RE: بعضی وقتا یادم میره که من یک زنم فقط...
مرسی مریم عزیز برای نظراتت
کم کم دارم به توانایی بیانم شک میکنم عزیزدلم من خودم با اون تاپیک که فقط اسمش "برای زنان عشق بر همه چیز مقدم است " خونم به جوش میاد من همیشه مدافع حقوق خانمای مظلومم ولی واقعا تو این تالار بین صحبت دوستان یا بین زنان فامیل یه حرفایی میشنوم یا یه کارایی میبینم که حرصم در میاد .خیلیا معتقدن که خانم خوبیم (برداشت بد نکنید) و تنها فرقی که باخواهرام دارم بقول خودشون پرناز بودنم شوهرم به این بشدت علاقه داره این ناز کردنم همیشه واسم راه حل بوده البته منطورم سواستفاده نیست منظورم کناراجتماعی بودن موفق بودن صبور بودن عاشق بودن با محبت بودن زن هم باشیم اینا باهم متضاد نیستن
اومدم اینجا واسه امثال خواهر مثه یه خواهر کوچولو پیشنهاد بدم فقط همین امیدوارم سو تفاهم ها رفع بشه
RE: بعضی وقتا یادم میره که من یک زنم فقط...
سلام .
چی شده سر چی بحثه؟
سینگل جون یه جور عنوانی گذاشتی هر کی یه مدل فهمیده منم این مدلی که میگم :
خدا رحمت کنه رفتگانتونو پدر شوهر خدا بیامرز من در زندگی اعتقاد داشت دونوع زن وجود داره :
1زن:کسی که از بس تو خونه کار میکرد وغرق روزمرگیش بود که یادش میرفت یه شونه به موهاش بزنه وموقع خواب روسریشو در بیاره وهمیشه هم زیر دامنش یه شلوارک نخی که جورابشم میکشه روش تنش بود .
2خانوم:کسی که در حین اینکه بسیار کدبانو وبا سلیقس بسیار به خودش میرسید ودر سبد خریدش چیزی به عنوان کرم دست وصورت وجود داشت ودر خانه برای همسرش دامن قرمز بدون شلوارک نخی میپوشید .
به نظر من تو ایران که همه ما بین زندگی مدرن و سنتی گیر کردیم باید هم زن باشیم هم خانوم در حین بشور و بساب و پخت وپز یه زمانم واسه خودمون بگذاریم لباسمون ارایشمون ورزش و دوره های زنونمون که خودش هم روحیه میده هم یه جور تعامل اجتماعیه .
من فکر میکنم نباید تو هیچی مبالغه کرد نه اونقدر غرق چیسان وفیسان شیم که عنان زندگی از دستمون در بره ونه اونقدر خودمونو غرق پیاز داغ و مایع سفید کننده کنیم که شوشو بره دنبال یه اغوش خوشبو بگرده .
البته من چون شاغل نیستم نمیتونم در مورد خانمای شاغل نظر بدم .
باز میگم من این مدلی فهمیدم سوالتونو اگه اشتباه فهمیدم ببخشید .......:P:D
RE: بعضی وقتا یادم میره که من یک زنم فقط...
سلام single عزیز
ممنون بخاطر ایجاد این تایپک
نظر من اینه:
در بعضی از خانواده ها که خانم خونه مسولیت زیادی قبول میکنه که البته بعضی هاش هم اصلا وظیفه اش نیست
در اینجور خانواده ها معمولا آقای همسر یا معتاد هست یا بیکار و تن پرور و بی مسئولیت که در دوران مجردی بدون زحمت پول بدست میاوردن ( به هر نحوی از اطرافیان میگرفتن یا حتی تا مدتی در مضیقه بودن ولی کک شون هم نمی گزید) بعضی از مردها هم بخاطر پشتوانه مالی خانواده همیشه حمایت می شدن و بخاطر روش غلط تربیت خانوادگی کلا" بی مسئولیت بار اومدن و در دورن متاهلی هم انگیزه داشتن یه شغل پر درآمد ندارن و همیشه چشم انتظار دریافت خدمات از دیگرن هستن!!
خب معموله همسر اینگونه مردها چطور به زحمت و دردسر می افتن و باید همه جوره حواس شون به همه چی زندگی از مسائل ریز گرفته تا بزرگ باشن و برای امرار معاش زندگی هم زحمت زیادی تقبل کنن تا اونجائیکه اصلا به قول شما یادشون میرن یک زن هستن و باید شادابی و طروات زنانگی خودشون هم حفظ کنن و گرنه واقعا افسرده میشند.
حالا اگه در خانواده ای مردی برای امرار معاش خانواده اش واقعا تلاش میکنه و زحمت میکشه ولی مخارج و هزینه های خونه بالاتر از حد توانش هست بحثش جدا هست و خانم خونه بدون احساس ناراحتی کمک میکنه چون میدونه شوهرش داره با تمام توانش برای این زندگی زحمت میکشه اینطوری انگیزه کافی برای خانم خونه هست تا به خودش هم بپردازه و احساس یأس و نامیدی نکنه که فقط شده تکیه گاه شوهرش
خداوند هم می فرماید زن برای اطاعت از مرد آفریده شده و مرد هم برای محافظت و مراقبت از زن آفریده شده
اگه جای این دو تا برعکس بشه ناخوداگاه نارضایتی و از هم پاشیدن نظم زندگی رو دنبال داره
RE: بعضی وقتا یادم میره که من یک زنم فقط...
خود من از سال اخر دانشگاه همزمان کار میکردم نیاز مالی نداشتم ولی چون از بچگی مستقل بار اومده بودم کار بیرون از خونه اونم نه هنری و نه به اصطلاح زنونه رو دوست داشتم.همیشه از کارای ی که بیشتر منسوب به خانوماست مثل بافتنیو شیرینی پزیو این کارا بدم میومد.من برادر نداشتم واسه همین پدرم با من و خواهرام و حتی مامانم طوری برورد میکرد که مستقل باشیم چون زیاد سفر و ماموریت میرفت کارای بانکی خرید پیگیری تعمیر ماشین و خونه گاهی حتی سروکله زدن با کارگرایی که واسه تعمیر خونه میومدنو به ما میسپرد ومیگفت شاید یه روز من نباشم شما باید بتونید از پس هر کاری بر بیاید
شاید هدفش از این کارا خوب بود اما حالا که رفتارم با همسرمو میبینم خیلی خیلی دلم هوس میکنه زن باشم
اصلا نمیتونم در قید و بند کسی باشم
دلم میخواد همه کارامو خودم انجام بدم
ماشین دستم باشه مدام منتظر این نباشم که اون بیاد دنبالم
شاید باورتون نشه از اشپزی و خونه داری میترسم و اصلا حاضر به انجامش نیستم
از همه بدتر نمیتونم به همسرم تکیه کنم به کاراش اعتماد کنم کاریو بهش بسپرم (چیزی که آقایون معمولا دوست دارن)
خیلی وقتا خیلی خیلی وقتا کارمو ساعت کاریمو به همسرم و با اون بودن ترجیح میدم
توقع دارم اونم زیاد کار کنه
و.......
و معمولا وقتی به هم میرسیم تنها نقطه مشترکمون خستگیه
فکر کنم این منظور اصلی single جان باشه که به تازگی دیگه سینگل نیستو دوبل شده:43:
از خیلی از خانومای شاغل اطرافم پرسیدم چه مجرد چه متاهل اکثرا این جمله بین همشون مشترکه
کاش هیچ وقت سر کار نمیرفتیم
RE: بعضی وقتا یادم میره که من یک زنم فقط...
سلام
من خودم یه خانومم اما عاشق کارایه مردونه هستم.الان واسه آماده کردنه خونمون واسه مراسم عروسی پابه پای شوهرم رنگ میزنم برق کاری میکنم گچکاری میکنم از نردبون بالا میرم.تازه کلی کارای جدید هم یاد گرفتم.این کارا رو با ظرافت زنانه انجام میدم شوهرمم کلی ذوق میکنه وقتی میبینه چطوری اینکارارو میکنم.اما قرار نیست من مرد خونه باشم و شوهر بخوره و بخابه.همکاری میکنم تا حدی که به خودم و زندگیم ضربه نخوره
راستی یادم رفت بگم البته شوهرمم کمک میکنه و همراهم آشپزی و خیاطی و جارو گردگیری و....انجام میده(ما عقدیم ولی توی خونه بابام هم تو این کارا کمکم میکنه)
RE: بعضی وقتا یادم میره که من یک زنم فقط...
مرسی برا نطراتتون :104::104::104
یک نکته دوست دارم بگم اینه منم روحیاتم خیلی پسرونه بود همه دوستای بچگیم پسرای همسایه بودن نه دخترا البته وقتی زیر هفت سال بودماااا
اوایل ازدواجمون روحیه ام همون طورری بود ولی حالا ....
شاید باز سرم غر بزنن خانما :311:ولی از وقتی گذاشتم موهام بلند شن حس دختر بودن بیشتری به من و شوهری دست داده :311:
باید خاطر نشان کنم که اولا نارضایتیمو مثه پسرا با جیغ و داد نشون میدادم بنده خدا آقای شوهر وحشت میکرد:163: ولی الان با لطافت بروز میدم جالب اثرش هم بیشتره :310:
موفق باشید گلبرگا :46:
RE: بعضی وقتا یادم میره که من یک زنم فقط...
منم منظور تاپیکت رو single جون مثل سارا@ برداشت کردم .
در بعضی خانواده ها به وضوح دیدم که زن هایی که خیلی تلاش میکنند تا مسولیت زندگی و خیلی از کارای آقایون رو بر عهده بگیرند ، آقایون ناخواسته نسبت به بعضی کاراشون و مسولیت هاشون بی خیال میشن .بیشتر هم به خاطر این هست که خیالشون راحته که خانمشون اون کارارو انجام میده و خیلی بیشتر از خودشون حواسشون هست .
زن هم خوشحاله که مردش بهش وابسته شده و اگر خانم یک سری کارا رو انجام نده شوهرش بدون خانم نمیتونه زندگی کنه جون خیلی کاراش لنگ خانمشه .یا شاید صرفا به خاطر علاقش باشه و یا حتی گاهی اوقات به خاطر فرار از کارایی که بیشتر میگیم کارای زنانه هست و یا به هر دلیل دیگه ای ...
شاید در ابتدا خیلی جالب باشه هم برای زن و هم برای مرد .اما به مرور زمان زن رو از پا در میاره .خسته و افسردش میکنه .چون واقعا یک سری کارها با طبیعت زن جور در نمیاد
ولی زمانی زن متوجه اشتباهش میشه که دیگه خیلی دیر شده .و نمیتونه همسرش رو دوباره عوض کنه و طوری باهاش رفتار کنه که مرد متوجه بشه مسولیت اون کارایی که خانم تا به امروز انجام میداده به عهده مرد خانواده بوده .چون مرد دیگه وظیفه خودش نمیدونه .
RE: بعضی وقتا یادم میره که من یک زنم فقط...
قربون حکمت خدا برم خودش میدونست هر کی رو چطور بوجود بیاره.
امشب داشتمیم وزنه برداری المپیک بانوان رو میدیدم. دو تاشون واقعا مرد بودن.البته فقط دو تاشون نه همه یعنی تا همسرم نگفت اینا همه زنن من فکر میکردم این دو تا مردن.
یه جوری بود حالم بد شد. واقعا باید بین زن و مرد فرق باشه. یعنی نمیدونم با شوهرش کنار هم باشن بچه هاشون تشخیص میدن کدوم مامانشونه؟ یا دیگران میفهمن کدوم زن خونست.
RE: بعضی وقتا یادم میره که من یک زنم فقط...
سلام
من هم با اجازه نظرم رو میگم.
به عقیده من همانطور که گلنوش عزیز گفت حفظ ظاهر زنانه خیلی خیلی مهمه ولی اینکه به صرف اینکه به آدم استرس وارد میشه از حساب و کتاب خودش رو بیرون بکشه خیلی بده.چون زندگی مشترک یعنی منافع مشترک اگر یک مرد اشتباه کنه زن هم تاوانش رو میده و اونوقت دیگه مجالی برای ناز کردن و اینها نمیمونه فقط چیزی که به وجود میاد غر غر زن و دعوا مرافع هست ولی اگه زن و مرد باهم برنامه ریزی مالی بکنن و هدایت سکان زندگی رو با هم به عهده بگیرن در صورت اشتباه هم چون هر دو در اشتباه دخیل بودن هیچ غر و افسوسی ایجاد نمیشه.
همیشه دو تا فکر بهتر از یک فکر میتونه کار کنه حفظ ظاهر زنانه یک بحث هست و همفکری و همراهی هم در کنارش خیلی مهمه
اینکه آدم بخواد همش به فکر حفظ ظاهر و ناز کردن باشه فقط تا جایی جواب میده که زندگی گل و بلبل باشه اگر مشکلی توی زندگی پیش بیاد اونوقت لطافت محض تبدیل میشه به خشونت مطلق
RE: بعضی وقتا یادم میره که من یک زنم فقط...
فکور نازنین من میدونم پشت یه مرد موفق یه زن وایستاده ولی وجدانن فک میکنید کمک کردن ما خانما البته بعضیامون خیلی از نظر شوهرامون دلچسبه؟!!! گاهی انقد دخالت میکنیم که شوهرمون حس مردونگیشو از دست میده این تاپیک ماله خانماست ولی یک نکته:
مشورت کنیم با شوهرمون تنها جایی که از ما خواست و اازه بدید تصمیم آخر با شوهرتون باشه براشون خیلی مهمه