به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 4 از 8 نخستنخست 12345678 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 80
  1. #31
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 26 اسفند 03 [ 16:38]
    تاریخ عضویت
    1393-3-15
    نوشته ها
    434
    امتیاز
    15,815
    سطح
    80
    Points: 15,815, Level: 80
    Level completed: 93%, Points required for next Level: 35
    Overall activity: 54.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    835

    تشکرشده 424 در 189 پست

    Rep Power
    67
    Array
    ممنونم ازتون. راستش شوهرمم بهتر نميشه گف شده، فقط خودم اروم تر شدم و جيغ داد نميكنم و حوص نميخورم. اگه نه اون ديگه واسه ناهار كه مياد لباساشم در نمياره، با همون لباسا ميشينه تا من جمع و جور كنم و بريم، چن بارم گغتم عزيزم لباساتو در بيار استراحت كن ميريم، هرروز يه بهونه اى مياره و ميگه عجله دارم.

    امروز ووز خوبى نبود، باز موج منفى شدم و نا اميدم 😔

    يا راهي خواهم يافت
    يا راهي خواهم ساخت

  2. 2 کاربر از پست مفید Somebody20 تشکرکرده اند .

    khaleghezey (شنبه 05 دی 94), فدایی یار (شنبه 05 دی 94)

  3. #32
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 12 شهریور 96 [ 00:37]
    تاریخ عضویت
    1394-4-23
    نوشته ها
    641
    امتیاز
    12,858
    سطح
    74
    Points: 12,858, Level: 74
    Level completed: 2%, Points required for next Level: 392
    Overall activity: 26.0%
    دستاوردها:
    1 year registered10000 Experience Points
    تشکرها
    2,477

    تشکرشده 767 در 424 پست

    Rep Power
    114
    Array
    سلام عزیزم من یه سوال دارم ایا شوهرت رو بجز سردبودن الانش میخاهی یا نه ؟؟؟؟یعنی از لحاظ مشروبخوردنش یا سایر کارهای اخلاقی دیگه اش میپذیری؟؟؟؟؟
    یعنی برای شما از لحاظ اعتقادی مشکلی نیست؟؟؟؟
    اگر هست باید فکر دیگه ای بکنی اگر نه مطمین باش اگه محبتت رو افزایش بدی وبهت اطمینان پیدا کنه اونم بهت گرم میشه یادته روزای اول اشناییتون باهاش چطور بودی
    خوب باش بدون توقع اونطوری دیگه اگه بی اعتنایی هم کرد سرد نمیشی مثل الان خودت ارومی پس محبتت رو قطع نکن اثر خاهد کرد
    در به نتیجه رسیدهای تالار صفحه1 مشکلات چکامه رو بخون تا حدی به یکطرفه تلاش کردن شما شباهت داره بخون حتما کمکت میکنه
    ویرایش توسط ستاره زیبا : شنبه 05 دی 94 در ساعت 13:41

  4. 2 کاربر از پست مفید ستاره زیبا تشکرکرده اند .

    Somebody20 (شنبه 05 دی 94), الهام 5566 (دوشنبه 14 دی 94)

  5. #33
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 26 اسفند 03 [ 16:38]
    تاریخ عضویت
    1393-3-15
    نوشته ها
    434
    امتیاز
    15,815
    سطح
    80
    Points: 15,815, Level: 80
    Level completed: 93%, Points required for next Level: 35
    Overall activity: 54.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    835

    تشکرشده 424 در 189 پست

    Rep Power
    67
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط ستاره زیبا نمایش پست ها
    سلام عزیزم من یه سوال دارم ایا شوهرت رو بجز سردبودن الانش میخاهی یا نه ؟؟؟؟یعنی از لحاظ مشروبخوردنش یا سایر کارهای اخلاقی دیگه اش میپذیری؟؟؟؟؟
    یعنی برای شما از لحاظ اعتقادی مشکلی نیست؟؟؟؟
    اگر هست باید فکر دیگه ای بکنی اگر نه مطمین باش اگه محبتت رو افزایش بدی وبهت اطمینان پیدا کنه اونم بهت گرم میشه یادته روزای اول اشناییتون باهاش چطور بودی
    خوب باش بدون توقع اونطوری دیگه اگه بی اعتنایی هم کرد سرد نمیشی مثل الان خودت ارومی پس محبتت رو قطع نکن اثر خاهد کرد
    در به نتیجه رسیدهای تالار صفحه1 مشکلات چکامه رو بخون تا حدی به یکطرفه تلاش کردن شما شباهت داره بخون حتما کمکت میکنه
    نه، راستش كاراى ديگه شه كه اصلا به دلم نميشنيه. الان خيلى باهام خوب شده، همه ش بقلم ميكنه، محبت ميكنه، حتى اون شب كه پسر عمه ش اونجا بود و مشروب خورده بودصب بيدار شدم ديدم اومده كنار من خوابيده دستمو گرفته و پيش پسر عمه ش نمونده. منم دوسش دارم، اما كاراشو دوس ندارم. نوع تفريحاتش، به چيزايى كه بهش هوش ميگذره، به نظرم چندشن. كارايى كه اون دوس داره من ازشون متنفرم، كارايى كه من دوس دارمم به نظرش مسخرس. خيلى سخته كه بخواهيم كنار هم خوش باشيم، ما نهايتا بتونيم كنار هم مسالمت اميز يه وقتى رو بگذرونيم، اما ازون بيشترش روياس، چون دنيامون فرق داره

    من قبلا گفتم، تو خونه مشروب ميخوره چيزى نميگم، اما وقتى تو جمع كيخوره واون كارارو ميكنه خجالت ميكشم، حتى خجالت ميكشم بهش نبگا كنم، اون شب به خودشم گفتم اينكارارو نكن در شان تو نيس، اداى دوستاتو در نيار اونا حوونن ولن بى بند و بارن، اما گف من اداى كسى رو در نميارم، اون خودمم كه دلم ميخواد مست باشم و شاد باشم، تو كه نخوردى نميدونى چ حالى داره.
    يه جوراييم حرصم ميگيره ميره اونجورى كيف ميكنه وسط، اصن يادش ميره زن داره، نه تحويلم ميگيره نه خيزى، ميره تو عالم خودش، همه شم ميگه من تفريح ديگخ اى ندارم. با خودم ميگم اون كه صب تا شب با دوستاشه و قليون ميكشه و مشروب باز ميگه تفريح ندارم، پس من چى. انه اينجورى باشه من كه با اينهمه فشار بايد دايم مست باشم جاى اينكه بشينم رو صندلى تو عروسى و دلقك بازياشو ببينم

    يه انفاق جالب كه افتاده، از وقتى حرف زندگيمو به كسى نميگم همه خودشون پيگيرن. باورتون ميشه هرجا ميشينم همه ميگن با شوهرت خوب شدى؟! ديگه نمينالى، خب بگو چه خبر ، تعريف كن!!! انگار نا حالا داشتن فيلم سينمايى ميديدن و حالا ممتظر اخرشن

    يا راهي خواهم يافت
    يا راهي خواهم ساخت
    ویرایش توسط Somebody20 : شنبه 05 دی 94 در ساعت 18:03

  6. کاربر روبرو از پست مفید Somebody20 تشکرکرده است .

    ستاره زیبا (شنبه 05 دی 94)

  7. #34
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 26 اسفند 03 [ 16:38]
    تاریخ عضویت
    1393-3-15
    نوشته ها
    434
    امتیاز
    15,815
    سطح
    80
    Points: 15,815, Level: 80
    Level completed: 93%, Points required for next Level: 35
    Overall activity: 54.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    835

    تشکرشده 424 در 189 پست

    Rep Power
    67
    Array
    نتونستم، باز هصبانى شدم و دعواى شديدى كرديم و كلى بهم فحش داديم، ناهارم خونه مامانش دعوت بوديم گف نميخواد بياى.
    بهم زور ميگه، زور ميگه، يه چيزى تو مغزشه كه ميگه زن اگه كفتى بمير بايد بميره، همه ش ميگه درامد ندارى پول نميارى، حقى ندارى.
    بازم نتونستم

    يا راهي خواهم يافت
    يا راهي خواهم ساخت

  8. #35
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 26 اسفند 03 [ 16:38]
    تاریخ عضویت
    1393-3-15
    نوشته ها
    434
    امتیاز
    15,815
    سطح
    80
    Points: 15,815, Level: 80
    Level completed: 93%, Points required for next Level: 35
    Overall activity: 54.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    835

    تشکرشده 424 در 189 پست

    Rep Power
    67
    Array
    من رفتم ناهار، برخوورد خوبى نداشت اصصصلا، بدترين نوع رفتارو داشت باهام

    اما واسم مهم نيس، رفتار اون كلا واسم مهم نيس، مهم اينه من چه رفتارى دارم، هركسى اشتباه ميكنه، منم يه شبه عوض نميشم، بيشتر تمرين ميكنم تا روزى بياد كه هيييچوق هيچكس منو عصبانى نكنه و بهم زور نگه.

    جريان اين بود كه شوهرم دوباره صب از خواب پاشد و حتى دسشويى م نرف، حاضر شد گف ناهارم خونه مامانم دعوتيم، من ميرم اونجا واسه ناهار ميام دنبالت، منم داشتم تاهار درس ميكردم، ماراحت شدم اما هيچى نگفتم، اماده شدم گفتم منم ميام، موقع رفتن دوستم يه مقدار نذر گوشت و برنج م ... اورده بود واسه يه مستمند گفتماينارو هم ببيرم بديم به طرف. تا اينو گفتم درو بست و دادو بيداد كه من از اين كارات خوشم نمياد، به تو چه به مردم كمك ميكنى و من نميبرم.. مگه نگفتم ازين كارا نكن.
    منم گفتم خو بگى، منم به تو ميگم خيلى كارارو نكن، مگه گوش ميدى؟! منم مثه تو. درو بست رفت، گف نميبرم اينارو .
    منم لج كردم مفتم با اژانس ميبرم، اونم منو نشوند تو ماشين من پول ميدم بهت، پول منه، حق ندارى بى احازه خرج كنى، من مردم هرجا ميخوام ميرم، هركار ميخوام ميكنم، به تو مربوط نيس، كلى چرت و پرت راجع به زمين گف، بهم فحش داد، منم همه رو جواب دادم، اخرم وسط خيابون پساده شدم اومدم خونه.

    من دلم از جاى ديگه پر بود، ازينكه باز روز تعطيل داشت منو خونه تنها ميداشت، بعدم رفتم اونجا ميبينم لم داده ر مبا با اباس راحتى تو لب نابشه، يعنى اين كارو تو خونه خودمون نميتونه كنه؟اما سر چيزى كه اصلا واسم مهم نبود خالى كردم، گف يه با ر ديگه ازينا بيارن خونمون من مدونم با تو، منم گفتم من كار خلاف شرع نكردم كه به حرفت گوش كنم مناسفانه.
    واقعا هم نميخوام گوش كنم، الان ديگه داره زور ميگه، ميخوام اين از مغزش بره بيرون كه من زنم و هيچ كارى حق ندارم كنم.

    اما نه با اين روش، با ارامش پيش ميرم

    بهم كف بهت نشون ميدم از فردا، تولايق لجبازى و قهرى فقط، اصن مبايد به روت بخندم.
    اما من ميخوام فك كنم عصبانى بود و يه حيز گف،
    نميخوام غصه بخورم

    يا راهي خواهم يافت
    يا راهي خواهم ساخت
    ویرایش توسط Somebody20 : سه شنبه 08 دی 94 در ساعت 17:52

  9. #36
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 15 تیر 98 [ 21:00]
    تاریخ عضویت
    1394-4-11
    نوشته ها
    156
    امتیاز
    7,418
    سطح
    57
    Points: 7,418, Level: 57
    Level completed: 34%, Points required for next Level: 132
    Overall activity: 66.0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class5000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    808

    تشکرشده 404 در 138 پست

    Rep Power
    47
    Array
    سلام عزیزم
    افرین ک غصه نمیخوری
    افرین ک زوم کردی رو رفتار خودت و بی حساب و بدون تاثیر گرفتن از رفتار همسرت خودت کار درست رو انجام میدی

    من تاپیکتو از اول خوندم راستش خییییلی متاسف شدم حرفی یا راه حل خاصی ندارم فقط خواستم باهات همدردی کنم گلم

    خیلی صبور باش

    توصیه های بچه ها رو ی بار دیگه بخون

    به این فک کن ک شما خودت ی زمانی داشتی خیلی راهو اشتباه میرفتی و لی خداروشکر الان برگشتی و داری جبران میکنی

    خب طول میکشه ک اون اثرات بد از زندگیت بره...پس صبور باش

    خودت میگی بعضی وقتها هنوزم از کوره در میری و خراب میکنی ...خب پس ببین شما ک این همه راهنمایی گرفتی واز همه مهتر تصمیم به تغییر داری باز هم ی جاهایی ...

    همسرت هم ک فک نمیکنم اصلا به این روشهای روانشناسی تا حالا رو اورده باشن (البته ببخشیدها )پس دیگه چه انتظاری داری؟؟؟؟؟

    نمیشه با ی مشاور خوب حضوری صحبت کنی ؟؟تا هم راههای کاربردی بهت بده هم ی جوری همسرت هم بیاد تو خط ک زندگیتون رو باهم بسازین جدا از کینه های گذشته...؟؟

    نمیدونم چقدر توکل داری و به خدا رو میاری ولی تو هر سطحی هستی باز هم بیشتر به خدا روی بیار و دعا کن

    منم قابل باشم برات دعا میکنم

    حالا خوبه گفتم راه حلی ندارم وگرنه دیگه چقدر تایپ میکردم

    شاد باشی و موفق

  10. کاربر روبرو از پست مفید هلیاجون تشکرکرده است .

    Somebody20 (شنبه 12 دی 94)

  11. #37
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 12 شهریور 96 [ 00:37]
    تاریخ عضویت
    1394-4-23
    نوشته ها
    641
    امتیاز
    12,858
    سطح
    74
    Points: 12,858, Level: 74
    Level completed: 2%, Points required for next Level: 392
    Overall activity: 26.0%
    دستاوردها:
    1 year registered10000 Experience Points
    تشکرها
    2,477

    تشکرشده 767 در 424 پست

    Rep Power
    114
    Array
    سلام عزیزم مردا اکثرا میخان دقیقا همین نشون بدن که برترن
    از کسی بخصوص زن تاثیر نمیگرن هرکاری دوست دارن بکنن کسی بهشون نباید گیر بده که در اجتماع ما خیلی شایع ولی زن با کلمه چشم میتونه قلب همسرش روتسخیر کنه البته الان روانشناسان غربی هم به این معترفند
    بهتر بود وقتی همسرت میگفت ازین کارا خوشم نمیاد میگفتی چشم اصلا ه تو نخای من دیگه این کار رو نمیکنم و بعد هم وقتی ارومتر میشد میگفتی به نظرت این خودم بعدا ببرم که زحمتت نشه یابه دوستم پس بدم؟؟؟
    ازش نظر خاهی میکردی
    من خودم بارها و بارها تجربه کردم دوست داشتم کاری رو انجام بدم ولی همسرم مخالفت کرده منم همون لحظه خیلی اروم گفتم باشه عزیزم اگه تو نخای انجام نمیدم باورت نمیشه یه دقیقه بعد خودش گفت انجام بده
    مردت شما با ینچیزایی که ازش میگی کمبود تاییدشدگی داره شما دقیقا ازین راه میتونی بهش نزدیک بشی یعنی همیشه جوری وانمود کن که حرف حرف اونه و شما گوش به حرفشی
    دیگه اینکه تاییدش کن مثلا بگو بهت افتخار میکنم فلان کار انجام دادی برام
    وقتی ببینه از سمت شما مورد تایید و تشکر و تمجیدقرار میگیره بیشتر خودش نشون میده
    ویرایش توسط ستاره زیبا : چهارشنبه 09 دی 94 در ساعت 17:21

  12. کاربر روبرو از پست مفید ستاره زیبا تشکرکرده است .

    Somebody20 (شنبه 12 دی 94)

  13. #38
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 26 اسفند 03 [ 16:38]
    تاریخ عضویت
    1393-3-15
    نوشته ها
    434
    امتیاز
    15,815
    سطح
    80
    Points: 15,815, Level: 80
    Level completed: 93%, Points required for next Level: 35
    Overall activity: 54.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    835

    تشکرشده 424 در 189 پست

    Rep Power
    67
    Array

    Wink

    مريى عزيزان، من هميشه ميام نظراتو ميخوتم، گاهى چن بار ولى بعضى وقتا كه چيزى ندارم بگم هيچى نمينويسم و ميرم.

    برعكس من همبشه فك ميكنم شوهرم خيلى خودشو قبول داره، يا اينكه اصلا از من تاثير نميگيره كه بخواد رفتاراى من روش اثر بذار يا براش مهم باشه من چى ميگم، من اگه ميخوام درس رفتار كنم فقط به خاطر ارامش خودم و اينكه بعدا عذاب وحدان نگيرم.
    الان كه به جاى همسرم رو خودم دارم زوم ميكنم ميبينم فاحش ترين عيبم عصبانيت و قلدريه، دايم جوش ميارم و پا به پاى همسرم داد ميزنم، ديشب داشتم فك ميكردم مثلا چقد خوب ميشه اگه الان كه اون داره داد ميزنه من يه لبخند بزنم يا لاقل با ارامش جواب بدم، اما مناسفانه من سريع جوش ميارم و عصبى ميشم و دستام و ميلرزه و حاضر جوابى ميكنم. يه جا شنيدم كه مردا ازينجور زنا كه به جاى ناز داشتن قلدرى ميكنن خيلى بدشون مياد... از يه طرف فكً ميكنم اگه بخوام به همه چى بگم چشم شوهرم ادميه كه اصلا حقمو نميده، يعنى ازوناس كه حودم بايد حقمو بگيرم، اون الان خرجيم به زور بهم ميده. همه ش ميگه برو سر كار، اما اگه برم ير كارم احتمال خيييلى زياد حقوقمو ازم ميگيره، مثلا من اگه تو اين مرقعيت باشم: اول داد و بيداد و فهر ميكنم، اخرم عذاب وجدان ميگيرم و ميام همه پولامو بهش ميدم
    من
    ضعف هاى خيلى زيادى دارم، شايد با هر مرد ديگه ايم ازدواج كنم به همين نقطه برسم

    يا راهي خواهم يافت
    يا راهي خواهم ساخت

  14. #39
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 26 اسفند 03 [ 16:38]
    تاریخ عضویت
    1393-3-15
    نوشته ها
    434
    امتیاز
    15,815
    سطح
    80
    Points: 15,815, Level: 80
    Level completed: 93%, Points required for next Level: 35
    Overall activity: 54.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    835

    تشکرشده 424 در 189 پست

    Rep Power
    67
    Array
    دوستان واقعا دلم نميخواد ديگه باخبراى بد بياد، خيلى سعى كردم چيزى ننويسم اما حداقل با نوشتن و اعتراف كردن اروم ميشم.


    ديشب كلى به خودم رسيدم، همسرم اومد خونه شام اوردم، اونم كلى بهم توجه كرد كه چقد خوشگل شدى و ... سر شام باز سر همون زمينى كه قرار بود شوهرم توش مغازه بسازه بحثمون شد، يعنى سر اون نبود، من راضى ضده بودم پولامو بدم كه كمكش شه، بحث از يه جا ديگه بود. داشت ميگف بيا پول جور كن با مامانم شريكى يه خونخ بگير، گفتم ا كجا بگيرم پول، گف از بابات.( باباى من چن سال پيش اين پيشنهادو داد قبول نكردن)، همينحورى سر اين حريان داشتيم بحث ميكرديم،منم لابه لا با زبون خوش بهش رسوندم كه يه چيزايى رو از من مخفى ميكنى و ناراحتم، گفتم تو خودت دو واخد خونه دارى به دردم نميخورم، اونارو بفروش، گف اونا به تو مربوط نيس، گفتم يعنى چى اصن جريان اونا چيه كه هيچ وق حرفى نميزنى ازش، گف به تو ربط نداره، من ب اموال تو كار مدارم توام ب مال من. منم گفتم(كاشششش لال ميشدم) تو كار ندارى؟ پس كى دارخ تو زمين من مغازه ميسازه؟ تا اينو گفتم قاطى كرد هى پرسيد نسازم؟ منم هرچى خواستم طفره برم ، داد و بيداد و هى اين سوالو تكراو ميكرد، منم اخر گفتم اگه واسه منه نساز.
    ديگه چشمتون روز بد نبينه، هرچى بابام واسه خونمون گوشت و برنج اورده بود برد گذاشت دم در، فحش بود كه ميداد، من اول هيچى نگفتم فقط ميلرزيدم، باز اومد بالا گف به جان بابام اگه يكيشون بيان اينورا ميندازمشون بيرون، منم انقدر كفتم ببخشيد حالا يه چيز گفتم، گوش نكرد، بغلش كردم هولم داد، بوسش كردم پرتم كرد اونور،
    اخرش انقدر خودمو زدم، همه جام كبود شد، اونم غقط نيگام كرد، هرچقد التماس كردم بيا هرجى تو بگى، ببخشيد، من كه حرف بدى نزدم، دعواس، يه چيز گفتم، بيا تمومش كنيم، نشست پاى فوتبال حتى نيگامم نكرد، فقط ميگف گمشو نبينمت.
    منم از عذاب وجدان كه باز همخ چى خراب شد داشتم دق ميكردم، لابه لا هى بهش فحش ميدادم، باز بغلش ميكردم، اونم فق ميگام ميكرد.
    شب رفتم پيشش بخوابم رف جاى ديگه خوابيد، رفتم باز پيشش، هرجقد بقلش كردم پشتشو كرد، صب باز ازش معذرت خواستم، گفتم ديشبو فراموش كن، گف هيچوق نامرديتو فراموش نميكنم، من رو اين زمين حساب باز كرده بودم ولى خدارىشكر به خودم اومدم، ميدونستم تو ادمى نيستى كه تا اخرش باشى، تو گدا زاده اى، ديگه پولاى باباتو نيار تو خونه من چون حرومه.


    نميدونم من كه هميشه كمكش كردم، بازم ميگه تو خونوادت گدايين، هيچىق تشكر نكرد، فقط ميگه چشم نداري به جايى برسم،


    نميدونم ديگه چه راهى مونده، ز زدم مشهد از يه مشاور خوب وقت گرفتم، كاش بهم قرص و داروى ارامبخش بده، اينجورى پيش برم خودكشى ميكنم

    يا راهي خواهم يافت
    يا راهي خواهم ساخت

  15. #40
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 12 شهریور 96 [ 00:37]
    تاریخ عضویت
    1394-4-23
    نوشته ها
    641
    امتیاز
    12,858
    سطح
    74
    Points: 12,858, Level: 74
    Level completed: 2%, Points required for next Level: 392
    Overall activity: 26.0%
    دستاوردها:
    1 year registered10000 Experience Points
    تشکرها
    2,477

    تشکرشده 767 در 424 پست

    Rep Power
    114
    Array
    سلام عزیزم دختر خوب ان اویزون بازیها چیه؟
    یا میخای زمین بدی یا میخای ندی
    اگه میخای بدی خوب فکرات بکن با توجه به شناخت خودت از همسرت اینکار بکن و حتماحتما باید به نام شما باشه
    اما اگه میخای ندی خوب خوب همون موقع که گفتی اگه واسه منه نساز اونم که قاطی کرد رفت تمام مرغ و گوشتا رو گذاشت دم در شما فقط باید اروم میبودی سکوت محض
    وقتی میگفت حق ندارن دیگه چیزی بیارن یا بیان فقط سکوت
    دختر خوب این خودزنی یعنی چی؟؟؟؟؟؟
    این اویزون بازیها فقط یادش میده که بخودش اجازه بده تو دعوا به شما هرچی میخاد بگه و این که شما بغلش میکردی اون پس میزد غیر این اپتظار داشتی؟؟؟؟
    من یه سوال دارم ایشون مرد خونه هست پس اگه حتی حق این که شما به اموالش دخالت نکنی رو به شما نمیده پس چرا خانوادت اونجا مرغ گوشت میارن بذار خودش مخارج رو تامین کنه
    ازین به بعد هروقت تو بحث به حال انفجاریرسید شما فقط مثل یه بی طرف حرفش گوش میکنی و اون لحظه تا میتونی سکوت میکنی و وقتی خالی شد میری خودت بایه کاری مشغول میکنی تا جلو چشمش نباشی دیگه ازین اویزونبازیها هم وسط دعوا درنیار گستاخترش میکنه اونکارا بوس بغل مال ارومتر شدنه نه وسط دعوا شما باید سرجای خودت میخابیدی اگه ایشون جاشو عوض میکرد اهمیت نمیدادی صبح فقط یه معذرت کوچیک که ببخشید بخاطر اینکه اگه حرفام خوشایندت نبود همین
    سکوت محض این کارها باعث میشه شما بخودت احترام بذاری و شوهرت هم عادت نمیکنه ازین قاطی بازیا دربیاره تا شما کاری رو کنی که اون میخاد
    فقط یادت باشه تو دعوا چیزی نگی که بعدا بخای معذرت خاهی کنی
    یادت باشهتو دعوا فقط مثل اب باش رو اتیش یعنی سکوت و گوش کردن
    ویرایش توسط ستاره زیبا : دوشنبه 14 دی 94 در ساعت 14:24

  16. کاربر روبرو از پست مفید ستاره زیبا تشکرکرده است .

    الهام 5566 (دوشنبه 14 دی 94)


 
صفحه 4 از 8 نخستنخست 12345678 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. اوراکا ... اوراکا: من، اكنون و اينجا تغيير مي كنم.
    توسط بالهای صداقت در انجمن شخصیت
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: چهارشنبه 01 دی 89, 12:09
  2. چرا تغيير نمي كنيم؟
    توسط Niloo55 در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: جمعه 23 بهمن 88, 16:24
  3. کمک درتغيير روش
    توسط نگين در انجمن ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: جمعه 17 خرداد 87, 19:31
  4. +آيا نظرش تغيير مي كنه؟
    توسط no1 در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 10
    آخرين نوشته: جمعه 10 اسفند 86, 20:52
  5. آيا نظرش تغيير مي كنه؟
    توسط no1 در انجمن ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: سه شنبه 07 اسفند 86, 08:44

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 01:14 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.