-
سلام ارغوان62
من هنوز روی پاسخ قبلی ام تاکیدفراوان دارم.
بنده به عنوان مشاور هرگز طلاق، خیانت و اختلال روانی را در گام صفر و نقطه صفر ندیدم.
معمولا از یک جایی که غالبا یا ناشناخته هست یا آنقدر ضعیف و مبهم که هرگز حس نمی شود. استارت می خورد.
مثلا در طلاق زوجین با یک رنجش کوچک شروع می کنند. و ممکن است بعد از مدتی که این مدت گاهی سالها می شود به دام طلاق بیفتند.
در اختلال روانی مثل افسردگی و وسواس هم همین طور هست. از یک نقطه ضعیف شروع می شود و رشد می کند تا به جایی می رسد که آن را اختلال روانی می نامیم.
خیانت هم همین طور هست. یعنی یک نگاه، یک لبخند، یک میل، یک رویا، یک خیالبافی، یک همنشینی و .... در نهایت مدیریت رابطه غیر قابل کنترل شده و به خیانت می انجامد.
البته از تیز هوشی و هوش اجتماعی قوی شماست که به اولین ایمپالس های این مشکل توجه کردید ، حتی به خوابتان، حتی به افسردگی و هیجانهایی که از بود و نبود این آقا برایتان پیش می آید.
اما توجه کنید این رشد ادامه می یابد. با روشهای دیگر این رشد ممکن است مدتی کاهش یابد، اما پیوسته ادامه می یابد. به جایی می رسد که دیگر اختیار دست فکر و اراده شما نیست. آنجا نقطه غیر قابل برگشت خواهد بود.
ب هر حال ما تاکیدات و هشدارهای خود را می دهیم. عملگرایی باشماست. تصمیم گیری باشماست و زندگی شما برای خودتان هست. اما بد نیست نظرات یک متخصص خانواده را در مورد این آسیب صریحا شنیده باشید تا بتوانید همه جانبه تصمیم بگیرید.
-
ارغوان عزیزم شما تحصیلکرده و باهوش هستید پس میتوانید راه حلی پیدا کنید و خودتون رو از اون محیط دور کنید ما خیلی وقتها فکر میکنیم موضوعی غیر قابل حله به خاطر همین در موردش اصلا فکر نمیکنیم ولی اگه درباره اش فکر کنیم راه حلهایی پیدا میکنیم که خودمون هم تعجب میکنیم . در این مورد هم شما اگه روی تغییر محل کار تمرکز کنید حتما راه حلی پیدا میکنید . میتونید به بخش دیگه ای از سازمان یا اداره تون به در خواست خودتون منتقل بشید بهانه تون هم این باشه که مثلا کارم زیاده و میخوام بیشتر کنار خانواده باشم.