خواستگار دروغگو و دو دلی من برای زندگی مشترک
سلام
من 25 سالمه و دخترم و از خانواده متوسطیم. خواستگارمم 25 سالشه.
روزی که ایشون بهم ابراز علاقه کرد خودشو یک فرد ثروتمند معرفی کرد و از خودش تعریف زیاد میکرد. من برند پوشم, من عطرام گرونه و ... برات فلان کارا رو میکنم و ...
هیچ وقت ازش تا امروز توهین نشنیدم و همیشه با احترام با هم صحبت کردیم.
بعدها که گذشت فهممیدم ایشون تو یه شرکتی کارشناسه و به ازاش بهش حقوق میدن و یه ماشین معمولی داره... چند بار خواستم ازش تحقیق کنم که به علت مشکلات درون خانوادگی خودمون و ... این کار میسر نشد .. دو , سه باریم به آدرسایی که داده بودم رفتم ولی نه خانواه ای پیدا کردم و نه خانه ای.
والدینم کاملا در جریان بودن و وقتی اعتراض کردم گفت خودم میام و شما رو به منزلمون میبرم و نشونتون میدم, پدرمم گفت اول بذار خواستگاری رسمیت بکنه بعد برو تحقیق کن.
چهار باریم با والدینم تلفنی در ارتباط بوده... بخاطر بیماری پدرشون و جراحیش... ایشون مجبور شد چهار ماه از پدرش پرستاری کنه و در شهر دیگه باشه و قول داد که بمحض برگشت دنبال کارای خواستگاری و عقد باشه..
چیزی که منو بشدت ناراحت کرده دروغ های مکرری هست که من ازش اطلاع پیدا کردم و هر بار براشون علتی آورده و بین ما بحث شده.
ایشون مدعی شده تا بحال کارهای زیادی برای من انجام داداه اما من حتی یک پر مرغ ازشون دریافت نکردم و فقط در حد ادعای پوشالی بوده...
دفعه پیش گفت برای تو لباس خریدم و من گفتم عکس لباسو نشونم بده و ایشون یک عکس کاتالوگی نشونم داد و وقتی در اینترنت سرچ کردم مشابهش رو پیدا کردم که مربوط به سایت خارجی بود.
خب حقیقتا من فکر میکنم ایشون بمن همه چیز رو دروغ گفته و از یک خانواده متوسط رو به پایین هست ... و خیلی چیزای دیگم دروغ بوده
من نمیتونم خودمو قانع کنم و هر بارم صحبت میکنیم متاسفانه به ناراحتی دو نفرمون منجر میشه...
ایشون قدری کمبود عاطفی هم دارن و این به گذشتشون بر میگرده و رفتارهای بد... و خانه گریزی ایشون.
برخی میگن شاید دوستت داره و برای بدست آوردنت مجبور به دروغ گویی شده .. اما من هیچ وقت ازش توقعی نداشتم!
حالا پیش خودم فکر کردم اگر اومد خواستگاریم و دیدم همه ی حرفاش دروغ بوده کنارش بگذارم با توجه به اینکه خیلی بهش علاقه دارم اما نمیخوام عشق کور و کرم کنه.:47:من هیچوقت دروغ نگفتم اما اون ..........