RE: خیلی فوری، لطفاً کمک کنید
من در مورد اقایون نمیدونم اما من که خودم هزار بار در سال اول ازدواجم از انتخابم پشیمون شدم (البته تو دلم و بیان نکردم). البته شما که خدا رو شکر مشکلی ندارید و شاید یک کم به قول یکی از دوستان خوشی زده زیر دلتون. اگر الان در حال دعوا بودید و یک عالمه مشکل داشتید دیگه یادتون میرفت تردید یعنی چی و الا ناینجا دنبال این بودید که بچه ها به دادم برسید چطور زنم رو به خودم دلبسته کنم. شوخی کردم.
برای اینکه از شر این افکار راحت بشید :
نقل قول:
نوشته اصلی توسط ani
سلام دوست محترم
نگاه يك سويه به نيمه ي خالي و تلخ اين نتيجه را دارد . به نيمه ي پر ليوان زندگي ات نگاه كن .
و این کار رو ادامه بدید. انشاء الله وقتی ایشون بیان پیشتون اینقدر بهتون خوش بگذره که دیگه این افکار از ذهنتون بره. هیچ نعمتی بالاتر از داشتن یک همنشین خوبو نیک نیست که خدا به شما عطا کرده.
راستی به این حدیث مگاه کن. ایا به راستی وصف همسر شما نیست:
امام مجتبی علیه السلام
و هر گاه به همشینی با کسی نیازمند شدی، با چنین فردی همنشینی کن: کسی که همنشینی با او مایه سربلندی تو باشد و اگر به او خدمت کردی، هوایت را داشته باشد. چنان که کمکی خواستی به یاریت بشتابد و اگر سخنی گفتی تصدیقت کند. اگر در کاری همت به خرج دادی، با تو هم سو و هماهنگ باشد و اگر خطایی کردی، آن را جبران کند. اگر کار نیکی از تو دید، فراموش نکند. اگر از او خواستهای داشتی، برآورده سازد و اگر چیزی نخواستی، خود به تو ببخشد. اگر به تو مشکلی طاقتفرسا رسید، ناراحت شود. دوست تو باید کسی باشد که از او به تو زیانی نرسد، برایت دشواری نسازد، حق تو زیر پا نگذارد و اگر اختلاف مالی پیدا کردید، ایثار کند و تو را مقدم دارد. .
RE: خیلی فوری، لطفاً کمک کنید
[quote=deljoo_deltang]
من در مورد اقایون نمیدونم اما من که خودم هزار بار در سال اول ازدواجم از انتخابم پشیمون شدم (البته تو دلم و بیان نکردم). البته شما که خدا رو شکر مشکلی ندارید و شاید یک کم به قول یکی از دوستان خوشی زده زیر دلتون. اگر الان در حال دعوا بودید و یک عالمه مشکل داشتید دیگه یادتون میرفت تردید یعنی چی و الا ناینجا دنبال این بودید که بچه ها به دادم برسید چطور زنم رو به خودم دلبسته کنم. شوخی کردم.
واقعاً ممنونم . لااقل فهمیدم که بقیه هم از این فکر ها می کنند. من عیبم اینه که هیچ وقت حرف رو تو دلم نگه نمی دارم و حتماً باید به طرف مقابلم بگم.
آره واقعاً فکر کنم اینطوریه. من اصلاً ایرادی در خورد دختر به جز اینکه چند ماه بزرگتره و ظاهرش معمولیه پیدا نکردم. از هر نظر خوبه . این افکار از اونجایی به ذهنم اومد که ناخودآگاه به فکرم رسید که چرا فلانی رو نگرفتم که از هر نظر خوب بود یا چرا بیشتر فکر نکردم و .....
من هم عیناً این افکار رو به خانمم گفتم ً
به قول دوستم میگفت خانمت خیلی خوب بوده که الان تو دو سه هفته هست اینجوری بهش می گفتی و احترامت رو نگه داشته و الان هم تازه محترمانه می خواد ازت که جدا بشه و تازه مهریه هم نمی خواد. دوستم می گفت همچین دختری کم پیدا می شه.
باور کنید من هم می دونم ولی یهو مثلاً بعد چند ساعت میاد به ذهنم و خانمم هم میگه هرچی که ازش ناراحتی رو بهم بگو ولو اینکه من ناراحت بشم.
من می خوام از الان تصمیم بگیرم که بهش این حرفا رو نزنم دیگه و منم تو دلم نگه دارم. فقط یه چیزی خودش می ترسه میگه تو از الان دلت با من نیست و این افکار تو ممکنه باعث بشه بعداً که دوباره بری زن بگیری و میگه بیا همین الان که هیچی نشده جدا بشیم. من چه طوری بهش بفهمونم که بعداً درست میشه و این افکار میره؟
این البته مرتبط به تاپیک نیست اما یه دل نگرانی بود که یادم اومد.
یکی دیگه از دل نگرانی های من هم اینه که اون واقعاً از صمیم قلب منو دوست داره به طوری که یه بار واسه من جلو رو مامانش وایستاد . اما من نمی دونم چرا خیلی حس نمی کنم که دوستش دارم. علاقه من به ایشون همیشه به خاطر خوبی هاشه . چون خوبه دوستش دارم. به نظر شما اینکه میزان دوست داشتن ماها فرق داره بعداً مشکل درست نمی کنه؟
RE: خیلی فوری، لطفاً کمک کنید
نقل قول:
نوشته اصلی توسط tanha.aziz
تنها نگرانی من بابت سن اینه که ایشون شکسته میشن زود و تابلو به نظر میاد که از من بزرگتره. این تو فرهنگ خانواده ما یه جوریه و مطمئناً کلی ملت حرف خواهند زد. واسه این نگرانم.
حالا چیکار کنم که دیگه این افکار نیاد سراغم؟
سلام
آقا من یه خواهشی دارم
بابا تورو خدا ول کنید این حرف مردم رو
حرف مردم چقدر اهمیت داره یه مشت خاله زنک که جز سرک کشیدن تو زندگی این و اون کار دیگه ای ندارن
بزار کنار این حرف ها رو
شما که تحصیل کرده ای چرا
من نمیدونم چرا به خاطر حرف مردم انقدر نگرانید
مگه قراره که مردمم بیان جای شما زندگی کنند که نگرانی
بزار هرچی دلشون می خواهد بگن مهم نیست مهم تویی که می خواهی با شریک زندگیت یه عمر زندگی کنی
ببین دوست من
تو این تالار اکثر دوستان تا حدودی من رو میشناسن و در جریان زندگی من هستن
من با کسی ازدواج کردم که از نظر مالی در حد عالی هستن خیلی بالا
البته خودم هم کم ندارم به اندازه خودم دارم یه خونه یه شغل دولتی و در حد خودم بد نیست خدا رو شکر
اما خانواده خانمم از نظر مالی خیلی خیلی از ما بالاتر هستن
اما من و خانمم ذره ای تفاهم نداریم
حرف هم رو نمی فهمیم
2 کلمه حرف عادی نمیتونیم با هم بزنیم
با اینکه در دوران عقد هستیم یک ماه پیش یه کشیده از خانمم خوردم تمام ستاره ها دور سرم میچرخیدن و هنوزم که هنوزه جاش درد میکنه
بخدا ازدواج دختر پول دار خوشبختی نمیاره
حاضر بودم خانمم هیچی نداشت اما یه آدم منطقی بود که میشد باهاش صحبت کرد و خوش بود هیچ توقعی ازش ندارم فقط با هم خوش باشیم همه جوره هم کوتاه اومدم اما نشد
دوست من خوشبختی خیال میکنی چیه
خوشبختی اینه که با خانمت خوش باشی
با هم بگید و بخندید و خوش بگذرونید
چرا قدر خانمت رو نمیدونی که می خواهی بری سراغ یه نفر دیگه
اصلا چرا دنبال یه دختر خوشگل و پولدار هستی
الان که 5 ماه از عقد من گذشته قیافه خانمم برای من عادی شده اصلا قیافه اون برای من مهم نیست مهم اخلاق و رحیات و خلق و خوی خانممه که هیچ وقت عادی نمیشه
بیا یه بار دیگه معیار های ازدواجت رو برسی کن
اگر بخاطر حرف مردم رفتنی جلو که هیچی اما اگر معیار هات چیز های دیگه ای بوده برسی کن ببین چند درصدش رو خانمت داره
به زندگیت چوب حراج نزن که تا 24 ساعت دیگه باید تصمیم بگیری
زندگی مشترکه شوخی بردار که نیست خیلی حساسه انقدر ظرافت میخواد خیال میکنی که الکیه
چرا گذاشتی به اینجا برسه
هنوز دیر نشده
یه تصمیم جدی بگیر و به این باور برس که خانمت خیلی عالیه بهترین دختر دنیاست و از این بهتر گیرت نمیومد و همه حسرت داشتن یه همچین خانمی رو دارن که تو داری
هر وقت به این باور رسیدی مطمعن باش خوشبخت میشی در غیر اینصورت با هرکس دیگه هم ازدواج کنی احساس خوشبختی نمیکنی حتی از نوع پولدارش ( نمونه بارزش خود من دوست داشتی برو و تاپیک های من رو بخون خودت متوجه میشی )
تو رو خدا قدر خانمت رو بدون مثل خانمت خیلی کمه الان معیار ها تغییر کرده و شرایط عوض شده
RE: خیلی فوری، لطفاً کمک کنید
من با کسی ازدواج کردم که از نظر مالی در حد عالی هستن خیلی بالا
البته خودم هم کم ندارم به اندازه خودم دارم یه خونه یه شغل دولتی و در حد خودم بد نیست خدا رو شکر
اما خانواده خانمم از نظر مالی خیلی خیلی از ما بالاتر هستن
اما من و خانمم ذره ای تفاهم نداریم
حرف هم رو نمی فهمیم
2 کلمه حرف عادی نمیتونیم با هم بزنیم
با اینکه در دوران عقد هستیم یک ماه پیش یه کشیده از خانمم خوردم تمام ستاره ها دور سرم میچرخیدن و هنوزم که هنوزه جاش درد میکنه
بخدا ازدواج دختر پول دار خوشبختی نمیاره
حاضر بودم خانمم هیچی نداشت اما یه آدم منطقی بود که میشد باهاش صحبت کرد و خوش بود هیچ توقعی ازش ندارم فقط با هم خوش باشیم همه جوره هم کوتاه اومدم اما نشد
واقعاً ممنون از نظر شما.
چند بار تا الان نظر شما رو خوندم و دارم روش فکر می کنم اما یه سوال دارم که البته خیلی مرتنط با تاپیک نیست همین جوری واسم پیش اومده. . شما که اینطوری میگی چرا از اول نرفتی اونجور خانمی رو بگیری؟ چرا خانمتون رو انتخاب کردید؟ مگه خانم شما از اول نمی گفت که شوهرشو دوس داره و واسه شوهرش هر کاری می کنه؟ البته اگه اشکالی نداره .
کلاً هم واسم سواله که چرا انجوری میشه؟ من تقریباً همه دخترهایی که تو دوران تحصیل دیدم طرز فکرشون اینجوری بود که باید هرنوع فداکاری رو واسه شوهرشون بکنند. خوب یعنی این ها بعد ازدواج عوض میشند؟
RE: خیلی فوری، لطفاً کمک کنید
tanha.aziz گرامی
به تالار همدردی خوش آمدی
برادر من
هیچ فکر کرده ای چرا در مورد یک شیء یا هر چیزی نظرها متفاوته ؟؟؟
چون نوع نگاه ها متفاوته ، چون پردازش ذهن ها متفاوته .
راستی فکر کرده ای که چطور میشه آدمها تغییر می کنند ؟؟؟
چون نوع نگاهشون تغییر می کنه ، چون پردازش های ذهنی شون تغییر می کنه .
نوع نگرش شما می تواند در کنترل شما باشد . یعنی می توانی تعریفی دیگر از زیبایی داشته باشی و نوع نگرشت به زندگی و خانمت طور دیگری باشد . همینکه امکانش هست طور دیگری فکر کنی ، پس بخواه که نگرشت را نسبت به زندگی ، زیبایی و همسرت تغییر دهی .
وقتی تردید ها به سراغت می آید ، از تکنیک توقف فکر بهره بگیر و روند عکس را در پیش بگیر ، یعنی بر عکس او تردیدها فکر کن .
بهتره معیارهایت و اولویت هایت در زندگی مشترک را لیست کنی و امتیاز بدهی و ببینی که زندگی با همین همسرت چقدر امتیاز می آورد .
شما نگاهی سطحی به زندگی ، زیبایی و همسرت داری . بهتره اصلاحش کنی و به مسائل اساسی توجه کنی ، مثلاً به سیرت به جای صورت توجه کنی .
مطمئنم اگر این خانم زشت بود هرگز خواستگاریش نمیرفتی ( با توجه به روحیاتی که از شما تشخیص می دهم ) پس معمولی است و باید بدانی آن زیبایی مد نظر شما موارد استثناء است و بیشتر دخترها قیافه ای معمولی دارند .
مطمئن نباش اگر ایشون را از زندگیت خارج کنی ، یک دختر همه چیز تمام نصیبت می شود .
آدم عاقل نقد را به نسیه نمی فروشد آن هم با دلیلی کاملاً سطحی .
و باز مطمئنم اگر همسرت کنارت بود کمتر این افکار سراغت می آمد .
موفق باشی
.
RE: خیلی فوری، لطفاً کمک کنید
دوست من سلام
شما تو سن پایین ازدواج کردید و یک دلیل این افکار هم همینن...
تواین موارد یه کاری را توصیه می کنن که خیلی هم جواب می ده
این روش اینه که شما فکر کن ازدواج نکردی، کاملا تصور کن مجردی و حق انتخاب با خودت هست، قشنگ بشین بنویس و لیست کن که معیارهات برای انتخاب همسر چی هست، بدون اینکه ذره ای به نامزدت فکر کنی، از ته دل بنویس معیار ها رو، هر چیزی رو که می خوای، بعد که نوشتی بشین مطالعه کن ببین چند درصدش رو خانومت داره، اینطوری واقع بینیت زیاد میشه و وقتی مثلا دیدی 70 درصدش را داره یعنی خوب این خیالات باطل هست و باید با خودت کنار بیای، اگر دیدی نه 20 درصد را داره باید فکر دیگه ای کرد.
دوتا نکته دیگه می خواستم عرض کنم:
1* با 7 ماه فاصله سنی نه کسی پیر میشه نه جوون، طوری میگی انگار 4 سال اختلاف داری، اینها همه حرفه که خانوم زود شکسته میشه و ...، خانوم های امروزی انقدر به خودشون می رسن که خیلی بهتر از آقایون می مونن!
2* شما خودت هم ایراداتی داری ، یکیش اینه که به حرف مردم خیلی اهمیت میدی و این برای مرد اصلا خوب نیست، دومی اینه که بی مهارت هستی که این حرف را با خانومت در میان گذاشتی... این حرفها باید آخر زده بشه نه اول
RE: تردید بعد از عقد در مورد ظاهر همسر (خیلی فوری، لطفاً کمک کنید )
سلام ببینید احساسات یک دختر بازیچه افکار شما نیستش!!!! سعی کنید از اطرافیانش هم پرسو جوو کنید که احساس واقعی او به شما چیه؟ این خانم غرور داره شما دارید با غرورش با زی میکنید مجبور اینو بگه، یه دختر عقد کرده تو جامعه جایگاه خوبی برای ازدواج نداره یکم مردونگی بخرج بدید!!! اجازه ندید محیط روتون تاثیر بزاره!! سعی کنید روی ظاهرش کار کنید همه چیز درست شدنیه مطمئناً اگه انقد بد نبوده که شمارو چاقو زیر گردنتون گرفته سر سفرهٔ عقد برده باشن، پس مردونگی به خرج بدید و تا آخر راه کنارش باشید و سعی کنید اعتماد بنفسشو بهش بر گردونید محبت و انسانیت و صداقت نایابترین چیزأی که همسر شما داراست قلبشو نشکنید و همراهش باشید،اینو بدونید هیچ گناهی سنگین تراز شکستن دل آدما نیست!!!
RE: تردید بعد از عقد در مورد ظاهر همسر (خیلی فوری، لطفاً کمک کنید )
آقاي "تنها عزيز " سلام
شما همسرتون رو براي ما كه تا به حال با شما و ايشون آشنا نبوديم اين طور معرفي كرديد:
دختر خيلي خيلي خوبيه اما )
1)خوشگل نيست
2)از من 7 ماه بزرگتره
3) خانوادش از نظر مالي متوسطن
4)از نظر تحصيلي از من پايينتره
(آيا شما اصولاً همسرتون رو اينطور معرفي ميكنيد؟:163:)
در برابر 1 صفت خوبي ايشون 4 تا ايراد گرفتيد. كه دو تا از ايرادا اصلاً ايراد نيست بلكه موقعيته.
1)موقعيت مالي خانواده كه اصلاً ارتباطي به خوشبختي شما نداره . مگر اينكه شما رو پول پدر خانومتون حساب باز كرده باشيد كه در اين صورت ايراد متوجه شماست نه همسرتون!!!!!
2)موقعيت تحصيلي كه اگر شرايط مساعد باشه و خودشون مايل باشن مي تونن ادامه بدن (اين رو هم داخل پرانتز بگم كه خيلي از مردها دوست دارن همسرشون از نظر تحصيلات از خودشون پايين تر باشه)
پس شد 2 مسئله نه ايراد.........
1) خوشگل نيست 2) 7 ماه از من بزرگتره
فاصله سني شما حتي مسئله هم نيست چه برسه به مشكل!!!
شما درصدد هستيد خودتون رو قانع كنيد كه اشتباه كرديد كه با همسر فعليتون ازدواج كرديد پس دنبال بهانه ميگرديد.....
اگر فاصله سني شما 4-5 سال بود توجيهتان در زمينه سن درصورتي درست بود كه اختلاف سني موجود منجر به اختلافات زناشويي ميشد .
ا
ادامه دارد.........
RE: تردید بعد از عقد در مورد ظاهر همسر (خیلی فوری، لطفاً کمک کنید )
سلام.ببين آقاي عزيز من الان 4 ماهه عقد كردم منم اوايل از اين افكار مسخره به سراغم ميومد خيلي اذيت ميشدم يخورده با قيافش مشكل داشتم البته همسر من قيافه زيبايي داره ها ولي چين وچروك توي صورتش نسبت به سنش زياده همه ميگفتن انگار 3يا 4تا بچه داره:302: ولي باورت نميشه الان ديگه اون چين وچروك ها رو نميبينم انقدر كه دوسش دارم.بنظر من اين افكار بيشتر به خاطر اين هست كه ازش دوري وهي داري تو خلوت خودت به خودت تلقين ميكني.اين همه آدماي بزرگ اومدن وگفتن كه بابا جان نه زيبايي ونه پول هيچكدومشون خوش بختي نمياره .شما داريد اون خانم رو به خاطر چيزايي كه تو بوجود اومدنش هيچ دخالتي نداشته سرزنشش ميكني ونكات مثبتش رو نميبيني.بيشتر فكر كن
RE: تردید بعد از عقد در مورد ظاهر همسر (خیلی فوری، لطفاً کمک کنید )
آقاي تنها عزيز دوباره سلام
ببخشيد اگه مورد سرزنش واقع ميشيد.
اگر بخوايم نظر بديم و قضاوت كنيم بايد آدم بيطرفي باشيم كه حقايق رو ميبينه و ميگه..
متاسفانه شما در رفتار و البته تفكراتتون خطاهايي رو داريد كه اگر متوجهشون نشيد ، علاوه بر خودتون براي بقيه هم خطرناكه. بنابراين انتقادات ما رو به چشم دواي درد نگاه كن و سعي در رفع اونها داشته باش. با اين مقدمه مي پردازم به بقيه موارد:
با توجه به نوشته هاتون متوجه شدم شما آدم:
1. كمال گرا هستيد
2.عجول هستيد يعني صبور نيستيد پس سنجيده عمل نميكنيد و به قول خودتون دلتون رو به دريا ميزنيد!!! به جاي اينكه مشورت كنيد ،سبك سنگين كنيد اول اقدام ميكنيد بعد فكر ميكنيد و راه چاره ميخواهيد.
3.هنوز باور نداريد متاهل شديد و نسبت به خانمي كه اختيار كرديد متعهد هستيد...اينطور كه به نظر ميرسه تو خارج هم دائم چشمتون به خانومهاست و اونها رو ارزيابي ميكنيد...
4.يه مقداري هم حسابگر به نظر ميرسيد. اين موضوع رو علاوه بر مشكل خانومم به خاطر خانواده متوسطش بيان كرديد و هم به صورت نازيبايي اونجا كه گفتيد[/quote]واقعاً نمی دونم چی کار کنم؟ اگه فکر می کنید بهتره این دختر رو دو دستی بچسبم
[/quote]
در ضمن يه آدم تازه عقد كرده تمام حواسش به زندگيشه. به عشق تازش . هر كاري ميكنه تا همسرش اب تو دلش تكون نخوره.
زن بعد از ازدواج به محبت مضاعفي از جانب همسرش نياز پيدا ميكنه لطفا يه سري به تاپيك بچه ها بزن
شما از الان خيلي راحت بيعلاقگي يا ترديدتون رو نسبت به خانمتون اظهار ميكنيد بعد از ازدواج چيكار ميخواهيد بكنيد؟؟؟؟؟