مخالفت مادر تنها مشکل سر راه ازدواج با فرد موردعلاقه ام
دختری 29 ساله لیسانس و شاغلم. حدود 7 ماه قبل با پسری 32 ساله فوق لیسانس و شاغل آشنا شدم. توافقات اولیه مبنی بر حدود 6 ماه ارتباط جهت شناخت برای ازدواج بود. در مدت آشنایی همه جوانب رو بررسی کردیم. با کتاب 1001 سوال قبل از ازدواج هم پیش رفتیم. موردی که تا الان نتونستیم حل کنیم اینه: بعد یک ماه از آشناییمون خانوادشون جهت آشنایی با خانواده ام اومدن خونمون. اونجور که گفتن و میگن از خونوادم کاملا خوششون اومده ولی خودم رو از نظر رفتاری خشن دیدن ( در شرایطی که هم در استرس شغلی بودم و هم استرس انتخاب درست)و الان مادرشون کاملا مخالف ازدواجمونه با این دلیل که دلش راضی به این ازدواج نیست و آروم نمیشه. و تلاشامون کاملا بی اثر بوده.حتی راضی نمیشن یک باره دیگه منو ببینن شاید نظرشون عوض بشه. و مهمتر اینکه با شناختی که از همدیگه داریم میدونیم که میتونیم زندگی موفقی داشته باشیم. لطفا بگید چیکار کنیم..
RE: جز یک مورد همه چی سر جاشه. لطفا راهنماییم کنید
دوست عزیز:72:
از دست شما کاری ساخته نیست غیر از اینکه رابطتون را با
اون آقا کامل قطع کنید تا ببینید ایشون چندمرده حلاجه؟!
آیا توانایی این و داره در مهمترین انتخاب زندگیش مستقل عمل کنه و خانواده اش رو راضی کنه؟!
آیا مادرش دلیل منطقی براش میاره و بدلایل واهی مانع ازدواجش می شه؟!
شما نباید رابطه رو بعد از اومدن خانواده اش و مخالفت اونا ادامه می دادی.
هرچه بیشتر بگذره شما ضربه بیشتری می خوری.
لطفاً این رابطه رو کاملاً قطع کن و هیچ اصراری به اون آقا نکن.
مطمئن باش این اقدام شما مطلوب تر و مناسب تر هست.
دوستت و خانواده اش باید باهم کنار بیاند و این موضوع ربطی به شما نداره.
موفق باشی.:72:
RE: جز یک مورد همه چی سر جاشه. لطفا راهنماییم کنید
سلام خانومی
کسی جز خود اون آقا اصلا نمیتونه این شرایط رو درست کنه
شما هرچه سعی و تلاش کنی اگر این رابطه هم به ثمر برسه و به ازدواج ختم بشه باز هم در اینده یک سری مسائل مدام به رخ شما کشیده خواهد شد....
پس ااصلا اصراری نکنید
اگر این اقا واقعا شما رو بخواد مطمئن باش هیچکس جز خودش بهترین گزینه برای جلب نظر مادرش نیست
موفق باشی:72:
RE: مخالفت مادر تنها مشکل سر راه ازدواج با فرد موردعلاقه ام
دوستان ممنون از راهنماییاتون
راستش خودمون هم به این نتیجه رسیده بودیم یعنی بیست روز قبل چون از نظر عاطفی خیلی تحت فشار بودیم تصمیم گرفتیم یه مدت دور از هم باشیم . ایشون خودش نمیزاره من زیاد درگیر بشم میگه مشکله خودمه خودم حل میکنم ولی وقتی میبینم همه چی سر جاشه چرا فقط این یه مورد باعث بهم خوردن همه چی بشه.
من همه کارهام از رو برنامه ست. از نظر شغلی توی کارم یه مدیر موفق هستم. در مورد شناخت همدیگه هم سعی کردیم احساساتمونو دخیل نکنیم و حالا که تا حد هفتاد هشتاد درصد به شناخت رسیدیم احساسمون هم نسبت به همدیگه قویتر شده ولی برا اینکه منطقی تصمیم بگیریم سعی کردیم از هم دور بشیم تا یکم احساساتمون تعدیل بشه. ما در مورد خیلی چیزا تفاهم داریم اهدافمون مشترکه از نظر مذهبی خدا رو یک جور میبینیم. شغلی مورد خاصی نداریم. فرهنگی در یک حدیم و این شناخت اینجوری نبوده که من بگم مثلا من دوست دارم آینده این شغلو داشته باشم اونم بگه من هم همینطور. خواسته هاشو گفته منم دیدم واقعا عین خودم فکر میکنه تضاد هم داشتیم ولی سرشون به توافق رسیدیم در حدی که دو طرف راضی باشن.
نمیخوام فقط احساس درونی یه مادر که رضایت نمیده همه اینارو بهم بزنه. مادرش برام مهم هست تا جایی که گفت تنها بیام جلو بعدا راضی میشن ولی من راضی نشدم میگه مادرش حتی نذر کرده دلش گواهی بده به این کار تا مانعمون نشه. گاهی فکر میکنم شاید خدا نمیخواد و گاهی میخوام برا بدست اوردن چیزی که بهش معتقد و مطمئنم تلاش کنم تا بعدا به خودم نگم میتونستم و نکردم. چند روز پیش همه چی رو از ریشه زدم و ارتباطمون به کلی قطع شد چون هر دو تو بحران احساسی بودیم. بهش گفتم ازش متنفرم دیگه دوسم نداشته باشه تا شاید یکم آرومتر بشه و درست و منطقی تصمیم بگیره. برگشت گفت میدونم اینجوری نیست و بخاطر من داری این حرفارو میزنی.
الان که یکم ارومتر شدم فکر میکنم مشکل رضایت مادرش مشکل خاصی نیست و ممکنه با زمان حل بشه ولی میترسم فاصله خیلی چیزارو خراب کنه. نمیدونم چیکار کنم
RE: مخالفت مادر تنها مشکل سر راه ازدواج با فرد موردعلاقه ام
سفیر جان از نظر من مخالفت مادر ایشون که تا این حد سرسختانه و شدید هست که حتی راضی نمیشن یک جلسه دیگه شما رو ببینند ،کمی عجیب به نظر می رسه ..
نمی خوام به اون آقا بد بین بشی ولی فکر میکنم خود ایشون هم ممکنه دچار تردید شده باشندو این جوری مادرشون رو عنوان می کنند.....
شاید هم واقعا راست بگن و فقط مشکل مخالفت مادرشون باشه
در اون صورت همون طور که دوستان هم گفتن بهترین کار اینکه این قضیه رو خود پسرشون حل کنه
و اگر واقعا علت مخالفت این هست که شما خشن بودید،پسرشون به راحتی می تونه این ذهینت رو تغییر بده و بگه من از اخلاقیات ایشون شناخت دارم و این شناخت هم طی مدت زمانی صورت گرفته و می دونم که خشن نیست...
حالا یک سوال شما خودتون از نظرتون اون روز رفتاری داشتید که خشن به نظر برسه؟؟؟
یعنی این حرف مادر ایشون صحت داشته یا خیر؟؟؟
نقل قول:
نوشته اصلی توسط safir
الان که یکم ارومتر شدم فکر میکنم مشکل رضایت مادرش مشکل خاصی نیست و ممکنه با زمان حل بشه ولی میترسم فاصله خیلی چیزارو خراب کنه. نمیدونم چیکار کنم
یک مورد دیگه ،درست می گید مخالفت مادرشون نمی تونه سد بزرگی برای ازدواج شما باشه
ولی مطمئنا شخصیت و خصوصیات خانواده ها در خوشبختی شما تاثیر گذار هست ...
به نظر من یکمی جدی تر در مورد رفتار مادرشون و مخالفتشون فکر کنید اگر واقعا شما رفتار مناسبی داشتید و مشکلی نداشتید و خشن رفتار نکردید .....یعنی مادر ایشون بد بین هستند به شما...و بی دلیل از شما ایراد اخلاقی گرفتن
شاید این خصوصیات اخلاقی مادر ایشون بد ها هم زندگی شما رو دچار مشکل کنه
RE: مخالفت مادر تنها مشکل سر راه ازدواج با فرد موردعلاقه ام
سلام
دوست عزیز ببخشید به این شکل میگم...این رفتارهای بچه گانه چیست؟گفتم که دوسش ندارم و ....
شما منطقی و متناسب با سنت برخورد کن
مثل همه دخترهایی که خواستگار براشون میاد و منتظر زنگ اون خواستگار میمونن باش
میدونم..درگیری عاطفی و احساسی داری.
تنها علاج شما رها کردن این مشکله.کاری هب کار اون اقا نداشته باش تا مادرش رو راضی کنه.اون اقا اگر بخواد این کار رو میکنه حالا چه سخت چه اسون
این مشکل فقط با صبوری و اقدام اون اقا قابل حله
اگر مادر منطقی داشت اینگونه رفتار نمیکرد.در واقع اتفاقات ایجاد شده رو شما اصلا نمیتونی کاری کنی چون در اون دخیل نبودی
اقا پسندیده و مادرش نه
خودشون باید تصمیم بگیرن شما باید صبور باشی
دقت کن که یک قدم اشتباه میتونه یک عمر پشیمونی به بار بیاره
خانواده اون اقا باید شما رو به عنوان عروسشون بپذیرن
کسانی بودن که با وجود این که تمام مراحل خواستگاری خانوادده پسر حضور داشتن و عروسشون رو پذیرفتن بعدها کلی دچار مشکل شدن
صبور باش دوست عزیز