-
سلام اقای shervin.من به عنوان یه دختر قضیه ات رو بررسی کردم.به نظرم با چیزهایی که شما گفتید بهتره رابطتون رو محدود کنید.اون خانم الان تحت تاثیر احساسات و خودتون هم گفتید که گویا رابطتون کمی پیشرفته است(ایکاش یه مرزی برای رابطتون تعیین میکردید)و متاسفانه دخترها خیلی به این نکات حساسند پس الان از روی احساس میگه فقط خونه بقیه اش مهم نیست کمی به اینده نگاه کنید.مثلا 5سال رابطتون خوب پیش میره شما درامد کافی دارید و یه خونه خریدید(حالا نقلی در حد خودتون) تازه وقتی میرید خواستگاری این موضوعات پیش میاد.مثلا: دختر من توی فلان محیط نمیتونه زندگی کنه.باید عروسیتون در حد خانواده ی ما باشه(یعنی کلی هزینه:لباس عروس طرح جدید تالار تو فلان نقطه ی شهر حلقه در حد عالی ...)تازه اون موقع است که بحثها شروع میشه و دختر خانم میفهمه که بدردش نمیخورید.خودش هم نمیخواد کوتاه بیاد تهش کی میبره؟؟؟شما یا خانواده اش؟؟؟
(یه بار برادرم دم عروسی خواهرم بهش حرفی رو زد که به نظرم اون موقع چرت بود اما الان میفهمم عین حقیقت بود.بهش گفت خواهرم گرسنگی عشق سرش نمیشه)
نمیخوام نفوذ بد بزنم ولی یکم به اینده نگاه کن اون دختر بزرگ میشه و خواسته هاش هم بزرگ میشه میتونه اون موقع با وضعیتت کنار بیاد؟؟؟
-
نمی دونم...! من انتظار دارم با گذر زمان یکم پخته تر شه! که بشه باهاش کنار اومد ولی حرفه شما هم قابل قبوله.....!
واقعا گیج شدم این روزا! دو سه روزم خواستم دور باشیم از هم ولی نتونستیم! :( فعلا باید منتظر زمان بمونم!
ممنون از نظر تون ستاره خانوم
- - - Updated - - -
مهم نیست کی می بره ! مهم اینه که اون می بازه!
-
سلام
باتوجه به گفته هاتون فکرمیکنم هردواسیراحساسات شدیدشایدم حدسم اشتباه باشه من نمیگم کات کنیدیاادامه بدیدولی بهتون پیشنهادمیکنم باچشم بازبه موضوع نگاه کنیدببیندایاواقعابه دردهم میخورید؟ایادراینده باهم خوشبخت میشید؟
پنج سال کم نیست ایامنتظرهم میمونیدپشیمون نمیشید؟
ازهرنظربه موضوع نگاه کنیدازاونجایی که رابطه شماتاحدودی جلورفته این امرهم مزیدبرعلت وابستگی شماشده است سعی کنیدتاحدامکان رابطتتون رومحدودکنیدتازمانیکه چیزی مشخص نشده باحدومرزجلوبرید
ببینیددخترهازوداسیراحساسا ت میشندحتی زمانیکه حدومرزباشه بازهم ازطریق شنیدن وابسته میشندخودم تجربه کردم (دیگران گفتندبه دردت نمیخوره اون کسی نیست که تومیخوای اگه واقعامیخواستت جلومیومدبهانه نمی اوردولی احساسات مانع شنیدنودیدن حقیقت شده)به اینخاطرباصراحت میتونم بگم که احساسات جلوی چشم ادم رومیبنده درحالیکه عقلش میگه درست نیست اون ادمی نیست که تومیخوای احساسات باعث میشه بگه نه نمیتونم شروع به گریه وزاری میکنه
دختری که ازیه خانواده نسبتامرفه هست ومشکل مالی نداشته به نظرتون میتونه بابی پولی به سرکنه ؟
میتونه به خاطرعشقش تحمل کنه؟
این سوالهاروازدخترخانم بپرسیدکه تاکی حاضره باهاتون ادامه بده حرفی ازطلاق نزنه و... همون لحظه ازش جواب نخوایداجازه بدیدچندروزخوب فکرکنه بهتون جواب بده
نمیخوام خدای نکرده نفوس بدبزنم ولی بایستی چشمهاروبازکرد
-
شروین جان میدونی چرا دخترای 2 سال از خودت کوچکتر رو بچه میبینی ؟ چون خودت هم هنوز خیلی بچه هستی ، 21 سال سنی نیست که
شما هنوز مونده تا معیاراتون کامل شکل بگیره و شرایط به مرور زمان هردوی شما رو عوض میکنه ، به طبع تمام نظرات و علایق و خواسته هاتون نیز تغییر میکنه
من چند تا سوال دارم ، یکی اینکه چرا میخوای فوق بگیری ؟ برای فوق لیسانس گرفتنت باید برنامه خاصی داشته باشی . اگر برای کار پیدا کردنه که اصلا دورش رو خط بکش ، چون دانشگاها دارن مرتب فوق لیسانس میدن بیرون که حداکثرشون الان بیکار هستن ، مگر اینکه فعلا فعلنا نخوای زن بگیری و با خیال راحت ادامه تحصیل بدی .
اگر میخوای زن بگیری تا کارشناسیت رو گرفتی برو دنبال کار .
دوم اینکه فکر کن همین الان فارغ التحصیل شدی ، فکر میکنی سریع کار گیرت میاد ؟ حالا به فرض که کاری که میخوای هم زود پیدا کردی ،بعد از اون اونقدر سریع میتونی پس انداز داشته باشی که خونه چند ملیونی بخری ؟ 5 سالی که پیش خودت فکر کردی شاید خیلی بیشتر طول بکشه و اون دختر خانم تمام فرصت های ازدواجش رو از دست میده برای آینده ای که خیلی دورتر از 5 ساله
نمیخوام نا امیدت کنم ، ولی میخوام این رو بهت بگم که شما 2 نفر هنوز خیلی بچه هستید و دارید خیلی احساساتی فکر میکنید ، یکم واقعیت نگر باشید .
از الان برای 5 سال آیندتون به همین راحتی تصمیم نگیرید ، گاهی اوقات اصلا شرایط اونجوری که فکرش رو میکنید پیش نمیره .
شرایط عوض میشن ، شما 2 نفر بزرگ میشید ، همه چیز خیلی تغییر میکنه .
به نظر من شما 2 راه پیش رو داری
یا اینکه همین الان بری خواستگاریش تا خانوادش با وجود شرایطی که داری دخترشون رو بهت میدن
یا اینکه کلا رابطتتون رو با وجود تمام سختی هاش قطع کنید
اتفاقی که قراره 5 سال دیگه بیفته همین الان بیفته بهتره و تکلیف هر دوی شما بیشتر مشخصه
-
ممنون از نظرتون
- - - Updated - - -
rose flower به نظر خودمم هم تا اونجایی که شناختمش نمی تونه تحمل کنه! چون آخرین باریکه با من مشکل پیدا کرد سر این بود که من نتونم براش کادو تولد بخرم ;) (هر چند هنوز چند ماه مونده به تولدش) که واقعا خود منم زیادی ناراحت کرد!
من فوق لیسانس رو خودم می خوام بخونم چون تا اینجاش درسامو خوب رسوندم حیف با لیسانس برم کنار! بعالاوه اینکه خونه ی ما همه هر دو خواهر و برادرم فوق لیسانسن!
خونه هم راستش یه جورایی میشه با کمک خانواده حل کرد ولی این فقط یه احتمال!
با این همه احساس می کنم رفتار این سویل خانوم ما یه کم بچه گونست! (یعنی تا حالا هم با همین دلیل با بعضی از اخلاقاش کنار اومدم)
خواستگاری هم که به این زودیا ممکن نیست
با این حساب راهی نمی مونه به جز کات کردن حداقل تا وقتی که اوضامون یکم مشخص تر و بهتر بشه! خدا دوران نقاهتش رو به خیر کنه من امسال رو کنکور زوم کردم!
به نظرتون چه طوری کات کنم بهتره؟!
I don't know the key to success, but the key to failure is trying to please everybody.
-
بهش بگو قصدت ازدواج هست شرايطش مهيا نيست و اين رابطه نامعلوم به هر دوتون صدمه ميزنه بهش همه چيزو ركو پوست كنده بگيد بهش راستشو بگيد
-
خوبی رابطمون اینه که از اولش زیاد با هم تعارف نداریم همه چی رو رک و راحت بی دروغ و کنایه به هم می گییم این شرایطم بهش گفتم قراره تصمیم بگیره (میخوام به هرچی هست با هم توافق کنیم) فردا میرم برا دیدنش ...! :|
-
فقط سعی کنیدامیدوارش نکنیدتامثل من نشه بااحساساتش بازی نکنیدمرگ یه بارشیون هم یه بار
یاتااخرش باهاش بمونیدیابکل ازش جداشیدیه دوره نقاهت داره که هرچندسخته ولی بهترازبلاتکلیفیه
-
منم از بلاتکلیفی خوشم نمی یاد ! من از خدامه باهاش بمونم ولی به شرط اینکه اونم با این شرایط واقعا بخواد! نه اینکه تو اوج دوست داشتنت بگه به (تو و رابطه) شک دارم!!!!! (این طوری خودشم از چشم آدم می افته!) :((((
-
خيلى خوبه كه با هم راحت و روراستيد
شما بهش بگيد كه نبايد ناراحت بشه چون شما دوستش داريد و رابطتون سالم بوده و حتى قصد ازدواج داشتيد ولى شرايطش فراهم نشده
به هرحال اميدوارم به بهترين نحو بتونيد اين مسئله رو حل كنيد دوست عزيز.
موفق باشيد
- - - Updated - - -
مثل اينكه پستامون تو يك زمان شد.