سلام خواهر گرامی :72:
در مورد دعوای اون شب و مسائل پیش اومده با نظر دوستای خوبم مبنی بر عدم دخالت کاملا موافقم.بذارید در درون خودشون مشکل حل بشه.فقط هر وقت شوهرتون اظهار علاقه کرد برای از بین بردن کدورت ها(مثلا با دعوت دوباره اونها)همراهیشون کنید.
من پدرم انسانی عصبی است.ترکش این عصبانیت بارها به ما هم خورده.اما مادرم میگه پدرم سال به سال بهتر شد.منظورم این نیست که به امید خدا رهاش کنید که خودش خوب میشه.نه،دقیقا برعکسه.
بارها از پدرم پرسیدیم که چطور اینقدر تغیر کردی.بابام در جواب میگه باز هم به همون راحتی و شدت عصبانی میشم .اما دیگه به همون راحتی بروز نمیدم.به همون زودی تصمیمم رو عملی نمی کنم.این چیزی که پدرم بهش رسید و خیلی خیلی خیلی سعی کرد تا بر نفس سر کش افسار بزنه.اما باز هم هر از گاهی عنان کار از کف میده.که خوشبختانه قابل اغماض(چون خیلی کمه)
مشکلی که در افراد عصبی هست،عدم توانایی اونها در کنترل خشم خودشونه.کسب این مهارت(کنترل خشم) میتونه کلید حل این مشکل باشه.
چیز دیگر هم در مواجهه با این افراد رفتار شما قبل ، حین و بعد از برخورده.البته شما به اگاهیتون نسبت به این موضوع اشاره کردید.ولی این کار رو بعد از 1.5 سال فرا گرفتید.یعنی بعد از شناخت همسرتون.حالا شوهرتون هم برای فائق شدن بر خشم خودش نیاز به شناخت داره.از خودش.از ضعف هاش.مشاور کاردان میتونه در این زمینه کمک حال خوبی باشه.
به نظر من شما تا حدی میتونید رو ایشون تاثیر گذار باشید.شما بهتره برید پیش یه مشاوره خوب.شاید لازم شد و ایشون شما رو به یه روانپزشک هم ارجاع داد و دارو درمانی صورت بگیره.(گاهی کار تیمی از روانپزشک و روان شناس لازمه).
خواهر گرامی،با حفظ ارامش سعی کنید شوهرتون رو همراه کنید به یک مشاور و حتی الامکان حواستون به مسائل تحریک کننده باشه.(دقت کنید خونواده ایشون و دخالت و انتقاد از خونواده ایشون هم میتونه یک محرک قوی باشد)
به لطف خدا و همت شما و شوهرتون همه چیز حل میشه.نگران نباشید.:72::72:
فقط خدا :72::72::72:

