
نوشته اصلی توسط
سامره
می تونید تصور کنید با این همه پست هایی که تشویق به قطع رابطه می کردن، چی توی ذهنشون میگذشت؟؟
من فقط تنها کاری کردم با یک گله و بعد هم قاطعیت براشون مهلت تعیین کردم. که این باعث شد جدی تر فکر کنن.
گله من از دوستان هم بابت این بود که چرا ...صریحا گفتن که قطع رابطه کنید؟!
اگر پستهایی که صریحا تشویق به قطع رابطه میکردند نبود، اگر ایشان اینهمه نظر را که مصرانه به آسیب زا بودن این نوع ارتباط و قطع اون تاکید داشتند، نبود، نه ایشان تکانی میخوردند، نه شما به صرافت می افتادید که قاطعیت به خرج بدهید و ضرب العجل تعیین کنید. و اگر هیچکدام از اینها نبود، و میخواستید با همان خوشبینی و ساده انگاری به ادامه رابطه بی هدف ادامه بدهید، قطعا ایشان هم بدش نمی آید بدون هیچ تعهدی و حتی با تکرار مکرر و گوشزد نمودن اینکه حاضر به ازدواج نیست به رابطه ادامه دهد!
در حال حاضر هم همین رابطه دوستی شما و وابستگی شما باعث شده که فکر کنی همین که ایشان حاضر به قبول ازدواج شده خیــــــــــلی لطف کرده و دیگه همه کار انجام شده. در حالیکه این ابتدای ماجراست. اگر یک ازدواج متعارف و بدون وابستگی قبلی قرار بود سر بگیره، شما قطعا یک سری بررسی ها انجام میدادی و یک سری سختگیریها داشتی. اما الان اینکه میگی: *من سعی میکنم ساده بگیریم* و اینکه: *ما هرچقدر هم کوتاه آمده باشیم اگه خانواده ها بخوان...*
این یعنی اینکه شما فقط هدفت این است که این ازدواج به ثمر بنشیند.
اون ساده گرفتنها و از روی خیلی مسائل گذشتنها و چشم پوشیها برای بعد از ازدواجه. نه الان! که زمان چشم باز کردن و سخت گیری و کوتاه نیامدن است!
بی دلی در همه احوال خدا با او بود
او نمی دیدش و از دور خدایا میکرد
علاقه مندی ها (Bookmarks)