دوست خوبم به توصیه مدیر همدردی حتما عمل کن . حتی یه ذره هم غم بی پولی نداشته باش . خدا روزی رسونه و تنهات نمیگذاره . فقط از این شیطان مومن نما دور شو .
نمایش نسخه قابل چاپ
دوست خوبم به توصیه مدیر همدردی حتما عمل کن . حتی یه ذره هم غم بی پولی نداشته باش . خدا روزی رسونه و تنهات نمیگذاره . فقط از این شیطان مومن نما دور شو .
با تشکر از همه دوستان و آقای خاله قزی. باور کنید هوای اینجا برای من خفه کنندست.احساس خفگی میکنم وقتی پامو میزارم اینجا. متاسفانه یه سری کارای نیمه تمام دارم که باید تا سر ماه تحویل بدم و میدونم اگر ناتمام بمونه و برم دست از سرم بر نخواهند داشت و با توجه به اینکه ادرس محل زندگی منو میدونن حتی دم در خونمونم هم میان.(با شناختی که از همکارم و این آقا دارم میدونم این اتفاقات خواهد افتاد) و میدونم اگر ازینجا اومدم بیرون و این آقا یا همکارم دوباره با من تماس گرفتن شوهرم عکس العمل بسیار تندی نشون خواهد داد.بهمین خاطر تصمیم گرفتم تا سر ماه بمونم. ولی متاسفانه من برای تکمیل کارام نیاز دارم که یه سری مدارک رو از اقای مدیر تحویل بگیرم که ایشون به عمد مدارک رو نمیدن! از طرفی یه سوال دیگه دارم ازتون دوستان لطفا راهنمایی کنین بعد اینکه ازینجا اومدم بیرون به خانواده شوهرم چی بگم؟ مطمئنم بسیار کنجکاو خواهند بود دلیلش رو کشف کنن.و اینکه در شهر کوچک ما دیگه احتمال اینکه کار مناسبی پیدا کنم بسیار کمه بنابراین حتما دلیل استعفا دادنم رو جویا خواهند بود.بقیه موارد برام مهم نیست. اینکه بعد از استعفا دادنم مدیر متوجه میشه که من بهش دروغ گفتم دارم میرم یه شهر دیگه(چون در شهر کوچیکی زندگی میکنیم)و.. اصلا برام مهم نیست. ولی میترسم چون تمام حساب کتابای این شرکت دست من بوده بعد از رفتنم سندسازی کنن بر علیه من یا مشکلاتی ازین قبیل رو چطوری قبل از پیشگیری کنم؟
اقا یا خانم فرهنگ. لزوما رفتار یکنفر عکس العمل به طرف مقابلش نیست
شاید یکماه پیش بود که در یک بیمارستان دولتی بزرگ نوبت گرفتم و به به پزشک رفتم
تنها یک سلام و خسته نباشید گفتم و به روی صندلی که مخصوص بیمار هست نشستم. نمیتونم بگم چه حرکت رشتی از این دکتر که عضو هیات علمی دانشگاه بود دیدم که شرم دارم . و البته اشتباه بزرگ من ثمل همین خانم جواب قاطعانه نکردن و نادید گرفتن بخاطر خجالت کشیدنم بود. ایا سلام کردن من مشکلی داشت؟ ایا به ایشان چشمکی لاوی چیزی تقدیم کرده بودم؟ نمیدانم شاید عیب من اراستگی ظاهری من بود.البته به هیچوجه نه جلف بودم نه بدحجاب. نه ارایش پررنگی داشتم.ایا این اقای دکتر نمیدونم بالای 50سال تاحالا دختر یا دختر زیبا ندیده بود؟! و یا من حرکت جلفی داشتم؟ تا اخر هم من فقط از مشکل ازار دهنده ام صحبت مبکردم و ایشون حرفای بیربط میزد و من خودمو زده بودم به اون راه و حتی ادامه درمانم رو هم پیش نگرفتم .لطفا در صحبت هایتان اینقدر کلی صحبت نکنید مردان ما خیلی عوضی شده اند این روزها و لزوما تقصیر خانم ها نیست
و خانم صبا اگر ریزه کاری بلدید به ما هم یاد دهید
در اينكه شما بايد استعفا بديد شكي نيست ولي لطفا از اين ماجرا درس بگيرين كه اگه جاي ديگه شاغل شدين با مشكل مواجه نشين مثلا در محل كار بايد مرتبا با شوهرتون صحبت كنين بايد ابراز علاقه كنين بايد همكاران بدونن شما زندگيت ايده آله نبايد از مشكلات خونه در محل كار حرف بزني گاهي شوهرت سر زده بياد پيشتون اولين روز كاري با شوهرتون برين و به همكارا معرفيشون كنين و مهمتر از همه وقتي كسي پاشو از گليمش درازتر كرد با لحن كاملا رسمي و جدي ميگين آقاي فلاني لطفا هرگز تاكيد ميكنم هرگز اين رفتارو ازتون نبينم چون من به شدت معتقدم و از رفتارتون اذيت ميشم اگه بار ديگه معذب بشم چون به شوهرم تعهد دارم مجبورم بهش اطلاع بدم و دردسر درست ميشه يا در شرايط معموليتر ميگين لطفا حريم همكاريمونو حفظ كنين آقا من معذب ميشم
و سرد و فقط كاري برخورد ميكنين تااااااا زماني كه ادمها و مخصوصا مردهاي همكار رو كاملا اناليز كنين و ببينين با كي چطور بايد رفتار كرد من همكاراني دارم كه حتي بهشون سلام هم نميدم و همكاراني دارم كه آقا هستن و با هم نهار ميخوريم پس تا اناليز كامل اقايون بهشون به هيچ وجه رو نميدين بزار بگن چ عنقه شما فقط كارتو به نحو عالي انجام ميدي تا به قول معروف بفهمي كي چيكارس اگرم به روت گفتن شما چرا انقدر خشكي ميگي شوهرم خيلي حساس هستن
دوستان امروز اتفاقاتی افتاد که لازم میدونم با شما مشورت کنم.امروز شوهرم به دلیل زنگ زدنای وقت و بیوقت همکارم به شدت عصبانی شد و گفت دیگه حق نداری بری سرکار. و من حق رو به شوهرم میدم چون همکارم و مدیرم اصلا حریم شخصی نمیشناسن.
منم به مدیرم زنگ زدم و گفتم من از فردا نمیام. قراره فردا صبح برم کلید رو تحویل ایشون بدم و برگردم خونه.ان شاالله که همه چی به خیر و خوشی تموم خواهد شد.وبه نظرتون وقتی رفتم برای تسویه حساب چه عکسالعملی باید نشون بدم و چطوری باید رفتار کنم؟
بنظرم حتما با شوهرت برو که مدیرت بدونه تصمیم رفتنت جدیه و اصرار الکی ب موندنت نکنه و مهمتر اینکه نتونه روز اخر از موقعیت سواستفاده کنه و باز یجوری اذیتتون کنه.
اعتماد و محبت شوهرتم با این کار ممکنه بیشتر بشه.
هیچ جوره هم فریب نخور که باز بخای ادامه بدی کارت رو ... حتا اگه گفتن دیگه بعد از ساعت کاری مزاحمت نمیشن و حقوق بیشتر و این صوبتا ....
سلام عزیزم همینطور که دوستمون گفت حتما با شوهرت برو.
تا زمانی که تسویه نکردی هیچ برگه ای رو امضا نکن.
اما کلا عزیزم ترس رو بریز دور.من شرایط مثل تو داشتم.میدونم چه عذابی میکشی.میدونم گفتن اینکه باش فلان رفتارو بکن چقد آسونه و انجام دادنش چقد سخت.
منم همیشم میترسیدم میگفتم اگه مجبور شم بیام بیرون به خونوادم چی بگم؟بخدا اولین و بزرگترین مشکلم همین بود.
اما بعدش ترسم رو گذاشتم کنار.سرکار که رفتم اصلا به خونوادم هیچی نگفتم و بهونه اوردم که با دوستم پروژه موقت دارم.که اگه اومدم بیرون غر نزنن و بگم پروژه تموم شده.ببین اونجا با یک عالمه پسر سروکار داشتم.از هر قشرو مدلی.یعنی جرئت نداشتن جیک بزنن.
یک عالمه هم احترام منو داشتن.خیلی خیلی جدی بودم.نه چک سفته ای دادم که بابت اون بترسم نه برا خودم محدودیت خونواده گذاشتم.با خودم گفتم بهم چپ نگاه کنن همچی میزنم تو دهنشون و میام بیرون.
تو هم برای خونواده یه دلیلی جور کن.مثلا کارم سنگین بود شوهرم گفت نرو.یا خیلی استرس داشت کارش.
کار بعدیم بگو موقتا تو شرکت دوستم میرم کمکش.
عزیزم اگه شد یه کار جانبی برا خودت دست و پا کن.حتی شده تایپ.یا اگه با شوهرت سرمایه ای دارین ببین میتونی کاری راه بندازین واسه خودتون؟
رشتت چیه؟کارت اینجا چیه؟
همونطور که مینا جون گفتند حتما برای تسویه حساب با همسرت برو . یعنی خودت از همسرت بخواه که به شما کمک کنه . در جواب امیدوار عزیزم هم میخواستم بگم که بهتره وقتی به دکتر اقا مراجعه میکنید با همراهی یکی از نزدیکانتون باشه . اینطوری هم خودتون راحت ترید هم سو برداشت نمیشه .