تنهایی بیش از حد و همسر بی تفاوت و بی احساس
سلام به همه دوستان
امیدوارم حال همگی خوب باشه.
من حدود ۱۲ ساله ازدواج کردم و دو فرزند دارم.
از ابتدای ازدواج متوجه بدخلقی همسر و انتقادهای بی پایانش شدم اما متأسفانه خانواده مذهبی من اصلا موافق طلاق نبودن و من مجاب شدم که باید صبور باشم.
الان در نقطه ای هستم که بسیار ناامید از زندگی مشترک هستم، همسرم از نظر مالی منو تامین نمیکنه و من خودم باید کار کنم که به دلیل فرزند کوچ و مسئولیت های زیاد توان کارکردن تمام وقت رو ندارم و به صورت فریلنسر کار میکنم و دستم خیلی خالیه همیشه. ایشون کاملا سرد و بی تفاوت هم هستن. اوایل ازدواج کتک میزدن و فحاشی میکردن، الان بی تفاوت شدن و نادیده میگیرن منو، وقتی درد دارم یا بیمارم توجه نمیکنن و اهمیت نمیدن، به هیچ عنوان در بزرگ کردن فرزند همکاری نمیکنند، با بنده حرف نمیزنند و بعد از کارشون ساعتها در گوشی سپری میکنند، من طی این سالها خودمم بدخلق تر از قبل شدم، بسیار تنها هستم، یکساله سه تا از دندانهام خرد شد و همیشه درد ریزی داشت اما ایشون اهمیتی نمیداد و بنده هم از نظر مالی توان درست کردن دندانهام رو نداشتم. برای همین همه رو کشیدم. من احساس تحقیرشدگی و تنهایی شدید میکنم، رتبهد۲۸ کنکور بودم و پیش از ازدواج خیلی سرزنده و شاداب بودم و در یک سازمان دولتی به کارمندان آموزش نرمافزار میدادم واقعا نمیدونم چیکار کنم، همسرم اصلا تمایلی به بهبود رابطه نداره، وقتی باهاشون صحبت میکنم، چشمش به گوشی هست و به من نگاه نمیکنه و منم حمایت یا پشتوانه لازم از سمت خانواده برای جدایی رو ندارم، ممنونم که اینقدر ماهید و به همنوع کمک نیکنید.