دوستان عزیزم به کمکتون خیلی نیاز دارم.
مشکلم رو تو تاپیک قبلی گفتم
سر یه مشکل کوچولو مشکل ما خیلی بزرگ شد و نامزدم قهر کرد و رفت و حدود ۵ ماه ازم خبر نگرفت
من اوایل خیلی تماس گرفتم بدون هیچ پاسخی..تصمیم گرفتم نامزدمو رها کنم و فقط رو خودم و مشکلاتم تمرکز کنم.
و حدود دو ماه فقط رو خودم وقت گذاشتم و کم کم داشتم خودم رو پیدا میکردم که تو کتابخونه از دوستم شنیدم که جدایی من و نامزدم تو کل دانشگاه پخش شده…
در اون لحظه حالم بد شد خیلی بد… فوری با نامزدم تماس گرفتم که طبق معمول جواب نداد
با عموی نامزدم تماس گرفتم گفتم بلاتکلیفیم.. باید حل شه… ایشونم گفت شب بیاین خونه ما من اونارم دعوت میکنم
رفتیم ولی همه چی بهم ریخت دوباره… دعوا شد دوباره… نامزدم که اون همه احترام به پدرم میذاشت فقط یه لحظه دیدم حمله ور شده سمت پدرم…
خیلی حالم بده.
کاش با عموی همسرم تماس نمیگرفتم کاش باز رو خودم وقت میذاشتم کاش سکوتمو ادامه میدادم
ولی چیزهایی که تو جلسه فهمیدم این بود که تو این دو ماه که نبودم نامزدم پیگیر من بود به صورت نامحسوس..
من ابان سال بعد یه امتحان خیلی سخت و مهم دارم الان طلاق گرفتن برام سخته توافقی تموم کردن سخته… چند ماهی میدونم حالم گرفته میشه نمیتونم خوب درس بخونم
بهم بگین تا ابان سال بعد این قضیه رو مسکوت بذارم و دوباره خودمو قوی تر کنم؟ و یه فرصت دیگه به رابطم و همسرم بدم؟ یا زودتر از این رابطه بیام بیرون؟ میدونم جدایی برا اونم سخته. افتاده رو دنده لج بازی با من و خانواده ام…
من ۲۶ سالمه..
میترسم که زمانم بگذره و سنمم بگذره عمرم بره
کمکم کنید لطفا

