RE: مشکل من و همسرم بر سر اینکه خانواده ام نسبت به ازدواجم بی اعتنا هستند
سلا صبا جان ..:46:
بله دست چک دارن . کارمند جایی هم نیستن شغلشون ازاده ..
چه پیشنهاد خوبی کردی .. فکر میکنم یه اشنای لوازم خونگی داشته باشیم .. باید بپرسم ببینم قسطی میده یا نه .. برای لوازم خونگی فکرت عالیه .. برای باقی چیزها مثل مبل و اینا باید دنبال یه وام باشم .. چون یه جهاز خیلی معمولی الان کلی هزینه داره :316:
اصلا اونجوری با خانواده م راحت نیستم که بخوام ازشون پول بگیرم .. نمیتونم خودمو راضی کنم بگم بهم پول بدین برم خرید .. زیاد با پدرم صمیمی نیستم .. هروقت حرف میزنیم اخرش دعوامون میشه ..
سعی میکنم با پول کارم ریز ریز وسایلم رو بگیرم ..
ممنونم از پیشنهاد خوبت عزیزم .. :72:
بچه ها بازم اگه برای وام جایی رو میشناسین لطفا بهم بگین ..
RE: مشکل من و همسرم بر سر اینکه خانواده ام نسبت به ازدواجم بی اعتنا هستند
آرام عزيز:72: تقريبا همه وسائل رو ميشه قسطي و با دسته چك برداشت حتي ظرف و ظروف
فقط بايد بگردي و مغازه هايي كه اينجوري كار ميكنند رو پيدا كني
در مورد پول گرفتن از خانوادتون هم اگه با مامانت راحتي بهشون بگو مثلا فردا بريم با هم پارچ و ليوان و ... رو ببينيم. كم كم كه باهاتون اومدن و ديدن انگيزه خريد هم درشون ايجاد ميشه و خودشون پولش رو جور ميكنن حالا يا مستقيم از پدرتون ميگرن يا يه هر روشي كه خودشون صلاح مي دونند.
فقط شما سعي كن اين جو رو براشون ايجاد كني.
خوشبخت باشي گلم:72:
RE: مشکل من و همسرم بر سر اینکه خانواده ام نسبت به ازدواجم بی اعتنا هستند
سلام دوست من
من هم توی دوران عقدم یه مشکلی شبیه به تو داشتم با این تفاوت که خانواده ی همسرم خیلی بی تفاوت و به قول معروف دل گنده بودن. من و همسرم خیلی سر این مسایل اذیت شدیم توی عقدمون ولی خوب دیگه همه چیز تموم می شه.
تو بحث چهاز مادر ها نقش مهمتری رو ایفا می کنند. اگر بتونی با مادرت صحبت کنی و مادرت با پدرت صحبت کنه بهتره. یا اگر خواهر یا برادر بزرگتری داری ، اونها بهتر می تونن با پدرت صحبت کنن. مثلا من در مورد جهازم هر وقت چیزی می خواستم که پدرم حاضر نبود برام بخره خواهر بزرگترم باهاش صحبت می کرد. خلاصه از یک نفر بزرگتر که به خانوادتون نزدیک کمک بگیر تا با پدرت صحبت کنه.
در کنار اون هم خودت شروع کن وسایلی که لازم داری رو انتخاب کن . چون تو انتخاب جهاز بیشترین زمان رو انتخاب کردن می بره . والا خرید و پول دادنش کار یک هفته س. برو وسایل آشپزخانه مدل تخت و ... رو بپسند تا وقتی پولش جور شد دیگه مشکل پسندیدن نداشته باشی. سعی کن تا اونجایی که می تونی خانواده ات بخصوص مادرت رو با خودت همراه کنی و سعی کن سر ذوق بیاریشون.
با حرفایی که زدی و اینکه گفتی خانواده هاتون دعواشون شده شاید خانواده ات نسبت به این ازدواج میل و رقبتشون رو از دست دادن.
RE: مشکل من و همسرم بر سر اینکه خانواده ام نسبت به ازدواجم بی اعتنا هستند
ممنون ساحل ارامش عزیزم از راهنماییت ..
بچه ها یه مشورت ازتون میخوام ..
من با خانواده م صحبت کردم .. یه روزم همسرم اومد و با پدرم حرف زد و تاریخ مراسم رو مشخص کردن .. پدرم پیشنهاد داد گفت من نصف پول جهازتو وسیله میخرم و نصف دیگه رو بهت میدم بذارین رو پولی که میخواین بدین به رهن خونه و برین خونه بخرین ..
الان پولی که من میارم با پول همسر میشه 30 تومن .. که اگه من طلاهامو بفروشم میتونیم یه خونه بخریم و خونه رو بدیم رهن و پولی که بابت رهن میگیریم رو بدیم به صاحب خونه .. البته یه خونه ی قولنامه ای .. و خودمون بریم طبقه بالای خونه ی مادربزرگم که یه خونه ی 40 و خرده ای متریه زندگی کنیم ..
خب حالا من خیلی دو دلم .. میترسم نتونم تو این شرایط دوام بیارم و فشاری که بهم میاد باعث بشه رابطم با همسر هم بهم بریزه ..
به نظرتون ارزش داره همچین کاری رو کنیم ؟ ممکنه بعدا پشیمون بشیم از انجام دادن این کار ؟
و اینکه خونه قولنامه ای هست ( میتونیم بعدا سندش رو بگیریم ) و تو حومه ی تهران به نظرتون ارزش این همه سختی کشیدن و از خود گذشتگی رو داره ؟
بعد اینکه تو همین سایت من خیلی خوندم خانومایی که باعث شدن شوهرشون به خیلی جاها برسه و بعد ........ در حقیقت الان دو سوم پول خونه رو من دارم میبرم .. با این حال همسرم خیلی رک بهم گفت که بعدها هر ملکی یا چیزی بخرم به نام خودم میخرم چون نمیتونم به یه زن اعتماد کنم هر چند همسرم باشه .. ! میترسم این کار رو بکنم و بعد که به یه جایی رسیدیم همسرم منو فراموش کنه و به خودش مغرور بشه بگه همه ی این کارها رو من کردم .. ( همین حالا هم گاهی اوقات میگه من نبودم به هیچ جا نمیرسیدیم و ...... )
واقعا نمیدونم چی درسته و چی غلط ؟
خونه بخریم یا یه جا رهن کنیم و من جهاز ببرم ؟
RE: مشکل من و همسرم بر سر اینکه خانواده ام نسبت به ازدواجم بی اعتنا هستند
دوست عزیز
بنظر من خانواده گناه نکرده که تا ابد بخواد خرج بچه هاش رو بده اونم تو این سن و سال!
به اعتماد خودتون برید جلو اندازه ی جیبتون خرج کنید و مراسم بگیرید نباید از کسی توقع داشت به زور کمک کنه اگر داشتن و خواستن کمک کنن که دستشون درد نکنه اما وظیفشون نیست!
RE: مشکل من و همسرم بر سر اینکه خانواده ام نسبت به ازدواجم بی اعتنا هستند
نقل قول:
نوشته اصلی توسط الف-ح
همسرم خیلی رک بهم گفت که بعدها هر ملکی یا چیزی بخرم به نام خودم میخرم چون نمیتونم به یه زن اعتماد کنم هر چند همسرم باشه .. !
شما میتونید به ایشون اعتماد کنید؟
نقل قول:
نوشته اصلی توسط الف-ح
تو همین سایت من خیلی خوندم خانومایی که باعث شدن شوهرشون به خیلی جاها برسه و بعد ........ در حقیقت الان دو سوم پول خونه رو من دارم میبرم
شما هم نمیتونید
پیشنهاد بدید سه دانگ به نام شما سه دانگ به نام ایشون باشه
اگه نمیتونن اعتماد کنن پس خودشون زحمت پولشم بکشن
شما طلاهاتو واسه خودت نگهدار
RE: مشکل من و همسرم بر سر اینکه خانواده ام نسبت به ازدواجم بی اعتنا هستند
الف - ح
عزیزم
فکر فروش طلاهاتو فراموش کن. بزار واسه روز مبادا.
طلا مثل یه پول نقد تو دستتونه. طلا مال شماست. هرگز نفروش که پشیمون میشی.
RE: مشکل من و همسرم بر سر اینکه خانواده ام نسبت به ازدواجم بی اعتنا هستند
سلام:72:
پولي رو كه پدرت ميده كامل جهيزيه بگير.
به طلاهات هم دست نزن.
خونه خريدن و ... رو هم بسپار به همسرت.
اگه يه روزي هم پولي پس انداز كردي و خواستي چيزي بخري يا مشاركت كني حتما حتما تو سند اون زمين يا خونه بايد به ميزان پولي كه ميدي سهمت حفظ بشه.
حرفاي من با توجه به حرف ها و برخورد همسرت هست. شايد اگه كس ديگه اي بود برعكس همه اين حرفا رو ميزدم.
:72::72:
سلام:72:
پولي رو كه پدرت ميده كامل جهيزيه بگير.
به طلاهات هم دست نزن.
خونه خريدين و ... رو هم بسپار به همسرت.
اگه يه روزي هم پولي پس انداز كردي و خواستي چيزي بخري يا مشاركت كني حتما حتما تو سند اون زمين يا خونه بايد به ميزان پولي كه ميدي سهمت حفظ بشه.
حرفاي من با توجه به حرف ها و برخورد همسرت هست. شايد اگه كس ديگه اي بود برعكس همه اين حرفا رو ميزدم.
:72::72:
RE: مشکل من و همسرم بر سر اینکه خانواده ام نسبت به ازدواجم بی اعتنا هستند
تماس عزیزم ما از خانواده هامون هیچی نخواستیم ! خود پدرم پیشنهاد داد که این پول رو بهمون بده و بریم دنبال خونه .. وگرنه من خودم میدونم خانواده ها وظیفه ندارن خرج ما رو بدن .. همین الان هم خدا رو شکر از هیچ کس یه قرون پول نگرفتیم برای عروسی و ...... خودمون همه رو داریم جور میکنیم .. ممنون از کمکت ..:72:
زنده دل عزیزم ممنون از کمکت .. راستش من بهش اعتماد دارم و برام انقدری مهم نیست که خونه به نام کی باشه .. ولی با توجه به تجربه ی بچه ها و روحیات همسرم میترسم !
مهربونی عزیزم ممنونم ازت .. راست میگی فروختن طلا همه ش ضرره ..
صبا جون مرسی از حرفات :46: الان یکم فکرم جهت دار شد .. خیلی ها بهم میگفتن بگیر ولی این روی سکه رو نمیدیدن که ممکنه بعدا چه مسائلی پیش بیاد .. راستش تو یکی از تاپیکام گفته بودم بزرگترین مشکل من با همسرم اینه که نمیتونم حق خودمو ازش بگیرم .. یعنی هر پولی که من بیارم تو زندگی مال من نیست .. و بعد ها هم اگر قرار باشه خونه ای چیزی بخریم نمیتونم بهش بگم مثلا سه دانگش رو به نام من بزن ..
ممنونم از همه تون :46:
RE: مشکل من و همسرم بر سر اینکه خانواده ام نسبت به ازدواجم بی اعتنا هستند
به گفته دوستان ديگر هرگز طلاهاتو نفروش مگه بدوني همسرت قدر اين كارتو مي دونه و بهت قول مي ده جبران كنه.:72:
پيشاپيش عروسي تون مبارك:227::123::104: