی میخواهند و چه نمیخواهند. آنها بهترین واقعیت را دقیقا برای خودشان مجسم و طراحی میكنند به جای اینكه صرفا تماشاگر زندگی باشند.
14. بیشتر از آنكه تقلید كنند، نوآوری میكنند.
15. در انجام كارهایشان امروز و فردا نمیكنند و زندگیشان را در انتظار رسیدن بهترین زمان برای انجام كاری از دست نمیدهند.
16. آنها دانشآموزان مدرسه زندگی هستند و همواره برای یادگیری روی خودشان كار میكنند. آنها از راههای مختلفی مثل تحصیلات آموزشگاهی، دیدن و شنیدن، پرسیدن، خواندن و تجربه كردن یاد میگیرند.
17. همیشه نیمه پر لیوان را میبینند و توانایی پیدا كردن راه درست را دارند.
18. دقیقا میدانند كه چه كاری باید انجام دهند و زندگیشان را با از شاخهای به شاخهای دیگر پریدن از دست نمیدهند.
19. ریسكهای حسابشدهای انجام میدهند؛ ریسكهای مالی، احساسی و شغلی.
20. با مشكلات و چالشهایی كه برایشان پیش میآید سریع و تاثیرگذار روبهرو میشوند و هیچ وقت در مقابل مشكلات سرشان را زیر برف نمیكنند. با چالشها روبهرو میشوند و از آنها برای پیشرفت خودشان بهره میبرند.
21. منتظر قسمت و سرنوشت و شانس نمیمانند تا آیندهشان را رقم بزند. آنها بر این باورند كه با تعهد و تلاش و فعالیت، بهترین زندگی را برای خودشان میسازند.
22. وقتی بیشتر مردم كاری نمیكنند؛ آنها مشغول فعالیت هستند. آنها قبل از اینكه مجبور به كاری بشوند، عمل میكنند.
23. بیشتر از افراد معمولی روی احساساتشان كنترل دارند. آنها همان احساساتی را دارند كه ما داریم ولی هیچگاه برده احساساتشان نمیشوند.
24. ارتباطگرهای خوبی هستند و روی رابطهها كار میكنند.
25. برای زندگیشان برنامه دارند و سعی میكنند برنامهشان را عملی كنند. زندگی آنها از كارهای برنامهریزی نشده و نتایج اتفاقی عاری است.
26. در زمانی كه بیشتر مردم به هر قیمتی میخواهند از رنج كشیدن و بودن در شرایط سخت اجتناب كنند، افراد موفق قدر و ارزش كار كردن و بودن در شرایط سخت را میفهمند.
27. ارزشهای زندگیشان معلوم است و زندگیشان را روی همان ارزشها بنا میكنند.
28. تعادل دارند. وقتی از لحاظ مالی موفق هستند، میدانند كه پول و موفقیت مترادف هم نیستند. آنها میدانند افرادی كه فقط از نظر مالی در سطح مطلوبی قرار دارند، موفق نیستند. این در حالی است كه خیلیها خیال میكنند پول همان موفقیت است. ولی آنها دریافتهاند كه پول هم مثل بقیه چیزها یك وسیله است برای دستیابی به موفقیت.
29. اهمیت كنترل داشتن روی خود را درك كردهاند. آنها قوی هستند و از اینكه راهی را میروند كه كمتر كسی میتواند برود، شاد میشوند.
30. از خودشان مطمئن هستند.
فیلم زیر فیلم بسیار جالبی هستند امیدوارم حرفهایشان برای شما موثر باشد
هوشیاری برتر
رموز موفقیت مایکل جردن نیز از زبان خودش شنیدنی است
و در پایان این توصیه ادیسون را تقدیم شما میکنم
ناتواني شديد ما در گردن نهادن نهفته است. مطمئنترين راه كاميابي آن است كه هميشه يك بار ديگر هم تلاش كنيم.
منبع
بانك سخنان بزرگان
روزای خوب شما هم می رسند
من به چشمهای بیقرار تو قول می دهم ریشه های ما به آب ، شاخه های ما به آفتاب میرسد.:72::72::72::72::72:
چنار ( از اینکه در برهه ای از زمان مجبور به استفاده از دونام کاربری شدم متاسفم. هر چند طی ایمیلی از مسول سایت عذرخاهی کردم ولی همیشه عداب وجدان داشتم. گویا یکبار هم ناخاسته از خودم تشکر کردم :302:
:302:
- - - Updated - - -
در ضمن فراموش کردم دوست عزیز شما واضحا یک سری مهارتها ندارید اولا سعی کنید با افزایش مطالعه این مشکل را حل کنید ( مقالات زیادی در باب رنج مخصوصا کتاب "انسان در جستجوی معنا " اثر دکتر فرانکل بسیار مفید است کتاب زیر نیز در باب دو چرخه سواری که با سرطان مبارزه کرد
http://nikandishan.org/downloads/saratan.pdf
و دوم اینکه اگر نیاز به روانشناس دارید بطور خصوصی مشترک سایت شوید و با پرداخت هزینه ای اندک می توانید لااقل اقدامهای لازم را متوجه شوید . به نظر من به خود برچسب افسرده بودن را نزنید
سوم اینکه نام کاربریتان را تغییر دهید :)
چهارم ببخشید اگر پستم طولانی شد. مدتها بود اینجا نبودم :)
پنجم : تولدتون هم مبارک باشه. خوشحالم که انقدر خوش شانس هستین که سالگرد تولدتات را در می یابین
شما و همه دوستان عزیز همدردی را بخدای بزرگ می سپارم