RE: دلم به اندازه يه دنيا گرفته
سلام شميم بهاري عزيز . مرسي .
چند بار اينو بهش گفتم ولي ميگه تو اصلا نبايد اين حرف رو ميزدي من تو يه جور ديگه حساب ميكردم . اين حرفت باعث ديگه من راحت نباشم . ديگه مثل قبل نتونم كاراي مامانم رو انجام بدم ...
به نظرم منظورش اينه كه عذاب وجدان ميگيره ..
در مورد عصبانيتم هم به نظر خودم كه خيلي بهتر از قبل شدم ولي امروز بهم گفت تو اينو قبلا گفتي به اندازه كافي فرصت دادم و اينكه من هيچ تغييري نديدم . همون آدم قبلي . مثل هميشه عصبي هستي ...
قبلنا ميگفتم كمكم كن كه بتونم ميگه تا خودت نخواي نميشه من نميتونم كمكي كنم . فقط ميگه به حرفي كه ميخواي بزني فكر كن . ..
آخه نميدونم آدم تو عصبانيت چه جوري اول فكر كنه بعد حرف بزنه ...
ولي بازم شميم جان حتما به توصيه شما و بقيه دوستان گوش ميكنم و دقت ميكنم كه حتما عمل كنم ..
كلي مطلب از اينترنت و مبحثي كه يكي از دوستان بهم از همين سايت رو گفته اند رو پرينت گرفتم تا بخونم و رو خودم بيشتر كار كنم ...
واقعا ازتون ممنونم دوست عزيز:72::72::72::72::72:
اميدوارم كه شنبه وقتي اومدم بتونم يه خبر خوب اينجا بنويسم .
فعلا خداحافظ همگي :72:
RE: دلم به اندازه يه دنيا گرفته
:104::104:
آفرین، معلومه تصمیمتو گرفتی
یه چیزی بهت بگم
منم یه بار به شوهرم گفتم کمکم کن که یاد بگیرم که فلان کارو انجام ندم، انتظار داشتم بهم بگه من پشتتم، کمکت میکنم ولی برعکس گفت مشکل خودته
بعدا تو اینترنت تو چند تا مقاله خوندم که مردها برعکس ما زنها اصلا نمیگن ازت حمایت میکنیم تا مشکلت حل بشه، برعکس نوشته بود اگه مشکل عاطفی یا اخلاقی دارین یا چیزی تو زندگی بهتون فشار میاره این مشکل شماست و نباید توقع داشته باشید شوهرتون بهتون کمک کنه
من میخواستم بهم کمک کنه تا وابستگیمو کم کنم، ولی آخرشم خودم دست به کار شدم
به نظرم اصلا نباید ازش چیزی بخوای یا قولی بدی یا حرفی بزنی، فقط کاملا حقو بده بهش، و تو رفتارت نشون بده که تغییر کردی ، اونوقت اونم بر میگرده
برای عذاب وجدانیم که گفتی داره
سعی کن چند بار پیشنهاد بدی بره به مادرش کمک کنه، حتی اگه میشه، یه زمانی که میدونی کار دارن و همشون درگیرن، یه چیزی درست کن، یه دسری، غذایی یا حتی سر زده برو اونجا بستنی بخر ببر
یعنی بهش نشون بده حتی خودتم براشون دریغ نداری
کم کم این حس بد ازش دور میشه ، ولی مواظب باش زیاده روی نکنی
البته بازم میگم
من کارشناس نیستم
ولی به عنوان کسی که 8ماهه ازدواج کردم و 9ماه عقد بودم و به اندازه خودم مشکلات داشتم و تا حدی تجربه دارم، اینا رو بهت میگم
بازم هرکسی صلاح خودشو بهتر میدونه
به حرف کارشناسها هم بیشتر اهمیت بده
منتظر خبرهای خوشت هستم
:43:
RE: دلم به اندازه يه دنيا گرفته
سلام دوست عزيزم. اينقدر به خودت بر چسب بد اخلاقي يا عصبي بودن رو نزن. طبيعت هر آدمي اينجوريه. وقتي تا يه جايي ميرسه عصبي ميشه. مگه الان همسر شما عصباني نيست؟ مگه به شما نگفته وقيحي؟ پس چرا مثل گذشته آروم نيست؟!
مشكل شما قبل از هر چيزي اينه كه خيلي به قضاوت همسرت در مورد خودت اهميت ميدي. درسته كه نبايد هرگز پيش خانوادتون اون حرف رو به همسرت ميزدي ولي همسر شما هم از شما انتظار داره كه در طول عمرتون هرگز عصباني نشيد. ببينيد چه اين اتفاق ميافتاد و چه نميافتاد بالاخره شرايطي پيش مياومد كه شما عصباني ميشديد و همسر شما هم سريع عنوان ميكردند كه شما درست بشو نيستي.
پس اول مشكلاتتون رو از هم تفكيك كنيد. مشكل شما اين نيست كه زود عصباني شديد. مشكل اين بود كه نتوستيد در هنگام عصبانيت متوجه حرفي كه از دهانتون خارج ميشه باشيد. پس اول قبول كنيد كه هر آدمي ميتونه عصباني بشه اما مهم اينه كه چطور بتونه اين عصبانيت رو كنترل كنه. من هم گاهي اوقات ممكنه زود عصباني بشم اما شديداً در حين عصبانيت مواظب و مودب هستم. سعي كنين در حين عصبانيت، چند نفس عميق بكشيد و روي بيان خواستههاتون تمركز كنيد تا خالي كردن خودتون.
نكته بعدي اينه كه چطور به همسرتون بگين. اولاً اينكه هيچ وقت نگين كه ديگه تكرار نميشه چون شما عملاً دارين خودتون و خواستهي خودتون رو زير سوال ميبرين. بهشون بگين كه متاسفي كه اون حرف رو زدين و ازشون عذر ميخوايين و بهشون فرصت بدين كه شما رو ببخشه. اما به خاطر عصبي شدنتون مدام عذرخواهي نكنيد. بهشون بگين اگر آدم خودخواه و عصبياي بودم خيلي زودتر از اينها واكنش نشان ميدادم. بهشون بگيد كه هر جا تعادل رعايت نشه ميتونه هر آدمي رو ناراحت و عصباني كنه.
مدام روي خودتون تمركز نكيند دوست عزيزم اين باعث ميشه كه اعتماد به نفستون رو از دست بديد و به ديگري اجازه ميديد كه مدام در مورد شما قضاوت كند. بلكه
1) روي اين مهارت كار كنيد كه در حين عصبانيت چطور خواسته ي خودتون رو به بهترين شكل و موثرترين حالت بيان كنين. و در هر جايي و جلوي هر كسي عصباني نشيد.
ببينيد من هم همسر آرومي دارم و من هم مثل شما ممكنه يهو عصباني بشم. اما اگرم من رو بكشند، هرگز جلوي هيييچ كسي به همسرم عصباني نميشم. لبخند ميزنم و منتظر يه فرصتي هستم تا با هم تنها بشيم . اين چندين مزيت داره و اونم اينه كه تا بخواييم با هم تنها بشيم و من ناراحتيام رو بيان كنم، از شدت خشمم هم كم شده و هم اينكه احترام خودم و ايشون رو در جمع حفظ كردم.
اما نكته دوم اينه كه سعي نكنين كه انقدر تحمل كنيد كه يهو منفجر شيد. ناراحتي خودتون رو هر چند هم شده خيلي كوچك به مادر همسرتون بيان كنين. به عنوان مثال ميتونين در پاسخ به مادر همسرتون كه ميگن ما شوهرتون رو ازت دزديديم، يه لبخند تلخ تحويلشون بديد. اينطوري شما حرفي هم بر خلاف اونچه كه در دلتون هست نزديد و عملاً تاييدشون نكردين.
ذكر اين نكته ضروريه كه كمك كردن خيلي خيلي خوبه. اما حفظ تعادل در همه ابعاد زندگي از همه چيز مهم تره.
"""مدام عذر خواهي نكنين خواهر خوبم. چرا كه عذرخواهيِ مدام عزت نفس انسان رو از بين ميبره. بهترين كار اين بود كه از ايشون يك بار عذرخواهي كنين و بهشون فرصت بدين كه شما رو ببخشن و به كار خودشون هم عميقاً فكر كنن.و سپس با هم در موردش صحبت كنين. شما هم سعي كنيد با نفس كشيدنهاي عميق و واكنشهاي حساب شده و به موقع خشم خودتون رو كاهش بديد و هرگز پيش هيچ كسي با همسرتون بحث نكنيد.""""
RE: دلم به اندازه يه دنيا گرفته
saboora , shamim_bahari2 عزيز واقعا از راهنماييون ممنونم ...
دقيقا درست ميگيد . من خودم بيشتر باعث شدم كه اعتماد به نفسم كم و كمتر بشه . نبايد اينكارو ميكردم تا جاييكه به حدانفجار برسم و احساس بدبختي كنم ... همين پايين بودن اعتماد به نفسم منو بيشتر نازاحت و عصبي ميكرد و دنبال بهونه بودم كه خودمو يه جور خالي كنم يا الكي به همسرم گير بدم و اونم ازم ناراحت بشه . ولي از اين به بعد اصلا اينكارو نميكنم و بيشتر رو خودم كار ميكنم تا رو خشم خودم كنترل داشته باشم و اعتماد به نفسم رو بالا ببرم :227:
خوشبختانه ما 5 شنبه 4-3 ساعتي با هم خيلي با آرامش حرف زديم و من تمام حرفهاي دلم رو بهش زدم . حتي حرفهايي كه اينجا نوشته بودم . بهم اطمينان كامل داد كه هرگز حاضر نيست به خاطر خانواده اش از زندگيمون بزنه و حق رو بهم داد . باورم نميشد كه بخواد اين حرفو بزنه . ديروز هم كه خونه مادرش بوديم با خنده و به جدي و مودبانه يه جوري به مادرش گفت كه من زندگي خودمو دارم بايد به اون بيشتر برسم يه وقت مامان نخواي من تمام وقتمو به تو و خواهرمو و همه كاراتون بزارما . مامانشم گفت: ااااا ... من خوشحال بودم نزديكمون شديو هي پيشمي . همسرمم گفت شرمنده من زندگي و كار دارم ديگه بيشتر از حد نميكشو و نميخوام .. منم هيچي نگفتم . قبلنا ميگفتم كه اااا .. اين چه حرفيه بايد هواي مامان رو داشته باشي و .چي ميشه حالا 2 تا كار اضافه تر كني ( به خدا از ته دلم ميگفتم)
ولي اين دفعه به قول saboora جون فقط لبخند زدم و هيچي نگفتم .
خلاصه بعد يه عالمه حرف زدن با هم به نتيجه رسيديم و مشكلمون خدارو شكرحل شده ...
اميداورم ديگه برامون مشكلي پيدا نشه ....... :323:
واقعا از همتون ممنونم دوستاي گلم :72::72::72::72::72::72::72:
RE: دلم به اندازه يه دنيا گرفته
:43::104::227::227::43::104::227::227:
سلام عزیییییییییییییزم
خیلی خیلی خوشحالم که همه چیز عالی پیش رفته
فقط یادت نره که تحت آموزشی، باید مهارتها رو یاد بگیری، مطمئنم دیگه مشکلی پیش نمیاد ولی همسرت باید و باید و باید شاهد تغییراتت باشه
اون یه بار دیگه قدم خودشو برداشت، معلومه خیلی دوستت داره، خیلی زندگیتونو میخواد، پس بهش ثابت کن که ارزش این حرفهایی که به خانوادش زده رو داری
که میدونم داری
مبارکت باشه این موفقیت و از ته قلبم آرزو میکنم، کامل مهارتها رو یاد بگیری و همیشه طعم واقعی شادی و خوشبختی و آرمشو کنار همسرت و در آینده فرزندان گلت بچشی
:46:
RE: دلم به اندازه يه دنيا گرفته
سلام
من وقتی تاپیکت را خوندم حس کردم سرگذشت خودمه که تو نوشتی پس خوب گوش بده شوهر من که عوض شده منم بهتر شدم
منم مثل تو عصبی ام اما الان یادگرفتم که وقتی شوهرم چیزی میگه که با برداشت خودم ناراحت میشم هیچی نگم میرم تو اتاق چند دقیق بعد میامو مثلا میگم چایی میخوری و اصلا انگار نه انگار شوهرمم الان عادتش شده مقصر باشه یا نباشه به سکوتم احترام میزاره و تشکر میکنه خلاصه خیلی ساده اون مشکل حل میشه اینم بگم منم 99 % دعواهم سر خانواده اش بود منم قهر کردم اما یه کار اشتباهت این بوده جلو دیگران بهش توهین کردی یه کم که گذشت سعی کن جلو همون افراد ازش تعریف کن یا نمیدونم بهش کادو بده اما نگی برای معذرت خواهیه
سعی کن بهش بفهمونی که از حسادت زنانه یه چیز پروندی که خودتم خجالت میکشی تکرارش کنی بگو افتخاره که مادرشو حرمت میزاره و خلاصه ازین حرفا
اینم از ذهنت بیرون کن اونا چون خواستن ازت بگیرنش باهات مهربونن
اولا پسر خودشونه اصلا میتونستن نیان خواستگاری تو اونجوری که لازم نبود الکی هم به کسی کحبت کنن
ثانیا واقعا فکر میکنی همین یه راهو بلدن که پسرشونو پس بگیرن ؟؟؟؟؟؟؟ اگه تحریکش میکردن بی محلت کنه چی؟؟ میدونی سالای اول پسرا از مادرشون خیلی بیشتر حرف شنوی دارن تا ما؟؟؟ برو خدا راشکر کن اونا خوبن شوهرتم چیزیش نیست مشکلتم خیلی راحت حل میشه اگه بخوای فقط قبل هر بار عصبانی شدن به خودت 30 ثانیه فرصت فکر به بعد عصبانیتت را بده.
شاد باشی
RE: دلم به اندازه يه دنيا گرفته
lilo جوون واقعا از راهنماييت ممنونم .... درست مي گي عزيزم . خيلي راه هاي ديگه هست كه اونها بخوان پسرشونو از من پس بگيرند . تو هفته پيش بچه بازي درآوردم . خيلي فكرهاي الكي كردم . به جاي اينكه از زحمات همسرم قدرداني كنم همش تو فكر هاي بد سير ميكردم . مثل بچه ها حسود شده بودم .
نميدونم به طالع بيني ماهها اعتقاد داريد يا نه ؟! من متولد شهريورم . همش در حال تجزيه و تحليل همه چيز هستم واقعا بعضي اوقات از اين همه تجزيه و تحليل خسته ميشم . ولي ميخوام اينكارمو كنار بزارم :163:
اميدوارم كه خدا به هممون كمك كنه تا هميشه زندگي پر از محبت و عشق داشته باشيم :43::43::43::43::43::43::43: