دوستان خواهش اگر نظری دارید بگید.
شاید اولش این تایپ رو بخونید بگید چیزه مهمی که نیست به مرور زمان حل میشه .
ولی اینطورنیست . همین رفتار به آیندمون لطمه وارد میکنه.
الان که شکل کامل نگرفته .حل بشه بهتره.
نمایش نسخه قابل چاپ
دوستان خواهش اگر نظری دارید بگید.
شاید اولش این تایپ رو بخونید بگید چیزه مهمی که نیست به مرور زمان حل میشه .
ولی اینطورنیست . همین رفتار به آیندمون لطمه وارد میکنه.
الان که شکل کامل نگرفته .حل بشه بهتره.
سلام اقای کبوتر..تبریکات فراوون..ایشاا.. که خوشبخت باشید
چرا انقد نگرانید؟؟
این خانوم یه دوره طولانی از محبت همسری محروم بوده..مهر و محبت خودش هم تخلیه نشده..الان داره یه دفعه همشو تقدیم شما میکنه...
ایرادی نداره..نترسید..
پدر هم نداره و با مادرش تنهاست.شما مردها واقعا نمیتونید بفهمید زنها چقد ممکنه ا زتنها بودن و حامی نداشتن رنج ببرن..این همه شب تنها بودن و چه استرسی کشیدن.
اقای کبوتر پیشنهاد میدم با هم پیش یه مشاور برید تا مشاور ببینه ایا همسرتون با ازدواج قبلیش کنار اومده..چون گاهی این اتفاقات یه ترسی تو وجود ادم میذارن و فکر میکنن نکنه نفر بعدی رو هم از دست بدن؟
فکر میکنم این خانوم هم الان یه کم ترسیده...الان بیشتر ازهر چیز به حمایت شما احتیاج داره..اینکه یه مرد پشتوانه و تکیه گاهشه دلش رو قرص میکنه.در عین حال که ازش حمایت میکنید اروم اروم باش صحبت کنید و بگید چندان جالب نیست هر شب خونشون برید...و دوست دارین الان بیشتر کار کنید تا بتونید رفاه بیشتری براش فراهم کنید..بگید کار کردتون معنیش دوست نداشتنش نیست بلکه معناش علاقه به اسایش و ارامشه اونه..بهش قوت قلب بدید
مقالاتی که همینجا میخونید رو پرینت بگیرید تا بخونه و کتابایی که درمورد رفتارهای زن و مرد تو زندگی مشترک هست بخرید و بهش هدیه بدید.
کار هم که براش جور کردین.عالیه
میخواستم یه چیز دیگه هم بگم.چون تو یه تاپیک دیگه گفتین ازدواج اولتون بهتر بود..اقای کبوتر لطفا مقایسه رو بذارید کنار.این ذهن مقایسه گر میتونه زندگیتونو نابود کنه...این خانوم و همسرقبلیتون دو ادم مختلفن و لزومی نداره شبیه هم باشن..به زندگی قبلیتون به چشم یه مرحله از زندگی نگاه کنید و بگذرید.
به هر حال شما تازه با هم شروع کردین و مثل هر ازدواجی زمان و مهارت لازم داره تا موتورش گرم بشه و درست به کار بیفته.
موفق و خوشبخت باشید