تنهایی عمیق من. از این زندگی خسته ام. همیشه زجر کشیدم. هر چی نگاه میکنم میبینم هیچ خوشی نداشتم. هیچ آرزوییم برآورده نشده. هیچ اتفاق خوبی برای زندگی شخصیم نمیفته. لعنت به زندگی-کاش هیچوقت متولد نمیشدم.
نمایش نسخه قابل چاپ
تنهایی عمیق من. از این زندگی خسته ام. همیشه زجر کشیدم. هر چی نگاه میکنم میبینم هیچ خوشی نداشتم. هیچ آرزوییم برآورده نشده. هیچ اتفاق خوبی برای زندگی شخصیم نمیفته. لعنت به زندگی-کاش هیچوقت متولد نمیشدم.
سلام دوستم
تنهايي عميقت را با جان و دل درك ميكنم .............با اينكه نمي شناسمت ........... مشكل اصليتو نميدونم .
باور كني يا نمني غم تو من رو هم غمگين مي كنه............. ميتونيم با هم دوست باشيم؟ ................... همه بهم كمك كنيم؟
درسته سايت همدرديه اما همدردي تنها فايده نداره .............يه كم بيشتر از خودت ميگي ؟............. از ارزوهاي دست نيافتني؟؟؟
از وضع زندگيت كه بارها و بارها گفتي اما واضح توضيح ندادي.
وارد جزييات شو لطفا.:72:
هیچ راهی نداریم جز اینکه تلاش کنیم برای بهتر کردن زندگیمون شاید این تلاش اصلا هم نتیجه ای نداشته باشه ولی راه بهتری وجود نداره . همه از مرگ میترسند و من از زندگی سمج خود .صادق هدایت
اعجاز عشق همه خوبی این سایت اینه که هویت آدما معلوم نیست و راحت میشه حرف زد. من دلم نمیخواد بیشتر از اونچه که قبلا گفتم چیزی بگم.
اگه اینجا آدم اهل دل و پاکی هست که با گناهاش دلش سیاه نشده برام دعا کنه. احساس میکنم با آدم چند سال پیش خیلی فرق کردم. هم دلم برای خودم میسوزه میدونم که چرا شاد نیستم هم خودمو سرزنش میکنم که چرا احساساتیم. کاش میشد اون بخشی از مغز رو که به عواطف و احساسات مربوط میشه نابود کرد. احساسات آدمو به جهنم میکشونه...جهنم دنیا و آخرت... اصلا احساسات همون شیطانه...احساسات هیچوقت مثبت نیست. همیشه منفیه. همیشه باعث رنج آدمه.
aloneman من نمیتونم زندگیمو بهتر کنم. خیلی تلاش کردم. بی فایده است. فقط امیدوارم کاری نکنم که دل آدمی آزرده بشه چون اونموقع خیلی بدبخت تر میشم. نه دنیای خوبی دارم و نه آخرت خوبی خواهم داشت. از خودم متنفرم.
میشه پرنده باشی اما رها نباشی....
سلام من تنهای عزیز...
گل بی خار فقط خداست این یعنی اینکه همه ما وجودمون گل داره ولی خارم داره ،احساسات ما از الطاف خداونده از گل های وجودی ماست امااگر جای درست از مهربونی ها وداده های خدای خوبمون استفاده نکنیم چی؟
گاهی فقط تعریف کردن مسایل باعث سبک شدن ناراحتی ها ومسایل میشه ،طوری که میشه بهتر وراحت تر مشکلات ودیدو براشون راهی پیدا کرد،تعریف میکنی،؟از جاهایی که آزارت میده با راحتی ،اینجا کسی قضاوت هم بکنه مهم نیست،راحتی شماست که مهمه...:72:
همدم میخوام. دردم اینه. یکی که دوستم داشته باشه. نمیخوام تنها باشم. خدایا دلم تنگه. حالم خرابه. خسته ام. داغونم. دارم زجر میکشم. تحمل تنهایی رو ندارم. دارم همه چیمو بخاطر این درد از دست میدم. کارم. تحصیلم. همه چی. خسته ام خدااااااااااااااااااااااا ااااااا.
سلام من تنهای عزیزم.. اول این که تو دختر توانایی هستی که تونستی توی یه شرایط واقعا سخت راه درست رو انتخاب کنی.. من اگه جات بودم کلی به خودم افتخار میکردم که این قد قوی و درست عمل کردم .. پس هزار افرین به تو که دختر جوان توانا و باهوشی هستی... من کاملا میفهم نیاز به همدم رو که نوشتی .. یه نیاز کاملا طبیعی و تو حق داری که بخواهی یه همدم خوب و مهربون و درست داشته باشی... نوشتم درست چون خیلی مهمه طرفت ادم درستی باشه... تنهایی بهتر از بودن با هر کس و ناکسی هست اینو مطمن باش.. باید از لاک خودت بیرون بیایی .... من هم مثل تو هستم تازه چند سال بزرگتر... باورت میشه منم کم حرف و خجالتی ام عین خودت... همکارام میگن از این در بیشتر از تو صدا درمیاد. :).... میدونی کاری که من کردم چیه؟ با خودم گفتم من که نمیتونم کسی رو وادار کنم منو دوست داشته باشه و همدم من بشه ... پس بی خیال.. من میخوام بی قید و شرط همه ادم های دور و برم رو دوست داشته باشم .. فکر کنم خود من هستن... اولین نتیجه این احساس این شد که احساسات منفی من خیلی کمتر شد.. میدونی باید خودتو پیدا کنی این خیلی مهمه.. باور کن این رنج ای که تو رو تا این حد درمانده کرده گنج توست... من تنهای عزیزم ادم هایی که همه چی به کامشونه اتفاقا فقیرند از درک خیلی چیزها... این یه فرصته که خدا در اختیار ادم هایی که خیلی دوستشون داره میزاره... خیلی از ادم های بزرگ مثل بتهوون و وان گوگ زندگی سراسر رنج و سختی داشتن ولی شریف و باشکوه زندگی کردند و ماندگار شدن.. تازه مجرد هم بودن و هرگز نشد که ازدواج کنند.. کتاب زندگانی بتهوون و کتاب شور زندگی که ماجرای زندگی وان گوگ که نقاش بزرگ هلندی هست رو بخون... خودت کیف میکنی... بتهوون یه جایی میگه "میخواهم نشان دهم هر کس خوب و نجیبانه رفتار کند می تواند از این راه حتی بر بدبختی هم چیره شود".. من تنهای عزیزم منم مجردم و مثل تو دلم یه همدم میخواد و میفهممت ولی من میگم شما که هنوز سنی نداری که این قد نا امیدی... فکر نمیکنی داری خیلی به خودت سخت می گیری؟... یه بار یکی حرف قشنگی به من میزد می گفت شما دخترها گل هستین و وجودتون مایه شادی و لطف گیتی هست مهم نیست کسی بچینه شما رو یا نه... مهم وجودتونه که عطر و رنگ و بو میده به عالم... تو الان گل بابایی ... قدر خودت و وجود نازنیت رو بدون و این قد خودت رو آزار نده.... صبر داشته باش و برنامه ریزی کن ... کتاب های خوب بخون ... با مردم دور و ورت مهربونی و محبت کن بی هیچ توقعی.. نتیجه اش تو رو غافلگیر میکنه .. هر چی که میخواهی از خودت بخواه... وقتی از خودت دور میشی همه چی سیاه و تلخ و سخته..باور کن همینه.. اگه بتونی احساس ات رو به خودت و شرایطتت بدون مقایسه با دیگران ، اصلاح کنی حالت واقعا خوب میشه و قشنگی ها رو میبینه .. اونوقت جتی رنج هات هم برات شادی بخش میشن چون فهمیدی حقیقت چیه ..
بتهوون و ... که شما میگید بزرگ برای کی هستن؟! من اصلا هدفم در زندگی این نیست که زنده بودن زجر آور و بدون شادی داشته باشم اما بعد مردنم ، زنده ها بهم بگن آدم بزرگی بود!... میخوام صد سال سیاه نگن... مهم زندگی خود منه که فقط یکبار اتفاق میفته. از نظر من دوره گرد سر کوچه امون خیلی بزرگتر از بتهوونه. چون زندگی داره، خانواده داره، بچه داره، زندگی داره ولی بتهوون چی؟!
کاش بجای ملودی ساختن بفکر زندگی کردن بود. شاید اگر زندگی هم داشت ملودی هاش خیلی قشنگتر هم میشد.
از نظر من بزرگ اونیه که از زندگیش لذت ببره. برنده بشه تو زندگیش، خودش در زمان زنده بودن خوشحال باشه. مهم نیست بعد مرگش فراموش بشه یا ماندگار باشه. مهم لذت بردن از زندگی که فقط یکبار اتفاق میفته.غیر ممکنه بدون خانواده بدون عشق بدون همدم بشه از زندگی لذت برد. محاله.
چقدر آدمایی که زندگی و خانواده نداشتن بدبختن. چقدر انتخاب بدی کردن. چقدر سرنوشت ترحم انگیز و غمگینی داشتن
از نظر من فروغ،پروین و ... آدمای شکست خورده زندگی خانوادگیشون بودن. شعر گفتن تا آدمای دیگه از اون شعرها لذت ببرن. چقدر بهتر بود اگر زندگی خانوادگی خودشون مستحکم و قلبشون شاد بود. همیشه با احساس ترین آدما بیشترین بی وفایی بیشترین تنهایی بیشترین رنج رو میبرن.
سلام.
مگه فقط تو تنهایی؟
آدمی که بگه غصه نمیخوره برا تنهایی، آدم نیست. خیلی ها تنهان. یکیش من. بشمری تو تالار تنها زیاده.
ببین تو الان وضعیتت جوریه که احتیاج به تغییر اساسی داری. اما مقاومت زیادی هم داری.
الان تو قفس ذهنت گیر کردی.
زیاد سخت نیست اما یکم طولانیه که درشو باز کنی و راحت شی.
میشه چند تا از خوبی های زندگیتو اینجا برامون بنویسی؟ چند تا از داشته هات؟ ویژگی های خوبت و توانایی هات؟
نمیدونم پیشنهاد درستیه یا نه. میشه تو تالار یه مدت بدبختیای آدمای دیگه رو هم بخونی و بعد با خودت مقایسه کنی؟ اینجا بنویس که چه چیزی داری که در مقایسه با اون فرد یکم شده
1 درصد وضع تو بهتره؟
تا حالا همچین آدمی دیدی که مثلا بعضی موقع ها خیلی شاد باشه و پر انرژی و بعضی موقع ها اونقدر ناراحت باشه و احساس تنهایی عجیبی وجودشو پر کنه؟
تو خودت این جوری هستی مثلا یه هفته خوشحال یه هفته داغون؟ یا ممکنه زمانش فرق کنه یه هفته نه اصلا صبح تا غروب.
همیشه احساس تنهایی میکنه یا مثلا غروبا و شبا بیشتر ؟ یه جورایی تحمل جای سر بسته رو نداری؟
کلا نظرت در مورد تنهایی چیه؟ خوبه بده؟منظورم تو اجتماع بودن یا تو خونه بودنه؟ حوصله ات برا حرف زدن با آدما چه جوریاست؟
از آدمای خاصی بدت میاد؟ مثلا احساست اینه که کسی حق تو رو خورده؟
آخرین باری که حس بازنده بودن داشتی کی بود؟
به نظرت چند درصد از آدما بدبختن ؟
اگه دوست داشتی جواب بده :)
سوالاتتون خیلی زیاد بود
اینکه دیگران هم تنهان یا نیستن چیزی از تنهایی من کم نمیکنه. آرامش ندارم. بدبخت تر بودن بقیه چطور میتونه بهم آرامش بده؟! اتفاقا بیشتر ناراحت میشم که چه دنیای چندش آور و غیر قابل تحملیه. ترجیح میدم به آدمای خوشبخت فکر کنم. لااقل میشه توهم بزنم منم مثل اونها شاد باشم.
خوبی زندگیم اینه که دل هیچکی رو نشکوندم. فقط همین. اگر موفقیتی بوده مربوط به بخش مادی و منطقی زندگیم بوده که اتفاقا در مقایسه با آدمهای هم سطحم خییییلی بیشتر زحمت کشیدم. بحث من بعد روحی و معنوی زندگیم هست. هیچ اتفاق خوشایند یا داشته ای در این بعد نداشتم و ندارم.
من هیچوقت خوشحال نیستم. نمیتونم خودمو وادار به خوشحالی کاذب کنم. فقط سعی میکنم تو جمع خیلی قیافه عبوس و ناراحت نداشته باشم که حال مردم ازمن بهم نخوره و باعث ناراحتیشون نشم.
همیشه تنها بودم. به اندازه یک لحظه حتی یک لحظه رو هیچ آدمی نتونستم حساب کنم. چه عاطفی و معنوی چه مادی.
تو جمع حوصله بعضی از آدما رو ندارم. آدمایی که دنبال چشم و هم چشمی،فضولی، حسادت هستن. بودن با بعضی آدما که معنوی تر هستن رو ترجیح میدم.
حقمو که زیاد خوردن ولی اصلا بهش فکر نمیکنم. یکی ازدلایلش این بوده که من زیادی بیخیال دنیا بودم در نتیجه طرف عرصه رو خالی دیده و حالشو برده. ولی برام مهم نیست . بخوره.من حق آرامش و یک زندگی معمولی زو تو دنیا ندارم بقیه اش اونقدرها مهم نیست. بدار حقمو ببرن بخورن یک آب هم روش. داشته هام به دردم نمیخورن چون قلبم ناراحته.
آخرین باری که احساس بازنده بودن داشتم حداقل مربوط به 10-15 سال پیشه. وقتی دیدم زندگیم چقدر خالیه. هیچی توش نیست که منو خوشحال کنه.
نمیدونم چند درصد آدما بدبختن ولی تا جایی که اطرافم دیدم بنظرم 95 درصد آدما در نوسان بین خوشبختی و بدبختی هستن و 5 درصد همیشه بدبختن. من جز اون 5 درصد هستم. مثلا همین دوستانی که میان اینجا از روز اول زندگیشون که مشکل نداشتن. اصلا خوشبختی داشتن که حالا که فقدانش هست اومدن برای حل مشکلشون. اما من میدونم هیچوقت خوشبختی رو نچشیدم.
سلام من تنهای عزیز، منظور من اینه که شاید در حال حاضر نتونی به خوبی و همون جور که دوست داری و دلت میخواد مشکل تنهاییت رو حل کنی (فعلا و در حال حاضر)... ولی قطعا میتونی طرز فکرت رو یه تجدید نظری بکنی... و این که از بتهوون و دیگران برات نوشتم بیشتر هدفم این بود که ادم ها میتونند چه چوری با این مشکل بسازن و زندگی کنند و حتی تو جنبه های دیگه موفق بشن.. چیزی که تو تصور میکنی و اون احساس رضایت مندی و خوشبختی و ارامش لزوما و با قاطعیت نمیتونی بگی با ازدواج حتی از نوع خوبش نصیبت میشه که... یعنی بهتره همیشه اینو بدونیم کلا ماهیت وجود داشتن ما موجودات این دنیا چون نسبی هست یعنی غیر خدا بودن و لذا بد بودن یا با رنج و کاستی و نقص همراه بودن... پس همه ما ادم ها با هر شرایط و با هر امکانات مادی و روحی و معنوی همیشه و همیشه داریم با احساسات و بلندی و پستی های زیادی دست و پنجه نرم میکنیم و همه امون در حقیقت با هم برابریم ولی چون علمش رو نداریم متوجه نمیشیم.... یعنی من برای همدم دار شدن تو که یه خواسته انسانی و معقولی هم هست راه حلی ندارم اخه خودم هم همین مشکل رو دارم و هزاران هزار نفر دیگه... ولی حداقل این رو باور دارم که ما حداقل میتونیم با درست تر و عمیقتر تفکر کردن به ماهیت این دنیا ،تا حد زیادی دیگه خودمون خودمون رو زیاد ازار ندیم چون به اندازه کافی مشکل و گیر و گرفتاری داریم همه امون... مصداق همون بیت شعر که : ای بشر تو همان اندیشه ای و......
من هم با خیلی از حرفهات موافقم. داشتن زندگی خانوادگی و شخصی خوب و موفق ارجحیت داره به معروف و مشهور بودن و موقعیت اجتماعی خوب داشتن و از درون خالی بودن. امضای خودم را هم خیلی دوست دارم. واقعا اگر خانواده سالم باشه، جامعه سالم می شه.
می دونی تنها، این حس شادی عمیق و اعتماد به دنیا و دوست داشتن زندگی باید در کودکی به بچه داده بشه.
چند تایی از سخنرانیهای دکتر بابایی زاد را که شکوه لینکش را گذاشت (دانلود رایگان برنامه های دکتر علی بابایی زاد ) ، گوش کردم انگار به یه عالمه از سوالهای من جواب داد.
دلیل خیلی از رفتارهام را پیدا کردم. تشابهاتی که در تصمیم گیریهای من و اتفاقهای زندگیم در 4 سالگی و 14 سالگی و 24 سالگی بود ..... انگار همون بچه داره باز تصمیم می گیره. هیچ چیز تغییر نکرده. زندگی امروزم یه مدل بزرگتر از زندگی 4 سالگیمه. این همممممممه تشابه. سالها درس خوندن و زندگی کردن و تجربه کسب کردن و .... باز همون بیس شخصیتی داره تصمیم می گیره قدم بعدی چیه. ناخودآگاه و بدون این که بدونم.
تازه می رسی به مرحله آگاهی که چه چیزهایی توی تصمیم گیریهات موثره.
مقاله ای خوندم در مورد تاثیر عمیق تجربه های نوزادی و یکسال اول زندگی روی نگرش ما به جهان اطرافمون. تقریبا شبیه همون صحبتهایی که دکتر بابابی در مورد این که چطور رفتار والدین، بخصوص مادر در نوزادی روی برداشت ما از دنیا و ناخودآگاه ما تاثیر می ذاره. چطور می شه که یه نوزاد و یک کودک به این نتیجه می رسه که دنیا زشته یا زیبا. تا به حال فکر می کردم کودکی روی زندگی ما خیلی تاثیر داره. الان فکر می کنم کودکی روی زندگی ما تاااااااااااااااااااااااا ااااااااااااااااااااااااا ااااااااااااااااااثیر داره.
به نظر من برو این سخنرانیها را گوش کن. آگاه که بشیم، یه قدم به بهتر زندگی کردنمون کمک می کنه.
حداقل می تونیم به اون قسمت ناخودآگاهمون و اون چیزی که باعث خیلی از تصمیماتمون می شده مسلط تر بشیم.
باید روی بالغمون کار کنیم. خیلی زحمت و انرژی می بره. اما می شه یه کاری کرد. باید یه کاری کرد.
آره راست میگید چقدر سوال پرسیدم :) ممنون جواب دادید.
از جواباتون مشخصه که ظاهرا بیماری دو قطبی ندارید :) خدا رو شکر چون وضعیتتون خیلی بد میشد البته من دکتر نیستم که تشخیص بدم ولی همین جوری با اطلاعات دست و پا شکسته
میگم. میبینید ممکنه مشکل شما واقعا جدی باشه. جدی بگیرید خودتون رو.
امکان مراجعه به روانپزشک دارید؟ تا حالا رفتید ؟ شاید نمیدونید باید چی بگید؟ میخواید اینجا یکم در مورد خودتون و اونچه که باید بگید کمکتون کنیم؟ نگاهتون به داروهای درمان ناراحتی های
عمیق روحی که از سر عوارض و ... نیست؟ نمیترسید که ؟:) اگه دوست داشتید در موردش صحبت کنیم :)
به هر حال از متنی که نوشتید مشخصا باهوش بودنتون و میزنه تو چشم و قدرت درک بالاتون رو مشخصا دارید نشون میدید.
بحث کردن با آدمی مثل شما اشتباهه محضه و بیشتر شما رو آسیب میزنه :) در واقع من اگه بخوام نگاه خودم رو براتون تصویر کنم و شما هم نگاه خودتون رو و با هم سر درست بودنش
بحث کنیم اونی که برنده است شمایی قبول دارید؟ حرف شما در نظر خودتون درسته و حرف دیگران غلط . قبول دارید؟ علتش اینه که شما یه توجیه محکم داری قبول دارید؟ اما اینجا یه نکنه
ای هست که شما قبول ندارید :)
اونم چیزیه که اریک برن تو کتابش نوشته " بازی ها " فکر نمیکنم تا الان شنیده باشید مگه نه؟ با هوشی که من از شما سراغ دارم اگه میدونستید مدتها پیش این مشکلاتتون حل شده بود.
کسی که دچار بازی میشه نباید باهاش بحث کرد و اون فرد باید سعی کنه دیگه بازی راه نندازه. معنی این جمله رو سعی میکنم توضیح بدم .
مثلا من اگه جای یه دختر سرگردان بودم :) با این همه ذوقی که کردم و داستان فوق العاده جذابی که خونده بودم رو برات نوشتم با پستی که شما گذاشتی سرگردان تر میشدم :(
میدونم منظوری نداری یا یه دختر سرگردان هم سرگردان تر نشد :) ولی میدونی حس یه دختر سرگردان چیه؟ این جور موقع ها آدم شبیه کسی میشه که دستشو برده جلو برا دست دادن
ولی طرف بی توجهه :( عمدی نه ها . خیلی بده نه؟ :(
ببین من منظورم اینه که یه دختر مهربون و با احساس با هزار تا مشکل مخصوص خودش به امید یه ذره واکنش مثبت تو، نگاه تو، دوست داشتن تو، یه متن خوب و با فکر برات نوشته .
امید داشته که تو بگی آره چقدر خوب و من بهش فکر میکنم اما توگفتی بتهوون هم بدبخته!!! فلانه بهمانه. یعنی یه توجیه محکم تو ذهنت هست که حاضر نیستی کنارش بذاری.
اینو یه دختران سرگردان نمیدونه و از یه طرف دیگه توجیه شما فقط برای شماست و نه تنها دختر سرگردان بلکه 90 درصد آدما توجیه شما رو قبول ندارن .
منظورم از بحث کردن تو اینه. تو همینو قراره بگی قراره بگی آره من بدبختم. به من چه مردم بدبختن و مهم اینه که من بدبختم و ... من درک میکنما . میدونی به این کارتو چی میگن؟ میگن
بازی.
ببین یه جایی تو ذهنت گیر کردی و اسم خاصی داره این بازی ای که تو راه انداختی .
من همه ی حرفم تو این پست اینه که ازت انتظار دارم این کاری که میگم رو انجام بدی : یه تغییر نگاه کاملا جزئی نه 180 درجه همین . سخت که نیست؟ یکم سخته اما هر چقدر
میتونی جزئی ترش کن.
مثلا به جای این جواب این رو بگو:نقل قول:
اینکه دیگران هم تنهان یا نیستن چیزی از تنهایی من کم نمیکنه. آرامش ندارم. بدبخت تر بودن بقیه چطور میتونه بهم آرامش بده؟! اتفاقا بیشتر ناراحت میشم که چه دنیای چندش آور و غیر قابل تحملیه. ترجیح میدم به آدمای خوشبخت فکر کنم. لااقل میشه توهم بزنم منم مثل اونها شاد باشم.
اینکه دیگران هم تنهان یا نیستن چیزی از تنهایی من کم نمیکنه اما اینکه یه آدم باشه که منو درک میکنه خوشحالم میکنه .
آرامش ندارم اما دنبالشم.
بدبخت تر بودن بقیه چطور میتونه بهم آرامش بده؟! اتفاقا بیشتر ناراحت میشم که چه دنیای سختیه وقتی میدونم تو این دنیای سخت آدمای خوش بختی هم هستن خوشحال میشم و آرزو
میکنم مثل اونا باشم.
ترجیح میدم به آدمای خوشبخت فکر کنم. لااقل میشه توهم بزنم منم مثل اونها شاد باشم (آفرین به این میگن حرف )
این تمرین ساده روی ضمیر ناخودآگاهت که هیچ وقت هیچ وقت منفی رو نمیگره تاثیر داره، مثلا من بدبخت نیستم با من بدبخت هستم تو ضمیر ناخودآگاه به معنی من بدبخت هستم
برداشت میشه و نتیجه میشه افسردگی حتی اگه واقعا بدبخت نباشی!!!. پس باید بگی من خوشبخت نیستم درسته هیچی تو بیرون عوض نشده و تو تنهایی و جامعه بده و ... حداقل
افسردگی نخواهی گرفت.متوجه باش که جملاتت مثبت با فعل منفی باشه. کلمه بدبخت رو حتی برای دیگران به کار نبر . میدونم سخته اما یکم این جوری صحبت کنی عادت میکنی.
حالا ازت میخوام خوب و مثبت بیای در مورد داشته هات بنویسی یه پست کامل بنویسی نه یه خط!!!
دختر سرگردان عزیز، ببخشید من مثال شما رو زدم ولی معتقد به کار گروهیم :) راستی من داستان بتهوون رو نخونده بودم ممنون که گفتی و حتما برنامه دارم بخونم :)
سلام من تنهای عزیزم، با اجازه شما که صاحب تایپک هستی :)... اینجا بچه های خوبی داره که لطف و مهرشون از پشت نت هم حس میشه و و خدارو شکر به خاطر انرژی مثبتی که حضورشون و قلم اشون منتقل میکنه... شکوه خانم عزیزم خوشحالم که این قد پست خوب و مفیدی به قصد کمک به خواهر گلمون من تنهایی عزیز گذاشتی ، من حقیقتا لذت بردم از خوندن پستت مثل همیشه[IMG]file:///C:/Users/Laptop/AppData/Local/Temp/msohtmlclip1/01/clip_image001.gif[/IMG].. هم تو و هم شیدا از دید روان شناسی که کاملا مشخصه با مطلالعه و یا تجربه و اموخته هاتونه راهنمایی میکنید و من حقیقتا لذت میبرم و استفاده میکنم.. خیلی ممنونم ازتون... در مورد کتاب هم خوشحالم که مشتاق شدی که بخونی ، امیدوارم از خوندنش لذت ببری و برات مفید باشه... منم مشتاق شدم کتاب بازی ها رو که نوشتی بخونم و همین طور لینک هایی که گذاشتین... مرسی :)... من تنهای عزیزم گاهی نحوه برخورد ما با سختی ها و مشکلاتمون و رنج هامون از خود اون سختی و رنج کشنده تر هست... به قول اقای تروولث که توی تایپیکم نوشت :"ممکنه این تصور پیش بیاد که مشکل به این واضحی که از بس شایع هست حاجت به بیانش هم نیست داره نادیده گرفته میشه یا ابعاد مختلفش در نظر گرفته نمیشه یا راهکاری براش قابل ارائه نیست یا میشه سر هم بندیش کرد و فرستادش دنبال نخود سیاه؛ نه عزیزم اینطور نیست . چون اگر کسی چنین جبهه ای بگیره برای خودش هم واضح هست که باید بره پی کارش و حرفش خریداری ندارد" .... من وقتی این رو خوندم فهمیدم که درک میشم و حق دارم و همین من رو دلگرم کرد که مشکلم من و خواسته ام چه قد معقول و منطقیه هر چند نتونم بهش برسم چون تنها چیزیه که دست من به تنهایی نیست و دو طرفه باید باشه... و بعدش هم این جمله اشون که "که مقصود زندگی طیبه است ، روحی وجسمی . با ... یا، بی... و برای رسیدن به آن باید خلاق هم بود نه آنکه همین ها رو هم که داریم خراب کنی.... " من مشکلم و رنج پابرجاست ولی حالا من نگاهم رو عوض کردم و حالم خوش تر هست و دیگه برام غول بزرگی نیست که بتونه من رو از پا دربیاره.. در عین حال برای حلش هم منفعل نیستم و هر چی باید انجام بدم میدم... خواهش میکنم به عنوان خواهر بزرگترت میگم دست از منفی نگری بردار ... و همین جا به کمک بچه های دوست داشتنی و مهربون و باهوش اینجا که پست های خوبی هم برات گذاشتن به خودت و درونت برگردد .. انشالله همه چی خوب بشه و به خواسته هات به بهترین شکل برسی :72::72::72:
خانمها شيدا و شكوه و دختر سرگردان بر عليه دوستمان تباني و دسيسه چيني كرديد كه هر طور شده از قفس ذهني آزادش كنيد؟
من رگ خواب ايشان را متوجه شدم ............. نشان به آن نشاني كه در تاپيك اولشان همه گريه ي ايشان را در آوردند اما من ايشان را خنداندم ................. خودشان هم رسما اعلام كردند حرفهاي بي ربطم ايشان را خندانده ............ مدارك هم جهت اثبات موجود مي باشد.:303:
با توجه به اين موضوع سر نخ واضحي در دست دارم ............... شايد مشكل ايشان وابستگي به غصه ها باشد ........... هميشه نا اميد هستند و گلايه مند ............ فقط مي گويند غم دارم و تنهايم مبهم و كوتاه ............ نمي دانم چرا......... :161:
بنابراين سعي مي كنم حرفهاي بي ربط بزنم ..........به اميد اينكه بتوانم دوباره ايشان را به خنده وادارم .:311:
تنهاي عزيز اگر ناخواسته حرفي مرتبط با مشكلتان بيان شد به بزرگي خودتان ببخشيد.:103:
من تنها ، دوست خوبم مشكل اساسي شما در اين است كه در مورد مهم ترين مسائل و امكانات هستي بي توجهي مي كنيد.
شما از امكانات استفاده نمي كنيد............. تنهاييد و گويا راه ارتباطي را نمي دانيد.........چرا براي رفع تنهايي از همراه اول كمك نمي گيريد ؟ ..................... مگر نه اينكه با همراه اول هيچ كس تنها نيست!!!:305:
نياز به يك همدم ......... شانه اي براي تكيه كردن ........... از شدت اين نياز ممكن بود فريب بازاريابي فرصت طلب را بخوريد .
گويي نزديك بود كالايي را كه فقط در دست ديگران يا پشت ويترين ديده بوديد به قيمتي گزاف و بدون كمترين رضايتي خريداري كنيد .................. چه فرصتي از دست مي داديد.:81:
خدا را شكر عاقل بوديد............سرمايه هاي ارزشمندي را حفظ كرديد........تا اين سرمايه ها هست .............. تا فرصتها از دست نرفته ............... به خودتان كمك كنيد..:325:
خيلي از ادمها تنهاتر از شما هستند ................ شما تنهايي و رنج مي كشي ........ اما روح و جسم و قلبت هر چند ازار ديده اما از بين نرفته .......خدا را شكر.:323:
چه بسيارند كساني كه با وجود داشتن دوستهاي زياد همجنس و غير همجنس ............ خانواده ........ همسر .......... تنها تر از تنهايند.
بدتر از همه دختران و پسراني هستند كه روابط متعدد با جنس مخالف داشته اند ...........آنها به واسطه ي از دست دادن قسمتي از قلب و روح خود در هر رابطه اي دچار نقص و كمبود مي شوند...........اينها هر چقدر دوستانشان بيشتر باشد تنهاتر مي شوند ...........
مطلب بالا شامل شما نمي شود چون خودتان را حفظ كرده ايد اما مفهوم مهمي دارد كه اميدوارم واضح بيان كرده باشم.
مي دانم كه مي دانيد .............نيست دردناك تر از اين تنهايي كه همه باشند و خدا نباشد. :47:
تنهايي تو اما مي تواند زمينه اي براي ايجاد ارتباط عميق با خداي بزرگ باشد ............... خدا همان همراه اول .......... همراه ابدي و هميشگي كه تنهايت نمي گذارد.:312:
مشكلي اگر هست راه حل دارد............. مشكلات بر اساس دروني و بروني بودن راه حل مجزايي مي طلبند.
تنهايي اگر هست علتي دارد .................. اگر دروني است (ناشي از ضعفهاي دروني).......... هيچ كس نمي تواند درمانش كند جز خودت :307:
انشاءالله مورد مناسب ازدواج برايت فراهم مي شود .........تا آن زمان از تنهاييت استفاده كن:203:
شايد رسالتي در اين دنيا داشته باشي كه تحقق آن فقط با تنهايي امكان پذير است .......... استفاده از يك استعداد ........... يك فرصت ............ يك توانمندي خاص و ...
در موردش فكر كن ............. سعادت در گرو رضايتمندي است .......... به غير از يك همدم چه چيزي شما را راضي مي كند؟
از يك حس كوچك تا يك آرزوي بزرگ .......... در موردش فكر كن و بگو. :72:
سلام
من تنهاي عزيز فكر كنم كلا علاقه اي نداريد من در تاپيك شما اظهار نظر كنم .
نمي دانم با دقت خوندين متن رو يا نه .............
در هر صورت لطفا برگرد .......... قرار بود از راهنمايي دوستان استفاده كني .
شما از پست هر شخصي خوشت نيومد خيلي راحت مي توني گزارش بزني مديران گرامي پاك كنند.
من تنها
تو فکرت بودم چند روزی
اومدم برات بنویسم هرچند نمی دونم فایده ای داره یا نه
گلی خونواده خیلی مهمه مخصوصا تو ایران. شاید کشورهای پیشرفته مهم نباشه خونواده براشون. حدود 16 سالگی بچه کم کم مستقل میشه و 18 به بعد دیگه میره. بعدش دیگه مهم نیست خونوادش چقدر پولدار بودن یا چه قدر هر روز داد و دعوا راه انداختن یا هر چی.... مهم خودشه. اعصابش هم جوونه خورد نیست و میره یه کاری پیدا می کنه خرج زندگیش رو درمیاره بعدم یا دوست پسر یا شوهر پیدا می کنه و زندگی می کنه.
ایران ولی نه. سخت میشه مگه اینکه ادم از سن کمتر اگاه باشه. یا برادری خواهری بزرگتری داشته باشه دلسوزش باشه راهنماش باشه یا حداقل ببرنش مشاوره.
اینجا مریض شیم تنهاییم درس بخونیم تنهاییم کار کنیم تنهاییم. کارنکنیم تنهاییم درس هم نخونیم تنهاییم. هر کار کنیم تنهاییم وقتی خانواده گرمی نداریم. ادم یه کار خوبی می کنه یکی بالاخره باید باشه اروم مهربون بزنه پشتش بگه افرین. همین میشه کلی شادی. ولی اینم ادم نداره وقتی خونواده اش بی اهمیت هستن.
حق داری ناراحت باشی. ولی گلی. تو فقط 26 سالته. غصه هات اگه زیاده روانپزشک برو افسرده نشده باشی. اگه نمی خوای بری حتما یه ورزش مناسب برو.
گلی من همه حرفات رو می فهمم به جز خشمی که به دیگران داری. اینو نداشتم. شاید همین خشم بتونه باعث شه حرکت بهتر کنی. تو حق زندگی خوب رو داری. و اینو به دست میاری با تلاشت. غمگین نباش. فکر هم نکن اون اقا تنها کسی بود که می تونستی داشته باشی. زن داشت. چه کارش می خواستی بکنی؟
سرنوشت و محکومیت. اینجا ایران یه مقدار سرنوشت ادم با خونوادش معلومه. چون خیلی خونواده مهمه. اگه می تونی خودت رو بکش بیرون از خونوادت . مثلا اپلای کن بورس اگه تونستی بگیر برو. یا برو یه شهر دیگه که بهتره کار کن. نمی دونم. اما محکوم ندون خودت رو. ولی کار ادم سخته خوب با خونواده ی ناخوب.
گلی امروز چند دقیقه یه سریال دیدم. خواستگاری بود. خونواده ها و خواهر برادراشون جمع شده بودن و خواستگاری مراسمش بود. واقعا قشنگه. ادم کسی رو داشته باشه که دوسش داشته باشه و خودش دوسش داشته باشه بعدم مراسم باشه. پدری مادری خواهری برادری بشینن. یا اینکه پدر ادم بیاد با ادم حرف بزنه بگه تو اونو دوست داری؟ یا بگه این رشته ات رو دوست داری؟ یا بگه امروز چی کار کردی؟ یکی با ادم حرف بزنه. وقتی اینا رو نداری غصه می خوری. تنهایی میره تو استخونت.
پس خونوادت رو رو سرت نکوب که بیشتر شه غصه ات. اگه می تونی کم کم شروع کن واسه خودت دوست های جدید پیدا کن. با دوستات کم کم مراوده بیشتر داشته باش. اگه دیدی خیلی تنهایی برو روانشناس که کارشناس عاقله باهاش حرف بزن باهات دو تا حرف حساب بزنه. ورزش کن.
جوونی گلی. غصه نخور.
سلام. ممنون از پست محبت آمیزتون.
این روزا بشدت آشفته ام. غصه دارم. دلم نمیخواد زنده باشم. حتی اگه ازدواج کنم شاید شرایطم بدتر بشه چون بخت و اقبال خوبی نداشتم تو زندگی.
خیلی وقته مسافرت نرفتم. نمیتونم برم. یه دختر تنها کجا میتونه بره؟! خیلی چاله چوله های مالی هم دارم که حل نمیشن چون با این از صفر و هیچ شروع کردنم معلوم نیست کی بتونم یه پس انداز کوچیک داشته باشم.
زندگی عاطفی هم که هیچی. فقط وقتی خوابم خوبه. وقتی خوابم هیچی حس نمیکنم و عمرم داره کم میشه. چقدر خوبه.
گاهی که اون آقا رو میبینم هم حالم خوب میشه.
حوصله ورزش ندارم.
نه بد نمیشه ازدواج کنی هیچی بد نمیشه. احساسات ادم عمیقه. وقتی از نظر عاطفی تامین که هیچ یه ذره هم جواب نگیریم (که عاطفی فقط هم همسر یا جنس مخالف نیست. دوست صمیمی مادر پدر مهربان فامیل دختر عمه ای و ... خودت بهتر می دونی هر کی که دلتنگی ادم پیشش شادی شه) این احساسات سرخورده و بی جواب مونده سایه می شن روی زندگیمون. می شن حس ناامیدی. حس بیچارگی و حس خواستن مرگ. در صورتی که با چیزای کوچیک می تونستیم خوشحال باشیم اما نداشتیمش. این حست رو با هر چی می تونی اروم کن که عمقی نشه. ورزش یه راه ارامش نسبیه. هنر هم هست. هنر انواع مختلف هم داره بافتن خیاطی ارایشگری هم هنره نقاشی مجسمه سازی چاپ پارچه هم هنره. تخلیه احساسات منفیه.
سفر. منم خیلی وقته سفر نرفتم. حداقل فیلم نگاه کن. یه جورایی مثل سفر رفتنه. از محیط خونه و کار دور میشی.
pilates.ir برو روی قسمت باشگاه هاش توی تهران بودی؟ نگاه کن باشگاه و مربی نزدیک به کار یا خونه پیدا کن.
کانون یوگا هم هست برای یوگا. یوگا هم خوبه. هر دوشون خوبن. هم ارومن هم اعصاب ادم رو موقتی اروم می کنن.
نگران پول نداشتنت نباش. تو که قرار نیست بعد ازدواج مخارج زندگی رو تامین کنی. فقط مخارج خودت رو بتونی دربیاری عالیه. نگران. نباش. نگران جهیزیه هم نباش. تونستی می گیری با پس اندازت. نتونستی هم یه کمی مهریه رو کم می کنی مثلا اندازه نهایتا 50 تا سکه. یا قانون اینکه مثل خارج همه چی نصف نصف شه بعد از ازدواج رو می ذازی . یا می ری روانشناس یا نمی دونم مشاور حقوقی هر چی بهت راهنمایی می کنه. نگران نباش. به تهش فکر نکن. اعصابت به هم می ریزه. تو الانو فقط تلاش کن.
می فهممت. خیلی دلم می خواد بتونم بهت اینو بگم که غمت احساسه. واقعیت نیست. اما اگه بذاری تو وجودت بمونه میتونه یه روزی واقعی شه. پس غمت رو باور نکن. به سمت شادی قدم بردار. سنی نداری. جوونی. اول راهی. ارامش داشته باش.
موفق باشی.
میدونید چرا خدا دعاهای ما رو مستجاب نمیکنه؟!
چون خداست. هیچوقت نیازی نداشته. هیچوقت دلتنگ نشده، هیچوقت نشده بخواد یه کاری کنه نشه.
هیچوقت از روز بوجود اومدنش وحشت نداشته. از نداشته هاش وحشت نداشته. همیشه همه چی داشته، هر چی خواسته آنی شده.
یه دنیایی درست کرده داره از بالا نگاه میکنه به خوشبختا نگاه میکنه به بدبختا هم نگاه میکنه. بدبخت رو بدبخت تر میکنه تا ضجه بزنه یادش بیاد که چقدر ضعیفه و اینجا خدا کیه.
خوشبخت رو هم یا بدبخت میکنه به همون دلیل یا خوشبخت تر تا بقیه ببینن که اگه خدا بخواد میشه. و خوشبختی وجود داره و آب از لب و لوچشون بیاد.
زندگی نفرت انگیزترینه. از دونه دونه نفس هام شاکی هستم. از زندگی بعد مرگ هم شاکی هستم. نمیخوااااااااااااااااام هیچ جوری موجود باشم.
ورزش کنم که چی بشه؟! مثلا دست و پامو تکون بدم یادم میره چقدر زندگی مزخرفه؟! اینقدر خنگ و کند ذهنم؟!
دلم برای خودم و همه آدمای بدبخت عالم میسوزه.
مثل خر صبح تا شب در حال کارم و عاقبت هیچی. همیشه هم تنهام. حوصله زندگی رو ندارم.
منم دقيقا مس توام
دقيقا هم همين حس رو به زندكي دارم
اما زدم به بيخيالي
خيلي راحت تره اين طوري
بيخيال بابا
راستي مينوش خيلي خيلي خوشحال شدم اومدي :227:
خيلي دوست دارم :228:
سلام
به یادت ، داغ بـر دل ، مـی نشانـم
ز دیده ، خون به دامن ، می فشانم
چو نــی گر نالم از سوز جـدایـی
نیستان را ، به آتش ، می کشانم
نیستان را ، به آتش ، می کشانم
به یادت ای چـراغ ، روشـن مـن
زداغ دل بسوزد ، دامـن مـن
ز بس در دل گلِ یادت ، شکوفاست
گرفتـه ، بـوی گـل ، پیــراهن مـن
:72:
سلام خانم من تنها... امیدوارم روزی من شما ..ما غیر تنها بشه...
توی تاپیک قبلیتون دیدم بعضی دوستان شما رو خیلی سرزنش کرده بودند و... البته اون کار میدونم خود شما هم می دونستید اشتباهه...ولی خواستم باهاتون همدردی کرده باشم و بگم که بعضی وقتا ما ادما تا خودمون یک شرایط سختی رو تجربه نکنیم و نکرده باشیم نمیشه راجیش قضاوت کرد از جمله شرایط شما... مظئنم خیلی فشار روی شما هستش که باعث میشه این طوری از کوره در برید و بنویسید و...
امیدوارم از این فشار ها و استرس ها خارج بشید...
ضمنا ببنید تمام حس های ما از خدا هستش... همین ترسو وحشتی که می گید و.. همین دلتنگی و .... اینا همش از خود خداست و خدا منشا تمام اینا هستش... بعدش چطور میشه پناه میبرم به خدا که خدا ندونه وحشت چیه؟ مهربانی چیه؟ترحم چیه؟ مادری که این قدر مهربونه نسبت به فرزنداش این مهربونی رو مگه غیرا ز خدا کسی بهش داده ؟! بعدش حالا ما مهربان تر از خدا هستیم ایا؟
میدونم روحیتون خرابه و قابل باشم براتون دعا میکنم... ولی لطفا راجب خدا این طوری نگید... خدا خودش بهترین قضاوت کنند و وروزی دهنده هستش...
لطفا به این تاپیک هم سر بزنید...
همه خدا دارند ... اما... خسته ام...کجایی؟کجا؟
سعی کنید نعمت هایی که خدا بهتون داده رو قدر بشمارید ... و از این نعمت ها استفاده کنید... قبول دارم بعضی وقتا روی ادم خیلی فشار میاد و.. (من خودم اگه بخوام بگم طوماری میشه ولی بازم میدونم این درد های من در برابر درد های خیلی ها صفره ...صفره مطلق...) لطفا خواهش میکنم سعی کنید خویشتن دار تر باشید.... سعی کنید با خود همون خدا به ارامش برسید..درسته ابزارش هم باید باشه./..از خدا بخواید ان شالله خودش درست کنه هر طور صلاحه...
امیدوارم خبرای خوبی ا زتون بشنوم.
نفس هایی که میکشم برام آزاردهنده است. بیزارم از زندگی. هر روز اوضاعم بدتر میشه
ولی من فکر میکنم خدا ازهمه تنها تره از همه ما بیشتر چون مایه بالاتر داریم گاهی اوقات واقعا کم میاریم بهش پناه میبریم بهش غر میزنیم ازش ناراحت میشم وباهاش قهر میکنیم وحرفاش گوش نمیدیم ودوباره توی بدبختیا میریم سمتش البته من خودم میگم اینطوریم هیچکس قد خدا تورو دوست نداره ما توی کتابای ابتدایی خونده بودیم که خدا مهربان تر از مادر وپدر نه اون داره تورو میبینه میدونم خودت بارها اینو شنیدی که خدا ادمایی رو که بیشتر دوست داره بیشتر سختی میده یا پشت هر سختی خدا یه حکمتی هست اره قبول کردن وایمان داشتن به این دوتا حرف اونم روی این زمین خیلی سختههههه مخصوصا برای ادمایی که سختی بیشتری کشیدن منم خیلی وقتا به خدا همین حرفارو میزنم وخیلی گلایه دارم که چرا خودکشی حرام کرده وگناه کبیره یه جونی به ادم
داده میگه زوره باید این جون این روح داشته باشی ولی عزیزم چیکار میشه کرد اره میدونم چهار تا دست وپا تکون دادن وجفتک انداختن غصه های ادم نمیبره ولی این زندگی ماهست در حالت معمول ۷۵سال اینا زندگی میکنیم میشه همشو غصه خورد خواب بود مست بود بود یه گوشه غمبرک زد وگریه کرد ومیشه گریه وایناروهم جمعش کنیم نزاریم احساسای بد بیدار شن تا خواستن باز حالمونو بد کنن جلوشون بگیریم میشه این فرصت زندگی بهتر گذروند عمر یکی از نعمتهای خداست تو حق داری ما همه
حق داریم دلمون یه زندگی اروم یه همدم خوب یه خون شاد ویه مامن گرم برای لحظات تلخمون داشته باشیم میدونم یه زنی وجودت احتیاج داره میفهمم دردت شوهر نیست بلکه خسته از اینکه با اینکه زنی واز قدیم ایام زن همیشه تکیه کرده ولی تو خودت تکیه گاه شدی ستون شدی وبدتر مجبوری ستون باشی تا خیمه زندگی رو بتونی ثابت نگه داری مجبور بودی کارکنی سختی بکشه دغدغه داشته باشی مشغله های هزار رنگ میدونی ادم دو بعد داره وقتی کار میکنه وقتی زندگی دست میزاره بیخ گلوی ادم ومیخواد خفت کنه جسمت فرسوده میشه اما بدتر از اون داری از روحت مایه میزاری اما تو مدام از معدن روحت کم شد کم شد تا حالا که خالی شدی وجایی نبود کمی تقویت شی حالا پر از خشمی پر از خستگی خودت گفتی که از زندگیت بدت اومده وخسته ای ازش وحالا اینجا وایسادی راه گذشته رو میبینی پر از تلاطم وسختی راه روبرو رو میبینی دراز وطولانی وتوی خیالت اونم سخت میبینی درکت میکنم تو الان لب پردگاهی چون خشمگینی یعنی هنوز حس داری میدونی مرحله بعدیت چیه از دره پرت میشی پایین بی حس میشی اما فکرنکنم اون خوبه من تنها ما دختریم نمیگم پسرا سختی نمیکشن ولی ما مجبوریم به ایستادن تا زندگی بیاد ازرومون رد شه مجبوریم تا بایستیم و قبول کنیم که زندگیمون در گرو بقیه است مخصوصا در گرو مردا
تو قوی هستی بهت غبطه میخورم هرچند برای دخترا قوی بودن خوب نیست اما اجباره دختر خود ساخته وبه خود متکی هستی درک بالایی داری ومیتونی مشکلات کنارهم بچینی والبته خیلی جوونی مشکل تنهایی هست ولی مطمین باش حل میشه بسته به شهرتونه ولی توی شهرای بزرگ که این سن تازه اماده ازدواجه فقط یه چیز ترو خدا ازم ناراحت نشو ولی کامل چشمتو روی اون مرد ببند وقبول نکن که حالت ممکنه کنارش بهتر بشه اینکه اون مرد خوبه یا بدزنش تامیین یا نه وایا زندگی مناسبی دارن یا نه به تو مربوط نیست چون بخت اونا بستست کامل شدن تو باید بری دمبال کسی که مثل تو نصفه است شاید توی زندگی به اندازه بقیه سهم نبرده باشیم ولی هرگز حقمون تو جیب بقیه نیست توی زندگی دیگران نیست اره معیارهای ازدواج مهمه تو مسلما با این روحیه قوی نمیتونی یه مرد ضعیف تازه به دوران رسیده که خودش نیاز به اتکا داره رو بپذیری یا یه مرد بیکار که تاحالا تلاشی نکرده دوست داری یه مرد کامل با وجه اجتماعی خوب مناسب سمتت بیاد بخاطر ارزشای بالایی که داری اما باید صبر کرد چند وقته دیگه ماه رمضان هست وشبای احیا فوق العاده است برای گشایش من خودم مشکلم حل شده که میگم خداکنه امسال زندگی به کامت بشه
در مورد رابطه جسم و روان مطالعه کن. حتی اگه شده در حد مطالب عمومی توی اینترنت.
وقتی قانع شدی که شرایط جسمی می تونه روی روان اثر بذاره و با مصرف دارو می شه روی احساس و حالتهای روحی تاثیر گذاشت، اونوقت قبول می کنی که اگر ورزش کنی حالت بهتر می شه، اگر به تصاویر یا موسیقی آرام بخش گوش بدی حالت بهتر می شه و اگر دارویی که پزشک تجویز می کنه بخوری، حالت بهتر می شه.
نذار این افسردگی و حال بد عمیق بشه. یه کاری کن :72:
سلام عزیزم ازت معذرت میخوام، که میخوام از کانال شما از شیدا چیزی بخوام بعد از 2 روز که شیدا دید دستور حذف بده.
شیدا جان ، از اونجایی که شما تحلیل خوبی داری و هرچی مسائل رو بررسی میکنیم و فکر میکنیم تمام ابعاد رو داریم میبینیم ولی شما یهو از یه زاویه دیگه یه حرف جدید ساده سلیس و درست میگی که دقیقا میزنی توی هدف
درست وقتی که همه دارن از یه زاویه، زندگی مراجعو نگاه میکنن که مشکل اصلی اونجا نیست ،انگار کلید معمای یه زندگیو توی یه جمله خیلی سلیس میدی و تازه اینجا صورت سوالو هم واضحتر میکنی چه برسه به جواب .
میخواستم خواهش کنم اگه وقتشو دارید تاپیک منم بخونید و نظرتونو درمورد اتفاقاتی که اخیرا برام داره میافته بگید ممنونم. دنبال تایید و درددل نیستم از بس اتفاقات مختلف و پشت هم داره توی ذهن و اطرافم میوفته میخوام یکی دقیقا
بهم بگه چند چندم یکی که بیرونه و کامپایلر خوبیه ممنونم ازت.:72:
متاسفانه گاهی میبینمش و متاسفانه ممکنه مجبور بشم بیشتر ببینمش. ولی کلا دارم از همه میبرم. کنار هیچکی راحت نیستم. هیچکی رو دوست ندارم. دارم به کفر کشیده میشم.
من تنها. بهت فکر می کنم. امیدوارم زودتر خودت رو دربیاری از این حال بد.
من تو 25 سالگیم شوک بهم وارد شد. یعنی فقط یه مقدار چشمام به واقعیت باز شد. بعدم خیلی ناراحت شدم. خودمو ول کردم. خونوادمم بهم هیچوقت اهمیت ندادن. گلی 19 سالم بود دپ شدم نه فهمیدن نه فهمیدم اما خودمو کشوندم اما 25 هه رو نتونستم درست رد کنم. کلی سال از دست دادم. عمقی شده احساس بدم. و هنوزم تنهام.
گلی جان هر قدر حالت بده بیا این کارا رو بکن. بگو مینوش به فکرمه. گلی هر قدر زودتر به خودت برسی زودتر زندگی رو قشنگ می بینی چون به خاطر عدم اگاهی از دست ندادی چیزی رو. یه کم اینکارا بکنی خودت بهتر میشی. نذار عمقی شه ناراحتیت. اثرش هم به عمق روان ادم میره هم روی عملکرد بیرونی ادم می مونه. 2 طرفه ضرره.
- حتما یه روانپزشک برو. افسرده شدی. قرص مناسب بهت می ده کم کم اثر می کنه روی همه زندگیت اثر نمی ذاره این حال.
- - دانلود رایگان برنامه های دکتر علی بابایی زاد اینو دانلود کن فایلهاش رو مثلا روی گوشیت بریز و گوش کن.
اگاهی به خودت باعث میشه جلوی خطاهایی که نااگاهانه می کنیم رو بتونیم بگیریم. الان عالیه. ولی اگه خودت رو ول کنی چند سال دیگه باید عمر از دست رفته ات رو هم بهش اضافه کنی.
این یه جور خوداگاهیه. به خودت اگاه باش. بعدش خطاهات رو درک می کنی و اشتباهات کمتری میکنی. مثلا من مهار وجود نداشته باش و متعلق نباش رو دارم. یه مقدار هم فکر نکن دارم. بعد از 25 سالگیم هم بزرگ نباش رو پیدا کردم. هر اتفاقی می یفته خیلی سریع به فکر خودکشی می یفتم. و اینکه نمی تونم از یه حدی نزدیک شم به کسی. و همیشه تنها موندم. اینجا کلی نالیدم اما کسی این طور برام توضیح نداد. اصلا نمی دونستم این همه اوضاع رو. هی گفتن خدا و این چیزا. خیر به شکوه برسه که این روش رو معرفی کرد تو سایت. البته مهار های دیگه هم دارم اما اینا خیلی بزرگاشه. خوب اینو مثلا 7 سال پیش می دونستم نمیشد؟ مامانمم از نظر روانی سالم نباش داشت زن بیچاره. خوشحال باش که توی سنت اینا هست و راحت می تونی بخونی و بدونی هستن این مطالب. خوشحال باش که انقدر ضرر نکردی.
اینا رو گوش بده.
- ورزش هم برات لینک گذاشتم. برو. اره دست و پات تکون بدی تو باشگاه کلی اثر داره. امتحان کن. اثرش البته موقتیه مثلا یکی دو ساعت بعد از ورزش بیشتر نمی مونه اثرش. اما تو این حال همون هم غنیمت بزرگیه.
بقیه اش رو مطمنم خودت بهتر میشه حالت و راه خودت رو پیدا می کنی.
گلی جان این دو بار فقط به خاطر تو اومدم. نگرانتم و دلم می خواد زودتر حالت خوب شه که کمترین ضرر رو بکنی.
هر چی می تونستم نوشتم. خواهش می کنم به خودت برس گلی. الان مشکلی نداری فقط یه کم احساساتت اسیب دیده است :72:
از زندگی متنفری؟فقط اینو میتونم بگم:
شاد بودن بهترین انتقامیه که میشه از زندگی گرفت.
دلت ناارومه خسته ای؟
الا بذکر الله تطمین القولب
اگاه باشید که بایاد خدا قلبها ارام میگیرد
همین عزیزم ساده از این ایه نگذر شاید هیچکدوم ما دردات نفهمیم اما خدا همیشه داره نگاهت میکنه موفق باشی
گاهي آدم در كنار صدها نفر تنهاست ............. يك زن با داشتن همسر تنهاست ............ يك دختر با داشتن بهترين شرايط براي ازدواج تنهاست ............. يك نفر از فرط تنهايي با خيليهاست.
اما آدمي كه هر شريكي به تنهاييش راه نمي دهد ............ در تنهاييهايش، بيشتر، حضور خداست.
يك نفر مثل شما كه تنهاست ........... صد شرف دارد به كسي كه با تن ها ست.
خدا كه بي قيد و شرط در كنارت بوده و هست ......... اگر به قابليتهايت اعتماد داشته باشي و به خدا توكل كني ............ افسردگيت را به هر طريق ورزش، دارو، كارهاي مفرح و شاد درمان كني ............... آدمهاي مناسب خيلي راحت جذبت مي شوند ..............جذب تو مي شوند اگر تو خود را جذاب بداني.
خدا همان دم كه شما را آفريد خيلي از آرزوهايت را برآورده كرده، كاش بداني ...........مي توانستي احساس بدبخت بودن، خيلي بيش از اين داشته باشي ....................گمان نكن اگر عمري حسرت داشته هاي كنوني ات را مي خوردي .............بعد از سالها تازه به آنها دست مي يافتي ،آنوقت خوشبخت بودي.
من تنهاي من!
مي داني! ............ هميشه به دست نياوردن، بسيار مي ارزد به از دست دادن ؟
فعلا فرد لايقت را نيافته اي ............. اما خدا ............خانواده .............شغل مناسب .......نجابت و پاكي .......... كم نعمتهايي نيستند در زندگي.
خداي نكرده زبانم لال ............ اگر اينها نبودند چه؟
اگر از ابتداي تولد به دليلي مادرت در كنارت نبود ........... هميشه از عدم حضورش در كنارت حسرت مي خوردي ................ آرزوي يك لحظه ديدنش را داشتي .
اگر با گذشت سالهاي طولاني با آرزوها و حسرتها روزي به مادرت مي رسيدي ........... آنوقت خوشبخت بودي............. در ماتم اينكه هيچ كدام از آرزوهايت برآورده نشده ، نبودي.
چون از ابتدا با تو بوده اند آنها را جزء عادتها مي داني نه نعمتها .................. خداي نكرده اگر نبودند ، وجودشان را بزرگترين آرزويت مي دانستي.
داشته هايي كه از بدو تولد با شما بوده، اگر نبود ........... اگر نداشته هايت خيلي بيشتر بود .......... اگر زحمت مي كشيدي تا به دست آوري .............قدر و ارزشششان بيش از هميشه بود.
يكي تنهاست و از تنهايي خود راضي است .............. اما شما شديدا به همدم نياز داري.............
اما اگر با پيش زمينه ي ذهني كه هميشه بدبختي ازدواج كني .............. با بهترين همسر و همدم ، باز هم بدبختي ...........ابتدا خود را از احساس بدبختي نجات بده ........... صرفنظر از همدم، بايد براي خودت از اين احساسات منفي نجات يابي.
به هر طريقي كه شده حس كاذب بدبختي را از خود دور كن تا خوشبختي هاي واقعي به سراغت بيايند.
سالها در دنياي تنها زندگي كرده اي .............. تصور كن اينجا دنياي واقعي است ............. گفتي كم حرف هستي .............. اينجا حرف بزن ............ بيشتر از خودت بگو ............. خيلي بيشتر از گلايه از تنهايي ها و شكايتها و ابراز دردهايت.
اينجا تنها نبودن را امتحان كن ................ تمرين كن ............ آدمها همه بد نيستند، باور كن.براي به دست آوردن يك همدم و شريك لحظه هاي غم ، شما بايد دلگرم و اميدوار باشي .........چه اين همدم خدا باشد .......... چه خانواده ......... چه دوست همجنس .............يك همكار خوب .......... و همسر ............... بايد از لاك خود بيرون بيايي.
نمي شود آرزوي همدم داشته باشي و از آدمها گريزان باشي......... همدم واقعي به سراغت نخواهد آمد ........... تا اين حصار به دور خود كشيده اي ...................... بايد اين حصار ذهني را از بين ببري.
بعد به خانواده و دوستانت هم نشان بدهي كه از خود بيرون آمده اي و مي خواهي در كنار آنها از زندگي لذت ببري.
خدا هرگز اشتباه نمي كند ................ شما را به اين دنيا آورده ................... بايد موجود باشي تا دنيا كامل شود.................زيبا خلقت كرده ............... بايد باشي تا دنيا زيباتر شود.
تنهايي شما براي خدا حكمتي است............ اما شايد براي شما، امكان انجام رسالتي باشد (شايد !به اين موضوع فكر كن.)
دل تنها اگر بي خدا باشد سياست .......... تنهايي دل ، بدون همدمي لايق بي انتهاست .............. به هر طريقي كه شده خود را از اين سياهي بي انتها نجات بده .......... آنگاه مي شوي همان پرنده اي كه رهاست.
:310: :310::310:
به اميد رهايي
:72::72::72::72::72::72:
سلام
ممنون از محبت هاتون. نمیدونم اسمشو چی بذارم. عشق یا هوس. ولی میدونم فقط وقتی پیش اون مرد باشم خوشحالم. خودمم نمیدونم چرا و غیرارادیه. یعنی میشه فراموشش کنم و بتونم آدم دیگه ای رو دوست داشته باشم؟! کاش بشه. چون این عشق یا هوس عاقبتی نداره. ولی تا حالا که نتونستم. چند ساله خودمو نگهداشتم. یادم نمیره. چرا؟!
کارآموزی، پس از یک مراسم طولانی و خستهکننده دعای صبحگاهی در صومعه، از پدر روحانی پرسید:
«آیا همه این نیایشها که به ما یاد میدهید، خدا را به ما نزدیک میکند؟»
پدر گفت: «با سوال دیگری، جواب سوالت را میدهم. آیا همه این نیایشها که انجام میدهی باعث میشود که خورشید فردا طلوع کند؟»
کارآموز گفت: «البته که نه! خورشید طبق یک قانون کیهانی طلوع میکند.»
پدر روحانی گفت: «جوابت را گرفتی! خدا به ما نزدیک است. چه دعا بخوانیم و چه نخوانیم.»
شاگرد عصبانی شد و گفت: «یعنی میگویید تمام این دعاها بیفایده است؟»
پدر گفت: «نه. همانطور که اگر صبح زود از خواب بیدار نشوی، طلوع خورشید را نمیبینی، اگر دعا هم نکنی، با این که خدا همواره نزدیک است، اما هرگز متوجه حضورش نمیشوی»
««««««««««««««««««««««««« :72::72::72: »»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»
باور کنید تک تک حرفاتون برام بی نهایت مهم و با ارزشه. ولی نمیدونم چرا نمیتونم. نمیتونم عاقلانه فکر کنم. دیوونه شدم.حالم خیلی خرابه
قبلا روانپزشک رفتم هر چی میدادن خواب آور بود. نمیتونم صبح تا شب خواب آلوده باشم. ورزش مدتی رفتم رهاش کردم. من خیلی بی شعورم میدونم. گند زدم میدونم. خاک بر سرم که فراموشش نمیکنم میدونم. از یادم نمیره. هیچ شادی جز اون برام وجود نداره. خیلی خرم میدونم ولی احساساتم دست خودم نیست
احساس میکنم بشدت از نظر عاطفی و ج تحت فشارم. نمیتونم این وضعو بیش از این تحمل کنم.
اگه نبینیش بهتر می شی.
وقتی می بینی تا این حد داره زندگیت را تحت تاثیر می ذاره، نبینش.
می دونی چقدر داری اذیت می شی و چند ساله ارتباطت را نگه داشتی؟
همکارته؟
استادته؟
کجا می بینیش؟
دیگه اونجا نرو.
سلامتیت و زندگیت ارزشش بیشتر از اینهاست.
اون متاهله و حتی اگر به رابطه نزدیکتر برسه و حتی بر فرض محال و خیلی کم به ازدواج برسه، زندگیت خیلی بدتر از الان می شه.
سلام
فراموشی بمعنای این نیس که کلا حافظت پاک شه و اسمشو نیاری
همینکه ببریش تومغزت اون ته ته بزاریش لااقل کمتر بهش فکرکنی چون نمیشه بهش فکرنکرد
یچیزمیگم میخندی
من دارم بر کنکور میخونم برنامه ریزی کردم میگم تا ساعت 8درس میخونم نیم ساعت به اون فکرمیکنم اگه دلم تنگ شد اگه یادم نبودکه چ بهتر
ولی درکت میکنم
الان میتونم صدخط اینجا متن بزارم که اون بدردنمیخوره اون فلانه اونو زندگیتو خراب میکنه توبا ارزشی تو حیفی
یک چیز تورو از فکر اون نجات میده واونم اینه که باور کنی ایمان بیاری که اون حق تو نیست خوب یا بد حق تو نیست عزیزم مدام داری به خودت تلقین میکنی که من کنار اون شادم فلانم بسارم اون بهترین مردم باشه یا فاسد ترین اینو باور کن که هرگز تحت هییییییچ شرایطی به تو نمیرسه ومجبوری دقت کن مجبوری منبع ارامش دیگه ای ممکنه مدتی حسرتش بخوری اما کم کم مغزت قبول میکنه که اون نیست واونوقت چشمتو باز میکنه شاید بقیه رو ببینی
به نظرم مردا به قدر کافی به ما ظلم میکنند دیگه ما زنا همجنسمونو نابود نکنیم پس به خودت تلقین نکن وباور کن که اون متعلق به کس دیگست وتو حق شاد بودن باهاش نداری شاید حرفام تلخه ولی برات خوبه